تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: شبکه همبستگی (SolidNet)
نویسنده: پالاب سنگوپتا
۲ آوریل ۲۰۲۵
شکست سیاسی خط مائوئیستی در هند: فراخوانی برای بازاندیشی

از زمان بازگشت حزب بهاراتیا جاناتا (BJP) به قدرت در چاتیسگر در دسامبر ۲۰۲۳، عملیات ضد مائوئیستی افزایش چشمگیری داشته است. در سال ۲۰۲۴، نیروهای امنیتی ۱۹۴ مائوئیست را نابود کردند، ۸۰۱ نفر را دستگیر نمودند و شاهد تسلیم شدن ۷۴۲ شورشی بودند.
در سه ماهه اول سال ۲۰۲۵، تقریباً ۱۰۳ مائوئیست در درگیریهای مختلف در سراسر ایالت کشته شدهاند. فقط چند ساعت قبل از سفر نخستوزیر به چاتیسگر، پنجاه مائوئیست در بیجاپور تسلیم شدند.
اگرچه این حوادث نشاندهنده تمایل مائوئیستها برای فداکاریهای بالا است، این قربانیها هیچ نتیجه مثبتی به همراه نداشته است. بجای این، شرایط به یک درون نگری صادقانه در مورد استراتژیها و تاکتیکهای شکست خورده آنها نیاز دارد.
حزب کمونیست هند بر این باور است که زمان ارزیابی انتقادی مجدد از خط مائوئیستی- نه فقط در زمینههای استراتژیک، بلکه در زمینههای سیاسی و ایدئولوژیک نیز- فرا رسیده است .
شبیهسازی تاریخی معیوب: هند چین نیست
برای دههها، شورشیان مائوئیست در هند یک مبارزه انقلابی مسلحانه را دنبال کردهاند، و به دنبال تکرار موفقیت حزب کمونیست چین در سرنگونی دولت از طریق جنگ طولانی تودهای بودهاند.
استراتژی مائوئیستی به این باور قرار دارد که شرایط هند منعکس کننده چین قبل از انقلاب است، جایی که یک دولت ضعیف، اشغال خارجی و یک مبارزه مسلحانه متکی بر دهقانان راه را برای به قدرت رسیدن کمونیستی هموار کرد. با این وجود، این قیاس به دلایل متعدد اساساً در هند معیوب است.
برخلاف چین فئودال، هند دارای یک دموکراسی پارلمانی فعال با انتخابات منظم است. نظام پارلمانی ناکامل کنونی هر چه باشد، راههای قانونی برای سازماندهی، تهیج و تأثیرگذاری بر سیاستها را برای جنبشهای چپ فراهم میکند – چیزی که مائوئیستها به طور سیستماتیک آن را رد کردهاند.
علاوه بر این، تنوع کاستی، مذهبی و منطقهای هند، یک انقلاب مسلحانه یکپارچه را غیرعملی میسازد. ناتوانی جنبش مائوئیستی در ایجاد اتحادهای وسیع فراتر از مناطق قبیلهای در مرکز هند، ناتوانی آنرا در درک واقعیتهای اجتماعی-سیاسی کشور را برجسته میکند.
برخلاف چین در دهه ۱۹۴۰، اقتصاد هند پس از آزادسازی، یک طبقه کارگر شهری و جمعیتهای روستایی رو به رشدی را ایجاد کرده است که به دنبال اصلاحات هستند، نه هرج و مرج خشونت آمیز. تمرکز مائوئیستی بر انقلاب ارضی، پویایی طبقاتی در حال تغییری را، که امکان ادامه خط مبارزه مسلحانه دهقانی را کاهش داده است، نادیده میگیرد.
سرکوب دولتی و فروپاشی نفوذ مائوئیستی
دولت هند از طریق ترکیبی از سرکوب پلیسی، عملیات اطلاعاتی و گسترش توسعه، به طرز وحشیانهای با شورش مائوئیستها مقابله کرده است. در نتیجه، برخوردهای پر سر و صدا (مانند کشتن کیشنجی در بنگال غربی) و تسلیمهای دسته جمعی (همانطور که در آندرا پرادش و چاتیسگر دیده شد) ظرفیت عملیاتی جنبش را فلج کرده است.
