تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
۷ خرداد ۱۳۹۹
منبع: دمکراسی مردم، نشریه حزب کمونیست هند (مارکسیست)
نویسنده: آمیت سِنگوپتا
۱۲فوریه ۲۰۱۷
برگردان: ع. سهند
وضعیت آسیبپذیر سازمان جهانی بهداشت به سود کیست؟

در مقدمۀ مجموعه مقالاتی که در «خداحافظ واکسن، سلام خرافات» در ۱ خرداد ۱۳۹۹ در تارنگاشت «عدالت» منتشر شد، گفتیم: «طی چند ماهی که از آغاز بحران ویروس کرونا میگذرد، مقالات بسیاری درباره دستآوردهای علمی کوبا، چین و ویتنام در زمینه تولید واکسنها و داروهای گوناگون منتشر شده است. در کنار این مقالات، یکسری مطالب نیز منتشر شده که مستقیم یاغیرمستقیم با واکسن به طور اعم، و با واکسن هنوز تولید نشده برای کرونا به طور اخص، مخالفت میکنند. پیش از بررسی برخی از ادعاهای مطرح شده در این سری مطالب، مرور برخی فاکتها پیرامون موضوع مورد بحث ضروری به نظر میرسد.» در ادامۀ مرور فاکتها، برگردان فارسی مقاله زیر، که تمرکز بینش طبقاتی آن به جای فرعیاتی مانند «بنیاد گیتس»، بر اصل شناساندن سیاستهای امپریالیسم طی سه دهه گذشته- حتا پیش از پیدایش «بنیاد گیتس»- برای تضعیف نظام کشور-محور سازمان ملل، از جمله در سازمان جهانی بهداشت قرار دارد، منتشر میشود.
***
سازمان جهانی بهداشت قرار است در مجمع جهانی بهداشت در مه ۲۰۱۷، با به پایان رسیدن دو دوره چهار ساله مارگارت چن مدیرکل کنونی، یک مدیرکل جدید انتخاب کند. در نشست هیأت اجراییه سازمان جهانی بهداشت که به تازگی در ژنو پایان یافت، سه نامزد برگزیده شدند-سانیا نیشتر از پاکستان، دیوید نابارو از بریتانیا و تدروس ادهانوم قیبریسوس از اتیوپی.
گرچه در ظاهر به نظر میرسد در دالانهای سازمان اصلی برای بهداشت در سطح جهان که وظیفۀ تعیین هنجارها و معیارها و هماهنگ نمودن مسایل مرتبط با بهداشت بینالمللی را دارد همه چیز عادی است، اما اصلاً اینطور نیست. سازمان جهانی بهداشت گرفتار چالشهای اساسی است که شالودهها و اصول تأسیس سازمان را تهدید میکنند. ظرفیت سازمان جهانی بهداشت برای مداخله در امور مرتبط با بهداشت بینالمللی و انجام عملکرد اساسی آن برای تعیین هنجار، طی سالها شدیداً فرسوده شده است. گذشت زمانی که کشورها برای تدوین سیاستهای داخلی خود برای راهنمایی و حمایت به سازمان بهداشت جهانی متوسل میشدند. مشروعیت سازمان جهانی بهداشت در امور مرتبط با بهداشت بینالمللی به علت قصور آن در طلب رعایت قطعنامههایی که در اجلاس سالانه مجمع بهداشت جهانی تصویب شدند، آسیب دیده است. این نارساییها در بحران تأمین بودجه سازمان جهانی بهداشت ریشه دارند که به سازمان اجازه نمیدهد فعالیتهای اصلی خود را انجام دهد. متأسفانه، با توجه به اظهارات عمومی آنها، هیچیک از نامزدهای معرفی شده، برای ارایه رهبری معنیدار به سازمان بیمار واجد شرایط نیستند.
تضعیف نظام سازمان ملل
چند بازیگر وابسته به هم مسؤول وضعیت کنونی سازمان جهانی بهداشت هستند. از اوایل دهۀ ۱۹۸۰، ساختار حکمرانی جهانی، تجارت و اقتصاد، تحت نفوذ جهانیسازی نولیبرالی قرار گرفته است، و نتیجتاً تصمیمگیری ملی و سیاستهای ملی زیر تأثیرات جهانی قرار دارند. این در باره بخش بهداشت نیز صادق است و پیدایش جهانیسازی نولیبرالی یک چرخش در مؤسسات و ساختارهای حاکم بر بهداشت در سطح جهان را نشان میدهد.
