تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: الاخبار
۴ اوت ٢٠١۴
نویسنده: اسعد ابوخلیل
برگردان: ع. سهند
تکامل مقاومت فلسطین
یک طرح پُر طرفدار که این روزها در رسانههای اجتماعی عرب دست به دست میشود، تکامل سلاحهای مورد استفاده مقاومت فلسطین را، از سنگ و سنگریزه تا موشک و پهپاد، نشان میدهد. این طرح داستان تکامل شیوههای مقاومت علیه اشغال اسراییل را ترسیم میکند.
مقاومت در برابر اشغال اسراییلی در ابتدا هرگز سازمانیافته نبود؛ آن یک نقص رهبری حاج امین (الحسینی) بود که- برخلاف تصویر او در نوشتههای غربی- هرگز یک رادیکال نبود و فقط تصمیمهایی را میگرفت که تحت فشار موکلان او مهم بودند. مردم فراموش میکنند که او در آغاز آلتدست بریتانیا بود و همیشه تمایلات رژیمهای فاسد عرب را ارضاء میکرد. فلسطینیها مجبور بودند بر تفنگهای شکاری کهنه تکیه کنند درحالیکه دشمنان صهیونیست آنها بر پیشرفتهترین سلاحهای وارد شده از اروپا تکیه میکردند.
رژیمهای عرب، به نام انحصار هر اقدام نظامی در مقابل اسراییل، در جهت اجتناب از تهدیدات به قدرت خود، همیشه علیه نظامیکردن مستقل فلسطینیها میجنگیدند. فقط پس از ١۹۶۷ بود که فلسطینیها یک برنامه سنگین نظامیشدن را آغاز کردند. این برنامه از نظر مالی و تسلیحاتی از جانب کشورهای سوسیالیستی تأمین میشد…
یاسر عرفات رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین منابع مالی عظیمی در اختیار داشت و اساساً یک ارتش ساخته بود (در این باره «مبارزه مسلحانه و جستجوی دولت» نوشته یزید سایغ یک اثر کلاسیک است)، اما یک استراتژی برای مقاومت بوجود نیاورد. در واقع، او در مقابل همه طرحهایی که توسط گروههای مسلح گوناگون فلسطینی برای تدوین یک استراتژی مؤثر فلسطینی مقاومت مسلحانه در برابر تجاوز و اشغال اسراییل ارایه میشد مقاومت میکرد. شورای نظامی سازمان آزادیبخش فلسطین تحت رهبری ظهیر محسن یکی از فاسدترین رهبران سازمانهای «ساف» (رهبر باند الصاعقه)… که هرگز رهایی، یا حتا مقاومت را جدی نمیگرفت گذاشته شد. و در حالیکه ابوجهاد ارتباطهایی با فرماندهان مقاومت چین، ویتنامها، و الجزایر داشت، در عمل هرگز درسهای آن انقلابات شکوهمند را بکار نبست. ابوجهاد (مشاور ارشد عرفات در سازمان آزادیبخش فلسطین و فرمانده شاخه نظامی الفتح) هرگز مأموریت «ساف» در لبنان را جدی نگرفت و بر دامنزدن به قیام در ساحل غربی و غزه تمرکز نمود.
از همه سازمانهای «ساف»، جبهه خلق برای آزادی فلسطین- فرماندهی کل (یک سازمان کوچک «ساف» وفادار به سوریه و مشهور بخاطر عملیات خارقالعاده آن علیه اسراییل، از جمله عملیات معروف گلایدر دستی)، تنها سازمانی بود که بر ضرورت یک شبکه تونل در تمام مناطق عملیاتی «ساف» در لبنان تأکید نمود. احمد جبرئیل، رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین- فرماندهی کل، چندین باز نزد عرفات رفت و برای وارد کردن ماشنآلات کندن تونل در جنوب لبنان برای آماده شدن در مقابل یک تجاوز قریبالوقع اسراییل تقاضای کمک کرد، و عرفات طبق عادت وعدههایی داد که هرگز به آنها عمل نکرد. زمانیکه جبرئیل از عرفات ناامید شد، به اعضای سازمان خود دستور داد در همه پایگاههای سازمان خود تونلهای حفر کنند و آن تونلها چنان مؤثر بودند که دشمن اسراییلی طی سالها بهکرات آنها را از هوا بمباران کرد.
عدم آمادگی و بیکفایتی رهبری نظامی عرفات در سال ١۹۸٢ در مواجهه با حمله اسراییل آشکار شد. او حاج اسماعیل، یکی از بیکفایتترین فرماندهان نظامی را در رأس قرار داد (و هرگز او را بخاطر قصورش مجازات نکرد و بعداً با اعطای یک پست نانوآبدار در مینی دولت رامالله، صرفاً بخاطر وفاداریش، به او پاداش داد).
حزبالله نخستین سازمان عربی بود که وظیفه مقاومت را به یک سطح بالاتر- بسیار بالاتر- ارتقاء داد. مقاومت برای حزبالله یک علم دقیق است. هر کس که بخواهد بیشتر بداند باید از موزه مقاومت در ملیتا دیدن کند.* در آنجا شما میبینید چگونه حزب با موشکافی و با جدیت دشمن و آمادگی مقاومت را مطالعه میکند. حزبالله یک مدرسه ویژه (داخلی) برای تدریس زبان عبری تأسیس کرد، و هر سال صدها رزمنده از آن فارغالتحصیل میشوند (در عصر «ساف»، بر مترجمین از مؤسسه مطالعات فلسطین در بیروت تکیه میشد).

