تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۵
منبع: Guancha.cn
پنجشنبه، ۱۷ سپتامبر ۲۰۲۶
جان میرشایمر: «موضوع این نیست که ایالات متحده عربستان سعودی را به حال خود رها کرده است، بلکه ما دیگر توانایی تأمین امنیت آنها را نداریم»
اوضاع خاورمیانه در مقابل چشمان ترامپ غیرقابل کنترل میشود: ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در اردن حمله کرد، حوثیها کنترل تنگه بابالمندب را به دست گرفتند، و عربستان سعودی دو بار از آمریکا درخواست کمک کرد که ترامپ هر دو بار آن را رد کرد. در همین حال، هیچ نشانهای از فروکش کردن درگیری میان روسیه و اوکراین وجود ندارد ندارد، و پهپادها و موشکهای اوکراینی شبانه به پالایشگاههای نفت و تأسیسات پهپادی روسیه حمله میکنند. دو بحران بهطور همزمان تشدید میشوند، اما آمریکا در رسیدگی به هر دوی آنها با دشواری روبهرو است.
در یکی از قسمتهای اخیر برنامه «Judging Freedom»، جان مرشایمر، پژوهشگر برجسته روابط بینالملل، با اندرو ناپولیتانو، مجری برنامه، گفتگو کرد. او خاطرنشان کرد که روسیه دیگر در برابر غرب خویشتنداری نمیکند و معتقد است که تنها پیروزی نظامی میتواند به جنگ پایان دهد. مرشایمر همچنین به تحلیل وضعیت متغیر خاورمیانه پرداخت: ایالات متحده به دلیل کمبود مهمات و اشتباهات راهبردی، قادر به واکنش نشان دادن به ایران و حوثیها نیست؛ عربستان سعودی در شرایط بسیار دشواری قرار دارد؛ و روند وخامت قیمت انرژی و تورم همچنان ادامه خواهد یافت.
مرشایمر هشدار داد که در خاورمیانه، روند خروج آمریکا تحت تأثیر اقدامات ایران و حوثیها در حال شکلگیری است و عربستان سعودی ممکن است مجبور به مصالحه با ایران شود یا حتی بهطور جدی دستیابی به سلاحهای هستهای را مد نظر قرار دهد.
متن و تصاویر برگرفته از گفتگوی این برنامه توسط وبسایت«گوآنچا» [آبزروز-ناظر] گردآوری و ویرایش شده و بخشهایی از محتوای آن حذف گردیده است. این مقاله بیانگر دیدگاههای این وبسایت نمیباشد.
***
اندرو ناپولیتانو: پروفسور جان میرشایمر، از دیدن شما خوشحالم. با شما هفته بسیار لذتبخشی در مسکو بود. ممنون که امروز آمدید. قبل از اینکه به پرسشهای اصلی و اساسی بپردازیم، مایلم بدانم در طول سفر خود به روسیه از چه مطلع شدید؟
میرشایمر: دو نکته اصلی وجود دارد؛ اول اینکه لاوروف و دیگر نخبگان روسی از رویکرد غرب در قبال جنگ، بهویژه در اوکراین، بهشدت خشمگین هستند. روسیه دیگر خویشتنداری نخواهد کرد و بدون هیچ تردیدی از نیروی نظامی استفاده خواهد کرد تا هر چه سریعتر در جنگ پیروز شود. از گفتوگو با طرفهای مختلف اینطور برمیآید که اکثر آنها معتقدند پوتین پیش از این به اندازه کافی سرسختی نشان نداده بود، اما آن دوران دیگر به پایان رسیده است. روسیه اکنون تمام قدرت خود را بکار میگیرد و عملیات خود را برای پیروزی در جنگ تشدید خواهد کرد.
دوم اینکه، لاوروف به وقایع انکوریج (نشست سران روسیه و آمریکا در آلاسکا در سال ۲۰۲۵) و واکنش متعاقب آمریکا به توافقی که روسیه آن را امری قطعی و تمامشده میدانست، پرداخت. در جریان مذاکرات انکوریج، توافقی که ناظران بیرونی توصیف میکردند برایم باورنکردنی بود. دیدگاه غالب این بود که اوکراین باید از منطقه دونباس صرفنظر کند و روسیه نیز با تثبیت وضعیت خط تماس در مناطق زاپوریژیا و خرسون موافقت نماید. معنای این توافق آن بود که اگر این توافق نهایی میشد، روسیه کنترل کامل خرسون و زاپوریژیا را – که پیشتر رسماً به خاک خود ضمیمه کرده بود – به دست نمیآورد. من در آن زمان باور نداشتم که روسیه با چنین چیزی موافقت کند.
