تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: آرشیو مارکسیستها
نویسنده: ژوزف استالین
۱۳ آوریل ۱۹۲۶
وضعیت اقتصادی شوروی و سیاست حزب
III
مسائل انباشت سوسیالیستی
اما، رفقا، برای اینکه صنعتی شدن پیش برود، تجهیزات کارخانه قدیمی ما باید نوسازی و کارخانههای جدید ساخته شوند. وجه تمایز دوره کنونی توسعه صنعت ما این است که ماشینها و کارخانههایی که سرمایهداران دوره تزار به ما واگذار کردهاند، هماکنون با ظرفیت کامل کار میکنند، و برای پیشرفت بیشتر اکنون تجهیزات فنی باید بهتر شوند، کارخانههای قدیمی باید دوباره تجهیز شوند و کارخانههای جدید ساخته شوند. مادم که این انجام نشده، رفتن به جلو غیرممکن خواهد بود.
اما، رفقا، برای نوسازی صنعت خود بر اساس تجهیزات فنی جدید، ما به سرمایه قابلتوجه، بسیار قابلتوجه نیاز داریم. و همانطور که همه میدانید با کمبود سرمایه روبهرو هستیم. امسال میتوانیم چیزی بیش از ۸۰۰ میلیون به سرمایهگذاری در صنعت اختصاص دهیم. که البته زیاد نیست. اما چیزی است. این نخستین سرمایهگذاری قابلتوجه ما در صنعت ما خواهد بود. من میگویم این زیاد نیست، زیرا صنعت ما به راحتی میتواند چندین برابر این مقدار را جذب کند. ما باید صنعت خود را پیش ببریم. ما باید صنعت خود را هر چه سریعتر سرعت گسترش دهیم، تا تعداد کارگران را دو یا سه برابر کنیم. ما باید کشورمان را از یک کشور کشاورزی به یک کشور صنعتی تبدیل کنیم – و هر چه زودتر بهتر. اما همه اینها سرمایه قابلتوجه لازم دارد.
در نتیجه، مسأله انباشت برای توسعه صنعت، مسأله انباشت سوسیالیستی، اکنون برای ما به یکی از اولویتهای اصلی تبدیل شده است.
آیا ما میتوانیم، آیا ما در موقعیتی هستیم، رها شده به حال خود، بدون وامهای خارجی، بر اساس منابع داخلی کشورمان، چنین انباشت و چنین ذخائری را که برای پیمودن راه به سمت صنعتیشدن، برای پیروزی ساختمان سوسیالیستی در کشور ما، برای صنعت ما اساسی است، تضمین نماییم
این یک پرسش جدی است که باید به آن توجه ویژه داشت.
تاریخ روشهای گوناگونی را بخود دیده است.
انگلیس به دلیل این واقعیت که مستعمرهها را برای دههها و قرنها غارت کرد، صنعتی شد، در آنجا سرمایه «مازاد» را جمعآوری نمود، و در صنعت خود سرمایهگذاری کرد، و در نتیجه صنعتیشدن خود را تسریع کرد. این یکی از روشهای صنعتیشدن است.
آلمان در نتیجه جنگ پیروزمندانه خود با فرانسه در دهه هفتاد قرن گذشته، زمانی که غرامتی بالغ بر ۵۰۰۰ میلیون فرانک از فرانسویها دریافت کرد، و این سرمایه را در صنعت خود ریخت، صنعتی شدن خود را تسریع نمود. این روش دوم صنعتیشدن است.
هر دوی این روشها برای ما ممنوع است، زیرا ما سرزمین شوراها هستیم، زیرا استعماری، و فتح مسلحانه با هدف غارت، با ماهیت قدرت شوروی ناسازگار است.
روسیه، روسیه قدیم، امتیازاتی را واگذار نمود و وامهایی را با شرایط بردگی دریافت کرد، و در این راه به تدریج کوشید تا به جاده صنعتیشدن برسد. این روش سوم است. اما این راه به بندگی، یا نیمه-بندگی، راه تبدیل روسیه به یک نیمه-مستعمره بود. این راه نیز برای ما ممنوع است، زیرا ما سه سال درگیر جنگ داخلی و دفع انواع مداخلهگران نبودیم تا پس از پیروزی بر مداخلهگران، داوطلبانه به اسارت امپریالیستها درآییم.
یک راه چهارم برای صنعتیشدن باقی مانده است. آن یافتن سرمایه برای صنعت از پساندازهای خود ماست، راه انباشت سوسیالیستی، که رفیق لنین بارها توجه را به عنوان تنها راه صنعتی کردن کشورمان به آن جلب کرد.
خوب، پس، آیا صنعتیشدن کشور ما بر اساس انباشت سوسیالیستی امکانپذیر است؟
آیا ما برای چنین انباشتی، که برای صنعتیشدن کافی باشد، منابع داریم؟
بله امکانپذیر است. بله، ما منابع را داریم. من میتوانم به این فاکت، به مصادره مالکان و سرمایهداران در کشور ما در نتیجه انقلاب اکتبر، لغو مالکیت خصوصی بر زمین، ماشینآلات، کارخانهها و غیره و تبدیل آنها به دارایی عمومی، اشاره کنم. به ندرت نیاز به اثبات است که این فاکت منبع نسبتاً قابلتوجهی از انباشت را نشان میدهد.