جهانیسازی نولیبرالی موجب تغییرات عمدهای شده و به فرسایش ظرفیت، مشروعیت و منابع سازمان جهانی بهداشت انجامیده است. صدای سازمان جهانی بهداشت پیرامون مسایل بهداشت بینالمللی با ظهور بانک جهانی به مثابه یک بازیگر اصلی در عرصه حکمرانی بهداشت در دهه ۱۹۸۰، خاموش شده است. اهمیت فزاینده تجارت جهانی در روابط بینالملل و توسعه اجتماعی و اقتصادی، در سراسر جهان به تأثیرگذاری سازمان تجارت جهانی و توافقنامه منطقهای و دوجانبه بر بهداشت مردم انجامیده است. بنیادهای خصوصی (مانند «بنیاد بیل و ملیندا گیتس»)، از طریق درگیر شدن در مشارکتهای عمومی-خصوصی و دیگر راهها، اغلب نقش تأثیرگذاری بر شکل دادن به سیاستهای بهداشتی در کشورها و در سطح بینالمللی بازی میکنند.
این تحولات که نقش سازمان جهانی بهداشت را تضعیف کرده اند، از حمایت کشورهای قدرتمند امپریالیستی برخوردارند. این کشورها، به سرکردگی ایالات متحده و حمایت کشورهای «سازمان همکاری و توسعه اقتصادی»، امروز بیاعتنایی خیرهسرانهای را نسبت به ظرفیت آژانسهای «ملت-دولت»محور سازمان ملل، نشان میدهند. آنها روند «ملت-دولت»محور در سازمان جهانی بهداشت را (که در آن هر کشور یک رأی دارد)، به مثابه سدی در برابر تلاشهای خود برای شکل دادن به حکمرانی جهانی بهداشت ارزیابی نموده، و ترجیح میدهند بر مؤسساتی مانند بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی اتکاء کنند که در آن میتوانند نفوذ خود را آسانتر اعمال نمایند. علاوه بر این،کشورهای امپریالیستی در خط مفدم ارتقای بسیاری ار الگوهای «چند-ذینفعی» حکمرانی جهانی قرار داشته اند. در چنین الگویی، نقش مرکزی دولت-ملتها در حکمرانی جهانی بهداشت، با در نظر گرفتن یک نقش برابر (و اغلب نقش غالب) برای بنیادهای خصوصی (که عموماً در ایالات متحده مستقر هستند، مانند بنیاد بیل و ملیندا گیتس و بنیاد راکفلر)، بنگاههای خصوصی مشاوره (مانند مککینزی، پرایس-واتر-هاووس-کوپر، و غیره) و شرکتهای چندملیتی، بیرنگ میشود.
بنیاد گیتس مظهر نفوذ خصوصی بر بهداشت جهانی
صعود بنیاد بیل و ملیندا گیتس به مثابه یک بازیگر جهانی در بهداشت، به ویژه خارقالعاده بوده است. در دهه گذشته، خانواده گیتس (بیل گیتس و همسر او، ملیندا گیتس) سه بار به عنوان سخنران اصلی به مجمع جهانی بهداشت دعوت شده است. بنیاد همچنین بزرگترین تأمینکننده بودجه سازمان جهانی بهداشت است، و آنطور که بعداً بحث خواهد شد، یک نقش اساسی در تعیین سیاستها و عرصههای فعالیت سازمان جهانی بهداشت دارد. اشخاص انگشتشماری به این فاکت اشاره میکنند که نقش بنیاد در بهداشت جهانی باید در بستر سرمایهگذاری عظیم آن در صنایع مضر برای سلامت، مانند «پپسیکولا» و «کوکاکولا» و صنایع شیمیایی خطرناک، در نظر گرفته شود.
