تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۵ فروردین ۱۴۰۵
منبع: Guancha.cn
نویسنده: روآن جیاکی
جمعه، ۳ آوریل ۲۰۲۶

محمدجواد ظریف، معاون رئیس‌جمهور سابق ایران که یک میانه‌رو است، طرح صلحی را در رسانه‌های آمریکایی منتشر کرد و ادعا کرد که «آمریکای ضعیف‌‌تر با آن موافقت خواهد کرد»

 

حملات ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران ادامه دارد. در ۳ آوریل به وقت محلی، جواد ظریف، معاون رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه میانه‌رو سابق ایران، مقاله‌ای در مجله آمریکایی «روابط خارجی» نوشت و طرحی برای آتش‌بس و صلح پیشنهاد کرد.

او استدلال کرد که هر دو طرف باید برای پایان دادن به درگیری امتیازاتی بدهند، و تهران نباید در چرخه بی‌پایان تلافی‌جویی بیفتد، بلکه باید از موقعیت «مطلوب» فعلی خود برای دستیابی به یک توافق صلح ملی دائمی استفاده کند تا به وضعیت خصمانه ۴۷ ساله به طور کامل پایان دهد.

ظریف اظهار داشت که ایران به لطف مقاومت سرسختانه خود «آشکارا در حال پیروز شدن در جنگ است»، اما تهران باید برای دستیابی به توافقی تلاش کند که «هم به درگیری فعلی پایان دهد و هم از درگیری بعدی جلوگیری کند.»

پیشنهاد ظریف، به عنوان معمار اصلی توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، پیشنهاد شامل عناصر کلیدی زیر است: ایران متعهد شود که هرگز به دنبال سلاح هسته‌ای نباشد و ذخایر غنی‌سازی اورانیوم خود را به زیر ۳.۶۷ درصد (مطابق با برجام) کاهش دهد؛ و پس از تصویب پروتکل الحاقی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مجلس ایران، تمامی تأسیسات هسته‌ای را تحت نظارت دائمی بین‌المللی قرار دهد.

ظریف هم‌چنین پیشنهاد کرد که چین، روسیه و ایالات متحده به ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس در ایجاد یک آژانس منطقه‌ای مشترک برای غنی‌سازی سوخت هسته‌ای در خاورمیانه کمک کنند. این مرکز در آینده به عنوان تنها تأسیسات غنی‌سازی منطقه عمل خواهد کرد و ایران مواد و تجهیزات اورانیوم غنی‌شده خود را برای فعالیت در این چارچوب منتقل

در مقابل، ایالات متحده و متحدان آن باید تمام تحریم‌ها علیه ایران را لغو کنند و اجازه دهند ایران به طور کامل در سیستم اقتصادی جهانی ادغام شود.

سایر اقدامات شامل موارد زیر است: بازگرداندن ناوبری عادی در تنگه هرمز، و تضمین دسترسی ایران به این آبراه حیاتی برای تجارت آزاد نفت؛ و الزام ایالات متحده به اجازه فروش بدون مانع نفت و محصولات جانبی ایران و تضمین بازگشت امن درآمدهای حاصل از آن.

برای تحکیم بیش‌تر صلح، ایران و ایالات متحده می‌توانند در همکاری‌های تجاری، اقتصادی و فناوری متقابل سودمند مشارکت کنند. به عنوان مثال، ایران می‌تواند از شرکت‌های نفتی، از جمله شرکت‌های آمریکایی، برای کمک به صادرات نفت دعوت کند. هم‌چنین، ایران، ایالات متحده و کشورهای حاشیه خلیج فارس می‌توانند پروژه‌های مشترکی را در بخش‌های انرژی و فناوری‌های پیشرفته اجرا کنند.

ظریف هم‌چنین پیشنهاد ازسرگیری کامل روابط دیپلماتیک، از جمله امضای یک معاهده عدم تعرض، احیای روابط دیپلماتیک و کنسولی، و لغو محدودیت‌های سفر برای شهروندان یکدیگر را ارائه کرد.

او هم‌چنین از واشنگتن خواست متعهد به تأمین بودجه برای بازسازی خسارات وارده به ایران در طول جنگ ۲۰۲۵-۲۰۲۶ و پرداخت غرامت به غیرنظامیان برای خساراتشان شود.