من ممکن است، همچنین به فاکتی مانند ابطال بدهیهای تزاری اشاره کنم، که بار هزاران میلیون روبل بدهی را از اقتصاد ملی ما برداشت. نباید فراموش کرد که اگر این بدهیها باقی میماند، باید سالانه فقط چند صد میلیون بهره به زیان صنعت و کل اقتصاد ملیمان پرداخت میکردیم. تردیدی نیست که این شرایط موضوع انباشت را بسیار تسهیل کرده است.
من ممکن است به صنعت ملیشده ما اشاره کنم، که احیا شده و در حال توسعه است، و مقدار معینی از سود لازم برای توسعه بیشتر صنعت را به همراه دارد. این نیز یک انباشت است.
من ممکن است به تجارت خارجی ملیشده ما اشاره کنم، که مقدار معینی از سودی را به همراه دارد که، نتیجتاً، منبع مشخصی از انباشت را نیز نشان میدهد.
شخص ممکن است به تجارت داخلی دولتی کم و بیش سازمانیافته ما اشاره کند، که به همین ترتیب مقداری سود به همراه دارد، و از اینرو منبع مشخصی از انباشت را نیز نشان میدهد.
شخص ممکن است به اهرمی مانند نظام بانکداری ملی شده مابرای انباشت اشاره کند، که مقداری سود میدهد و در حد ظرفیت خود، منابع مالی را برای صنعت ما تأمین میکند.
آخر اینکه، ما سلاحی به عنوان قدرت دولتی داریم، که کنترل بودجه دولتی را در دست دارد و مقدار مشخصی از پول را برای توسعه بیشتر اقتصاد ما، به طور اعم، و صنعت ما به طور اخص، کنار میگذارد.
آنها، در اصل، منابع اصلی انباشت داخلی ما هستند.
آنها مورد توجهاند زیرا برای ما امکان ایجاد آن ذخایر ضروری را، که بدون آنها صنعتی شدن کشور ما غیرممکن است، فراهم میکنند.
اما امکان، رفقا، هنوز واقعیت نیست. در نتیجه مدیریت ناکارآمد، ممکن است شکاف بسیار گستردهای بین امکان انباشت و انباشت واقعی ایجاد شود. بنابراین ما نمیتوانیم تنها به امکانات بسنده کنیم. اگر واقعاً به فکر ایجاد درآمدهای لازم برای صنعت خود هستیم، باید امکان انباشت سوسیالیستی را به انباشت واقعی تبدیل کنیم.
بنابراین این پرسش پیش میآید: چگونه میتوانیم کار انباشت را انجام دهیم تا صنعت ما مزایای آنرا احساس کند. قبل از هر چیز باید بر روی چه نکات کلیدی زندگی اقتصادی خود تمرکز نماییم تا امکان انباشت به انباشت سوسیالیستی واقعی تبدیل شود؟
چند کانال انباشت وجود دارد، که حداقل، باید به اصلیترین آنها اشاره کرد. اولاً، لازم است مازاد انباشت در کشور تلف نشود، بلکه باید در مؤسسات اعتباری- تعاونی و دولتی- و همچنین از طریق وامهای داخلی جمع آوری شود، تا در درجه اول برای نیازهای صنعت بکار گرفته شوند. طبیعتاً باید به سپردهگذاران سود معینی پرداخت شود. اصلاً نمیتوان گفت که در این زمینه موضوع راضیکننده بوده است. اما مشکل بهبود شبکه اعتباری، ارتقای اعتبار مؤسسات اعتباری در نزد مردم، و وامهای داخلی شناور قطعاً یکی از مشکلات فوری پیش روی ما است و باید به هر قیمتی آنرا حل کنیم.
ثانیاً، ما باید همه آن کانالها و روزنههایی را که از طریق آنها بخشی از مازاد انباشت در کشور به ضرر انباشت سوسیالیستی به جیب سرمایهداران خصوصی سرازیر میشود را به دقت ببندیم. این دنبال کردن یک سیاست قیمتگذاری را، که بین قیمت عمده فروشی و خرده فروشی شکاف ایجاد نکند، ضروری مینماید. همه اقدامات باید برای کاهش قیمتهای خردهفروشی کالاهای تولیدی و محصولات کشاورزی انجام شود، تا نشت مازاد از انباشت به جیب سرمایهدار خصوصی متوقف شود، یا حداقل به حداقل برسد. این یکی از مسائل اساسی سیاست اقتصادی ماست. این یک منبع خطر جدی، هم برای کار انباشت ما و هم برای چروُونتهاست. [چروُونت، یک سکه طلای شوروی، معادل ۱۰ روبل و ۱۰۰۰ کوپک بود- عدالت].
