تارنگاشت عدالت- دورۀ سوم
سهشنبه، ۴ آذر ۱۴۰۴
منبع: هدف، نشریه حزب کمونست سوئد
سهشنبه، ۲۵ نوامبر ۲۰۲۵
یونیسف: ۱۳۸ میلیون کودک کار – دهها میلیون نفر در مشاغلی که مستقیماً جانشان را تهدید میکند

کودکان مجبور به کار در اقتصاد غیررسمی، در مشاغل کمدرآمد و اغلب بسیار پرخطر هستند.
طبق دادههای جدید سازمان بینالمللی کار و یونیسف، تقریباً ۱۳۸ میلیون کودک بین ۵ تا ۱۷ سال امروزه در سراسر جهان کار میکنند و ۵۴ میلیون نفر از آنها کارهایی انجام میدهند که مستقیماً برای سلامت و ایمنی آنها خطرناک است. علیرغم برخی پیشرفتها در سالهای اخیر، اکنون مشخص است که هدف سازمان ملل متحد برای ریشهکنی کار کودک تا سال ۲۰۲۵ محقق نخواهد شد.
کودکان به کار در اقتصاد غیررسمی، در مشاغل کمدرآمد و اغلب بسیار پرخطر مجبور میشوند. عواقب این ویرانگر است: بسیاری از آنها از حق تحصیل محروم میشوند، در معرض آسیبهای جسمی و روانی قرار میگیرند، و به دست شبکههای جنایتکار میافتند. دختران نوجوان که اغلب در کشورهای دیگر مجبور به کار به عنوان کارگر خانگی میشوند، به ویژه آسیبپذیر هستند. وضعیت مهاجرت و وابستگی آنها به کارفرمایانشان برای اعمال کنترل کامل – با گزارشهایی از سوءاستفاده جنسی، حبس، عدم پرداخت دستمزد و در بدترین موارد، مرگ – مورد استفاده قرار میگیرد.
در بخش کشاورزی، کودکان در مزارع و معادن کوچک کار میکنند، جایی که با وجود وعدههای مکرر شرکتهای بزرگ پیرامون «شرایط بهتر» در زنجیرههای تأمین، در معرض گرد و غبار سمی و مواد شیمیایی خطرناک قرار دارند. در مناطق جنگی، کودکان توسط گروههای مسلح نیز بکار گرفته میشوند. بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۲، یونیسف بیش از ۱۰۵۰۰۰ مورد سوءاستفاده از کودکان در درگیریهای مسلحانه را ثبت کرده است.
بررسی کار کودکان بر اساس بخش نشان میدهد که کشاورزی ۶۱ درصد از کل موارد را تشکیل میدهد. کار خانگی و بخش خدمات ۲۷ درصد و صنعت ۱۳ درصد را تشکیل میدهند. در پشت این ارقام، علل اساسی مادی وجود دارد: دستمزد پایین برای بزرگسالان، فقدان بیمه اجتماعی کارآمد، بازرسیهای ضعیف محیط کار و مصونیت سیستماتیک شرکتها که در آن شرکتهای جهانی میتوانند بدون مسئولیت واقعی، از کار کودکان در سطوح پایینتر زنجیره تأمین سود ببرند.
شبیه جنگ با آسیابهای بادی
در این زمینه، سازمان بینالمللی کار، یونیسف و سایر نهادها خواستار اقدام فوری و الزامآور هستند: بررسیهای لازم در سراسر زنجیره تأمین، دستمزد مناسب بزرگسالان، تأمین اجتماعی جهانی، آموزش رایگان و با کیفیت و قوانین سختگیرانهتر با نظارت مؤثر. این امر به عنوان وسیلهای برای کاهش آسیب ضروری است. اما در سرمایهداری، «ممیزیها» اغلب به سپرهای روابط عمومی تبدیل میشوند و کنفرانسها – از جمله کنفرانسی که در سال ۲۰۲۶ در مراکش برنامهریزی شده است – به وعدههایی بدون پشتوانه تبدیل میشوند. برای کودکانی که امروز بار کشاورزی، معادن، خانوارها و کارخانهها را به دوش میکشند، هر ماه تأخیر به معنای یک سال دیگر از کودکی بسرقت رفته برای حفظ سود سرمایه است.
امید بستن به بازرسان در نظام مبتنی بر استثمار، جنگ با آسیابهای بادی است. یونیسف و سازمان بینالمللی کار میتوانند سختیها را کاهش دهند، اما تنها یک دولت تحت دیکتاتوری پرولتاریا میتواند با سلب مالکیت از بخشهای استراتژیک، و معرفی یک اقتصاد برنامهریزیشده مطابق با نیازهای اجتماعی، اساساً کار کودکان را لغو کند. تا آن زمان، ما باید سازماندهی کنیم، فشار بیاوریم و افشا کنیم – نه اینکه این توهم را گسترش دهیم که «بازرسیهای شرکتی» میتواند جایگزین قدرت طبقاتی شود.