با این حال، لاوروف تصریح کرد که این یک توافق بود، و پوتین مایل به پذیرش برخی مصالحهها بود، زیرا رئیسجمهور ترامپ به او گفته بود که میتواند به وعدههای خود عمل کند و اوکراین را به پذیرش آنها وادارد. بنابراین، از دیدگاه روسیه، این توافق عملاً با پایان یافتن مذاکرات «انکوریج» نهایی شده بود.
بعدها، ترامپ در عمل به تعهدات خود ناکام ماند و نتوانست موافقت اوکراین یا اروپا را جلب کند؛ در نتیجه، آن توافق از هم پاشید. در پی این، لاوروف و دیگر رهبران روسیه به این نتیجه رسیدند که نه میتوانند به ترامپ تکیه کنند و نه میتوانند برای اجرای هیچگونه توافقی به استیو ویتکوف و جرد کوشنر اعتماد داشته باشند. این موضوع ما را به همان نکته نخست بازمیگرداند: آنها اکنون دریافتهاند که تنها یک راه برای پایان دادن به جنگ و پیروزی در آن وجود دارد؛ و آن، پیروزی نظامی است.
آندرو ناپولیتانو: من با شما موافقم. مایلم نکتهای را اضافه کنم: از دیدگاه روسیه، توافقی که توسط ایالات متحده در آنکوریج پیشنهاد شد و با دست دادن تأیید گردید، با روحیه مصالحه پذیرفته شد. لاوروف به ما گفت که پوتین در ابتدا امیدوار بود از این موضوع برای بازنشانی روابط آمریکا و روسیه و عادیسازی آن استفاده کند. اما هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد و آنها بسیار ناامید شدند. لاوروف همچنین گفت که پوتین از ترامپ پرسید: «تکلیف زلنسکی چه میشود؟» لاوروف شنید که ترامپ پاسخ داد: «نگران زلنسکی نباش، او هر چه من بگویم انجام خواهد داد.» هیچکدام از اینها محقق نشد.
میرشایمر: کاملاً درست است. همچنین به یاد داشته باشید که دیدار آنکوریج در واقع بسیار کوتاه بود، بسیار کوتاهتر از آنچه بیشتر مردم انتظار داشتند. این دیدار کوتاه بود چون شرایط توافق قبلاً توسط استیو ویتکوف و پوتین مذاکره شده بود. به عبارت دیگر، کارهای زیادی از قبل انجام شده بود، بنابراین پوتین و ترامپ در آنکوریج به یک جلسه طولانی نیازی نداشتند
اما نکته کلیدی، همانطور که گفتید، این است که ترامپ نتوانست اروپا و اوکراین را به پذیرش توافق نهایی متقاعد نماید. ضمناً، این موضوع دوباره نشان میدهد که اوکراین بهجای اینکه عواقب عملیات نظامی جاری را متحمل شود، باید توافق روی میزِ آنکوریج را میپذیرفت. وضعیت آنها پس از جنگ، بدتر از وضعیتی خواهد بود که در صورت پذیرش توافق آنکوریج در آن قرار میگرفتند. زیرا واضح است که روسیه اصراری بر تصرف کل خرسون و زاپروژیا ندارد؛ آنها فقط کل دونباس، یعنی دو منطقه دونباس را میخواهند.
