آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است آزادی زندانی سیاسی، آزادی احزاب سیاسی، سندیکاهای کارگری و سازمان‌های صنفی و توده‌ای عدالت اجتماعی بخشی جدایی‌ناپذیر از حقوق بشر است سیاست تعدیل و خصوصی‌سازی مغایر منافع زحمتکشان و امنیت ملی است

تئوری-ایدئولوژی

چپ نو: ستون پنجم

آزادی، اصول حقوقی جهانی، کثرت‌گرایی، دموکراسی... این مفاهیمِ جهانی پس از شکستِ سوسیالیسم معنای خود را از دست دادند و در زبان انگلیسی به «بولشیت» (مهملات/مزخرفات) تبدیل شدند. چپِ نو مدام در حال «بولشیت‌گویی» و بافتنِ مطالبِ بی‌معنی است. این‌که بگوییم «اگر در ایران دموکراسی وجود داشت، نیازی به این کارها نبود»، نشان‌دهنده عشق یا علاقه جهانی به دموکراسی نیست؛ بلکه نشان‌دهنده همکاری با امپریالیسم است. «چپ نو» هنوز حتی از این موضوع آگاه هم نیست. لازم بود کسی بگوید که «چپ نو» دیگر «چپ» نیست؛ و این حرف مدت‌هاست که زده شده است. اما واکنش‌های «چپ نو» به حمله علیه ایران نشان داد که این موضوع نه تنها یک ضرورت آکادمیک و فکری، بلکه یک فوریتِ سیاسی است.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

توهم چندقطبی: دو ماه، دو حرکت زلزله‌آسا در ونزوئلا و ایران؛ و جهان نظاره‌‌گر، قدرت هنوز یک نشانی دارد

دو دهه است که به ما گفته می‌شود این سبک از قدرت‌نمایی دیگر به پایان رسیده است. عبارت «ظهور دیگران» از فرید زکریا به یک شعار تبدیل شد: چین در حال اوج‌گیری بود، روسیه بازگشته بود، «بریکس» آینده بود، و دلارزدایی در همین نزدیکی‌ها بود. مدام می‌شنیدیم که «دوران تک‌قطبی» دیگر به تاریخ پیوسته است. سیاره زمین چندقطبی شده بود. گفتمان‌های دانشگاهی، اندیشکده‌های سیاست‌گذاری، و لفاظی‌های دیپلماتیک همگی حول این فرض به تفاهم رسیدند و «چندقطبی‌» را نه به عنوان یک احتمال دور، بلکه به عنوان واقعیتی که در حال وقوع است، معرفی کردند.

۲۰۲۶-۰۴-۰۲ ادامه

پیشنهاد پنج‌ ماده‌‌ای چین-پاکستان ماهیت سیاست خارجی «سوسیالیسم با ویژگی چینی» را نشان می‌دهد!

این پیشنهاد در ظاهر میانجی‌گرانه و در باطن یک بازتوزیع مسئولیت است که متجاوز و قربانی را هم‌سنگ می‌گذارد. اما برای فهم عمق این مشکل، باید از خود سند فراتر رفت و به رفتار چین در هفته‌های اخیر نگاه کرد – رفتاری که مستندات آن تصویری بسیار تیره‌تر از یک میانجی‌گر ناکارآمد به دست می‌دهد. واقعیت مستند این است که چین در روز اول حملات – ۲۸ فوریه – هیچ محکومیتی صادر نکرد. جلسه منظم وزارت خارجه چین به روال معمول برگزار شد، انگار که آمریکا و اسرائیل به یکی از شرکای جامع راهبردی پکن حمله نکرده‌اند. وقتی مشخص شد چین سکوت خواهد کرد، یک خبرنگار ایرانی در کنفرانس مطبوعاتی اعتراض کرد...

۲۰۲۶-۰۴-۰۱ ادامه

بیانیه حزب کمونیست آفریقای جنوبی پیرامون ترور رهبر حکومت ایران آیت الله علی خامنه ای

با کمال تاسف از ترور آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر حکومت جمهوری اسلامی ایران، مطلع شدیم. اقدامات جنایتکارانه رژیم‌های آپارتاید اسرائیل و ایالات متحده علیه ایران، نشان دهنده رژیم‌هایی لجام‌گسیخته و دستور کار امپریالیستی بدون محدودیت است. ما به عنوان حزب کمونیست آفریقای جنوبی این عمل جنایتکارانه را محکوم می‌کنیم و آن را آشکارترین نشانه بی‌اخلاقی دولت‌های اسرائیل و آمریکا می‌دانیم. ما از همه نیروهای ضد امپریالیستی در داخل آفریقای جنوبی و سراسر جهان می‌خواهیم که برای مقاومت در برابر تجاوز امپریالیستی علیه ایران و فلسطین با یکدیگر همکاری کنند.

۲۰۲۶-۰۳-۲۳ ادامه

ما او را خوب می‌شناختیم- به مناسب درگذشت یورگن هابرماس

آیا می‌توانیم کسی را که سعی در توجیه سیاست‌های نسل‌کشانه اسرائیل دارد، چپ بنامیم؟ برای بخش‌های بزرگی از چپ‌های اروپایی، از جمله تعداد قابل توجهی از دانشگاهیان مخالف در کشور ما، متأسفانه پاسخ «آری» است. چپی که بدون ‌قید و شرط با امپریالیسم مخالفت نکند، خیابان‌ها و کارخانه‌ها را رها کند و انقلاب را به عنوان یک ایده به گفتگوهای روشنفکرانه محدود نماید، در نهایت در کنار راست‌ها و استعمارگران در تاریخ ثبت خواهد شد. این چیزی است که برای یورگن هابرماس اتفاق افتاد. برای محافل دانشگاهی که از هابرماس دفاع می‌کنند، به نظر می‌رسد فقط کافی باشد که چند روز دیگر را تحت تجاوز بی‌رحمانه امپریالیستی سپری کنند تا او را فراموش کنند.

