تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
سهشنبه، ۵ آبان ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: محمد خواجوی
سهشنبه، ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶
ریاض خواهان مداخله ایران در صنعاست | ایران و «پیمان مکه»: بهسوی یک نظام امنیتی منطقهای جدید؟

خالد بن سلمان در حضور منیر و کالین با پزشکیان دست میدهد.
تهران | تشدید اخیر تنشهای منطقهای، از درگیریهای میان جنبش حوثیها و عربستان سعودی گرفته تا افزایش احتمال وقوع سومین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فشار شدیدی بر«پیمان مکه» وارد کرده است. این تحولات، توانایی و کارآمدی این ائتلاف را با آزمونی جدی روبهرو ساخته و بار دیگر موضوع اصلیِ معمای امنیت منطقهای و چگونگی تأمین آن را در کانون توجه قرار داده است.
اگرچه به نظر میرسد این موضوع انگیزهٔ اصلی سفر غیرمنتظرهٔ مقامهای ارشد نظامی و امنیتی کشورهای عضو ائتلاف، یعنی عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، به تهران باشد، این سفر امکان شکلگیری نوعی همکاری میان کشورهای منطقه، مستقل از ایالات متحده، را نیز مطرح میکند. در صورت موفقیت چنین همکاری، پیامدهای مهمی برای آیندهٔ خاورمیانه و نفوذ آمریکا در این منطقه به همراه خواهد داشت.
خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی؛ عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان؛ و ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، روز گذشته وارد تهران شدند. آنان در نشستی مشترک با مقامهای ارشد ایرانی، از جمله مسعود پزشکیان، رئیسجمهور؛ عباس عراقچی، وزیر امور خارجه؛ و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، شرکت کردند.
به گفته مقامهای ایرانی، ابتکار این سفر از سوی عاصم منیر مطرح شده بود. او در جریان سفر هفته گذشته خود به ایران، که طی آن با محسن رضایی نیز دیدار کرد، مقامهای ایرانی را از تصمیم سه کشور برای سفر به تهران مطلع ساخته بود.
«پیمان مکه» که بهعنوان یکی از ارکان بازدارندگی جمعی تأسیس شده بود، تنها دو ماه پس از شکلگیری، خود را زیر فشار دو بحران همزمان یافت: کارآمدی آن در مقابله با مناقشه یمن و توانایی آن برای جلوگیری از کشیده شدن اعضای خود به جنگ احتمالی آمریکا و اسرائیل علیه ایران. این وضعیت، ائتلاف را واداشت تا برای مهار پیامدهای این دو بحران، به ایران روی آورد.
در همین چارچوب، وزارت امور خارجه عربستان سعودی در بیانیهای تأیید کرد که این سفر در راستای «تلاشهای مستمر کشورهای عضو ائتلاف مکه برای کاهش تنش میان طرفهای درگیر در بحران کنونی، تشویق گفتوگو و راهحلهای دیپلماتیک و حمایت از تلاشهای میانجیگرانه دولت قطر و جمهوری اسلامی پاکستان» انجام شده است.
با این حال، به نظر میرسد مهمترین انگیزهٔ این اقدام، افزایش تنشها میان ریاض و صنعا باشد.
در روزهای اخیر، انصارالله (حوثیها) پس از تسلط بر تنگه بابالمندب، حملات گستردهای را علیه فرودگاههای مهم عربستان سعودی، بهویژه فرودگاه ریاض، و همچنین پایگاههای نظامی و تأسیسات انرژی این کشور آغاز کرد. عربستان سعودی نیز در پاسخ، دهها حمله هوایی علیه یمن انجام داد.
عربستان سعودی، بهعنوان یکی از اعضای محوری «پیمان مکه»، انتظار داشت در چنین شرایطی سازوکار دفاع جمعی فعال شود و پاکستان و ترکیه برای کمک به این کشور وارد عمل شوند. اما این دو کشور، با توجه به پیامدهای احتمالی مداخله مستقیم در این بحران برای خود، نسبت به چنین اقدامی ابراز تردید کردند.
در نتیجه، تعهدات ائتلاف، هم در برابر افکار عمومی منطقه و هم در برابر خود عربستان سعودی، به چیزی جز «کلمات روی کاغذ» تبدیل نشد.
این سفر را نمیتوان از تهدید وقوع «جنگ سوم» علیه ایران جدا دانست؛ جنگی که به کشورهای عضو ائتلاف، بهویژه عربستان سعودی، آسیب خواهد رساند.
از این منظر، سفر هیأت سهجانبه به تهران هدفی روشن و مشخص داشت: بهرهگیری از نفوذ ایران برای متقاعد کردن انصارالله (حوثیها) به توقف حملات خود. عاصم منیر پیشتر، در جریان سفر قبلی خود، مستقیماً از مقامهای ایرانی خواسته بود که از روابط و پیوندهای خود با این جنبش در همین راستا استفاده کنند.
