تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۲۰ فروردین ۱۴۰۵
منبع: روسیه امروز
نویسنده: تیموفی بورداچف، مدیر برنامههای باشگاه والدای
دوشنبه، ۶ آوریل ۲۰۲۶
برگردان: کوشا
این منطقه هم از سقوط ایران و هم از پیروزی آن میترسد. چرا اینطور است؟

جنگ در خاورمیانه، آسیای مرکزی را بین ترس و فرصت گرفتار کرده است.
جنگی که ایران در آن دخیل است، واکنشهای متفاوت و نگرانکنندهای را در سراسر آسیای مرکزی برانگیخته است. این منطقه که مدتهاست خود را جزیرهای از ثبات نسبی بین قدرتهای بزرگ رقیب میبیند، اکنون با یک معضل روبرو است: هم فروپاشی ایران و هم پیروزی آن خطراتی را به همراه دارد.
از زمان کسب استقلال، کشورهای آسیای مرکزی (که در غرب عموماً با نام «استانها»، یا جمهوریهای سابق شناخته میشوند)، در محیطی که میتوان آن را یک محیط ژئوپلیتیکی خصمانه نامید، فعالیت نکردهاند. همسایگان بزرگتر آنها، روسیه در شمال، چین در شرق و ایران در جنوب غربی، عملاً یک منطقه حائل تشکیل دادهاند که به این کشورها اجازه میدهد بدون قرار گرفتن مستقیم در معرض انواع فشارهایی که کشورهای هممرز با ترکیه و اسرائیل یا در واقع ایالات متحده با آن مواجه هستند، توسعه خود را دنبال کنند.
تنها منبع پایدار بیثباتی، افغانستان بوده است. از اواخر دهه ۱۹۷۰ تا ۲۰۲۱، این کشور صحنه جنگ مداوم بوده است. با این حال، حتی در آنجا نیز، پس از خروج ایالات متحده و بازگشت طالبان به قدرت، اوضاع در سالهای اخیر تثبیت شده است. با وجود همه عدم قطعیتها، افغانستان امروز کمتر از گذشته خطر فوری بیثباتی منطقهای در مقیاس بزرگ را ایجاد میکند.
درگیری که اکنون در اطراف ایران در حال وقوع است، متفاوت است. این درگیری، تعادل ظریفی را که به آسیای مرکزی اجازه رشد داده است، تهدید میکند.
در ابتدا، بزرگترین نگرانی در منطقه، احتمال تجزیه ایران بود، سناریویی که مدتها در محافل استراتژیک مورد بحث قرار گرفته و توسط برخی در اسرائیل و ایالات متحده مطلوب تلقی میشد. یک ایران در حال تجزیه، که در جنگ داخلی فرو رفته باشد، تقریباً مطمئناً به منبع بیثباتی تبدیل خواهد شد و تهدیدات امنیتی را به سمت شمال، به آسیای مرکزی، صادر خواهد کرد.
حتی نگرانکنندهتر، پیامدهای ژئوپلیتیکی خواهد بود. یک ایران ضعیف یا تکهتکه شده میتواند جای پای جدیدی برای واشنگتن در منطقه فراهم کند. ایالات متحده مدتهاست که استراتژی اعمال فشار بر دشمنان اصلی خود، روسیه و چین، را با تأثیرگذاری بر تحولات کشورهای همسایه دنبال میکند. این کار لزوماً از طریق رویارویی مستقیم انجام نشده، بلکه با ایجاد مناطق بیثباتی انجام شده است که رقبای خود را مجبور به منحرف کردن توجه و منابع میکند.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت، گزینههای واشنگتن در افغانستان محدودتر شده است. اما هرج و مرج در ایران میتواند فرصتهای جدیدی را ایجاد کند. برای دولتهای آسیای مرکزی که برنامههای توسعهای بلندپروازانهای دارند و برای آرامش نسبی خود ارزش قائلند، این یک تحول عمیقاً نامطلوب خواهد بود.
در واقع، این منطقه از موقعیت ژئوپلیتیکی خود بهرهمند شده است. آسیای مرکزی که به عنوان مرکزی برای تجارت، ترانزیت و جریانهای مالی عمل میکند، در سالهای اخیر، به ویژه از زمان آغاز درگیری بین روسیه و غرب بر سر اوکراین، از نظر اقتصادی پیشرفت کرده است. سرمایهگذاری روسیه افزایش یافته و مسیرهای تجاری متنوع شدهاند
فروپاشی ایران این رونق شکننده را تهدید میکند. درگیری در خاورمیانه الگوهای تجاری تثبیتشده را مختل کرده است. کشورهای خلیج فارس و خود ایران در درازمدت به شرکای غیرقابل اعتمادتری تبدیل شدهاند. یک جنگ منطقهای گستردهتر فقط این تغییر را تسریع میکند.