۲۰۲۶-۰۳-۱۶ ادامه

ارزیابی کمال اوکویان از مواضع زرد «نامه مردم» و صورتی «چین ستایان»: «ما هم با آمریکا و هم با ملاها مخالفیم» یک موضع انقلابی نیست، حتی اصلاً یک موضع‌‌‌گیری هم نیست

● تجاوز علیه ایران بخشی از یک طرح استراتژیک است که فراتر از ترامپ می‌رود، اما فقط یک نظام بین‌المللی وجود دارد که وابستگی‌های متقابل در آن در حال تقویت‌‌شدن است.● بحران، جنگ و جنایت علیه بشریت در ذات امپریالیسم است. ● هیچ نسخه صلح‌آمیزی از امپریالیسم آمریکا نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ ایالات متحده به عنوان یک دولت شرور فقط از طریق انقلاب از بین می‌رود.● بریکس یک سازمان همکاری، که بدیلی برای نظام امپریالیستی ارائه دهد، نیست.● کسانی که فکر می‌کنند می‌توانند با بهره‌برداری از حمله آمریکا و اسرائیل، دموکراسی و آزادی را به کشور بیاورند، سخت در اشتباه‌اند.

۲۰۲۶-۰۳-۱۶ ادامه

زنده بودن، با مردن

گفتن «یا میهن یا مرگ» به معنای زندگی است، زیرا مرگ در دفاع از میهن یک تحمیل نیست، بلکه تنها سرنوشت ممکن برای کسانی است که از زندگی کاملی که فقط یک میهن آزاد آن را پرورش می‌دهد، دفاع می‌کنند. زندگی بدون میهن، جنسی بنجل، وارداتی و تقلبی، دست دوم و فرسوده از سیاست‌های استعماری و نواستعماری است، که تمام رفاه مادی (و معنوی همراه آن) را برای لذت و خودنمایی متظاهرانه عده‌ای قلیل به قیمت بدبختی مقدر شده برای اکثریت، احتکار می‌کند.

۲۰۲۶-۰۳-۰۱ ادامه

سرنوشت «انقلاب بولیواری» نشان داد: ارزشمندترین چیز برای بشریت، استقلال از سرمایه است

با توجه به این‌که جهان بخش زیادی از عقل و وجدان خود را از دست داده است، ما درک می‌کنیم که ارزشمندترین چیز برای بشریت، یک فاعل سیاسی مستقل از سرمایه است. یک برنامه سیاسی مستقل، یک سازمان مستقل، روابط ائتلافی مستقل. برای ایجاد مقاومت، تجهیز جامعه به خرد، و رهایی بشریت از سرمایه‌داری. داستان‌های هشداردهنده‌ای در این مورد وجود دارد: داستان «انقلاب بولیواری» یکی از آن‌هاست... و حزب کمونیست ونزوئلا که به مثابه یک فاعل سیاسی مستقل از سرمایه، این روزها را پیش‌بینی می‌کرد و توانست از خود محافظت کند، پرسید: «چگونه می‌توانید با رئیس سیا ملاقات کنید؟»

۲۰۲۶-۰۲-۱۰ ادامه

بحران کاراکاس: تجاوز امپریالیستی و درس‌هایی برای افولیون-قطبیون

● برای ایجاد و ساختن یک انقلاب، به یک ایدئولوژی انقلابی نیاز است. ● قدرت دولتی بی‌طرف نیست. ● طبقه کارگر باید در مرکز قدرت اقتصادی و سیاسی باشد. ● مالکیت و کنترل سرمایه یک مسأله حیاتی است. ● نباید به صاحبان سرمایه اجازه داده شود که در زندگی اقتصادی و سیاسی جای پایی برای تضعیف روند انقلابی داشته باشند. ● تغییرات رادیکال را نمی‌توان در یک چرخه انتخاباتی ایجاد کرد. ● چپ‌گرایی افراطی یک بن‌بست است؛ هیچ انقلاب نابی وجود ندارد، و هیچ انقلابی بدون تناقض نیست. ● حاکمیت ملی و استقلال، مسائل طبقاتی است: در دست چه کسانی است و به چه کسانی خدمت می‌کند.

۲۰۲۶-۰۲-۱۰ ادامه

چپ ضدکمونیست: اسب تروایی که طبقه کارگر را تضعیف می‌کند!

مایکل پارنتی: «انتظارات ایدئولوژیک سوسیالیست‌های ناب با عمل موجود هم‌خوان نیست. آن‌ها توضیح نمی‌دهند عملکردهای گوناگون یک جامعۀ انقلابی چگونه سازماندهی خواهد شد، حمله خارجی و خرابکاری داخلی چگونه خنثا خواهد گردید، از بوروکراسی چگونه احتراز خواهد شد، منابع کمیاب چگونه تخصیص خواهند یافت، اختلافات دربارۀ سیاست‌ها چگونه حل‌وفصل خواهند شد، تعیین اولویت‌ها، و تولید و توزیع چگونه هدایت خواهد شد. به جای این، آن‌ها دربارۀ این‌که خود کارگران چگونه ابزار تولید را تصاحب و کنترل خواهند کرد و از طریق مبارزۀ خلاق به راه‌حل‌های خودشان خواهند رسید جملات مبهمی ارایه می‌نمایند...»

۲۰۲۶-۰۱-۳۱ ادامه