تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۰ آبان ۱۴۰۴
منبع: مجله وارتون
نویسنده: جفری گرت
۱۰ سپتامبر ۲۰۱۹

چرا زنجیره‌های تأمین آمریکا-چین از جنگ تجاری قوی‌ترند؟

واژه‌های «زنجیره تأمین» را که به زبان می‌آورید، اکثر مردم دیگر گوش نمی‌دهند. زنجیره‌های تأمین فنی، تخصصی و کسل‌کننده به نظر می‌رسند. اما هیچ چیز نمی‌تواند بیش از این از حقیقت دور باشد. در این‌جا سه هورای من برای زنجیره‌های تأمین تشریح می‌شوند:

۱- زنجیره‌های تأمین در هسته اقتصاد جهانی مدرن قرار دارند.

۲- زنجیره‌های تأمین به حل جنگ تجاری چین-ایالات متحده کمک خواهند کرد.

۳- زنجیره‌های تأمین احتمال وقوع یک جنگ سرد جدید را کاهش می‌دهند.

اگر به صحبت‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره تجارت گوش بدهید، این تصور به شما دست می‌دهد که زنجیره‌های تأمین جهانی وجود ندارند. تحلیل رئیس‌جمهور در مهم‌ترین مورد – چین و ایالات متحده – چیزی شبیه به این است: کالاها و خدمات یا «ساخت آمریکا» است یا «ساخت چین». آمریکا زمانی «برنده» می‌شود که محصولات ساخت آمریکا به چین صادر شوند. آمریکا زمانی «بازنده» می‌شود که محصولات ساخت چین را وارد کند. عدم توازن تجاری، درست مانند تیم ورزشی مورد علاقه شما، نشان‌دهنده رکوردهای برد-باخت برای هر دو کشور است.

با این حساب، آمریکا بدجور می‌بازد. از این‌رو جنگ تجاری جاری را داریم. مشکل این است که تجارت ترامپی یادگار یک دوران بسیار دور است، زمانی که محصولات واقعاً در یک کشور ساخته می‌شدند و به کشور دیگر فروخته می‌شدند. آن الگو، که ابتدا با حمل‌و‌نقل کانتینری در دهه ۱۹۶۰ و سپس توسط اینترنت در دهه ۱۹۹۰ دگرگون شد، مدت‌هاست که سپری شده است.

این انقلاب‌ها هزینه‌های جابجایی کالاها و خدمات بین کشورها را به طرز چشم‌گیری کاهش دادند. دنیای جدید و شجاعی از زنجیره‌های تأمین جهانی پدیدار شد تا از تفاوت‌های بین‌المللی در هزینه‌ها و مهارت‌ها برای تولید محصولات بهتر و ارزان‌تر استفاده کند.

در اقتصاد جهانی امروز، محصولات در یک کشور از اجزایی که از کشورهای دیگر تأمین می‌شوند، ساخته شده و سپس در سراسر جهان فروخته می‌شوند. در نتیجه، تعداد بسیار کم‌تری از محصولات صرفاً «ساخت آمریکا»، «ساخت چین» یا در واقع ساخت یک کشور مشخص هستند.

تردیدی نیست که این برای مصرف‌کنندگان در سراسر جهان یک موهبت بوده است. این هم‌چنین یکی از دلایلی است که اقتصاددانان به ترازهای تجاری دوجانبه کم‌ بها می‌دهند.

اما جهانی‌سازی زنجیره‌های تأمین، مشاغلی را که زمانی مختص آمریکا بود، از کارگران خودروسازی گرفته تا رادیولوژیست‌ها، از گردانندگان مراکز تماس گرفته تا حسابداران، به کشورهای دیگر برون‌سپاری کرده است. به همین دلیل است که ترامپ فکر می‌کند جنگ‌های تجاری، سیاست‌های انتخاباتی خوبی بشمار می‌آیند.

اقتصاد جنگ‌های تجاری بسیار متفاوت است. تشدید تلافی‌جویانه تعرفه‌ها بین چین و ایالات متحده، امسال برای مصرف‌کننده معمولی آمریکایی هزینه خواهد داشت. کشاورزان آمریکایی از تعرفه‌های چین بر سویا و سایر محصولات کشاورزی آسیب دیده‌اند.

شرکت‌های بزرگ- در رأس آن‌ها شرکت‌های قدرتمند در بخش فناوری که جزئی جدایی‌ناپذیر از زنجیره‌های تأمین و فعالیت‌های شرکت‌های آمریکایی و چینی هستند – نیز به شدت از جنگ تجاری زیان می‌بینند. دو نمونه نمادین را در نظر بگیرید: جنگ ترامپ علیه هواوی و خواست او از اَپل برای تولید تلفن‌هوشمند در آمریکا.

