تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

شنبه، ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
منبع: الاخبار*
نویسنده: سعید محمد
دوشنبه، ۳۱ اوت ۲۰۲۶

معامله ننگین: ونزوئلا نفت خود را به دزدان دریایی کارائیب تسلیم می‌کند

 

رودریگز در جریان سخنرانی تلویزیونی خود که در آن مدت زمان ۲۵ ساله این توافق را شرح داد.

جمعه‌شب گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پلتفرم خود، «تروث سوشیال» (TruthSocial) را برای اعلام این خبر انتخاب کرد که ایالات متحده وارد «بزرگ‌ترین قرارداد نفتی در تاریخ جهان» شده است. او این توافق امضاشده با مقامات ونزوئلا را به عنوان مالکیت آمریکا بر بیش از ۶۵ میلیارد بشکه از ذخایر اثبات‌شده ونزوئلا معرفی کرد؛ ذخایری که در هفده میدان نفتی قرار دارند، و تقریباً یک‌پنجم از ذخایر کشوری را تشکیل می‌دهند که بزرگ‌ترین ذخیره نفتی اثبات‌شده در جهان را داراست.

اظهارات ترامپ که سرشار از لفاظی‌های یک پیروزمند بود، نفت ونزوئلا را به موازنه قدرت ایالات متحده اضافه کرد و آنچه را که او «معامله» نامید، به دو برابر شدن ذخایر آمریکا و کاهش قیمت سوخت برای دهه‌ها پیوند داد. در همین حال، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه، این دستاورد را یک موقعیت برد-برد توصیف کرد که راه را برای نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری خصوصی هموار می‌کند. این واقعیت که این خبر پیش از آنکه حتی در کاراکاس مورد بحث قرار گیرد، از واشنگتن اعلام شد، شاید نشان‌دهنده میزان کنترل ایالات متحده بر امور ونزوئلا بود؛ واقعیتی که باعث شد دلسی رودریگز، رئیس‌جمهور موقت، تازه پس از تثبیت روایت دولت ترامپ، به تبیین مفاد قرارداد برای مردم ونزوئلا بپردازد.

این توافق، نتیجه منطقی روندی بود که با حمله نظامی ایالات متحده در ۳ ژانویه آغاز شد؛ زمانی که نیروهای ویژه به مجتمع ریاست‌جمهوری به‌شدت مستحکم «فوئرته تیونا» در کاراکاس یورش بردند ،و رئیس‌جمهور نیکولاس مادورو و همسرش، سیلیا فلورس را به زندانی در نیویورک منتقل کردند. پس از آن، اختیارات ریاست‌جمهوری با حمایت دولت ترامپ به‌سرعت به معاون رئیس‌جمهور، رودریگز، منتقل شد و او نیز بدون فوت وقت، بیش‌تر وزرای مادورو و چندین فرمانده ارشد نظامی وفادار به او را برکنار کرد. او همچنین قدرت نزدیکان خود و برادرش، خورخه (رئیس پارلمان) را تثبیت کرد و برای سرکوب لفاظی‌های ضدآمریکایی گام برداشت و هم‌زمان درها را برای همکاری با اسرائیل گشود. رودریگز در جریان پنج جلسه مذاکره با اپوزیسیون که نزدیک به دو هفته به طول انجامید، موضوع مادورو و فلورس را نادیده گرفت؛ در عین حال، تابلوهای مطالبات برای آزادی آن‌ها به‌تدریج از خیابان‌های اصلی ناپدید شدند، نقاشی‌های دیواری مادورو و چاوز پاک شدند، تصاویر آن‌ها از ادارات دولتی جمع‌آوری شد، رنگ آبیِ منتسب به رودریگز جایگزین رنگ قرمز چاوزی گردید و تلویزیون دولتی نیز از توصیف عملیات آمریکا به عنوان «آدم‌ربایی»، به نامیدن مادورو به عنوان «اسیر جنگی» تغییر موضع داد.

در همین حال، واشنگتن رژیم تحریم‌های اعمال‌شده بر جمهوری بولیواری در دوران رؤسای‌جمهور هوگو چاوز و نیکولاس مادورو را حفظ کرد، اما مجوزهای گزینشی به شرکت‌های منتخب وزارت خزانه‌داری آمریکا اعطا نمود. این کشور همچنین کانال‌های فروش نفت خام و زمان‌بندی انتقال بخش محدودی از درآمدهای آن به دولت کاراکاس را تحت کنترل داشت. پیش از این معامله، اصلاحاتی در قانون هیدروکربن‌ها صورت گرفت که ژانویه گذشته به‌سرعت توسط پارلمان ونزوئلا تصویب شد؛ این اصلاحات مالیات‌های دولتی را کاهش داد، کنترل بیش‌تری بر عملیات‌ و فروش به شرکت‌های خصوصی اعطا کرد، و راه را برای داوری بین‌المللی جهت حل اختلافات به گونه‌ای هموار ساخت که با خواسته‌های سرمایه‌داری غربی همسو باشد.