در عین حال خشونت مائوئیستی – از جمله حملات به نیروهای امنیتی، غیرنظامیان، و حتی مخالفان قبیلهای – هواداران بالقوه را از آن دور کرده است. پاکسازیهای داخلی اقتدارگرایانه جنبش (به عنوان مثال، اعدامهای ادعایی «خبرچینهای پلیس») اعتماد را بیشتر از بین برده است.
در حالی که مائوئیستها ادعا میکنند برای ستمدیدگان میجنگند، تاکتیکهای آنها اغلب به همان افرادی که ادعای نمایندگیشان را دارند آسیب رسانده است. عملیات نیروهای امنیتی در مناطق تحت نفود مائوئیستها، هزاران آدیواسی (بومی) را، که بار اصلی سرکوب دولتی و اخاذی مائوئیستی را متحمل میشوند، آواره کرده است. همچنین، مائوئیستها با رد سیاستهای انتخاباتی، میدان را به نیروهای راست واگذار کردهاند. در ایالتهایی مانند جارکند و چاتیسگر، تاکتیکهای خشونتآمیز آنها به حزب بهاراتیا جاناتا و دیگر احزاب این امکان را داده است که فعالیتهای چپ را به عنوان «ضد ملی» معرفی کنند و تضعیف مبارزات گستردهتر چپ و دموکراتیک را تضعیف نمایند.
تجارب بینالمللی خط شکست خورده مائوئیستی
اکنون وقت آن است که مائوئیستها در سیاست خود تجدید نظر کنند و آنچه را که برای گروههای مائوئیست در نقاط مختلف جهان رخ داده است دوباره بیاد آوردند. استراتژی مائوئیستی انقلاب مسلحانه در چندین کشور با شکستهای مکرر روبه رو شده است، و بسیاری از گروهها را به ترک خشونت و پیوستن به جریان اصلی سیاست کمونیستی مجبور کرده است. در نپال، حزب کمونیست نپال (مائوئیست) یک دهه دست به شورش زد، اما در نهایت به یک حزب سیاسی تبدیل شد، در انتخابات شرکت کرد و حتی دولت را رهبری کرد – و ثابت کرد که با مشارکت دموکراتیک میتواند بیشتر از مبارزه مسلحانه دستاود داشته باشد.
در پرو، شورش قصی القلب «راه درخشان» پس از دستگیری رهبر آن ابیمال گوزمان، با جناحهای باقی مانده به دلیل خشونت شدید علیه غیرنظامیان به حاشیه رانده شد.
در ترکیه، مائوئیست در «حزب کمونیست ترکیه- مارکسیست – لنینینست» و سایر گروههای افراطی مسلح چپ نتوانستند حمایت تودهای را به دست آورند و توسط نیروهای دولتی سرکوب شدند، در حالی که احزاب چپ قانونی در چارچوب نظام سیاسی به فعالیت خود ادامه دادند.
حتی در فیلیپین، جایی که حزب کمونیست (CPP) و جناح مسلح آن (NPA) برای دههها جنگیدهاند، جنبش همچنان راکد است، و بسیاری از کادرها به دلیل فشار نظامی و عدم حمایت مردمی تسلیم شدهاند. این نمونهها نشان میدهند که جنبشهای مائوئیستی، زمانی که از اتحادهای گستردهتر چپ و روندهای دموکراتیک منوزی میشوند، یا از هم میپاشند یا مجبور به سازش میشوند. درس روشن است: مبارزه مسلحانه بدون حمایت سیاسی تودهای به شکست میانجامد، در حالی که ادغام در جریان اصلی جنبشهای کمونیستی و مترقی مسیری پایدار برای پیشبرد اهداف سوسیالیستی ارائه میدهد.