این درخواست، بهطور ضمنی اذعان بسیار مهم به ناتوانی«پیمان مکه» در حلوفصل بحران یمن بهتنهایی بود؛ اذعان به اینکه حتی نیرومندترین سازوکارهای دفاعی نیز بدون همکاری ایران قادر به خاموش کردن آتش درگیریها نیستند.
در مقابل، تهران این سفر را فرصتی برای نشان دادن این موضوع، که کلید کاهش تنش در یمن و منطقه همچنان در دست ایران است، نه ریاض، اسلامآباد یا آنکارا، تلقی کرد؛ و اینکه امنیت منطقهای باید از طریق همکاری میان کشورهای منطقه و مستقل از مداخله آمریکا تأمین شود.
در همین راستا، خبرگزاری رسمی ایران همزمان با برگزاری نشست چهارجانبه نوشت که مشارکت ایران، «پیششرط شکلگیری معماری امنیتی جدید در خلیج فارس» است.
در همین حال، علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، اظهار داشت که ایران و سه کشور دیگر، با اتکا به آنچه او «تجربه موفق جمهوری اسلامی ایران در ایجاد امنیت ملی» طی جنگ اخیر توصیف کرد، قادرند برای برقراری «امنیت منطقهای با اتکا به ظرفیتهای درونی منطقه» با یکدیگر همکاری کنند.
مسعود پزشکیان نیز در دیدار با سه مقام میهمان، حمایت تهران را از هرگونه تفاهمی که به تقویت امنیت در منطقه بینجامد، اعلام کرد و آمادگی کشورش را برای «برداشتن گامهایی در مسیر همکاری منطقهای و حلوفصل اختلافات» ابراز داشت.
بااینحال، انتظارات دربارهٔ کاهش تنش در یمن با ملاحظات و تردیدهای متعددی روبهروست. هرچند ایران ممکن است بتواند از طریق روابط خود بر انصارالله (حوثیها) تأثیر بگذارد، نمیتوان فرض کرد که این جنبش در تصمیمگیریهای خود تابع تهران است یا هر توافقی را که میان چهار دولت حاصل شود، بیقیدوشرط خواهد پذیرفت. برعکس، انصارالله محاسبات و مطالبات خاص خود را در سطوح داخلی و منطقهای دارد.
بنابراین، حتی اگر یکی از اهداف این سفر متقاعد کردن طرف ایرانی به مهار درگیریهای کنونی باشد، دستیابی به نتیجهای مثبت مستلزم گفتوگوهای مستقیم یا غیرمستقیم با خود انصارالله نیز هست؛ گفتوگوهایی که باید به ریشههای سیاسی بحران یمن بپردازند. در چنین شرایطی، تهران میتواند نقش تسهیلکننده را ایفا کند.
افزون بر این، نمیتوان تنش میان انصارالله و عربستان سعودی را از مناقشه میان ایران و ایالات متحده جدا دانست؛ هر دو رویداد در چارچوبی واحد در جریاناند. ازاینرو، دربارهٔ تمایل ایران به ایفای نقش در کاهش تنشهای یمن، تا زمانی که مسأله جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران حلوفصل نشود، تردیدهای جدی وجود دارد.
شایان ذکر است که مقامهای ایرانی بارها تأکید کردهاند که جنگ باید در «تمامی جبهههای» منطقه پایان یابد.
بر این اساس، دومین دلیل این سفر – که از نظر استراتژیک اهمیت بیشتری دارد – افزایش نشانههای احتمال حمله نظامی جدید آمریکا و اسرائیل به ایران است. گزارشهای متعدد حاکی از آناند که واشنگتن و تلآویو در حال آماده شدن برای «جنگ سوم» هستند؛ جنگی که بسته به شدت آن و واکنش ایران – واکنشی که مقامهای ایرانی آن را «ویرانگرتر» توصیف کردهاند ــ میتواند پیامدهای گستردهای برای کشورهای منطقه، از جمله اعضای «پیمان مکه»، به همراه داشته باشد.
از این منظر، میتوان سفر این سه مقام را تلاشی برای ایجاد فضای دیپلماتیک و کاهش احتمال محاسبه اشتباه دانست.
پاکستان با بهرهگیری از روابط خود با ایران و تعامل با کشورهای عربی و ایالات متحده، میکوشد نقش خود را بهعنوان میانجی تثبیت کند. ترکیه نیز طی سالهای اخیر تلاش کرده است کانالهای گفتوگو را با بازیگران مختلف منطقه حفظ کند.
عربستان سعودی نیز انگیزهای مستقیم برای جلوگیری از جنگ دارد؛ جنگی که میتواند امنیت مرزها و زیرساختهای انرژی این کشور را تهدید کند. ریاض میداند که هزینه رویارویی نظامی با ایران یا متحدان آن، بسیار بیشتر از هزینه دستیابی به توافق یا تفاهمی برای کاهش تنشهاست.
بنابراین، این سفر نشاندهندهٔ همگرایی منافع کشورهای عضو «پیمان مکه» در جلوگیری از خارج شدن بحران از کنترل، چه در یمن و چه در سراسر منطقه است.
