تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۱۹ فروردین ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: علی افق آریکان
سهشنبه، ۷ آوریل ۲۰۲۶
دروغ و حقیقت نجات سرباز آمریکایی: یانکیها به تله سختی افتادند!

در چند روز گذشته، ایالات متحده با تکرار داستانِ «ما هیچکس را جا نمیگذاریم»، مدعی شده است که در یک عملیات حماسی، خلبان جنگنده «اف-۱۵» را نجات داده است. آمریکا با بهرهگیری از قدرت رسانهای عظیم خود برای اسطورهسازی مداوم، ماهرانه حقیقت را پنهان میکند. اما وقتی به این روایتِ اخیر نگاهی عمیقتر میاندازیم، چه حقایقی آشکار میشود؟ بیایید نگاه دقیقتری بیندازیم…
اکنون روزهاست که همگی ما با بمباران خبریِ داستان نجات خلبان جنگنده « ف-۱۵» آمریکایی که بر فراز ایران سرنگون شده بود، روبهرو هستیم.
ادعاها درباره «موفقیتآمیز» بودن این عملیات در همهجا به چشم میخورد.
برخلاف ایالات متحده که از ابتدای جنگ، روایت خود را از طریق شبکههای اجتماعی گسترده و انحصارهای رسانهای بزرگ در بوق و کرنا دمیده است، ایران همواره تأکید داشته که این عملیات نه یک پیروزی، بلکه یک شکست برای آمریکا بوده است.
البته، بیانیههای طرف ایرانی بازتاب چندانی در رسانههای جهانی نداشته است.
پس، فاکتها چه بودند؟

نهایتاً، مگر ایالات متحده برای نجات سربازان خود به عمق خاک ایران نفوذ نکرد؟ آیا این نباید یک پیروزی تلقی شود؟
شاید، البته اگر داستان را فقط از زاویه دید ایالات متحده بشنوید…
چگونه طعمه قرار دادن خلبان آمریکایی به یک تله تبدیل شد؟
ایران از همان ابتدا تأکید کرده است که این عملیات «هیچ ارتباطی به نجات خلبان هواپیمای سرنگونشده نداشته است.»
بر این اساس، هدف اصلی ایالات متحده در نهایت برداشتن گامی بود که مدتها درباره آن بحث شده بود، اما هیچکس جرأت انجامش را نداشت.
نقشه این بود که به یکی از تأسیسات هستهای ایران در اصفهان نفوذ کرده و به آن حمله کنند. و اگر همه چیز طبق برنامه پیش میرفت، اورانیوم را به سرقت ببرند…
به گزارش «پرس تیوی» ، محل فرود انتخاب شده برای هواپیمای ترابری « سی-۱۳۰» که بر اساس شناساییهای قبلی تعیین شده بود – یک باند خاکی متروکه بود که بهطرز خطرناکی به یکی از این سایتهای هستهای نزدیک بود.
رسانههای ایران تأکید میکنند که آمریکاییها دچار یک اشتباه محاسباتی بزرگ شدند؛ چرا که گمان میکردند پدافند هوایی ایران قادر به مقابله با هواپیماهای شرکتکننده در این عملیات نخواهد بود.
به گزارش «پرس تیوی» هنگامی که تعداد زیادی از هواپیماهای آمریکایی برای این عملیات اعزام شدند، نیروهای مسلح ایران در وضعیت آمادهباش کامل و در انتظار آنها بودند. در واقع، در حالی که نیروهای ویژه ایالات متحده فکر میکردند در حال پهن کردن یک تله هستند، خودشان مستقیماً در تلهای که نیروهای ایرانی طراحی کرده بودند، گرفتار شدند.
این تله چگونه عمل کرد؟
آنها گامبهگام در تله گرفتار شدند
فرود اولین هواپیمای « سی-۱۳۰» حامل نیروهای ویژه ایالات متحده در ابتدا با واکنش شدیدی روبهرو نشد.
