تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
منبع: حزب کمونیست کانادا
جمعه، ۲۳ ژانویه ۲۰۲۶
نه هژمونی ایالات متحده و نه بلوکهای «قدرت میانی». استراتژیهای امپریالیستی هیچ بدیلی برای طبقه کارگر ارائه نمیدهند

سخنرانی نخست وزیر مارک کارنی در «همایش اقتصادی جهان» در داووس به خاطر صحبتهای صریح او پیرامون «گسست» از «نظم قدیمی» هژمونی ایالات متحده مورد توجه قرار گرفته است. این سخنرانی برای برخی در کانادا که به درستی نگران افزایش تهدیدها علیه حاکمیت ما و سقوط ایالات متحده به ورطه جنگ و ارتجاع هستند، به عنوان نفسی از هوای تازه تلقی شده است.
با این حال، دیدگاه تازه بیان شده کارنی نه نشاندهنده یک تغییر اساسی به سمت سیاستهایی است که زندگی را برای کارگران بهتر میکند، و نه نشاندهنده یک سیاست خارجی کانادایی مبتنی بر صلح و احترام به حاکمیت همه کشورها است.
سخنرانی کارنی، تشدید تضادها در درون نظام سرمایهداری جهانی و افول هژمونی امپریالیستی ایالات متحده را تأیید میکند. او «گسست» در نظم پس از جنگ جهانی دوم را میبیند، و به درستی خاطرنشان میکند که امپریالیسم آمریکا از طریق تسلط بر نهادهای بینالمللی از رهبری فاصله میگیرد و به سمت اجبار یکجانبه، حتی علیه متحدان خود، حرکت میکند. اما نباید فراموش کنیم که او خطاب به چه کسانی بود: بانکداران اصلی و نمایندگان سرمایه مالی جهانی. پیام او یک پیام استراتژیک برای منافع آنهاست.
فراخوان او برای اقدام مشترک «قدرتهای میانی»، که با جمله «اگر ما سر میز نباشیم، در فهرست خوراک هستیم» خلاصه میشود، پاسخی مستقیم به افول ایالات متحده است. با این حال، این پروژه که عمدتاً با هدف همسو کردن سرمایه انحصاری کانادا با قدرتهای اروپایی انجام میشود، اکثر کشورهای جهان، قربانیان شدیداً استثمار شده و توسعه نیافته امپریالیسم، را همچنان در «فهرست خواک» باقی میگذارد. اقدامات ذکر شده او، مانند تعمیق مشارکتهای اتحادیه اروپا و پیوستن به تدارکات دفاعی اروپا، اشکالی از مانور درون امپریالیستی است، نه چرخشی به سوی ضد امپریالیسم. تنها استراتژی فوری برای صلح، نه در بلوکهای جدید کشورهای سرمایهداری، بلکه در دفاع از منشور سازمان ملل و قوانین بینالمللی به منظور مبارزه برای دستیابی واقعی به برابری حاکمیتی دولتها یافت میشود.
کارنی وانمود میکند که کانادا در گذشته صرفاً به خاطر ثبات و رشد کلی حاصل از هژمونی ایالات متحده، درباره ریاکاری و نقض قوانین بینالمللی توسط ایالات متحده سکوت کرده بود. این دروغ است. کانادا ساکت نبود. دولت کانادا یک شرکتکننده فعال و ذینفع در غارت امپریالیستی ایالات متحده و ناتو بوده و هنوز هم هست. مشارکت کانادا در جنگها و پروژههای تغییر رژیم، به عنوان مثال در لیبی و ونزوئلا و همچنین اوکراین و فراتر از آن، خود ناقض قوانین بینالمللی و احترام به حاکمیت است. بررسی پیوستن دولت او به «هیئت صلح» ترامپ برای تجزیه غزه و تلاش برای جایگزینی سازمان ملل، و حمایت او از ربودن رئیس جمهور ونزوئلا توسط ایالات متحده، ریاکاری «واقعگرایی مبتنی بر ارزش» او را آشکار میکند. حاکمیت فقط در چارچوب بلوک امپریالیستی محترم شمرده میشود.
در مجموع، کارنی به نخبگان مالی گفت که کانادا به عنوان یک قدرت امپریالیستی نرم غربی – عملگرا، متنوع و باز برای تجارت – در مقابل امپریالیسم خشنتر و تهاجمیتر ایالات متحده، ایستادگی خواهد کرد. ماهیت طبقاتی این استراتژی نه چندان جدید در دستور کار داخلی او مشهود است: لاف زدن درباره کاهش مالیات برای سود سرمایه و تجارت، برچیدن مقررات داخلی که از کارگران و عموم مردم محافظت میکند، یارانه دادن به سوختهای فسیلی و هوش مصنوعی، و بیش از سه برابر کردن بودجه نظامی در حالی که آن را از طریق جاهطلبانهترین طرح ریاضت اقتصادی از دهه ۱۹۹۰ تأمین مالی میکند. ادعای او مبنی بر اینکه «جهان مشتاق» ارزشهای کانادایی است، برای کارگرانی که با این ریاضت اقتصادی روبهرو هستند، برای مردم بومی که شاهد عقبنشینی حقوق خود هستند، و برای جوامعی که فقر شدید، بیکاری گسترده، بحران دسترسی به مسکن و بهداشت، آموزش و خدمات عمومی را تحمل میکنند، غیرقابل هضم است.
تا زمانی که کانادا آماده خروج از ناتو نشود، هیچ «گسست» اساسی با ایالات متحده وجود نخواهد داشت. همچنین میتوان تداوم را در مالکیت روزافزون ایالات متحده بر منابع طبیعی در کانادا و اشتیاق برای تشدید «توافقنامه کانادا-ایالات متحده-مکزیک»، جانشین «نفتا» مشاهده کرد. همچنین مشخص نیست که چه مقدار از این لفاظیهای کارنی و معاملات تجاری جدید بینالمللی بخشی از ژست گرفتن در درون «توافقنامه کانادا-ایالات متحده-مکزیک» است. آنچه که بسیار روشن است این است که دولت کانادا نه درباره پشت سرنهادن امپریالیسم، بلکه پیرامون سازگاری با یک نظم امپریالیستی در حال تغییر صحبت میکند.
سخنرانی با اشاره به تئوریهای ایدهآلیستی ضدکمونیستی قدرت به پایان رسید و شعار «کارگران جهان متحد شوید» را به عنوان تبلیغات احمقانه رد کرد. در واقع، این قدرت سازمانیافته طبقه کارگر و متحدان آن است که میتواند بدیل واقعی در برابر امپریالیسم را بسازد و نظم بینالمللی را که میتواند آیندهای از حاکمیت واقعی، برابری و صلح پایدار را برای همه تضمین کند، به وجود آورد.
کمیته اجرایی مرکزی، حزب کمونیست کانادا
https://communist-party.ca/neither-u-s-hegemony-nor-middle-power-blocs/