داستان دو زنجیره تأمین
با وجود همه هیاهوها، دولت ترامپ هنوز به وعده خود مبنی بر ممنوعیت تجارت هواوی با آمریکا عمل نکرده است. چرا؟

چون هواوی برای شرکت‌های آمریکایی اهمیت زیادی دارد. حدود یک‌چهارم قطعات محصولات هواوی توسط شرکت‌های پیشرو فناوری آمریکایی، به رهبری برادکام، فلکس و کوالکام، تأمین می‌شود. اگر همه آن‌ها را جمع کنیم، تأمین‌کنندگان آمریکایی سالانه بیش از یک میلیارد دلار- چیزی کم‌تر از تأمین‌کنندگان چینی هواوی- از هواوی درآمد کسب می‌کنند.

چرا زنجیره‌های تأمین ایالات متحده و چین از جنگ تجاری قوی‌ترند؟
(نمودار: رویترز)

همین داستان چند سال پیش برای «ZTE»، یکی دیگر از شرکت‌های تلفن هوشمند و مخابراتی چینی، رخ داد. پس از هیاهوی اولیه ترامپ مبنی بر این‌که ایالات متحده قصد دارد «ZTE» را از تجارت در آمریکا منع کند، ترامپ آتش‌بس اعلام کرد و در ۱۴ مه ۲۰۱۸ توییت کرد: «ZTE، شرکت بزرگ تلفن چینی، درصد زیادی از قطعات جداگانه را از شرکت‌های آمریکایی می‌خرد.»

این منطق حتی بیش‌تر در مورد هواوی صدق می‌کند. علاوه بر تأمین‌کنندگان قطعات آمریکایی، گوگل نیز سهم بزرگی در موفقیت هواوی دارد – زیرا هواوی دومین تولیدکننده بزرگ تلفن‌های هوشمند در جهان است و تمام تلفن‌های آن از سیستم عامل اندروید گوگل استفاده می‌کنند. [همان گوگل که نقش بزرگی در نسل‌کشی در غزه دارد- عدالت].

اگر بگوییم موفقیت هواوی، موفقیت آمریکاست، زیاد اغراق کرده‌ایم. اما این یک نکته مهم را مطرح می‌کند: نمی‌توان انکار کرد که چندین شرکت بزرگ فناوری آمریکایی از موفقیت هواوی سود می‌برند – و از جنگ دولت ترامپ علیه هواوی آسیب می‌بینند.

اکنون فیلم‌نامه را از قطعات آمریکایی در تجهیزات چینی به مونتاژ چینی محصولات آمریکایی – اپل – تغییر دهید.

حقیقت در تبلیغات در پشت تمام دستگاه‌های اپل: «طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا. مونتاژ شده در چین.» توجه کنید: در آن نوشته نشده «ساخت چین» زیرا دستگاه‌های اپل تقریباً به طور انحصاری در سرزمین اصلی چین، عمدتاً توسط «فاکسکان»، یک شرکت تایوانی، از قطعاتی که از آمریکا، آسیا و اروپا می‌آیند، مونتاژ می‌شوند. نمودار زیر توصیف جیمز هوگان از دانشگاه تگزاس دالاس از زنجیره تأمین اپل در سال ۲۰۱۶ بود:

اقتصاد زنجیره تأمین اپل نیز حداقل به همان اندازه مهم است. ارزش افزوده توسط مونتاژکنندگان «فاکسکان» و «پگاترون» معمولاً تنها حدود ۵٪ از کل هزینه ساخت یک دستگاه اپل تخمین زده می‌شود. بقیه از قطعاتی حاصل می‌شود که هیچ‌کدام از آن‌ها از چین نمی‌آیند. بیش‌تر از این «ساخت چین» نگوییم.

طبق گزارش «TechInsights:، کل هزینه تولید یک دستگاه آیفون «XS Max» حدود ۴۵۰ دلار است. این را با قیمت خرده‌فروشی ۱۰۹۹ دلاری آن مقایسه کنید، و به راحتی می‌توانید بفهمید که چرا اپل یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های جهان از نظر ارزش بازار است.

و جای تعجب نیست که تیم کوک، مدیرعامل اپل، مدافع نقش چین در موفقیت اپل است. کوک در مصاحبه‌ای که در اواخر سال ۲۰۱۷ در برابر حملات ترامپ از عبارت «مونتاژ شده در چین» دفاع کرد، تأکید کرد که اپل به دلیل کیفیت، نه قیمت، در چین حضور دارد: «محصولاتی که ما تولید می‌کنیم به ابزارآلات واقعاً پیشرفته‌ای نیاز دارند و دقتی که باید داشته باشید، ابزارآلات و کار با موادی که ما تولید می‌کنیم، پیشرفته‌ترین هستند. و مهارت ابزارآلات در این‌جا بسیار عمیق است. در ایالات متحده اگر جلسه‌ای از مهندسان ابزارآلات داشته باشید، مطمئن نیستم که بتوانیم تمام اتاق را پر کنیم. در چین می‌توانید چندین زمین فوتبال را پر کنید.»

