تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم
۱۴ شهریور ۱۴۰۴
منبع: فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری
۱۲ اوت ۲۰۲۵
مقاله جورج پروس، معاون دبیرکل و عضو دبیرخانه فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری: چند نکته درباره جنگ در خاورمیانه

دولت قاتل اسرائیل به قتلعام – نسلکشی مردم فلسطین – ادامه میدهد. هر روز هزاران غیرنظامی، از جمله کودکان و زنان، کشته میشوند؛ مدتهاست که با ممنوعیت ورود غذا به غزه، محاصره مردم فلسطین را تشدید کرده و منجر به قحطی شده که هزاران کودک را به کام مرگ کشانده است. در نقاطی که غذا توزیع میشود، تلههای مرگ قرار میدهد. عمداً در حال آمادهسازی اشغال نوار غزه است. پیش از این اعلام کرده است که ۶۰ هزار سرباز ذخیره آماده پیوستن به این نقشه هستند.
در پاسخ به این نقشهها، تبلیغات علیه همه کسانی که به اشکال مختلف با مبارزه مردم فلسطین برای داشتن سرزمین مادری ابراز همبستگی میکنند، به راه افتاده است.
رسانههای جمعی تبلیغات اسرائیلی را بازتولید میکنند و هر مبارزهای را که در حمایت از مردم فلسطین سازماندهی شده است، مورد تهمت قرار میدهند.
برخی از استدلالهای تبلیغات بورژوازی
۱- حق دفاع از خود در برابر تروریسم. برچسب «دولت تروریستی»
این استدلال مدتهاست که مورد استفاده قرار گرفته است. بیایید کوبا، سوریه، عراق، ایران و غیره را به یاد بیاوریم. آنها میگویند در حال جنگ علیه تروریسم هستند. از این استدلال برای توجیه مداخلات و جنگهای امپریالیستی استفاده میشود. آنها حتی درباره طرحهای ضد-مردمی تصمیم میگیرند. به عنوان مثال، تصمیمات اتحادیه اروپا برای تخصیص ۸۵۰ میلیارد یورو برای اقتصاد جنگی. آنها از مردم میخواهند که همدست شوند. اخیراً، دبیرکل ناتو از کارگران خواست که کاهش دستمزدها، کاهش حقوق بازنشستگی و تضعیف حقوق را بپذیرند تا بودجه به تسلیحات اختصاص یابد.
در یونان، دولت یک بودجه ۲۵ میلیارد یورویی برای تسلیحات اعلام کرد، که البته از بودجه هزینههای اجتماعی کسر خواهد شد. در عین حال، آنها در حال آمادهسازی یک قانون جدید ضد-کارگری برای حمله به ساعات کاری ثابت و روزانه هستند. آنها همچنین قصد دارند ذخایر صندوقهای تأمین اجتماعی را تصرف کنند. اتحادیه اروپا از «قانون تروریسم اروپایی»، که مبارزات کارگران، دانشجویان و کشاورزان کوچک را هدف قرار میدهد، استفاده میکند. آنها میخواهند این مبارزات را به عنوان اقدامات تروریستی و شرکتکنندگان را تروریست بنامند. تلاشهای مشابهی در یونان نیز در حال انجام است. به این ترتیب، آنها تشدید سرکوب، دستگیریها، نظارت گسترده بر اقدامات، ابتکارات، اتحادیهها و اعضای اتحادیههای کارگری را توجیه میکنند. آنها «سرها را پایین» و «همه را برای هدف ملی متحد» میخواهند.
سندیکاها باید مبارزه را سازماندهی کنند، تا نسلکشی در غزه در شناخت کارگران به عنوان جنگ علیه تروریسم پذیرفته نشود. از تروریسم همیشه به مثابه دستاویزی برای توجیه جنایات دیرینه آنها استفاده میشود. آنها از اخبار و تصاویر جعلی برای پنهان کردن اهداف و برنامههای واقعی خود استفاده میکنند.
تلاشهای ما، تبلیغات ما باید با هدف آشکار کردن موارد زیر برای طبقه کارگر باشد:
الف) ماهیت جنگ
ب) علل آن
ج) حق مردم فلسطین و همه خلقها برای مبارزه برای آزادی خود، به هر شکل، علیه مداخلات امپریالیستی
۲- خواست تشکیل دو دولت در مرزهای ۱۹۶۷
یکی از خواستههای اصلی، تأسیس یک دولت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ است. این سالها خواست اتحادیههای کارگری بوده است. اما، مانند هر مبارزه دیگری، نیروهای مخالف مواضعی را مطرح میکنند که کمکی نمیکند. آنها استدلال میکنند که درخواست تشکیل یک دولت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ با پایتختی بیتالمقدس شرقی غیرقابل تحقق است.