ظریف معتقد است که این اقدامات به دولت ایران امکان می‌دهد تمرکز خود را بر توسعه داخلی و بهبود معیشت مردم معطوف کند. او گفت: «به عبارت دیگر، تهران می‌تواند به آینده روشن و جدیدی که شایسته مردم ایران است، دست یابد.»

ظریف تأکید کرد: «محدود کردن برنامه هسته‌ای و بازگشایی تنگه هرمز در ازای لغو تمامی تحریم‌ها؛ این توافقی است که ایالات متحده قبلاً آن را نمی‌پذیرفت، اما ممکن است اکنون مایل به پذیرش آن باشد.»

در همان روز، ظریف در شبکه اجتماعی ایکس (X) نیز نوشت: «به عنوان یک ایرانی، از اقدامات تجاوزکارانه بی‌ملاحظه ترامپ و توهین‌های رکیک او خشمگین هستم، اما در عین حال به ارتش و مردم مقاوم‌مان افتخار می‌کنم. بنابراین، در مورد انتشار این طرح صلح در فارین افرز بسیار دچار تضاد درونی بودم. اما قویاً معتقدم که جنگ باید به گونه‌ای پایان یابد که در راستای منافع ملی ایران باشد.»

تا به امروز، نه ایالات متحده و نه ایران در سطح رسمی به پیشنهاد ظریف پاسخی نداده‌اند.

رسانه انگلیسی «گاردین» تحلیل کرد که اگرچه این پیشنهاد ممکن است موضع رسمی ایران نباشد، اما احتمالاً منعکس‌کننده دیدگاه برخی از مقامات عالی‌رتبه در تهران درباره نتیجه دیپلماتیک است. خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز گزارش داد که ظریف تقریباً به‌طور قطع بدون هماهنگی قبلی با اعضای کلیدی رهبری عالی ایران، چنین مقاله‌ای را در رابطه با منافع حیاتی کشور در رسانه‌های آمریکایی منتشر نمی‌کرد.

گاردین هم‌چنین خاطرنشان کرد که ظریف صراحتاً از «ویتکوف»، فرستاده ترامپ در خاورمیانه، و «جرد کوشنر»، داماد او، به عنوان افرادی که در زمینه ژئوپلیتیک و فناوری هسته‌ای« کاملاً نادان» هستند، انتقاد کرده است. تحلیلگران معتقدند این اظهارات هدفمند ممکن است پاسخ مثبت ترامپ به این پیشنهاد را در کوتاه‌مدت دشوار کند.

ظریف تأکید کرد: «ایران در حال پیروز شدن در جنگ است و باید از این فرصت برای وادار کردن ایالات متحده به پذیرش یک توافق صلح استفاده کند.»

ظریف در مقاله خود با عنوان «ایران چگونه باید به این جنگ پایان دهد»، می‌گوید ایران آغازگر جنگ با ایالات متحده و اسرائیل نبوده است و تأکید می‌کند که «پس از گذشت بیش از یک ماه نبرد، ایران به وضوح پیروز این جنگ است.

او خاطرنشان می‌شود که علی‌رغم تداوم حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل علیه زیرساخت‌های نظامی، صنعتی و غیرنظامی ایران، این کشور با صلابت «موضع خود را حفظ کرده»، تداوم رهبری را حفظ نموده و «در موارد متعددی به متجاوزان پاسخ متقابل داده است»؛ امری که نه تنها ایالات متحده و اسرائیل را در باتلاقی بدون استراتژی خروج گرفتار کرده، بلکه به یک دستاورد تاریخی در مقاومت دست یافته است.

وی هم‌چنین خاطرنشان کرد که این جنگ به طور کامل ثابت می‌کند که حتی با پیوستن نیروهای ایالات متحده به اسرائیل و دریافت حمایت‌های مالی و لجستیکی از شرکای خود در خلیج فارس، این قدرت‌ها از نابودی برنامه‌های هسته‌ای و موشکی ایران ناتوان هستند؛ این موضوع همچنین به کشورهای منطقه نشان می‌دهد که تلاش برای برون‌سپاری یا خرید تضمین‌های امنیتی از ایالات متحده، یک استراتژی شکست‌خورده است.

دستاوردهای فعلی، عزم مردم ایران برای مبارزه را به شدت تقویت کرده است. ظریف خاطرنشان کرد که فراخوان‌ها برای گسترش درگیری در کشور بلندتر شده است و هر شب شهروندان مغرور در سراسر کشور گرد هم می‌آیند و شعارهایی سر می‌دهند مانند«هرگز تسلیم نمی‌شویم، هرگز سازش نمی‌کنیم، مبارزه علیه ایالات متحده.»