اندرو ناپولیتانو: این همان چیزی است که وزیر امور خارجه، لاوروف، اوایل امروز گفت. او تقریباً کلمه به کلمه همان حرفهایی را که در آن ضیافت شام به ما گفته بود، تکرار کرد. لاوروف گفت : «اگر آمریکاییها از توافق حیاتی آنکوریج عقبنشینی نکرده بودند، اگر اروپا ایالات متحده را از آن تعهدات مهم دور نکرده بود، ما میتوانستیم در صلح زندگی کنیم؛ یک سال تمامِ بهدور از سایه جنگ. وضعیت فعلی یک تراژدی است. این یک حقیقت آشکار است. خودتان میتوانید نتیجهگیری کنید. این یک تراژدی است که اوضاع امروز به این نقطه رسیده است.» آیا اروپا ایالات متحده را منصرف کرد؟
میرشایمر: تردیدی نیست که روسیه بهشدت از اروپا خشمگین است. اهداف اصلی آنها در درجه اول انگلیس و در درجه دوم آلمان است. روسیه ایالات متحده را گروهی از افراد بیکفایت میبیند، در حالی که به اروپا به عنوان موجودیتی شرور نگاه میکند. آنها معتقدند اروپا میخواهد روسیه را نابود کند و احتمالا دیدگاه مشابهی نیز درباره سیاست ایالات متحده دارند. اما در رابطه با ایالات متحده، من فکر میکنم آنها تصور میکنند نیت ترامپ خوب است، اما همانطور که پیشتر گفتیم، نیت برای به نتیجه دادن کافی نیست.
اندرو ناپولیتانو: «آخر هفته گذشته، روسیه به یک ایستگاه قطار در مرز لهستان و اوکراین حمله کرد. این اتفاق درست چند دقیقه پس از عبور بوریس جانسون، نخستوزیر سابق بریتانیا، و چند دقیقه پیش از زمان برنامهریزیشده برای عبور ژنرال پترائوس رخ داد. آیا این یک تصادف است؟»
میرشایمر: خیر. آنها آشکارا دارند این پیام را میفرستند که: زمان جدی شدن فرا رسیده است. آنها دقیقاً میدانند چه کار میکنند و سیگنالی به غرب میفرستند مبنی بر اینکه از این به بعد، قرار است وارد نبردی سخت و بیرحمانه شوند.
اندرو ناپولیتانو: «پس سرویس اطلاعاتی روسیه میداند چه کسی در کدام قطار است؟»
میرشایمر: بدون شک. من معتقدم اطلاعات روسیه در گذشته نیز این را میدانسته است؛ این موضوع جدیدی نیست.
من معتقدم روسیه این توانایی را دارد که تقریباً هر اتفاقی را که در داخل اوکراین رخ میدهد، بهویژه جابهجایی نخبگان غربی در شبکههای ریلی و جادهای، رصد کند. با این حال، آنها در گذشته از هدف قرار دادن این مناطق خودداری میکردند؛ درست همانطور که از حمله به بنادر اوکراین در دریای سیاه اجتناب میکردند. اما اکنون، آنها دیگر خویشتنداری نمیکنند و عملاً اوکراین را به یک کشور محصور در خشکی تبدیل کردهاند. آنها دارند این علامت را به غرب میفرستند که: حمایت غرب از اوکراین، خشم روسیه را به همراه خواهد داشت و این خشم دامنگیر هر یک از نخبگان و تأسیسات غربی در داخل اوکراین خواهد شد.
اندرو ناپولیتانو: «شما سالهاست که میگویید این جنگ نه پای میز کنفرانس، بلکه در میدان نبرد حلوفصل خواهد شد.
میرشایمر: ما از لاوروف و دیگر روسها پرسیدیم: از دیدگاه روسیه، توافق نهایی چیست؟ بهترین نتیجه ممکن چیست؟ آنها پایان جنگ را چگونه میبینند؟ به دنبال چه شرایط مطلوبی هستند؟ هیچکس پاسخی نداد.
اما واضح است که روسیه هیچ قصدی برای فتح تمام اوکراین ندارد. من میدانم که بسیاری در غرب بر این باورند که روسیه نه تنها میخواهد کل اوکراین را تصرف کند، بلکه میخواهد به سمت اروپای شرقی نیز پیشروی کند. اما در تمام گفتگوهای من، از جمله گفتگوهایم با لاوروف، هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد آنها به فتح کل اوکراین یا هر قلمرویی در اروپای شرقی علاقهای داشته باشند.
بنابراین پرسشها این است: ترتیبات سرزمینی چگونه خواهد بود؟ اوکراین چه نوع رهبری سیاسی را حفظ خواهد کرد؟ چقدر حمایت غرب برای اوکراین و الحاق آن به ناتو باقی میماند؟ هیچکس پاسخ روشنی نداده است.