آنها به «واقعگرایی» متوسل میشوند. در اصل، آنها پیشنهاد میکنند که فلسطینیها هر آنچه اسرائیل میگوید و انجام میدهد را به عنوان سرنوشت خود بپذیرند. دولت اسرائیل تصمیم سازمان ملل و حق مردم فلسطین برای داشتن سرزمین و حاکمیت خود را نقض میکند. بنابراین، این موضع که تشکیل دولت فلسطینی امکانپذیر نیست، به منزله تسلیم شدن در برابر اسرائیل است.
این نیروها از مردم فلسطین میخواهند که مبارزه خود را متوقف کنند، واقعیت تحمیل شده توسط اسرائیل را بپذیرند، و از حق خود برای داشتن سرزمین مادری صرفنظر کنند. بنابراین، امروز آنها این مسأله را در چارچوب «حقوق بشر» قرار میدهند که اساساً به معنای پذیرش اشغال است. این دیدگاه که نوعی انسانگرایی مبهم را ترویج میدهد، به هیچ وجه مترقی نیست. این دیدگاه در پی آن است که در رویارویی با موازنه منفی نیروها، سم شکستگرایی را در میان خلقها بپراکند.
۳- سعی شرمآور برای برچسب زدن همبستگی با فلسطین به عنوان یهودستیزی
در اروپا و سراسر جهان، هزاران کارگر به خیابانها میآیند و همبستگی خود را با مردم فلسطین نشان میدهند، و خواستار پایان دادن به اشغال و حمله برای تصرف نوار غزه میشوند. دولتها تلاش میکنند این اقدامات همبستگی را با یهودستیزی مرتبط کنند. در این راستا، در یونان، دولت از چارچوب قانونی اتحادیه اروپا و به اصطلاح «قانون ضد نژادپرستی» برای ارعاب و جرمانگاری ابتکارات و بسیج کسانی که علیه دولت قاتل و نسلکشی مردم فلسطین اعتراض میکنند، استفاده میکند.
آنچه که آنها عمداً فراموش و حذف میکنند، نقش مهم اتحاد شوروی و جنبش اتحادیههای کارگری طبقاتی در ایجاد کشور اسرائیل است! در سال ۱۹۴۵، در کنفرانس تأسیس فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری، قطعنامه ویژهای برای تأسیس کشور اسرائیل تصویب شد. البته، چند سال بعد، فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری، فعالیتهای تهاجمی اسرائیل علیه خلقهای عرب را محکوم کرد.
در یونان، به خوبی شناخته شده است که در طول اشغال نازیها، در حالی که بخشی از بورژوازی با نازیها همکاری میکرد و نقشههایی علیه یهودیان اجرا میکرد، نیروهای «جبهه آزادی ملی» (EAM ) و «ارتش آزادی خلق یونان» (ELAS) یهودیان را نجات دادند. هزاران نفری که در آلمان، ایالات متحده آمریکا، کشورهای اتحادیه اروپا و حتی در خود اسرائیل علیه سیاستهای جنایتکارانه دولت نتانیاهو تظاهرات میکنند، بهترین پاسخ به تلاش برای تحریف بسیجها و محتوای آنها هستند.
این روشن است که خود مردم اسرائیل نیز قربانی دولت ارتجاعی نتانیاهو هستند. برخی از نیروها در جنبش اتحادیههای کارگری از پذیرش علت بربریتی که خلقها تحت آن زندگی میکنند، امتناع میکنند. علت، سرمایهداری است، جایی که انحصارات امروزه رقابت خود را با طبقات بورژوا برای استثمار کارگران و غارت مسیرهای تجاری، انرژی و ثروت معدنی کشورها تشدید میکنند. این چنین است دولت اسرائیل که به عنوان ستون منافع ایالات متحده و به طور گستردهتر اهداف امپریالیستی در خاورمیانه عمل میکند.
علیرغم همه اینها، ما به ارتباط خوب و تقویت روابط خود با اتحادیههای کارگری کشورهای خاورمیانه، علیه «کنفدراسیون بین المللی اتحادیههای کارگری» (ITUC) که به عنوان «اسب تروا»ی طرحهای امپریالیستی عمل میکند، نیاز داریم. ابتکارات و بسیجها باید تشدید شوند.
جورج پروس،
معاون دبیرکل فدراسیون جهانی اتحادیههای کارگری
۲۱ اوت ۲۰۲۵