صعود آن در پیوند با مفهومسازی از یک سری ابتکارات جهانی از دهه ۱۹۹۰ به بعد تحت عنوان «ابتکارات عمومی خصوصی جهانی» (Global Public Private Initiativ) قرار دارد. طی دو دهه گذشته چند صد مورد از این دست ابتکارات، با بیش از ۱۰۰ مورد آن تنها در بخش بهداشت، به راه انداخته شده است. «ابتکارات عمومی خصوصی جهانی» اکنون در عرصههای بسیاری از حکمرانی جهانی جایگزین آژانسهای سازمان ملل، مانند سازمان جهانی شده اند و مورد تشویق کشورهای امپریالیستی قرار گرفته اند. استدلال مورد استفاده برای اشاعه این ترتیبات که کشورها را به مشارکت با بازیگران خصوصی (بنیادها، بنگاههای مشاورهای، شرکتها) وادار مینماید این است که همکاری چندجانبه در دنیای جهانیشدۀ کنونی دیگر نمیتواند از اصول کهنه چندجانبهگرایی که ملت-دولتها بازیگران اصلی آن بودند، پیروی نماید.
در بخش بهداشت، به اصطلاح بنیادهای «خیریه» مانند «بنیاد گیتس» در بسیاری از این مشارکتهایی که به بهداشت در سطح جهانی شکل میدهند، رکن اساسی هستند}. به عنوان مثال، دو ابتکار جهانی پیرامون بهداشت- «ائتلاف جهانی واکسن» (Global Vaccine Alliance) و «صندوق جهانی برای ایدز، سل و مالاریا» (همچنین موسوم به «صندوق جهانی») (Global Fund for AIDS, TB, and Malaria)، برای همسازی با بازیگران خصوصی در ساختارهای تصمیمگیری این ابتکارات چندجانبه، عامدانه از زیر نظارت سازمان جهانی بهداشت خارج نگه داشته داشته شدند.
لازم است مشارکت جهانی در بستر تلاش برای برخورد با شکست آشکار بازار در تحویل خدمات و اقلام مورد نیاز مردم فقیر از نظر درآمد و منابع، و در عین حال ماندن در چهارچوب سیاستهای اقتصادی نولیبرالی بررسی شود. آنها به چیزی که اقتصاددانان نولیبرال به مثابه «شکستهای بازار» توصیف مینمایند اشاره میکنند، اما در عین حال، باور اساسی به ظرفیت بازار برای تنظیم جریان کالاها و خدمات را زیر سؤال نمیبرند.
کشورهای توسعهیافته در سال ۱۱-۲۰۱۰ سازمان جهانی بهداشت را به انجام یکسری «اصلاحات» مجبور کردند. در قلب این طرح، تلاش برای تضعیف عملکردهای سازمان جهانی بهداشت در تعیین هنجارها قرار داشت. یکی از پیآمدهای این اصلاحات تصویب «چهارچوب مشارکت با بازیگران غیردولتی» در مجمع جهانی بهداشت در سال ۲۰۱۶ بود. تصویب «چهارچوب مشارکت با بازیگران غیردولتی» به معنی پذیرش رسمی رویکرد «چند ذینفعی» به حکمرانی سازمان جهانی بهداشت بود. این به سازمانهای انتفاعی اجازه میدهد در ساختارهای تصمیمگیری سازمان نقش داشته باشند. این به ویژه برای نقش سازمان جهانی بهداشت در تعیین معیارها و هنجارها پیرامون بهداشت مشکلزا خواهد بود و ناگزیر سازمان را در کشمکش با سازمانهای خصوصی قرار خواهد داد، که اکنون در ساختارهای حکمرانی آن نقش دارند.