من معتقدم روسها درک میکنند که نتیجه نهایی نامشخص است: آنها پیروز خواهند شد، اما نمیتوانند دقیقاً تعریف کنند که پیروزی چه معنایی دارد. اوکراین به عنوان یک کشور فلجشده و آسیبدیده به حیات خود ادامه خواهد داد و همچنان به دنبال پس گرفتن تمام اراضی خود خواهد بود، و غرب نیز حداقل به حمایت از آن ادامه خواهد داد. بنابراین، بهترین نتیجهای که روسیه میتواند به آن امید داشته باشد، تنها یک پیروزی کریه است.
من میخواهم این نکته را روشن کنم که هیچکس چنین چیزی را نگفته است، و لاوروف هم قطعاً این را نگفت. این ارزیابی و تحلیل صریح من بر اساس گفتگو با طرفهای مختلف است.
اندرو ناپولیتانو: به گزارش «کییف پست»، اوکراین شب گذشته یک حمله گسترده پهپادی و موشکی انجام داد و یک پالایشگاه نفت، یک کارخانه پهپاد و یک تأسیسات یا اوزون را در روسیه هدف قرار داد. در همین حال، مسکو و کییف در حال از سرگیری مذاکرات برای آتشبس در بخش انرژی هستند، اما گزارشها حاکی از آن است که پوتین با دستیابی به توافق پیش از آغاز زمستان مخالف است.
دیروز، به نظر میرسید رئیسجمهور ترامپ تلاش میکند افکار عمومی را از افزایش چشمگیر قیمت بنزین در ایالات متحده منحرف کند، و این جملات را به زبان آورد:
«قیمت دیزل در حال افزایش است زیرا خارج کردن آن از روسیه دشوار شده است. این به کل جهان آسیب میزند و ما باید این روند را متوقف کنیم. زلنسکی فقط باید یک کار انجام دهد: هدف قرار دادن سوخت دیزل روسیه را متوقف کند. بگذارید اهداف دیگری را بزند، اما نه دیزل را، چون او دارد باعث کمبود دیزل میشود. این وضعیت ناشی از خاورمیانه نیست، بلکه به خاطر وضعیت روسیه و اوکراین است. ما با زلنسکی صحبت کردهایم. او اهداف بسیار دیگری برای زدن دارد. دیزل را نزنید، چون این به جهان آسیب میزند. ما نمیخواهیم او به دیزل آسیب بزند. او دارد پالایشگاههای دیزل را هدف قرار میدهد.»
اکنون قیمت دیزل در ایالت جورجیا گالنی ۶.۴۰ دلار و در ایالت کالیفرنیا ۱۰ دلار است، و زلنسکی مقصر است؟
میرشایمر: «ترامپ تمایل ندارد مسئولیت فاجعهای را که در خاورمیانه ایجاد کرده، یا تأثیرات منفی آن بر اقتصاد بینالملل، بهویژه قیمت نفت و دیزل بپذیرد. اما مقصر دانستن زلنسکی مضحک است. من میتوانم درک کنم که چرا ترامپ نمیخواهد زلنسکی پالایشگاهها یا تأسیسات دیزل را در روسیه هدف قرار دهد: ما میخواهیم تا حد امکان نفت و دیزل بیشتری در بازار جهانی وجود داشته باشد. اما اینکه بگوییم اوکراین علت اصلی این مشکل است، حرف جدی و کارشناسانهای نیست.»

اسکرینشاتی از یک ویدیو که در آن ترامپ از اوکراین میخواهد هدف قرار دادن تأسیسات دیزل روسیه را متوقف کند.
اندرو ناپولیتانو: «به موضوع خاورمیانه بپردازیم. پروفسور میرشایمر، دو اتفاق در آخر هفته رخ داد: ایران به یک پایگاه نظامی بزرگ آمریکا در اردن حمله کرد که طبق گزارشها آسیب شدیدی به تجهیزات کامپیوتری و هلیکوپترهای روی زمین وارد کرد، بدون اینکه پاسخی از سوی آمریکا داده شود. در همین حال، حوثیها کنترل تنگه بابالمندب را به دست گرفتند. محمد بن سلمان، رهبر دوفاکتوی عربستان سعودی، دو بار با ترامپ تماس گرفت و برای شکست دادن حوثیها درخواست کمک نظامی کرد، اما هر دو بار رد شد. به نظر میرسد خاورمیانه به طور ناخواستهای در حال بازشکلگیری توسط جنگهای ترامپ درست در مقابل چشمان ماست.
