تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۴ مهر ۱۴۰۴
منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
سهشنبه، ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۵
سخنرانی حزب کمونیست یونان در تجمع چهل و سومین سالگرد تأسیس جبهه مقاومت ملی لبنان که در ۱۷-۱۴ سپتامبر در بیروت برگزار شد

رفقای حزب کمونیست لبنان
ما چهل و سومین سالگرد تأسیس «جبهه مقاومت ملی لبنان» را گرامی میداریم، درودهای انقلابی کادرها، اعضا و دوستان حزب کمونیست یونان را که تحولات کشور شما و منطقه را با دقت فراوان دنبال میکنند و در همبستگی با خلقهای فلسطین، لبنان و همه خلقهای رنجدیده از امپریالیسم ایستادهاند، به شما منتقل میکنیم.
رفقا
ما خیلی خوب میدانیم که کمونیستهای لبنانی از نظر تاریخی سهم ویژه و قابل احترامی در مبارزات اجتماعی و ملی-رهاییبخش در لبنان علیه منطق شکستگرایی و تقدیرگرایی داشتهاند. آنها پیشگامان تأسیس جبهه مقاومت ملی لبنان بودند. کلماتی که در بیانیه تأسیس آن، پس از اشغال بیروت توسط ارتش اشغالگر اسرائیل در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲ ثبت شد، ویژگیهای آن را نشان میدهد:
«فرزندان بیروت قهرمان،
فرزندان مردم بزرگ لبنان در جنوب، جبل، بقاع و شمال، ای مبارزان شجاع میهنپرست!
دشمن اسرائیلی که بیش از ۱۰۴ روز است جنگ وحشیانه خود را علیه لبنان آغاز کرده است، امروز هتک حرمت سرزمین پاک و ملی بیروت را آغاز میکند، سرزمینی که در طول این مدت قهرمانانه مقاومت کرده و درسهایی از قهرمانی در چالدره، در موزه، حومه جنوبی و تمام ورودیهای آن داده است که هرگز فراموش نخواهد کرد.»

ما همچنین میدانیم که جبهه مقاومت ملی لبنان بار قابل توجهی از مبارزه مسلحانه را بر دوش کشید، و بیش از هزار عملیات علیه نیروهای اشغالگر اسرائیلی و عوامل آنها انجام داد. بین سپتامبر ۱۹۸۲ و آوریل ۱۹۸۵، ۲۶۰۰ کیلومتر مربع از اراضی (از مجموع ۳۴۵۰ کیلومتر مربع اشغالی) را آزاد کرد، در حالی که نیروهای اشغالگر اسرائیلی به از دست دادن ۳۸۶ سرباز اذعان کرد. این جبهه ۱۸۷ شهید، از جمله هفت مبارز زن، داشت [۱].