بنابراین چین بخش جدایی‌ناپذیر موفقیت اپل است، به خصوص با توجه به اینکه چین بزرگ‌ترین بازار محصولات اپل در خارج از آمریکا است.

خطرات جدایی
زمانی‌که شما زنجیره‌های تأمین زیربنایی اپل و هواوی و ارزش عظیمی را که شرکت‌های آمریکایی از آن‌ها به دست می‌آورند در نظر بگیرید، به راحتی می‌توان فهمید که چرا شرکت‌هایی مانند اپل و گوگل، برادکام و کوالکام می‌خواهند جنگ تجاری پایان یابد. تاکنون، آن‌ها مانع گسترش جنگ تجاری به حوزه فناوری شده‌اند. در آینده، آن‌ها نیروی مهمی برای آتش‌بس خواهند بود.

اما حداقل برخی در دولت ترامپ، وقتی صحبت از روابط چین و ایالات متحده می‌شود، زنجیره‌های تأمین را دشمن می‌دانند. آن‌ها می‌خواهند با جدا کردن زنجیره‌های تأمینی که دو اقتصاد را به هم پیوند می‌دهند، این دو اقتصاد را «از هم جدا» کنند.

جداسازی بسیار دشوار خواهد بود. جداسازی از نظر اقتصادی نیز بسیار پرهزینه خواهد بود. اما جدایی پیامد دیگری، حتی مهم‌تر، نیز خواهد داشت: این احتمال درگیری نظامی بین آمریکا و چین را افزایش می‌دهد.

شاید ایمانوئل کانت اولین کسی بود که گمانه زد «روح تجارت… دیر یا زود بر هر ملتی حاکم می‌شود و با جنگ ناسازگار است.» اما منتقدان این تصور که کشورهایی که با یکدیگر تجارت می‌کنند، با یکدیگر وارد جنگ نمی‌شوند، به جنگ جهانی اول به عنوان نمونه‌ خیره‌کننده‌ نقض آن اشاره می‌کنند.

انگلیس و آلمان با وجود روابط تجاری بسیار عمیق بین دو کشور در دوره‌ای از جهانی شدن گسترده، وارد جنگ شدند. چرا اکنون همین بین چین و آمریکا اتفاق نمی‌افتد؟

پاسخ من این است که، به دلیل زنجیره‌های تأمین جهانی، جهانی شدن در بخش اول قرن بیست و یکم با جهانی شدن در بخش اول قرن بیستم بسیار متفاوت است. صد سال پیش، هیچ زنجیره تأمین جهانی وجود نداشت و شرکت‌های چندملیتی کمی وجود داشتند. امروزه، زنجیره‌های تأمین جهانی که به شرکت‌های چندملیتی نیرو می‌دهند، در هسته اصلی اقتصاد جهانی قرار دارند.

از همه مهم‌تر، آمریکا و چین با پیوندهای متقابل زنجیره تأمین که به انبوهی از پیوندها تبدیل شده است، به یکدیگر «وابسته» هستند. همانطور که کانت اشاره کرد، این نه تنها با جنگ «ناسازگار» است، بلکه تقریباً غیرقابل تصور است.

به همین دلیل است که من با وجود اختلافات عمیق و واقعی، مطمئن هستم که آمریکا و چین محکوم به جنگ نیستند. به همین دلیل است که من عمیقاً با «جدایی» مخالفم. طرفداران این ایده، جدایی را به نام امنیت ملی ترویج می‌دهند. من معتقدم که عکس این قضیه صادق است. جدایی با کاهش هزینه‌های جنگ با چین و در نتیجه افزایش احتمال درگیری نظامی، به امنیت ملی آمریکا آسیب عمیقی خواهد رساند.

زنجیره‌های تأمین جهانی نه تنها به نفع مصرف‌کنندگان هستند، بلکه نیرویی منطقی برای پایان دادن به بن‌بست تجاری بین آمریکا و چین نیز می‌باشند و هم‌چنین پیوندهایی را تشکیل می‌دهند که دو کشور را در رفاه و صلح به هم پیوند می‌دهد.

* جفری گرت رئیس دانشکده، استاد مدیریت و شرکت‌های خصوصی در دانشکده «Reliance» و استاد مدیریت در دانشکده وارتون دانشگاه پنسیلوانیا است. این نوشتار در ابتدا در «لینکدین» منتشر شد.

https://magazine.wharton.upenn.edu/digital/why-u-s-china-supply-chains-are-stronger-than-the-trade-war/