تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۱۵ آبان ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
پنجشنبه، ۵ اکتبر ۲۰۲۶
اوکویان: بحران هژمونی آمریکا نه از بیکفایتی ترامپ، بلکه از عمق مشکلات این کشور سرچشمه میگیرد
کمال اوکویان، دبیرکل حزب کمونیست ترکیه در گفتوگو با باشاک کوچاک از خبرگزاری اسپوتنیک ترکیه، تأثیر نتایج انتخابات بر دامنه مانور ترامپ در سیاست داخلی و خارجی را مورد ارزیابی قرار داد.
اوکویان اظهار داشت که کسب اکثریت در هر دو مجلس نمایندگان و سنا از سوی دموکراتها، آغازگر دوره سیاسی جدیدی برای ترامپ خواهد بود و افزود که رئیسجمهور آمریکا از این پس فشار بیشتری از سوی کنگره احساس خواهد کرد.
«ناکامی تلاشهای آمریکا برای حفظ هژمونی خود، ناشی از عمق مشکلات اقتصادی و سیاسیای است که این کشور با آنها روبهروست»
اوکویان با اشاره به اینکه آمریکا با مشکلات جدی اقتصادی و سیاسی مواجه است، تأکید کرد که به قدرت رسیدن ترامپ را نمیتوان جدا از این بحران ساختاری ارزیابی کرد.
اوکویان با اشاره به اینکه آمریکا با مشکلات جدی اقتصادی و سیاسی روبهروست، اظهار داشت که به قدرت رسیدن ترامپ را نمیتوان جدا از این بحران ساختاری ارزیابی کرد.
«از دست دادن اکثریت در هر دو مجلس نمایندگان و سنا از سوی رئیسجمهور آمریکا، بیتردید پیامدهای مهمی به دنبال خواهد داشت. ترامپ تاکنون، حتی در مقاطعی که با مشکلاتی مواجه شده و حتی با وجود آغاز روند استیضاح، فشار چندانی از سوی کنگره احساس نکرده است. با کسب اکثریت در هر دو مجلس از سوی دموکراتها، بیتردید دوره جدیدی برای رئیسجمهوری آغاز خواهد شد که به اقدامات یکجانبه و مستقل شهرت دارد. بااینحال، این وضعیت لزوماً به پیامدهای ریشهای و گستردهای که انتظار میرود، منجر نخواهد شد. من معتقدم، در کشورهای امپریالیستی مسلطی مانند آمریکا، تغییرات در سیاستها تدریجی است و نمیتوان آنها را صرفاً با تغییر رئیسجمهور توضیح داد.»
«صرفنظر از رفتارهای غیرقابلپیشبینی ترامپ، باید این واقعیت را در نظر گرفت که تضعیف هژمونی آمریکا زمینهساز به قدرت رسیدن او شد. ناکامی برخی از اقداماتی که با هدف حفاظت از هژمونی آمریکا صورت گرفتهاند، نه از بیکفایتی ترامپ، بلکه از عمق مشکلات اقتصادی و سیاسیای ناشی میشود که ایالات متحده با آنها روبهروست. از این منظر، اینکه ترامپ در دو سال پایانی ریاستجمهوری خود بیش از پیش با کنترل و نظارت دموکراتها مواجه خواهد شد، از برخی جهات میتواند برای او که بسیاری از وعدههایش نقش بر آب شدهاند، حتی مایه آسودگی خاطر باشد. در واقع، اگر قرار است آمریکا وارد روند فروپاشی نشود، باید از هماکنون خود را برای دوران پس از ترامپ آماده کند.»
«طبیعی است که سیاست مهاجرتی تهاجمی ترامپ موجب نگرانی شود»
کمال اوکیان اظهار داشت که سیاستهای دولت ترامپ در تغییر گرایش بخشی از رأیدهندگان از جمهوریخواهان به دموکراتها در انتخابات میاندورهای تأثیرگذار بوده است. او بهویژه به سیاستهای مهاجرتی و مواضع جنگطلبانه ترامپ اشاره کرد. اوکویان گفت:
«میتوان گفت که تغییر گرایش رأیدهندگان از جمهوریخواهان به دموکراتها دلایل متعددی دارد. بدون تردید، سیاستهای مهاجرتی تهاجمی ترامپ در میان مسلمانان و افراد دارای تبار آمریکای لاتین در این کشور نگرانی و نارضایتی ایجاد کرده است. علاوه بر این، میتوان گفت رأیدهندگان سفیدپوست محافظهکار که ثبات و امنیت برایشان اهمیت زیادی دارد، بهتدریج از فراز و نشیبها و رفتارهای غیرقابلپیشبینی ترامپ، که در ابتدا امیدهای زیادی به او بسته بودند، احساس نارضایتی میکنند. نباید ناامیدی کسانی را نیز فراموش کنیم که تحت تأثیر شعار او مبنی بر «به جنگها پایان خواهم داد» قرار گرفته بودند. بااینحال، جمهوریخواهان همچنان شمار قابلتوجهی از آرا را به دست میآورند. پس از سالهای ریاستجمهوری ترامپ، میشد انتظار افت شدیدتری در آرای این حزب را داشت. اگر چنین اتفاقی نیفتاده است، معنایش این است که با وجود تمام ادعاها درباره قطبیشدن جامعه آمریکا، بخشی از رأیدهندگان تفاوت چندانی میان دو حزب نمیبینند.»
