تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
۸ تیرماه ۱۴۰۳
حکایت ساعد مراغهای و مناظره «دهاتی مهاتی»های اصلح!
در روایتها آمده است که محمد ساعد مراغهای، که در دورۀ پهلوی به مناصب سفیری، وزیری، فرمانداری، نخستوزیری و نمایندگی آذربایجان غربی در مجلس سنا دست یافت، در یک نشست بینالمللی درباره زبان فارسی، ریاست هیأت ایرانی را بر عهده داشت.
پس از سخنرانی ساعد، در بخش پرسش و پاسخ یکی از اعضای هیأت جمهوری سوسیالیستی تاجیکستان شوروی از او پرسید: «این که در فارسی امروز، ایرانیها میگویند «کتاب متاب»، «دوا موا» «پول مول» و غیره، چه صیغهای است و تابع کدام قواعد است؟
ساعد پس از اندکی تأمل پاسخ داد: «این در میان تحصیلکرده ها و فرهیختگان ایران رایج نیست، فقط دهاتی مهاتیها اینطور حرف میزنند.»
این بار نیز استفاده نامزدهای ریاست جمهوری از واژهها و اصطلاحات انگیسی-آمریکایی در مناظرهها بحدی بود، که مجری برنامه، پس از اعتراضات گسترده تماشاگران، لازم دید به آنها تذکر بدهد.
استفاده از «دیسکورس» بجای گفتمان، «ساپورت» بجای حمایت و دهها مورد دیگر، گواه بر هویت فرهنگی این «جعفرخان»های چشم دوخته به سرمایهداری جهانی است.
***
عصر ایران
۱۶ خرداد ۱۴۰۰
واژهها و اصطلاحات فرنگی در مناظره/ از سوپرمن و اسکوتر تا سندروم و فالوئر
در جریان اولین مناظرۀ انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ هر هفت نامزد چند واژه و اصطلاح فرنگی و غیر پارسی را هم به کار بردند که هر چند برخی رایج و آشناست، اما بد نیست بر آنها درنگ کنیم…
عصر ایران؛ سروش بامداد- در جریان اولین مناظرۀ انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ که غروب ۱۵ خرداد از سیما پخش شد هر هفت نامزد چند واژه و اصطلاح فرنگی و غیر پارسی را هم به کار بردند که هر چند برخی رایج شده اما بد نیست بر آنها درنگ کنیم:
۱. سندروم؛ محسن مهرعلیزاده، تعبیر «سندورم پُستِ بیقرار» را برای ابراهیم رییسی و در طعنهای آشکار به تمایل به ترک منصب و موقعیت قبلی به قصد به دست آوردن جایگاهی بالاتر به کار برد.
هر چند این تعبیر یادآور سریال طنز «پایتخت» با «سندروم دست بیقرار» است و با تأکید بر این که مراد او جنبۀ طعنهآمیز قضیه بوده خالی از لطف نیست که اشاره شود «سندروم»، اصطلاحی است که در پزشکی و روانپزشکی به کار میرود و مراد از آن نشانههای یک اختلال است. برابرِ پارسیِ «سندروم»، «نشانگان» است.
۲. سوپرمن؛ عبدالناصر همتی با ستایش ابراهیم رییسی به خاطر رفع پلمب از واحدهای تولیدی که با احکام قضایی و به خاطر بدهی بانکی تعطیل شده گفت: اقدام خوبی است ولی چرا ۲۰:۳۰ به این بهانه از شما «سوپرمن» میسازد؟
سوپر من یک شخصیت خیالی است که اول بار در داستانهای آمریکایی خلق شد و مراد از آن اَبَرقهرمان است ولی بیشتر برای قهرمانانی به کار میرود که به عالم تخیل، تعلق دارند نه در دنیای واقع. معادل پارسی آن «مرد پولادین» جا نیفتاد و چون اَبَر انسانِ نیچه بار فلسفی و ابرمرد هم تعبیری بسیار ستایش آمیز است همین سوپرمن رواج یافت.
همتی برای علیرضا زاکانی هم تعبیر «سوپر پوششی» را به کار برد. در زبان فارسی کلمۀ «سوپر» را به واژههای مختلف اضافه می کنیم تا به آنها شدت دهیم!
۳. اف. ای. تی. اف؛ دربارۀ «اف. ای.تی.اف» که همتی و جلیلی بر سر آن جدل کردند نیز اگرچه در این دو سه ساله بسیار گفته شده ولی در واقع یک «سرواژه» است یعنی حروف آغازین ۴ کلمه: گروه ویژۀ اقدام مالی البته در مقابله با پول شویی و اگر قرار بود به فارسی برگردانده شود «گوام» مناسب بود. هر چند به جای آن «فاتف» هم گفته می شود.
