آشویتس، هیروشیما، سطیف، این سه راه وحشت با هم مرتبط به نظر نمی‌رسیدند. به نظر می‌رسید آن‌ها به عرصه‌های غیر مرتبط تعلق دارند. مقاومت ضدنازی چگونه می‌توانست کشتارها در الجزایر را هدایت کند، متفقین ناجی که از بمباران اردوگاه‌های مرگ در اروپا خودداری کردند چگونه بدلخواه جمعیت غیرنظامی را در آن‌سوی جهان، بدون ضرورت نظامی، بلکه فقط بخاطر عوامل ژئوپولیتیک نابود کردند؟ میراث ما از آن دوره و آن رویدادها، این وظیفه طاقت‌فرسا است که سیاست را چیزی نبینیم مگر ماسک بر خشونت سازمان‌یافته‌ای، که اکنون خاموش است، اما هر لحظه تهدید به انفجار می‌کند.

تارنگاشت عدالت- بایگانی دورۀ دوم

منبع: اومانیته
نویسنده: برنارد اوگیلوی
۱۰ اوت ۲۰۱۵

آشویتس، هیروشیما، سطیف: این سه راه وحشت که با مرتبط نبودند

 

انداختن دو بمب اتمی نخست توسط ارتش آمریکا بر روی شهرهای ژاپنی هیروشیما و ناگازاکی در ۶ و ۹ اوات ۱۹۴۵- برای نخستین‌‌بار در تاریخ جنگ- بلافاصله و کاملاً بدرستی یک رویداد کلیدی ارزیابی شد. نگاه کردن از یک زوایه تنگ مانع از دیدن رویدادهای دیگر می‌شود، و در اینمورد یافتن توضیح برای آن‌ها را دشوار می‌سازد. به سخن دیگر، چرا این و آن رویداد همزمانند، یا چرا آن‌ها ریشه‌های مشترک دارند. سال ۱۹۴۵ از نکات ژرف و تاریخاً وحشتناک کلیدی مملو بود. بازکردن و رهایی اردوگاه‌های مرگ، قتل‌عام‌های سطیف، قالمه و خراطه، و سوزندان ده‌ها هزار تن در کوره‌های آهک در مصر الجدیده… و غیره. برای یک دانشجوی جوان در دهه ۱۹۶۰، چنین به نظر می‌رسید که نام‌های نمادین مشخص، باهم، یا توسط همان افراد ذکر نمی‌شوند.

آشویتس، هیروشیما، سطیف، این سه راه وحشت با هم مرتبط به نظر نمی‌رسیدند. به نظر می‌رسید آن‌ها به عرصه‌های غیر مرتبط تعلق دارند. خوب، برای درک این که هر یک چه دارد که ویژه و مختص آن است، لازم است آن‌ها را در یک عرصه مشترک- که به ما امکان می‌دهد تفاوت‌های ظاهری آن‌ها را ببینیم- قرار دهیم.

ایدئولوژی‌های غالب در دو عرصه قرار می‌گیرند: وحشت عمومی از جنگ به سرکوب مفهوم مرتبط دانستن این عرصه‌های  نامتجانس انجامید. مقاومت ضدنازی چگونه می‌توانست کشتارها در الجزایر را هدایت کند، متفقین ناجی که از بمباران اردوگاه‌های مرگ در اروپا خودداری کردند چگونه بدلخواه جمعیت غیرنظامی را در آن‌سوی جهان، بدون ضرورت نظامی، بلکه فقط بخاطر عوامل ژئوپولیتیک نابود کردند؟ ما امروز این پرسش‌های بدون پاسخ مانده را با پرسش‌های بی دردسرتری جایگزین می‌کنیم: کلیّت شر، خطرات علم و تکنولوژی غیرقابل کنترل، برخورد فرهنگ‌ها… رویهم‌رفته میزان اندکی سیاست. با این وصف، اکنون اگر رویدادهای «غیرقابل قیاس» دارای یک ویژه‌گی مشترک باشند- که از دید ما پنهان بماند و آن‌ رویدادها را همزمان ‌‌سازد- آن ویژه‌گی این است که  ما را به جایی کشانده‌اند که قاطعانه این ایده را رد می‌کنیم که خشونت دولتی عمل یا ادامه سیاست است.

بالعکس، میراث ما از آن دوره و آن رویدادها، این وظیفه طاقت‌فرسا است که سیاست را چیزی نبینیم مگر ماسک بر خشونت سازمان‌یافته‌ای، که اکنون خاموش است، اما هر لحظه تهدید به انفجار می‌کند.

* برنارد اوگیلوی استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه پاریس ۸ سنت دنیس

http://www.humanite.fr/auschwitz-hiroshima-setif-ces-trois-couloirs-de-lhorreur-ne-communiquaient-pas-581174

————————-

عدالت: در روز ۸ مه ۱۹۴۵، روز پایان رسمی جنگ جهانی دوم در اروپا، مردم الجزابر در  شهرهای‌ سطیف، قالمه و خراطه علیه استعمارگران فرانسوی قیام کردند. این قیام با کشتاری که به قتل عام سطیف معروف است و طی آن نزدیک به ۴۰ هزار نفر کشته شدند سرکوب گردید.