«بر اساس این منطق، ایران دلیلی برای تعامل با ایالات متحده در حال حاضر ندارد، چه رسد به اینکه به آن فرصتی برای رهایی (از این وضعیت) بدهد. برعکس، تهران باید بر مزیت خود پافشاری کند، به حمله به پایگاه‌های نظامی آمریکا ادامه دهد و مسیر تجاری را از طریق تنگه هرمز مسدود کند تا زمانی که واشینگتن حضور نظامی و موقعیت استراتژیک خود در منطقه را به طور اساسی تغییر دهد.»

اما، ظریف سپس هشدار داد که اگرچه ادامه مبارزه با ایالات متحده و اسرائیل ممکن است رضایت روانی به همراه داشته باشد، اما تنها باعث تلفات غیرنظامی و خسارات زیرساختی بیشتر می‌شود و می‌تواند جنگ را به یک بحران بین‌المللی گسترده‌تر تبدیل کند.

او خاطرنشان کرد که ایالات متحده و اسرائیل که به دلیل ناتوانی در دستیابی به اهداف عملیاتی به استیصال کشیده شده‌اند، به طور فزاینده‌ای تأسیسات حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی را هدف قرار می‌دهند، به طور بی‌امان به غیرنظامیان بی‌گناه حمله می‌کنند و به تدریج کشورهای بیشتری را به این درگیری می‌کشانند. متأسفانه، سازمان‌های بین‌المللی تحت اجبار ایالات متحده، در برابر این جنایات متعدد سکوت کرده‌اند.

ظریف معتقد است که طولانی کردن خصومت‌ها، بن‌بست فعلی را نخواهد شکست. تهران اکنون باید به این فکر کند که چگونه درگیری را به شکلی قابل قبول پایان دهد، از آسیب بیشتر به غیرنظامیان و زیرساخت‌ها جلوگیری کند، بر اساس مزیت فعلی خود اعلام پیروزی نماید و به توافقی برای پایان دادن به جنگ و جلوگیری از درگیری‌های آینده دست یابد.

با رونمایی از این طرح صلح، تردیدها درباره پاسخ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، همچنان باقی ماند. ظریف همچنین در مقاله خود از ترامپ به دلیل ارائه «اظهارات متناقض و گیج‌کننده» انتقاد کرد؛ چرا که او از یک سو تهدید می‌کند که «ایران را به عصر حجر باز می‌گرداند» و از سوی دیگر، واشنگتن سیگنال‌هایی مبنی بر تمایل به مذاکره ارسال می‌کند.

او هم‌چنین به تفصیل به شکایات دیرینه در روابط ایران و ایالات متحده پرداخت و مجموعه‌ای از «خیانت‌های» آمریکا به ایران پس از حادثه ۱۱ سپتامبر را مرور کرد؛ از جمله لفاظی‌های بوش درباره «محور شرارت»، خروج ترامپ از توافق هسته‌ای ایران (برجام) و ناتوانی بایدن در عمل به وعده‌اش برای احیای دیپلماسی. او معتقد است که شکست‌های مکرر در مذاکرات دیپلماتیک، بی‌اعتمادی عمیق مردم ایران نسبت به ایالات متحده را بیش از پیش کرده است.

با این حال، ظریف بر این باور است که مخمصه فعلی ترامپ به دلیل افزایش قیمت انرژی، فرصتی را فراهم می‌کند تا ایالات متحده مجبور به پذیرش شرایطی شود که پیش از این حاضر به مصالحه در مورد آن‌ها نبود.

ظریف با وجود اذعان به شک و تردیدهای گسترده در مورد مذاکرات، تأکید کرد که یک توافق صلح جامع بسیار پایدارتر از یک آتش‌بس موقت است. او استدلال کرد که تقابل طولانی‌مدت تنها باعث از بین رفتن جان‌های گران‌بها و منابع غیرقابل جایگزین بیشتر می‌شود، بدون آنکه بن‌بست را بشکند؛ به‌ویژه با توجه به حملات مداوم ایالات متحده و اسرائیل به زیرساخت‌های ایران.