«گسست ناگهانی میان کنگره و ترامپ امکانپذیر است»
کمال اوکویان اظهار داشت که هنوز مشخص نیست روابط ترامپ با کنگره تحت کنترل دموکراتها در دو سال آینده چگونه پیش خواهد رفت. او افزود که بحرانهای سیاسی در آمریکا و اروپا، قابلیت پیشبینی تحولات را کاهش دادهاند. اوکویان گفت:
«غرب امپریالیستی در چنان بحران عمیقی گرفتار شده است که هیچکس نمیتواند پیشبینی کند دو سال آینده در آمریکا تا چه اندازه قابل مدیریت خواهد بود. در شرایط عادی، میتوانستیم بگوییم ترامپ چهرهای سازشکارانهتر از خود نشان خواهد داد؛ اما متغیرهای بسیاری را باید در نظر گرفت و ازاینرو، گسست ناگهانی میان کنگره و رئیسجمهور نیز امکانپذیر است. من فکر نمیکنم این محتملترین سناریو باشد، اما به هر حال، جهان امروز شرایط چندان مساعدی برای “عادیسازی” اوضاع فراهم نمیکند.»
«آمریکا برای حفظ هژمونی رو به زوال خود به جنگ نیاز دارد»
کمال اوکویان اظهار داشت که سیاستهای دولت واشنگتن در خاورمیانه میتواند زمینهساز بروز تنشهای جدیدی شود. اوکویان گفت:
«آمریکا برای حفظ هژمونی در حال فروپاشی خود به جنگ نیاز دارد. افزون بر این، امپریالیسم خاورمیانه را به چنان وضعیتی تبدیل کرده است که مهاجرتهای گسترده، درگیریهای قومی، تلاش برای اشغال سرزمینها، تغییر مرزها و نقشههای جغرافیایی، کشتارها و جنگها، متأسفانه به اموری عادی تبدیل شدهاند. در نهایت، آمریکا در پی برقراری نوعی “صلح منطقهای” با محوریت اسرائیل است؛ اما این صلح چیزی جز “صلحی خونین” نخواهد بود. حتی اگر آمریکا موفق شود مقاومت به رهبری ایران را در منطقه درهم بشکند، آنگاه تنشها میان متحدان خود آمریکا به عرصه ظهور خواهند رسید. بنابراین، تا زمانی که کمر امپریالیسم شکسته نشود، جنگها در خاورمیانه ادامه خواهند داشت.»
«اینکه حمله جدیدی با هدف قرار دادن مشخص ایران صورت خواهد گرفت یا نه، به عوامل و متغیرهای متعددی بستگی دارد. بااینحال، نباید فراموش کنیم که حملات به ایران بهروشنی محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا و اسرائیل را آشکار کردهاند. در داخل آمریکا، هزینههای ادامه جنگ با نادیده گرفتن این محدودیتها، آشکارا مورد بحث قرار گرفته است. باید منتظر ماند و دید چه اتفاقی خواهد افتاد. در نهایت، مسأله ایران مستقیماً منطقهای بسیار گسترده را دربرمیگیرد: از فلسطین تا لبنان، از سوریه تا عراق، از کشورهای حاشیه خلیج فارس تا عربستان سعودی و از ترکیه تا جمهوری آذربایجان. همه این مسائل را باید در پیوند با یکدیگر بررسی کرد.»
«اولویت راهبردی آمریکا، متوقف کردن صعود چین است»
اوکویان اظهار داشت که اولویت اساسی و استراتژیک سیاست خارجی آمریکا، جلوگیری از قدرتگیری چین است و تغییر اکثریت در کنگره نیز این هدف را تغییر نخواهد داد.
«اولویت استراتژیک آمریکا، متوقف کردن صعود چین است. این اولویت با سیاستهای روزانه یا ماهانه تغییر نخواهد کرد. تغییر رؤسایجمهور نیز تأثیری بر این اولویت نخواهد داشت. فقط ممکن است در سرفصلهای فرعی این راهبرد کلان، تغییراتی ایجاد شود. اگرچه پس از تغییر ترکیب اکثریت در کنگره، نگرانیهایی که ترامپ در جناح اروپایی ناتو ایجاد کرده بود تا حدودی کاهش یافته است، اما نباید انتظار تغییرات ریشهای در روابط را داشت. درباره اظهارات ترامپ پیرامون “امنیتطلبی و اتکای صرف به امنیت خود” بحثهای گستردهای صورت گرفت، اما این نکته فراموش شد که کشورهایی مانند آلمان، فرانسه و انگلیس وارد یک مسیر نظامیگرایانه شدهاند که در آن، دیگر برای تسلیح مجدد و جنگافروزی نیازی به تشویق آمریکا نخواهند داشت. این گرایش، دلایل اقتصادی و سیاسی قدرتمندی دارد. هیچکس نمیتواند ادعا کند که دموکراتها در آمریکا یا سوسیالدموکراتها در اروپا کمتر جنگطلب هستند. در واقع، عکس این موضوع به واقعیت نزدیکتر است. در چنین شرایطی، زلنسکی که مصمم است کشور خود را به آستانه فروپاشی بکشاند، باید از نتایج انتخابات بسیار خرسند باشد.»