فراخوان همیشگی حزب کمونیست هند برای بازنگری در استراتژیها و تاکتیکهای شکست خورده
حزب کمونیست هند، از آغاز جنبش «ناکسالیت»، پیوسته جنایات پلیس و قتل ناکسالیتها در درگیریهای ساختگی را محکوم کرده است. در عین حال، حزب کمونیست هند از رهبری «حزب کمونیست هند- مارکسیست – لنینیست» آن زمان و «حزب کمونیست هند- مائوئیست» کنونی خواسته است در استراتژیها و تاکتیکهای شکست خورده خود تجدیدنظر کنند و به جریان اصلی جنبش کمونیستی بپیوندند.
پس از قتل وحشیانه ومپاتاپو ساتیانارایانا و ادیباتلا کالیاسام در یک برخورد ساختگی در ۱۱ ژوئیه ۱۹۷۰در آندرا پرادش، و همچنین قتل بوجا سینگ در پنجاب و چندین نفر دیگر در ایالتهای مختلف، شورای ملی حزب کمونیست هند قطعنامهای را در محکومیت این قتلها تصویب کرد. حزب کمونیست هند همچنین از رهبری «حزب کمونیست هند – مائوئیست» خواست که رویکرد نادرست و مضر تروریسم فردی و گروهی را که توسط رهبران و کادرهای آن اتخاذ شده است، کنار بگذارد.
همه میدانند که نمایندگان حزب کمونیست هند چگونه در مجلس بارها این مسائل را مطرح کرده اند تا به این گونه کشتارها پایان دهند. خزب کمونیست هند همچنین با «سالوا جودوم»، یک گروه شبه نظامی که در سال ۲۰۰۵ برای بسیج آدیواسیهای محلی و استقرار آنها به عنوان بخشی از عملیات ضد شورش در چاتیسگر با هدف مقابله با فعالیتهای مائوئیست ها در منطقه تشکیل شد، مخالفت کرد. حزب کمونیست هند در دفاع از ممنوعیت این جنبشهای خودسر تحت حمایت دولت علیه مائوئیستها موضع گرفته است..
حزب کمونیست هند، به عنوان بخشی از سیاست ثابت خود، یک بار دیگر موضوع درگیریهای ساختگی را مطرح کرد. حزب کمونیست هند در جدیدترین بیانیه خود در ۱۱ فوریه، تاکید کرد که این قتلها عمدتاً برای تسهیل انتقال جنگلهای طبیعی وسیع و منابع معدنی به شرکتها بزرگ بوده است. ساندوش کومار، نماینده حزب کمونیست هند در پارلمان نیز در مورد برخوردهای ساختگی که آدیواسیس» (بومیان) را هدف قرار میدهد، ابراز نگرانی کرد.
حزب کمونیست هند قویاً معتقد است که افول جنبش مائوئیستی صرفاً نتیجه سرکوب دولتی نیست، بلکه شکست بینش سیاسی است. مائوئیستها با چسبیدن به یک الگوی انقلابی منسوخ، خود را از طبقات زحمتکش، روشنفکران مترقی و حتی فعالین دلسوز هند که روشهای خشونتآمیز آنها را رد میکنند، منزوی کردهاند.
فراخوان حزب کمونیست هند از مائوئیستها برای پیوستن به جریان اصلی جنبش کمونیستی، تسلیم نیست، بلکه صفبندی مجدد عملی است. اگر هدف تحول اجتماعی واقعی است، پس راه در سازماندهی تودهای، مشارکت در انتخابات، و حمایت از سیاست نهفته است – نه در یک مبارزه مسلحانه بیهوده که فقط به خشونت دولتی و سرخوردگی عمومی منجر میشود.
تاریخ حکم خود را صادر کرده است که حداقل در شرایط کنونی هند، درگیری سیاسی، نه جنگ چریکی، تنها راه مناسب برای چپ است. مائوئیستها باید پیش از آنکه جنبش آنها کاملاً متلاشی شود به این درس توجه نمایند.
حزب کمونیست هند
دفتر مرکزی
دهلی نو
تلفن: ۰۱۱ ۲۳۲۳۵۵۴۶
e-mail: cpiofindia@gmail.com