او خاطرنشان کرد که اگرچه ایران توانایی تلافی‌جویی از طریق نابودی زیرساخت‌های منطقه را دارد، اما چنین اقدامی نه خسارات خود ایران را جبران می‌کند و نه پیامد (سنگینی) برای ایالات متحده خواهد داشت. ایالات متحده صرفاً از متحدان عرب خود به عنوان یک «سپر» برای محافظت از اسرائیل استفاده می‌کند و نسبت به تلفات آن‌ها بی‌تفاوت است. علاوه بر این، تداوم نبرد می‌تواند ایالات متحده را مجبور به آغاز یک تهاجم زمینی ناشی از استیصال کند.

ظریف اظهار داشت که اگرچه اعتماد به نفس ایران افزایش یافته، اما باید یک درس نیز آموخت: فناوری هسته‌ای به عنوان بازدارنده‌ای در برابر تجاوز عمل نکرده است، بلکه در عوض بهانه‌ای برای ایالات متحده و اسرائیل جهت آغاز حملات فراهم کرده است.

او در پایان گفت: «دستیابی به این توافق به هیچ وجه آسان نبود، اما تاریخ صلح‌طلبان را بهتر به یاد می‌آورد.»

این احتمالاً بیانگر موضعی است که در سطوح بالای حاکمیت ایران در حال بحث و بررسی است.

ظریف از دیرباز مدافع گفتگو با ایالات متحده بوده است، امری که انتقاد تندروهای محافظه‌کار ایران را برانگیخته است. او در سال‌های آغازین خدمت خود به عنوان نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد، کانال اصلی ارتباط مستقیم میان ایران و آمریکا بود و با مقاماتی نظیر بایدن و کری ارتباط برقرار کرد؛ تا جایی که به او لقب «دیپلمات ایرانی که آمریکا را بهتر از همه می‌شناسد» داده شد.

در دوران تصدی وزارت امور خارجه ایران از سال ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱، ظریف موضع قاطعی در مذاکره با ایالات متحده داشت، به طور کامل در تدوین و امضای توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ (برجام) مشارکت کرد و در موارد متعددی با وزیر امور خارجه و سایر مقامات آمریکایی دیدار نمود. حتی پس از خروج دولت ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، او همچنان به ترویج میانجی‌گری دیپلماتیک ادامه داد و با رویارویی تمام‌عیار مخالفت کرد.

در فوریه ۲۰۱۹، ظریف استعفای خود را از وزارت امور خارجه اعلام کرد. او یک روز پیش از استعفا، علناً از تندروها در تهران انتقاد و تأکید کرد که استقلال ملی به معنای انزوا نیست. استعفای او در نهایت توسط رئیس‌جمهور وقت، روحانی، پذیرفته نشد. پس از آنکه رهبر معظم، [آیت‌الله] خامنه‌ای، علناً حمایت خود را ابراز کردند، ظریف به پست خود بازگشت و تا پایان دولت روحانی به خدمت ادامه داد.»

پس از به قدرت رسیدن رئیس‌جمهور محافظه‌کار، [ابراهیم] رئیسی، ظریف به طور کامل از کابینه کناره‌گیری کرد و به محیط دانشگاهی و تحلیل‌های عمومی بازگشت. تنها پس از پیروزی [مسعود] پزشکیانِ اصلاح‌طلب در انتخابات اوت ۲۰۲۴ بود که از ظریف دعوت شد تا به عنوان معاون راهبردی رئیس‌جمهور و رئیس مرکز بررسی‌های استراتژیک خدمت کند و به این ترتیب او برای ادامه ترویج سیاست خارجی میانه‌رو به حلقه اصلی تصمیم‌گیری بازگشت.

با این حال، ظریف تنها پس از ۱۰ روز حضور در این سمت، با اشاره به «نارضایتی از نحوه تشکیل کابینه» استعفای خود را ارائه کرد. او پس از متقاعد شدن توسط پزشکیان به کار بازگشت؛ اما در مارس سال بعد (۲۰۲۵)، بار دیگر به دلیل ابهام در مشروعیت انتصابش استعفا داد. طبق قوانین ایران، افرادی که دارای تابعیت خارجی هستند یا اعضای درجه یک خانواده آن‌ها تابعیت خارجی دارند، از تصدی پست‌های حساس دولتی منع شده‌اند. فرزندان ظریف در زمانی که او در ایالات متحده دانشجو بود به دنیا آمدند و بعدها او به نمایندگی ایران در سازمان ملل در نیویورک اعزام شد. حداقل یکی از فرزندان ظریف دارای تابعیت آمریکایی است که این موضوع انتقادات شدیدی را از سوی برخی از نمایندگان مجلس ایران برانگیخته است.»