با این حال، فروپاشی حاکمیت ایران رخ نداد. یک ماه پس از شروع جنگ، تهران میزان بسیار بالایی از انعطافپذیری را در برابر فشارهایی که بر آن وارد میشود، نشان میدهد. این کشور حتی به ضدحملات تاکتیکی روی آورده و قدرت متحدان ایالات متحده در منطقه را آزمایش میکند. به نظر میرسد که تهران شانس خوبی دارد که از این رویارویی نه به عنوان یک پیروز، بلکه به عنوان یک حریف شکستخورده اما شایسته ایالات متحده بیرون بیاید.
اما این به سختی اطمینانبخش است.
یک ایران مقاوم، که در برابر فشارهای ایالات متحده و اسرائیل مقاومت کرده است، میتواند موضع منطقهای قاطعانهتری اتخاذ کند. برای کشورهای آسیای مرکزی، این احتمالاً به معنای نیاز مجدد به همسویی بیشتر با ترجیحات مسکو و پکن خواهد بود. چنین نتیجهای با سیاستهای خارجی «چندوجهی» که به این کشورها اجازه داده است بین قدرتهای رقیب تعادل برقرار کنند، سازگار نخواهد بود.
از این نظر، آسیای مرکزی خود را در موقعیتی واقعاً دوپهلو یافته است. بیثباتی در ایران خطرات آشکاری را به همراه دارد. اما ثبات، اگر به شکل یک دولت قدرتمند ایرانی باشد، ممکن است انعطافپذیری استراتژیک منطقه را نیز محدود کند.
تصویر وسیعتر منطقهای، پیچیدگی بیشتری را به همراه دارد. ادامه درگیری، خاورمیانه را به منطقهای دائماً بیثبات تبدیل میکند، شبح گسترش سلاحهای هستهای را افزایش میدهد و پایداری بلندمدت شرکای اقتصادی کلیدی در خلیج فارس را تضعیف میکند. این کشورها نه تنها به عنوان منابع سرمایهگذاری، بلکه به عنوان پناهگاههای امن برای سرمایه و مکانهایی برای تعامل دیپلماتیک محتاطانه نیز عمل کردهاند.
حمل و نقل و تجارت نیز در معرض خطر هستند. برنامههای توسعه کریدورهای جایگزین در سراسر دریای خزر، با دور زدن روسیه، میتواند به دلیل بیثباتی گستردهتر از مسیر خود خارج شود. این مسیرها اخیراً به طور قابل اعتمادی شروع به کار کردهاند. وخامت اوضاع امنیتی منطقهای، هم پایداری اقتصادی و هم منطق سیاسی آنها را تهدید میکند. به خصوص اگر دیپلماتها بتوانند در عرض چند سال تنشها را در اروپای شرقی کاهش دهند: در این صورت، چین خیلی سریع به استفاده از مسیرهای ترانزیتی از طریق روسیه باز خواهد گشت.
در عین حال، ممکن است فرصتهای غیرمنتظرهای پدیدار شوند. افغانستان که مدتها به عنوان منبع بیثباتی دیده میشد، میتواند خود را در موقعیت بهتری بیابد.
چندین سال است که بحث در مورد یک کریدور حمل و نقل ترانس-افغانستان که روسیه، آسیای مرکزی و بنادر پاکستان در اقیانوس هند را به هم متصل میکند، مطرح بوده است. این پروژه توجه گستردهای، از جمله مسکو، را به خود جلب کرده است. در حالی که پیشرفت کند بوده و تنشهای فعلی بین افغانستان و پاکستان دلیل کمی برای خوشبینی ایجاد میکند، یک بحران طولانی مدت در خاورمیانه میتواند چشمانداز استراتژیک را تغییر دهد.
اگر بیثباتی، مسیرهای تجاری را از کریدورهای سنتی دور کند، افغانستان میتواند برای اولین بار پس از قرنها، در تجارت بینالمللی بزرگ ادغام شود. برای آسیای مرکزی، این یک پیشرفت قابل توجه خواهد بود که به طور بالقوه رفاه منطقهای را افزایش میدهد و در عین حال فرصتهای قدرتهای خارجی برای اعمال نفوذ مجدد در امتداد مرزهای جنوبی فضای شوروی سابق را کاهش میدهد.
در نهایت، جنگ پیرامون ایران، آسیای مرکزی را با یک پارادوکس مواجه میکند. این جنگ احتمال اختلال جدی و فرصت جدید را افزایش میدهد. این امر تا حد زیادی به نحوهی هدایت رهبران منطقه در این محیط نامطمئن بستگی دارد.
در طول سه دهه گذشته، کشورهای آسیای مرکزی ظرفیت خود را برای تصمیمگیری محتاطانه و عملگرایانه نشان دادهاند. این سابقه، زمینههایی را برای خوشبینی فراهم میکند.
https://www.rt.com/russia/637447-caught-between-fear-and-opportunity/