بحران تأمین بودجه سازمان جهانی بهداشت- عامدانه و حسابشده
تعجبآور این است که روند پنج ساله برای اصلاح سازمان جهانی بهداشت به کمبودهای کلیدی در ارتباط با بحران تأمین بودجه آن برخورد نکرد. در حال حاضر، فقط ۲۰ درصد از بودجه سازمان جهانی بهداشت از چیزی که «سهم تعیینشده» نامیده میشود و سهم مشخص شده برای کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت است، تأمین میشود. باقی بودجه آن از اعانهدهندگان که شامل کشورها و همچنین اعانهدهندگان خصوصی مانند بنیاد گیتس میشود، میآید. پولی که اهداگران میدهند در پیوند با برنامههای مشخص مورد علاقه آنها در سازمان جهانی بهداشت قرار دارد. بسیاری از کشورهای امپریالیستی، در رأس آنها ایالات متحده، ترجیح میدهند به جای افزایش سهم تعیینشدۀ خود، بودجه برنامههای مشخصی را تأمین کنند. در نتیحه، اکثر برنامههای مصوب مجمع جهانی بهداشت به ندرت بودجه کافی دارند، زیرا اعانهدهندگان علاقهای به حمایت از آنها ندارند. نتیجتاً، مجمع جهانی بهداشت به نمایشی مبدل شده که پیرامون برنامههایی که سازمان جهانی بهداشت باید در اولویت قرار دهد تبادلنظر و رأیگیری میکنند، اما اعانهدهندگان در پشت درهای بسته تصمیم میگیرند بودجه به کدام برنامه اختصاص داده شود. دیدن تأثیر این آسان است- آن برنامههای سازمان جهانی بهداشت که به منافع کشورهای امپریالیستی و شرکتها لطمه میزند، مانند برنامهها پیرامون دسترسی به داروهای اساسی، پیرامون برخورد به مؤلفههای اجتماعی بهداشت و غیره پیوسته از بودجه محروم میمانند. ایالات متحده و متحدین آن پیوسته بحثها پیرامون تأثیر بهداشتی حق ثبت اختراع و موافقنامههای تجاری را سد مینمایند.
لازم به یادآوری است که پیدایش بحران مالی سازمان جهانی بهداشت که اکنون نقش مستقل سازمان را تهدید میکند، ریشه در سیاست عدم پرداخت سهمتعیینشدۀ ایالات متحده و متحدین آن به سازمانهای سازمان ملل طی سه دهه گذشته دارد. ایالات متحده و متحدین آن در همه بخشها، از جمله در بخش بهداشت، در خط مقدم استراتژی حسابشدهای قرار داشته اند که درصدد است نظام کشور-محور سازمان ملل را تضعیف و نابود سازد. در نتیجه، طی سه دهه، سازمان جهانی بهداشت از وضعیتی که بودجه آن عمدتاً به وسیله سهم تعیینشدۀ کشورها تأمین میشد به وضعیتی عبور کرده است که در آن اسیر منافع اهداگران است. چیزی که این وضعیت را به ویژه غیرقابل قبول میکند این فاکت است که بودجه سازمان جهانی بهداشت بر رویهم حدود ۲٫۲ میلیارد دلار در سال میشود، که بسیار کم است (این شامل کل بودجه آن برای مقر آن در ژنو، پنج دفتر منطقهای آن و دفاتر آن در بیش از ۱۸۰ کشور میشود). بودجه ۲٫۲ میلیارد دلاری سازمان جهانی بهداشت حدود ۳ درصد بودجه «مرکز کنترل و پیشگیری بیماری ایالات متحده»؛ ۳۰ درصد بودجه هند برای «مأموریت بهداشتی ملی»؛ ۴ درصد درآمد شرکت «فایزر»؛ و ۳ درصد درآمد شرکت «یونیلیور» در سال ۲۰۱۵؛ ۱۰ درصد بودجه سالانه تبلیغاتی شرکتهای داروسازی در ایالات متحده است. افزایش سهم تعیینشده، حتا برای کشورهای دارای درآمد متوسط، مانند هند، برزیل و چین، بار بسیار کوچکی خواهد بود. روشن است که چنگال خفهکننده اعانهدهندگان بر سازمان جهانی بهداشت به دلایل سیاسی ابقاء میشود و جای تأسف است که کشورهای در حال توسعه مانند هند از افزایش سهم تعیینشدۀ خود برای کمک به سازمان جهانی بهداشت، و برای رهانیدن آن از چنگال کشورهای امپریالیستی امتناع میکنند.
لازم است کشورهایی مانند هند اهمیت استراتژیک یک سازمان کشور-محور بینالمللی را برای بهداشت، که بتواند خارج از نفوذ انگیزههای سودجویانهای که درصدد است از ناخوشی سود ببرد، درک نمایند. مذاکره کنندگان و دیپلماتهای هند در سازمان جهانی بهداشت به خاطر دانش ژرفشان از موضوعات اساسی مورد احترام هستند. با این وجود، هند در سالها اخیر به جای ارایه رهبری به کشورهای در حال توسعه، آمادگی بیشتری را برای دنبالهروی از ایالات متحده و متحدین آن نشان داده است.
http://peoplesdemocracy.in/2017/0212_pd/who-benefits-compromised-world-health-organisation