ثالثاً، در خود صنعت و هر یک از شاخههای آن، ذخایر مشخصی باید برای استهلاک بنگاهها و برای گسترش و توسعه بیشتر آنها کنار گذاشته شود. این موضوعی است که کاملاً ضروری و اساسی است و ما باید آنرا به هر قیمتی پیش ببریم.
رابعاً، دولت باید ذخایر مشخص مورد نیاز برای بیمه کشور در برابر انواع حوادث (بدی محصول کشاورزی)، تامین صنعت، حمایت از کشاورزی، ترویج فرهنگ و غیره را انباشت نماید. امروزه، ما بدون ذخایر نمیتوانیم زندگی و کار کنیم. حتی دهقان، با مزرعه کوچک خود، امروزه بدون ذخایر مشخص نمیتواند مدیریت کند. چه رسد به دولت در یک کشور بزرگ.
ما پیش از هر چیز باید یک ذخیره تجارت خارجی داشته باشیم. صادرات و واردات ما باید طوری تنظیم شود که یک ذخیره مشخص، یک تراز تجاری مطلوب مشخص در دست دولت بماند. این نه تنها برای بیمه کردن ما در برابر غافلگیری در بازارهای خارجی، بلکه به عنوان وسیلهای برای حمایت از بازارهای خارجی، و همچنین به مثابه وسیلهای برای حمایت از چروُونتهای ما، که اگر تراز تجاری مطلوب نداشته باشیم ممکن است نوسانان کند، مطلقاً ضروری است. وظیفه این است که صادرات خود را افزایش دهیم و واردات خود را با امکانات صادراتی خود منطبق نماییم.
ما، آنطور که در قدیم گفته میشد نمیتوانیم بگوییم: «حتی اگر خودمان کمبود غذا داشته باشیم، صادرات خواهیم داشت»، زیرا کارگران و دهقانان ما خواهان یک استاندارد انسانی غذا هستند، و ما کاملاً از آنها در آن حمایت میکنیم، اما، ما بدون لطمه به مصرف داخلی، هر اقدامی را برای افزایش صادرات خود، و برای اینکه ذخیره مشخصی از ارز در دست دولت باقی بماند، انجام خواهیم داد. اگر در سال ۱۹۲۳ توانستیم پول کاغذی شوروی را برای یک ارز ثابت کنار بگذاریم، یکی از دلایل آن این بود که به لطف تراز تجاری مطلوب، ذخایر مشخصی از ارز خارجی در اختیار داشتیم. اگر میخواهیم چروُونتهای خود را قوی نگه داریم، باید تجارت خارجی خود را به گونهای مدیریت کنیم که ذخیره ارزی به عنوان یکی از پایهها برای چروُونتهای ما باقی بماند.
علاوه بر این، ما به ذخایر مشخصی در حوزه تجارت داخلی نیاز داریم. آنچه که من عمدتاً در ذهن دارم انباشت ذخایر غلات در دست دولت است تا بتواند در بازار غلات مداخله کند و با کولاکها و دیگر دلالان غلات که قیمت محصولات کشاورزی را بیاندازه بالا میبرند مبارزه کند. این برای جلوگیری از خطر افزایش مصنوعی هزینههای زندگی در مراکز صنعتی و تضعیف دستمزد کارگران ضروری است.
آخر اینکه، ما به یک سیاست مالیاتی نیاز داریم که بار مالیات را به دوش اقشار مرفه منتقل کند، و در عین حال در حوزه بودجه دولتی ذخیره مشخصی در اختیار دولت قرار دهد. روند اجرای بودجه دولتی ۴۰۰۰ میلیون روبلی ما نشان میدهد که درآمد ما ممکن است حدود صد میلیون روبل بیشتر از مخارج ما باشد. برای برخی از رفقا این رقم بسیار زیاد به نظر میرسد. اما این رفقا، ظاهراً، بینایی ضعیفی دارند وگرنه میدیدند که برای کشوری مانند کشور ما ذخیره صد میلیون روبل یک قطره در اقیانوس است. عدهای هستند که فکر میکنند ما اصلاً به این ذخیره نیاز نداریم. اما اگر امسال در کشور ما محصول زراعتی از بین برود یا بلای دیگری رخ دهد چه؟ ما باید به چه صندوقی متوسل شویم؟ هیچکس، مطمئناً، به هیچوجه به ما کمک نخواهد کرد. در نتیجه، ما باید از خودمان چیزی کنار گذاشته باشیم. و اگر امسال اتفاق ناخوشایندی رخ ندهد، ما از این ذخیره برای اقتصاد ملی، و در وهله اول برای صنعت، استفاده خواهیم کرد. مطمئن باشید، این ذخایر هدر نخواهند شد.
رفقا، در اصل، اینها نکات کلیدی زندگی اقتصادی ما هستند که باید پیش از هر چیز بر روی آنها تمرکز نماییم تا امکان انباشت داخلی برای صنعتیشدن کشورمان به انباشت سوسیالیستی واقعی تبدیل شود.
https://www.marxists.org/reference/archive/stalin/works/1926/04/13.htm