رفقا، حتماً میدانید که حزب ما، در طول ۱۰۷ سال حیات و فعالیت خود، با شرایط مشابهی روبهرو شد، و دو بار مبارزه مسلحانه مردم یونان را باید سازماندهی میکرد، ابتدا علیه اشغال سهگانه سرزمینهای یونان توسط آلمان فاشیست، ایتالیا و بلغارستان، در دوره ۱۹۴۱-۱۹۴۴ و سپس در دوره ۱۹۴۶-۱۹۴۹ علیه بورژوازی و مداخله نظامی امپریالیستی انگلیس و ایالات متحده آمریکا در یونان
حزب ما، علیرغم سرکوب بیسابقه، زندانها و تبعیدها، ممنوعیتها، شکنجهها و اعدامها، در آن زمان روح، ایثارگر خون و رهبر مبارزه قهرمانانه «جبهه آزادیبخش ملی»، شاخه مسلح آن – «ارتش آزادیبخش خلق یونان»، و متعاقباً «ارتش دموکراتیک یونان بود. هزاران نفر از اعضای آن، که با سلاح در دست و با عمل قهرمانانه و فداکاری خود، برخی از طلاییترین صفحات تاریخ آن را نوشتند، به نتیجه پیروزمندانه جنگ، هم علیه «محور» امپریالیستی نازی-فاشیستی، و هم علیه امپریالیستهای انگلیسی-آمریکایی و نیروهای مسلح بورژوازی کشور ما کمک کردند.
رفقا، حزب ما تاریخ خود و همچنین تاریخ جنبش جهانی کمونیستی را مطالعه میکند تا نتایج مفیدی برای مبارزه امروز خود به دست آورد. گذشته از همه اینها، ما به خوبی میدانیم که لنین چه گفت، که جنگ ادامه سیاست با ابزارهای خشونتآمیز دیگر است و در جهان سرمایهداری امروز هیچ خلقی نمیتواند مطمئن باشد که جنگ از «آستان» کشورشان عبور نخواهد کرد.
این پرسش پیش میآید: چرا، در حالی که کشور ما در سال ۱۹۴۴ از برکت پیروزیهای باشکوه اتحاد شوروی، ارتش سرخ و همچنین سهم غیرقابل جایگزین جنبش مقاومت مسلحانه – ضد فاشیستی – رهاییبخش و سازمانهای آنها، به رهبری حزب کمونیست یونان، آزاد شد، شکستن زنجیرهای بردگی سرمایهداری امکانپذیر نشد؟
چرا، علیرغم جنبش مقاومت مسلحانه تودهای باشکوه و این واقعیت که در دوره آزادی، در اکتبر ۱۹۴۴، شرایط یک وضعیت انقلابی، یعنی شرایط فروپاشی قدرت بورژوازی با یک بحران اقتصادی و سیاسی عمومی در یونان شکل گرفت، در نهایت جنبش کارگری – مردمی نتوانست پیروز شود؟
امروز ما تخمین میزنیم که این بدین دلیل رخ داد که حزب ما نتوانست آگاهانه و با برنامهریزی، مبارزه مسلحانه ملی-آزادیبخش-ضدفاشیستی را به یک انقلاب سوسیالیستی تبدیل کند و در دام خط وحدت ملی و تشکیل یک دولت از نیروهای ضدفاشیست گرفتار شد. حزب ما، تحت تأثیر توضیحات کلیتر کمینترن، در آن زمان نتوانست بر منطق به نظر ما نادرست، منطق «مراحل به سوی سوسیالیسم» – غلبه کند. و اگر نتیجهگیری کوتاهی باشد که در اینجا ارزش ذکر آن را داشته باشد، این است که حزب کمونیست باید «همه شرایط» باشد و استراتژی خود را در تضاد با هر بخش از بورژوازی، برای سرنگونی قدرت آن و ساختمان سوسیالیسم، ترسیم کند.
رفقا،
حزب ما، در بستر روند بازیابی هویت انقلابی خود، بر منطق مضر «مراحل» غلبه کرده است، منطقی که استراتژی جنبش کمونیستی را در دهههای گذشته مشخص میکرد، و در برنامه بسیاری از احزاب کمونیست حفظ شده است.
بنابراین، امروز کمونیستها در یونان به پیروزیهای چشمگیری در بازسازی جنبش کارگری-مردمی دست مییایند، و روزانه مبارزات گستردهتر کارگری-مردمی علیه استثمار را با مبارزات نیروهای مردمی علیه سیاستی که از انحصارات حمایت میکند، با هدف کمک به تشکیل اتحاد اجتماعی طبقه کارگر، سایر نیروهای مردمی، کشاورزان و صاحبان مشاغل آزاد، که استثمار سرمایهداری و جنگهای امپریالیستی را به طور کلی هدف قرار خواهد داد، پیوند میزنند.
به این دلیل است که ما معتقدیم مسیری که باید در پیش بگیریم، مسیر دولتهای «چپگرا» نیست، بلکه مسیر اتحاد اجتماعی طبقه کارگر با سایر اقشار مردمی و مبارزه ایدئولوژیک-سیاسی و تودهای علیه انحصارات و سرمایهداری، برای سرنگونی بربریت سرمایهداری، به منظور ایجاد شرایط برای از بین بردن عللی است که باعث استثمار سرمایهداری، بحرانهای اقتصادی و جنگهای امپریالیستی میشوند. آنچه مورد نیاز است، نه فقط یک تغییر ساده دولت، بلکه یک سرنگونی انقلابی است که به قدرت کارگران و اجتماعی شدن ابزار تولید، با برنامهریزی علمی مرکزی اقتصاد، خارج از اتحادیههای امپریالیستی ناتو، اتحادیه اروپا و جایی که خود مردم کشور ارباب خواهند بود، بیانجامد.
حزب ما در صف مقدم بسیج علیه پایگاههای آمریکا و ناتو، علیه همکاری استراتژیک یونان با ایالات متحده، فرانسه، اسرائیل و دیگر اتحادهای بینالمللی بورژوازی قرار دارد.
ما قاطعانه در همبستگی با مردم فلسطین، لبنان و همه مردمی که عواقب تجاوز اسرائیل و متحدانش را تجربه میکنند، ایستادهایم. ما، با مبارزات تودهای، اشغال تحمیلی توسط دولت قاتل اسرائیل بر سرزمینهای فلسطین را محکوم میکنیم، خواستار پایان اشغال و تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی هستیم، خروج نیروهای اسرائیلی از سرزمینهای لبنان و سوریه هستیم.
کمونیستها، همراه با کارگران، محمولههای ارسالی سلاح و مهمات ناتو، به اسرائیل و جنگ امپریالیستی در اوکراین را، که دو خلق اوکراینی و روسی، که به مدت ۷ دهه با هم برای ساختمان سوسیالیسم تلاش کردند و اکنون برای منافع سرمایهداران یکدیگر را میکشند، سد میکنند.
ما مردم را درباره خطر عمومی شدن جنگ امپریالیستی، به دلیل مبارزه برای برتری در نظام امپریالیستی جهانی، آگاه میکنیم و با تشدید مبارزه با ناتو، ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، ماهیت بورژوایی نیروهای رقیب را نیز برجسته مینماییم، علیه انتخاب یک امپریالیست مبارزه میکنیم و تأکید میکنیم که راه خروج در عصر ما، عصر امپریالیسم، راه خروج از بربریت سرمایهداری، چه در زمان «صلح» و چه در زمان جنگ، تنها در مبارزه علیه انحصارات و سرمایهداری، در مبارزه برای سوسیالیسم یافت میشود!
یا این افکار، برای شما در مبارزاتتان آرزوی قدرت و موفقیت داریم!