میرشایمر: کاملاً موافقم. بگذارید درباره این صحبت کنم که چرا رویکرد «چشم در برابر چشم» دیگر در اینجا کارایی ندارد. در یک بستر بزرگتر: ما دو دور رویارویی متقابل و تلافیجویانه در مقیاس وسیع داشتیم. دور اول از ۸ ژوئیه تا ۲۹ ژوئیه طول کشید. ما در ۲۹ ژوئیه به آن پایان دادیم زیرا پیروز نشده بودیم و مهماتمان تمام شده بود.
دور دوم در ۳۰ اوت آغاز شد و این بار شروعکننده ما بودیم. در آن زمان، ما به اهدافی در داخل ایران حمله کردیم، زیرا معتقد بودیم آنها در حال آمادهسازی برای مستقر کردن راکتها و مینها در تنگه هرمز هستند. بنابراین، در ۳۰ اوت، ما دور دوم را کلید زدیم.
این دور عملاً در ۹ سپتامبر به پایان رسید، چرا که ایالات متحده پاسخ دادن به حملات ایران را متوقف کرد.
اما این نکته مهمی است: از ۹ سپتامبر به بعد، ایران به حملات خود علیه اهداف ایالات متحده در سراسر منطقه خلیج فارس و در اردن ادامه داده است، اما آمریکا پاسخهای خود را متوقف کرده است. رویکرد «پاسخ متقابل» یا «این به آن در» از بین رفته است. چرا؟ اول اینکه مهمات ما تمام شده است؛ دوم اینکه این کار بیفایده و بیاثر است. ما در ژوئیه به این دلیل کار را متوقف کردیم که بیمعنی بود. سپس در ۳۰ اوت دوباره آن را شروع کردیم و بعد در ۹ سپتامبر عقبنشینی کردیم-نه ایران، بلکه ما عقبنشینی کردیم-آنها به شلیک ادامه دادند. ما عقبنشینی کردیم چون مهماتمان تمام شده بود و این اقدام دیگر تأثیری نداشت.
این نشاندهنده ناتوانی ما در برخورد با ایران یا حوثیها در خاورمیانه است. ما هیچ گزینه نظامی در اختیار نداریم. بنابراین، به محاصره و «استراتژی اسکات بسنت« روی آوردیم تا سعی کنیم اقتصاد ایران را خفه کنیم. ما به این دلیل به ابزارهای اقتصادی متوسل شدیم که فاقد گزینههای نظامی بودیم. اما ابزارهای اقتصادی نیز شکست خوردند. اکنون بهندرت چیزی درباره استراتژی بسنت میشنویم. چرا؟ چون این استراتژی هرگز به طور جدی اجرا نشد؛ این از همان ابتدا یک استراتژی معیوب بود. در نتیجه، ایالات متحده نمیتواند به ایران پاسخ دهد و اکنون حوثیها دست بالا را دارند. این ایران و حوثیها هستند که در حال بازشکلگیری خاورمیانه هستند، نه ایالات متحدهای که در حال عقبنشینی است
اندرو ناپولیتانو: میخواهم بدانم چرا ترامپ دست رد به سینه محمد بن سلمان زد؟ سلمان در طول جنگ دو تماس اضطراری برای درخواست کمک برقرار کرد.
میرشایمر: خیلی ساده است. همانطور که همین الان گفتم، ما دیگر مهماتی برای جنگیدن با حوثیها نداریم.