با این اتفاق، ظریف به طور کامل از مناصب دولتی کناره‌گیری کرد، به تدریس در دانشگاه تهران بازگشت و به عنوان یک تحلیلگر مستقل به اظهارنظر پرداخت. در آن زمان، خروج او به عنوان شکست دیگری برای دولت پزشکیان تلقی شد و کابینه ایران یک نماینده مهمِ جناح میانه‌رو را از دست داد.

رسانه‌های غربی عموماً بر این باورند که اگرچه ظریف دیگر سمت رسمی ندارد، اما همچنان به عنوان متحد پزشکیان شناخته می‌شود؛ این موضوع نشان می‌دهد که طرح صلح پیشنهادی او ممکن است منعکس‌کننده جهت‌گیریِ بحث‌ها در سطوح عالی رهبری دولت ایران باشد.
با این حال، پس از آنکه ترامپ چهارشنبه‌شب در اولین سخنرانی ملی خود پس از آغاز جنگ، هشدار داد که اگر ایران «توافق» را امضا نکند، زیرساخت‌های انرژی این کشور را هدف قرار خواهد داد، وزارت امور خارجه ایران در بیانیه‌ای اعلام کرد که مذاکره با ایالات متحده در شرایط کنونی «مطلقاً غیرممکن» است.

یک روز پس از تهدید به «بازگرداندن ایران به عصر حجر»، در تاریخ ۲ آوریل به وقت محلی، ترامپ انهدام «بزرگ‌ترین پل» ایران را اعلام کرد تا فشارها بر تهران را برای دستیابی هرچه سریع‌تر به یک توافق افزایش دهد.

عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در پاسخ اظهار داشت که تخریب زیرساخت‌های غیرنظامی، از جمله پل‌های ناتمام، ایران را مجبور به تسلیم نخواهد کرد؛ چنین اقداماتی تنها نشان‌دهنده شکست و فروپاشی روحیه «دشمنِ آشفته» است

نظر کاربران: تا زمان انتشار برگردان فارسی این مقاله، تعداد نظرات کاربران چینی درباره پیشنهاد ظریف ۱۸ صفجه را دربر می‌گیرد. در زیر برگردان نظرات مندرج در صفحه اول منتشر می‌شود.

● مطمئناً، این افراد پیش از این‌که حتی نیمی از جنگ بگذرد، بیرون پریدند.

● به جای این، به دنبال یک توافق صلح دائمی برای پایان دادن به ۴۷ سال خصومت باشید. پرسش اینجاست که آیا چنین توافقی اصلاً وجود خارجی دارد؟ هرگونه ضعف فقط عطش خون‌خواری امپریالیسم را بیش‌تر می‌کند و کوسه را وحشی‌تر می‌سازد.

● به من بگویید، تفاوت او با روشنفکرانی که ما می‌شناسیم چیست؟

● این کاملاً مضحک است. ادامه خیال‌پردازی در مورد این‌که ایران و آمریکا در این شرایط به یک رابطه هماهنگ دست یابند، کاملاً پوچ و بی‌معنی است.

● چندین نفر در دولت ایران می‌توانند بدون ترس از حمله اسرائیل، علناً در مجامع عمومی ظاهر شوند، و طبیعتاً این افراد خواهان توافق آتش‌بس هستند. اما آیا ایران واقعاً بعد از آتش‌بس امنیت خواهد داشت؟ ایالات متحده و اسرائیل فقط آسیب جزئی دیده‌اند؛ آن‌ها می‌توانند شش ماه دیگر ترورهای خود را از سر بگیرند. در همین حال، بازسازی تأسیسات نفتی، کارخانه‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، جاده‌ها، پل‌ها، مدارس و بیمارستان‌های ایران حداقل دو سال زمان می‌برد. در نتیجه، ایران با هر دور از ترورها ضعیف‌تر می‌شود. این کشور تا چند دور دیگر می‌تواند دوام بیاورد؟

● جناح تسلیم‌طلب همین‌طور است. آن‌ها نه کنترل کامل تنگه [هرمز] را می‌خواهند، نه خروج کامل پایگاه‌های آمریکا از مناطق اطراف را مطالبه می‌کنند و نه غرامت خسارات را می‌خواهند. آن‌ها فقط به وعده‌های فریبکارانه «حسن نیت» آمریکا تکیه می‌کنند؟

● ایالات متحده چه تضمین‌هایی ارائه می‌دهد.