موزه مقاومت حزبالله
اما عمل حزبالله نیز تکامل یافت. با آموختن از اشتباهات خود، آنها توجه بیشتر به جان غیرنظامیان را آغاز کردند (حتا غیرنظامیان اردوی دشمن- حسن نصرالله رهبر حزبالله به من گفت آنها درنظر داشتند عقل هاشم یک فرمانده کلیدی ارتش جنوب لبنان را ترور کنند اما نقشه چندین بار مجبور شد به تعویق بیافتتد زیرا اعضای خانواده او در اطراف او بودند. فقط زمانیکه او از خانوادهاش دور شد، حزبالله او را هدف قرار داد). نصرالله حزب را از فاز دهشتناک تحت رهبری صبحی طفیلی، که بر تدارکات برای اقدامات آدمریایی، هواپیماربایی، و بمبگذاری در خودروها و امثال آن نظارت میکرد خارج کرد. حزبالله در سال ٢٠٠۶ فرصت یافت استراتژی همهجانبه مقاومت را که در پیش گرفته بودند به اجرا بگذارند.
عملکرد حماس در غزه در سال ٢٠١۴ (که در آن تلفات ارتش اسراییل دقیقاً ده برابر سال ٢٠٠۸ است که طی آن شش سرباز کشته شد و مرگ چهار نفر آنها در نتیجه «آتش خودی» بود) بسیار مدیون مکتب مقاومت حزبالله است. در سال ٢٠٠۹، رژیم مبارک سامی شهاب را که مسؤل ایجاد هستههای حمایت، تجهیز، و آموزش مقاومت در غزه بود دستگیر کرد (او بعداً پس از اولین قیام مصر در سال ٢٠١١ از مصر گریخت. شهاب به واحد ١۸٠٠ حزبالله تعلق دارد که تخصص آن کمک به جنبش مقاومت فلسطین است).
حماس و متحدین آن در غزه درسهای بسیاری آموختهاند؛ عمل حملات انتحاری به غیرنظامیان (که باندهای تروریست صهیونیست در فلسطین در دهه ١۹٣٠ پیشگام آن بودند اما غرب دوست دارد وانمود کند که حماس برای اولینبار در دهه ١۹۹٠ در منطقه معرفی کرد) واکنش منفی حتا در میان اعراب بوجود میآورد. برخلاف همه عمومیت دادنهای نژادپرستانه در ایالات متحده، حملات به غیرنظامیان در میان اعراب طرفداران زیادی ندارد. فرهنگی که برای مرگ غیرنظامیان در جامعه دشمن هورا میکشد فرهنگ اسراییلی است. حماس و گردانهای القسام بویژه بیانیههایی در تأیید اینکه آنها فقط پایگاههای نظامی را در طرف دیگر هدف قرار میدهند منتشر کردند (و توجه به جزییات تلفات در اسراییل ادعاهای آنها را تأیید میکند) اما همه این بیانیهها از طرف مطبوعات غرب نادیده گرفته شد.
بعلاوه، در این دور از درگیری در غزه- و در مقابل یکسری از ددمنشانهترین جنایات جنگی که اسراییل مرتکب شد- حماس، جهاد اسلامی، و جبهه خلق برای آزادی فلسطین (و دیگر گروهها از جمله واحدهای مستقل الفتح در غزه) استراتژی رویارویی با اسراییل و جلوگیری از پیشرفت سریع آن در داخل غزه را که در گذشته اتفاق میافتاد، تدوین نمودند و به اجرا گذاشتند. روشن است که جنبش مقاومت جدیدی در غزه وجود دارد و این بر دستاوردهای پیشینیان آن بنا شده است.
بدون فضای مفید جنگ سرد، و در میان وضعیت محاصره توسط اسراییل و رژیمهای عربی، گروههای مقاومت فلسطین و لبنان در استراتژیهای خود علیه اسراییل سریعاً پیش میروند. همه میدانیم که اسراییل سلاحهای پیشرفته و توانایی نقض همه قوانین و هنجارهای جنگ، و علاوه بر اینها بیتوجهی کامل به جان غیرنظامیان در طرف دیگر را دارد. اما طرف دیگر شگفتیهایی در آستین دارد، و واحدهای اطلاعاتی حماس و دیگر گروهها نیز از تجربه دستگاه اطلاعاتی نیرومند حزبالله آموختهند. این شبیه دستگاه اطلاعاتی الفتح نیست که در آن از هر پنج نفر یکی با اسراییل همدست است. اسراییل در این جنگ نتوانست حتا یک فرمانده گروههای مقاومت را بکشد و بجای آن یک مقام مطبوعاتی جهاد اسلامی را کشت.
روند روشن است؛ جنبش مقاومت بهتر و بهتر میشود، و عملکرد ارتش اسراییل و دستگاه اطلاعاتی آن فقط بدتر میشود. این فقط یکی از مشکلات بسیاری است که اسراییل با آن مواجه است و سمت نابودی ناگزیر آن را نشان میدهد.
————————————-
* مترجم: برای اطلاع بیشتر درباره موزه مقاومت در ملیتا به نشانیهای زیر مراجعه نمایید:
https://thinkingnomads.com/2014/10/mleeta-hezbollahs-museum-lebanese-resistance/
