تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم

منبع: نامه مردم، دورۀ هفتم، سال اول، شمارۀ ۲۹، چهارشنیه ٣۰ خرداد ١٣۵۸‏

مبارزه با گرانی، کاری است حیاتی

فقط با اقدامات اقتصادی پیگیر و بنیادی می‌توان با این هیولا مبارزه کرد

 

گرانی در کشور معضل بزرگی است که توده مردم را زیر فشار سخت قرار داده است. تورم، که گرانی ‏مایحتاج عمومی از مظاهر آنست، پدیده‌ایست که بیش از همه تودۀ زحمتکش از آن رنج می‌برد. پایان دادن ‏به تورم و گرانی وظیفه بسیار سنگین و دشواری است که اکنون انقلاب در برابر دولت قرار داده است.‏

برای مبارزه با این پدیده چه باید کرد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دید که تورم و گرانی چیست و منشاء ‏آن کدام است؟

تورم پدیده‌ایست که در نتیجه انباشته شدن مجاری گردش کالا از پول به میزانی بیش از حد لازم برای ‏مبادلۀ کالا به وچود می‌آید. این فزونی باعث کاهش ارزش پول، بالا رفتن بهای کالاها و در نتیجه پایین آمدن ‏سطح زندگی زحمتکشانی می‌گردد، که درآمد ثابت دارند و یا درآمد آنان متناسب با افزایش بهای کالاهای ‏مصرفی بالا نمی‌رود (در اینجا سایر عوارض اقتصادی تورم مطرح نیست).‏

تورم پدیده‌ایست عینی و ناشی از قانونمندی‌های نظام سرمایه‌داری، به این جهت گرانی هم، که یکی از ‏مظاهر تورم است، خصلت عینی دارد و نباید آن را با پدیده گرانفروشی، که اگر هم محرک آن تورم باشد، ‏ولی به هر حال یک پدیده اخلاقی است، یکسان دانست.‏

با این‌که تورم پدیده‌ایست عینی، با این همه سیاست‌های اقتصادی و مالی دولت‌ها می‌تواند اثراتی در ‏جهت تشدید و یا تخفیف آن داشته باشد، مثلاً این پدیده قانونمند در نتیجه سیاست‌های ضد مردمی ‌رژیم ‏شاه مخلوع، عوارض مهلک‌تر در اقتصاد کشور و اثرات فلاکت‌بارتری در زندگی زحمتکشان ایران داشت، که ‏نتایج آن را اکنون نیز به چشم می‌بینیم.‏

سیاست‌های اقتصادی و مالی و اجتماعی رژیم، و به خصوص افزایش سرسام‌آور هزینه‌های نظامی و سایر ‏هزینه‌های زیانبخش و غارت بی‌سابقه ثروت‌های ملی به وسیله انحصارگران خارجی و غارتگران داخلی در ‏سال‌های افزایش جهشی درآمد نفت، باعث بحران و در هم‌ریختگی در تولید و بازرگانی و امور مالی گردید و ‏این امر به نوبه خود بر شدت تورم و گرانی مزمن در ایران افزود…‏

حال به سؤالی که در آغاز مطرح کردیم، بازگردیم، برای مبارزه با تورم و گرانی چه باید کرد؟

همان‌طور که گفتیم، تورم و گرانی از قانونمندی‌های نظام سرمایه‌داری است و خصلت عینی دارد. لذا تا ‏زمانی که این قانونمندی عینی عمل می‌کند، نه تنها با تهدید و ارعاب و نه با پند و پیام، یعنی به کمک ‏عوامل ذهنی، نمی‌توان به جنگ این عامل عینی رفت. برانداختن نهایی تورم، به مثابه یک پدیده اجتماعی ‏خاص جامعه سرمایه‌داری، فقط با برانداختن نظام سرمایه‌داری امکان‌پذیر است، چنانکه این کار در ‏کشورهای سوسیالیستی انجام گرفته است.‏