دقایقی بعد، هنگامی که دومین «سی-۱۳۰» حامل خودروهای شخصی و هلیکوپترهای «اماچ-۶ لیتل برد» نزدیک شد، نیروهای ایرانی پیش از آنکه هواپیما بتواند به زمین بنشیند، آن را هدف قرار دادند و مجبور به فرود اضطراری کردند.
زمانی که نیروهای ویژه متوجه شدند به دام افتادهاند، کاخ سفید یک تصمیمی حیاتی گرفت و عملیات نفوذ هستهای را به تلاشی مستأصلانه برای نجات دهها کماندوی گرفتار در زیر آتش نیروهای ایران تبدیل کرد.
آمریکاییها بلافاصله هواپیماهای کوچکتری را برای تخلیه نیروهای خود اعزام کردند و فقط توانستند پرسنل را در آخرین لحظات از منطقه خارج کنند.
این تخلیه با چنان عجلهای انجام شد که برخی سربازان برای نجات جان خود، تجهیزاتشان را رها کردند؛ بر اساس شواهدی که «پرس تیوی» به دست آورده، حتی کارت شناسایی یک افسر آمریکایی نیز در منطقه جا مانده است.
پس از تخلیه کماندوها، جنگندههای آمریکایی یک خط آتش ۵ کیلومتری ایجاد کردند تا از نزدیک شدن نیروهای ایرانی به هواپیماهای «سی-۱۳۰» رهاشده جلوگیری کنند. آنها همچنین بمبارانهای سنگینی انجام دادند تا مانع از افتادن تجهیزاتشان به دست نیروهای ایران شوند.
بنابراین، این یک شکست سنگین برای ایالات متحده است.
یک منبع بلندپایه ایرانی در رابطه با این وضعیتِ پدیدآمده، به «پرس تیوی» چنین گفت:
«مردم در آمریکا و سراسر جهان میپرسند: چطور کشوری که «ظاهراً» نه پدافند هوایی برایش باقی مانده و نه ارتشی، میتواند این تعداد هواپیمای جنگی را سرنگون و منهدم کند و مدام تصاویر جدیدی از هواپیماها و پهپادهای متلاشیشده را به فهرست غنایم خود اضافه نماید؟»
چرا این موضوع مهم است؟
همانطور که از ابتدا بیان کردیم، ایالات متحده به همراه شریک نسلکُش خود، اسرائیل، از زمان آغاز جنگ دهها دروغ را در لباس حقیقت پنهان کرده و به خورد جهانیان دادهاند و همچنان به این کار ادامه میدهند.
ما با یک «ماشین دروغپراکنی» طرف هستیم که در اولین روز جنگ، یک مدرسه ابتدایی و یک سالن ورزشی را که کودکان در آن مشغول بازی والیبال بودند بمباران کرد و در مجموع نزدیک به ۲۰۰ کودک را به کام مرگ فرستاد، و سپس سعی کرد مسئولیت آن را به گردن ایران بیندازد.
آنها بر این باورند که با تکیه بر شبکههای اجتماعی گسترده و شرکتهای غولپیکری که در کنترل دارند، میتوانند حقیقت را مطابق میل خود تحریف کرده و تغییر دهند.
درست مثل عملیات نجات سرباز.
به وضوح به نظر میرسد که ایالات متحده قصد داشت از سربازان خود به عنوان «طعمه» در عملیات تأسیسات هستهای استفاده کند، به این امید که پیروزی بزرگی از آن به دست آورد.
با این حال، زمانی که این طعمه خود به بخشی از تلهای تبدیل شد که ایران برای ایالات متحده پهن کرده بود، اوضاع طبق برنامه پیش نرفت.
این تنها حقیقتی است که آشکار شده است.
ترامپ و همراهانش که احتمالاً عملیات را بهصورت زنده در کاخ سفید تماشا میکردند، در حالی که آشکارا برآشفته بودند میز را ترک کردند؛ ظاهراً آنها تصمیم گرفتند روایتِ «ما هیچکس را جا نمیگذاریم» را از طریق رسانهها تبلیغ کنند، به این امید که شاید مردم آن را باور کنند.
بدیهی است که این نقشه کار نکرد، و کار نخواهد کرد…