اندرو ناپولیتانو: پس یعنی عربستان سعودی دیگر دوست و متحد ما نیست؟
میرشایمر: موضوع این نیست که ما تصمیم گرفته باشیم این متحد را رها کنیم، بلکه ما دیگر قادر به تأمین امنیت عربستان سعودی نیستیم. عربستان سعودی تصمیم فوقالعاده احمقانهای برای ورود به جنگ با حوثیها گرفت و این هرجومرج را به پا کرد. اکنون آنها در شرایط وخیمی قرار دارند و ما برای کمک به آنها ناتوان هستیم. بنابراین، ما شبیه به یک متحد بیمصرف به نظر میرسیم. آنها فکر میکردند ایالات متحده قادر مطلق است، امنیت عربستان و کشورهای حوزه خلیج فارس را تأمین خواهد کرد و از انواع روشهای هوشمندانه برای برخورد با ایران استفاده میکند. اما ثابت شد که اینطور نیست. ایران برتری آشکاری نسبت به ایالات متحده دارد، که این امر به طرق مختلف به روابط ایالات متحده و عربستان آسیب میزند. عربستان سعودی واقعاً در دردسر بزرگی افتاده است
در یک بستر بزرگتر: زمانی که «استراتژی بسنت» اعلام شد، ما بسیار مطمئن بودیم که محاصره، در ترکیب با این استراتژی، فشار کافی را بر ایران وارد خواهد کرد تا آن را مجبور به مذاکره کند. نه تنها دولت ترامپ، بلکه حتی رسانههای حامی این استراتژی، مانند «والاستریت ژورنال»، سرشار از اطمینان بودند. اما پس از آن، حوثیها وارد جنگ با عربستان سعودی شدند. اکنون دریای سرخ مسدود شده، خطوط لوله بسته شدهاند و تنگه هرمز نیز پیش از این عملاً مسدود شده بود. نفت عربستان دیگر اساساً وارد بازار جهانی نمیشود؛ شاید چند قطره باقی مانده باشد، اما برای آینده قابلپیشبینی، نفت عربستان به هیچ وجه وارد بازار نخواهد شد. این فاجعهبار است. بنابراین، اکنون همه بسیار بدبینتر از چند هفته پیش هستند، یعنی زمانی که حوثیها حملات خود را به عربستان سعودی آغاز کردند.
اندرو ناپولیتانو: ترامپ واقعاً باید ارتش ایالات متحده را به خانه بازگرداند. با نگاهی به سیاست داخلی و جیب آمریکاییهای عادی، اوضاع تقریباً هر روز بدتر میشود. این وضعیت چه پیامدهایی برای بازار جهانی انرژی خواهد داشت؟ چه مقدار از ذخایر استراتژیک نفت ایالات متحده باقی مانده است؟ قیمت نفت هر دقیقه در حال افزایش است-چه اتفاقی رخ خواهد داد؟
میرشایمر: وضعیت بسیار جدی است. کسانی که این مسائل را مطالعه میکنند و همچنین فعالان اقتصادی میگویند اوضاع فقط بدتر خواهد شد. این نشان میدهد که ترامپ باید به تفاهمنامهای که در ۱۷ ژوئن با ایران امضا شد، پایبند میماند. از دیدگاه ایالات متحده، آن توافق خوبی نبود، اما بهترین چیزی بود که میتوانستیم به دست آوریم. او آن را رها کرد. ثانیاً، او باید صراحتاً به عربستان سعودی میگفت که با حوثیها وارد جنگ نشود و از همان ابتدای جنگ، عربستان را برای توقف درگیریها تحت فشار قرار میداد. اما او این کار را نکرد؛ بلکه در واقع از اقدامات عربستان علیه حوثیها حمایت کرد. بنابراین ما اکنون در وضعیت بدی قرار داریم و دیدن راه خروج از آن دشوار است. عربستان سعودی چه خواهد کرد؟ به سمت روسیه یا چین خواهد چرخید؟ بعد از اینکه ترامپ دست رد به سینه آنها زد، آنها به کدام برادر بزرگتر متوسل خواهند شد؟
مشکل عربستان سعودی این است که گزینههای خوب چندانی در اختیار ندارد. ثابت شده که تکیه بر ایالات متحده پایدار نیست و دشوار است باور کنیم که آنها همچنان برای تأمین امنیت خود شدیداً به آمریکا وابسته بمانند. از سوی دیگر، چین و روسیه نیز جایگزینهای چندانی ارائه نمیدهند و خود عربستان هم توانایی رویارویی با ایران را ندارد. رابطه ایران با عربستان سعودی مانند نسبت گودزیلا به بامبی است. بنابراین، من معتقدم اگر شما یک سعودی باشید، بهترین استراتژی این است که به نوعی توافق برای همزیستی موقت با ایران دست یابید. شما باید برتری نظامی چشمگیر ایران را بپذیرید، و از این رو، دستیابی به سازش با ایران در راستای منافع بنیادین شماست. همزمان، میتوانید روابط خوبی با چین و روسیه برقرار کنید و یک اتحاد ظاهری و سطحی را با ایالات متحده حفظ کنید، اما همیشه این را درک کنید که آمریکا، چین و روسیه نمیتوانند چتر امنیتی کافی برای شما فراهم کنند. در آینده، شما چارهای جز سازش با ایران نخواهید داشت.