و اما باز، چنانکه گفتیم، در جامعه سرمایه‌داری نیز می‌توان با اتخاذ بعضی تدابیر اقتصادی و مالی از شدت ‏تورم (نه بروز آن) کاست. در جوامع سرمایه‌داری کوشش می‌شود که تورم و گرانی به سود سرمایه‌داران و ‏به زیان زحمتکشان مهار شود و یا در کشورهای امپریالیستی سعی به عمل می‌آید که این کار در عین حال ‏به حساب کشورهای در حال رشد انجام گیرد. به همین جهت در جهان سرمایه‌داری میان سرمایه‌داران و ‏زحمتکشان و هم‌چنین میان انحصارها و کشورهای در حال رشد، در این نبردگاه مبارزه دایم وجود دارد.‏

با استفاده از اهرم‌های اقتصادی و مالی می‌توان تورم و گرانی را مهار کرد و حتا با برخی اقدامات که جنبه ‏بنیادی دارد و تا حدودی در نهادهای نظام سرمایه‌داری «دست‌کاری» می‌کند، می‌توان از بروز و یا دست‌کم ‏از عوارض مهلک آن جلوگیری به عمل آورد. مبارزه برای مهار کردن و یا محدود کردن تورم و گرانی، به علت ‏بغرنجی این پدیده، نمی‌تواند فقط به عرصه گردش کالا محدود شود. به این جهت برای دست یافتن به نتایج ‏مطلوب باید اقدامات وسیع‌تری، که تمام اقتصاد کشور را در برگیرد، به عمل آید. این اقدامات، در خطوط ‏کلی، چنین است:‏

‏● ملی کردن تمام اموال و مؤسسات اقتصادی و مالی متعلق به سرمایه‌داران وابسته و به کار انداختن این ‏مؤسسات به نفع جامعه؛
‏● کمک همه‌جانبه به کشاورزان نیازمند، آزاد کردن آنان از پرداخت قسط و بهره، متحد کردن آنان در ‏تعاونی‌های واقعی و یاری به صنایع خصوصی ملی؛
‏● ملی کردن اراضی بایر، خانه‌سازی از طرف دولت و کمک به خانه‌سازی از طرف زحمتکشان؛
‏● کنترل شدید بازرگانی خارجی، به دست گرفتن انحصار بازرگانی خارجی مربوط به کالاهای مصرفی، ‏خودداری از وارد کردن کالاهای لوکس و غیرضرور؛
‏● کنترل شدید بازرگانی داخلی از راه تضمین خرید مستقیم فرآورده‌های زراعی و دامی از طرف دولت، کوتاه ‏کردن قطعی دست سلف‌خواران، دلال‌ها، واسطه‌ها، رباخواران چه در روستاها و چه در شهر، ایجاد شبکه ‏وسیع فروشگاه‌های دولتی و تعاونی، واگذاری بخشی از کالاهای مصرفی وارداتی (که انحصار آن در دست ‏دولت است) و فرآورده‌های کشاورزی و دامی به خرده‌فروشان، به بهای مناسب و تعیین قیمت ثابت، از راه ‏تعیین نرخ سود ثابت و عادلانه و کوشش در متحد کردن آنان؛
‏● ملی کردن بانک‌ها، تغییر جدی در سیاست‌های مالی و پولی در جهت سوق اعتبارات بانکی به امور ‏تولیدی و عمرانی، واگذاری اعتبارات لازم با شرایط مناسب به کشاورزان واقعاً نیازمند؛‏
‏● حذف و یا کاهش جدی عوارض گمرکی از کالاهای مصرف عمومی؛‏

این اقدامات، که بعضی اثرات آنی و برخی نتایج آتی و درازمدت دارند، علاوه بر این‌که می‌توانند پیشرفت ‏اقتصاد و افزایش میزان اشتغال و تحول بازرگانی و امور مالی و پولی را تأمین کنند، شرایط عینی اقتصادی ‏لازم برای مهار کردن تورم و گرانی به وجود آورند. فقط از این راه است که می‌توان به مبارزه با تورم و گرانی ‏خصلت قاطع و اثربخش لازم داد.‏