● من پیشنهاد می‌کنم مقامات ایرانی ساکت شوند و فقط عمل کنند، تا زمانی که ایالات متحده حسن نیت خود را نشان دهد، در غیر این صورت ایران توسط ایالات متحده تا سر حد مرگ بازی داده خواهند شد.

● اساساً، آنها جناح تسلیم هستند. اگر در جنگ در موقعیت ضعیف‌تری باشید، نمی‌توانید برای صلح مذاکره کنید. اگر از مزیت خاصی برخوردار باشید، در حالی که شما هم‌چنان در حالت تهاجمی هستید، باید منتظر بمانید تا طرف مقابل التماس کند یا شخص ثالثی میانجیگری کند.

● این پیشنهاد در واقع کاملاً منطقی است، اما اسرائیل احتمالاً موافقت نخواهد کرد زیرا این توافق به طور ضمنی شامل مواد هسته‌ای اسرائیل نیز می‌شود.

● اگر جنگ ادامه یابد، ایران واقعاً «پیروز» خواهد شد و نیروی اصلی جنگ «سپاه پاسداران» (یا به عبارت دقیق‌تر، جناح مذهبی) خواهد بود، در حالی که ارتش ملی ایران (جناح سکولار، میانه‌رو یا طرفدار آمریکا) صرفاً به یک «تزئین غیرضروری» تبدیل خواهد شد. هویت نویسنده حکم می‌کند که این مقاله «درز» به موقع (از تمایل به صلح) باشد و به محض دستیابی به توافق صلح، آن‌ها بزرگ‌ترین پاداش‌ها را به دست خواهند آورد. به عبارت ساده، ارتش مدت زیادی جنگیده و متحمل خسارات سنگینی شده است و در آستانه پیروزی است که یک مقام غیرنظامی قدم پیش می‌گذارد و می‌گوید: «من آنها را متقاعد به تسلیم خواهم کرد.» در صورت موفقیت، چه کسی بیش‌تر مورد تقدیر قرار خواهد گرفت – مقام غیرنظامی یا ارتش؟ مردم تا زمان مبارزه طاقت‌فرسای ارتش را درک می‌کردند، اما با گذشت زمان، مردم فقط «دستاورد» یک مقام غیرنظامی را که ارتش را به تنهایی متقاعد به تسلیم کرد، به یاد خواهند آورد.

● خوشبختانه مردم ایران قدرت واقعی را به امثال ظریف واگذار نکردند، وگرنه کشور از هستی ساقط می‌شد!

● چه لحن آشنایی! لفاظی روشنفکران عمومی در سراسر جهان یکسان است!

● باورکردنی نیست که چنین شخصی در ایران وجود داشته باشد، فردی که فرزندش شهروند آمریکا است و خودش تابعیت دوگانه دارد، با این حال چنین مقاله‌ای را در یک مجله آمریکایی منتشر کرده باشد. جای تعجب نیست که آمریکا و اسرائیل جرأت حمله به ایران را پیدا کردند.

● من فکر می کنم این شرایط بسیار منطقی هستند. جنگ نمی‌تواند به طور نامحدود، ادامه یابد و یک ایران واحد و مسلط، یک عامل بی‌ثبات‌کننده بزرگ در منطقه خلیج فارس است. یک منطقه خلیج فارس با توازن استراتژیک، بیشترین سود را برای چین و جهان دارد.

● من از خواندن نظرات بسیار خوشحال شدم. تعداد فزاینده‌ای از مردم چین توهمات خود را کنار گذاشته و سنت باشکوه جسارت مبارزه تا به آخر با امپریالیسم را احیا کرده‌اند. این پایه و اساس محکم توده‌ای است که کشور ما بر آن ایستاده است.

● این نشان می‌دهد که ایران هنوز هم به شدت خواهان ادغام در سیستم غربی است، اما مسدود کردن تنگه هرمز را به عنوان یک ابزار مؤثر می‌بیند. ما نمی‌توانیم با چنین کشوری به عنوان یک دوست رفتار کنیم؛ ممکن است برای مدتی از آن استفاده کنیم، اما هرگز نباید به آن اعتماد کنیم.

● اگر جنگ ادامه یابد، این مقامات غیرنظامی قدرت کمتر و کمتری خواهند داشت و برای محافظت از خود، تمام منابع خود را برای تأکید بر حضورشان بسیج خواهند کرد.

….

https://www.guancha.cn/internation/2026_04_03_812508_1.shtml