گروه ویژه اقدام مالی (در پولشویی) یا به اختصار اف.ای.تی. اف یک نهاد بین دولتی است که همزمان با فروپاشی اتحاد شوروی و با ابتکار ۷ کشور صنعتی ایجاد شد تا بر جریان آزاد شدۀ پول نظارت کنند. بر خلاف تصور و القائات مخالفان آن یک پیمان نیست. بلکه مجموعهای از توصیهها و «استانداردهای بینالمللی در مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم» است و نپذیرفتن آنها در تبادلات بانکی مثل این است که بخواهیم به جام جهانی برویم ولی بگوییم قوانین فیفا را قبول نداریم!
همان قدر که فوتبال به فیفا وابسته است مبادلات بانکی هم به فاتف بستگی دارد. مضافا به این که سرمایه گذار خارجی از این گروه مشورت می گیرد و قرار گرفتن ایران در سیاهۀ سیاه یا بلک لیست، سرمایه گذاران را منصرف می کند. چرا؟ چون سری را که درد نمیکند دستمال نمیبندند و خود را به مخاطره نمیاندازند.
حرف همتی هم این بود و هست که بدون پیوستن افای تیاف نمیتوان وارد تبادلات جهانی بانکها شد و به خاطر همین محسن رضایی را متهم میکرد اقتصاد را به گروگان گرفته چون لوایح مربوطه در دولت و مجلس (قبلی) تصویب شده و با مخالفت شورای نگهبان به مجمع ارجاع شده اما در آنجا مسکوت مانده چون آقای رضایی خلاف سیاستهای کلی تشخیص داده است.
سعید جلیلی البته میگفت برخی توصیه ها را پذیرفتهایم و اگر قرار بر گشایش بود باید بر اساس همین مواد یاری میکردند.
۴. فالوئر، گیم و کاداستر؛ هر سه را ابراهیم رییسی به کار برد. اولی به معنی دنبال کنندۀ صفحه شخصی در فضای مجازی است که هم به صورت «فالوئر» تلفظ میشود و هم «فالوور» و دنبالکننده دربارۀ یک فرسته (پُست)، پسند (لایک) میکند.
اين که رييس قوۀ قضاييه بگويد «من دو ميليون فالوئر دارم» جالب بود. همچنين اشاره به گيم يا بازي کامپيوتري. با اين تعبير: چقدر بچههاي ما وسط گيمبازي، حالشان گرفته ميشود؟ (اشاره به قطع اينترنت يا سرعت کم آن)
دربارۀ «کاداستر» هم میتوان توضیح داد فهرست مرتبشدهای از اطلاعات ثبتی و حقوقی مربوط به مشخصات زمین است علاوه بر اندازه و کاربری که نقشۀ بزرگ مقیاس را دربارۀ زمینها جامع تمامی اطلاعات میسازد و خوشبختانه معادل پارسی و رایج آن – حدنگار – را هم به کار برد.
۵. اسکوتر؛ محسن رضایی دربارۀ حذفها این تشبیه را به کار برد که قطار انقلاب به اسکوتر تبدیل شده هر چند مشخص نکرد مراد، کلیت حذفها شامل قلع و قمعهای شورای نگهبان در تعیین صلاحیتهاست یا تنها همفکران خود را میگوید. اسکوتر یک وسیلۀ شخصی مانند دوچرخه است که ایستاده با آن جا به جا میشوند و نسبت قطار به اسکوتر مثل دریا و استکان یا فیل و فنجان است.
شاید بتوان اسکوتر را «روروئک بزرگسال» هم توصیف کرد. (خوانندۀ گرامی که این نظر را فرستاده یادآور شده با باتری هم کار می کنند و به بازار عرضه شده).
۶. ترومن و تافلر؛ سید امیر حسین قاضیزادۀ هاشمی هم برای این که از قافله جا نماند واژۀ انگلیسی به کار برد اما نه دو اصطلاح که دو نام و کاملا نامربوط!
از اصل ۴ ترومن گفت که ناظر به بند چهارم نطق یا فرمانی از هری ترومن رییس جمهوری آمریکا در بیش از نیم قرن قبل است و هیچ ربطی به اصلاحات ارضی یا الوین تافلر که سالها بعد کتاب «جابهجایی در قدرت» را نوشت، ندارد و نشان داد اطلاعات او از تاریخ در حد صفر است!
شاید بهتر بود با توجه به تخصص گوش و حلق و بینی از اصطلاحات پزشکی استفاده میکرد تا در اینجا هم یاد میشد