آندرو ناپولیتانو: در همین حال، تورم داخلی در ایالات متحده همچنان وخیمتر خواهد شد. غذایی که میخوریم و تقریباً تمام وسایل خانههای ما توسط کامیونهای گازوئیلسوز (دیزلی) حمل میشوند. قیمت بنزین در اینجا در نیوجرسی هفتهای ۲۵ سنت افزایش مییابد.
میرشایمر: تقریباً هر کس که این موضوع را مطالعه میکند میگوید اوضاع میتواند بدتر شود. کارشناسان پیشبینی میکنند که بهترین سناریوی ممکن، حفظ وضعیت موجود است و هیچ احتمالی برای بازگشت به شرایط قبل در کوتاهمدت وجود ندارد. چگونه میخواهیم جنگ میان حوثیها و عربستان سعودی را متوقف کنیم؟ چگونه میخواهیم تنگه هرمز و تنگه بابالمندب را دوباره بازگشایی کنیم؟ هیچ احتمالی برای این کار در کوتاهمدت وجود ندارد. بدون این اقدامات، قیمت نفت، سوخت جت و دیزل همچنان به افزایش خود ادامه خواهد داد و تأثیر بسیار بزرگی بر هزینههای زندگی خواهد گذاشت.
نه تنها ایالات متحده، بلکه تمام جهان تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. علاوهبر این، بسیاری از مشکلات هنوز بروز نکردهاند. به عنوان مثال، قیمت میوه و مواد غذایی ممکن است در اواخر پاییز و سراسر زمستان به شدت افزایش یابد. چشمانداز آینده هم برای اقتصاد ایالات متحده و هم برای اقتصاد بینالملل بسیار تاریک است.
کل این ماجراجویی در خاورمیانه یک فاجعه بوده است. تصمیم ترامپ و نتانیاهو برای به راه انداختن این جنگ یک اشتباه بنیادین بود. ما نگران تأثیرات اقتصادی انسداد تنگه هرمز و تنگه بابالمندب هستیم، اما نباید فراموش کنیم که مسأله اصلی این جنگ در ابتدا موضوع هستهای بود. اکنون دیگر هیچکس درباره مسأله هستهای صحبت نمیکند.
در واقع، بهسختی میتوان تصور کرد که ما با ایران به توافقی برای محدود کردن توانمندیهای غنیسازی اورانیوم آن دست یابیم. و دلایل محکمی وجود دارد که باور کنیم ایران ممکن است اکنون به سمت توسعه سلاحهای هستهای حرکت کند. بنابراین، پیامدهای این جنگ نه تنها اقتصادی، بلکه استراتژیک نیز خواهد بود. کل مسأله هستهای چنان پیچیده شده است که فکر کردن به آینده واقعاً نگرانکننده است، زیرا یادآوری این نکته مهم است: اگر ایران به سلاح هستهای دست یابد، بسیار احتمال دارد کشورهای دیگر منطقه، از جمله عربستان سعودی نیز به دنبال آن بروند.
چند دقیقه پیش درباره این بحث کردیم که عربستان سعودی اکنون که دیگر نمیتواند برای تأمین امنیت خود به ایالات متحده تکیه کند، چه کاری میتواند انجام دهد. گفتیم که روسیه و چین قطعاً نمیتوانند جایگزین ایالات متحده شوند. بنابراین، آیا معقول نیست که عربستان سعودی بازدارندگی هستهای خود را داشته باشد؟ آیا سلاحهای هستهای بالاترین حد بازدارندگی نیستند؟ اگر نمیتوانید برای امنیت خود به دیگران متکی باشید، و اگر درک میکنید در جهانی زندگی میکنید که فقط میتوانید به خودتان تکیه کنید، آیا نباید جدی به داشتن سلاحهای هستهای فکر کنید؟ من معتقدم در میان محافل نخبگان سعودی که درباره این موضوعات بحث میکنند، احتمالاً دستیابی به سلاحهای هستهای از همین حالا تحت بررسی جدی قرار دارد.
اندرو ناپولیتانو: پروفسور میرشایمر، از وقتی که گذاشتید بسیار سپاسگزارم. مشتاق دیدارتان در اواخر این هفته هستم، و تا هفته آینده خدانگهدار.
https://www.guancha.cn/MiErSiHaiMo/2026_09_17_900849_2.shtml