در نتیجه همه این پویایی‌ها، قرارداد واگذاری امتیاز نفتی پدیدار شد؛ توافقی که رودریگز آن را یک قرارداد دوجانبه ۲۵ ساله با هدف توسعه ۱۷ میدان نفتی و افزایش تولید به بیش از ۱.۵ میلیون بشکه در روز معرفی کرد. این قرارداد شامل آغاز کار در هشت بلوک اکتشافی جدید و توافق‌های بعدی با شرکت‌های «شورون» (آمریکایی)، «بی‌پی» (انگلیسی) و «رپزول» (اسپانیایی) بود. در مقابل، مقامات آمریکایی از امتیازات بهره‌برداری تا ۱۰۰ سال سخن گفتند که بر اساس آن، ایالات متحده ۵۵ درصد از تولید واقعی را دریافت می‌کند؛ سهمی که طبق گزارش‌های منتشرشده، بین یک سهم مالکیت غیرفعال ۳۵ درصدی و حق تقدم برای خرید ۲۰ درصد از تولید به قیمت تمام‌شده توزیع می‌شود. شکاف میان این دو بازه زمانی (روایت آمریکایی و ونزوئلایی) دبررگیرنده ابهام مشکوکی است، به‌ویژه در شرایطی که متن توافق‌نامه در دست نیست و گزارش‌های متناقضی درباره «دفتر سرمایه استراتژیک» در پنتاگون وجود دارد؛ سخنگوی این دفتر اختیارات آن را به تامین مالی و کمک‌های فنی محدود کرد، در حالی که برخی گزارش‌ها ابزارهایی را به آن نسبت می‌دهند که به واشنگتن سهمی تقریباً رایگان اعطا می‌کند.

رودریگز به رسمیت شناخته شدن و حفاظت واشنگتن از حکومت خود را به دست می‌آورد.

 

رودریگز اظهار داشت که این پروژه بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری جذب خواهد کرد و بر اساس قیمت پایه ۶۵ دلار برای هر بشکه و سهم مستقیم دولت در حدود ۱۹ دلار به ازای هر بشکه تولید و فروخته شده، ۲۰۹ میلیارد دلار درآمد برای خزانه ایجاد می‌کند. او همچنین تاکید کرد که مالکیت و حاکمیت قانونی بر این منابع در اختیار جمهوری [ونزوئلا] باقی خواهد ماند. با این حال، کارشناسان تصریح کردند که توانایی واقعی برای تعیین نرخ تولید، مقصد، قیمت و جریان‌های مالی، بدون در نظر گرفتن عنوان مالکیت، صرفاً در اختیار طرف آمریکایی است.

پروژه جدید توسط کنسرسیومی متشکل از دولت ایالات متحده، سرمایه‌گذاران خصوصی و گروهی از بازرگانان ونزوئلایی که ارتباط نزدیکی با حزب حاکم دارند، اجرا خواهد شد. مارکو روبیو و پیت هگست، وزیر دفاع، رهبری مذاکرات با رودریگز را بر عهده داشتند؛ در حالی که شرکت «نورث امریکن بلو انرژی پارتنرز» (North American Blue Energy Partners) (ثبت‌شده در باربادوس) به ریاست آلخاندرو بتانکور لوپز، مأمور مدیریت عملیات‌ شد. این شرکت در حال حاضر تقریباً ۲۰۰ هزار بشکه در روز تولید می‌کند و هدف آن وام گرفتن ۵ میلیارد دلار برای رسیدن به تولید یک میلیون بشکه در روز ظرف پنج سال است. بتانکور، مدیرعامل این شرکت، از طریق قراردادهای برق اعطاشده توسط دولت بولیواری به شهرت و ثروت رسید؛ دقیقاً مانند طبقه‌ای از «الیگارش‌های بولیواری» که دارایی‌های خود را در منطقه خاکستریِ محل تلاقی دولت، معاملات تجاری و پیمانکاری انباشته کردند. چتر حمایتی آمریکا که اکنون به او اعطا شده است، دروازه‌های تأمین مالی، تجهیزات مدرن و امنیت را به‌روی او خواهد گشود؛ آن هم در زمانی که «شرکت ملی نفت ونزوئلا» در خطر تبدیل شدن از یک قطب حاکمیت تولیدی به یک مدیر قرارداد دست‌دوم برای شرکت‌های خارجی قرار دارد.

تصویر ذینفعان این ماجرا زمانی روشن‌تر می‌شود که این معامله در بستر «اقتصاد سیاسی انرژی» مورد بررسی قرار گیرد. ایالات متحده به منبع عظیمی از نفت خام سنگین در نزدیکی پالایشگاه‌های ساحل خلیج خود دست می‌یابد، وابستگی خود را به واردات از کانادا و مکزیک کاهش می‌دهد و توانایی خود را برای مقابله با اختلالات عرضه ناشی از مواجهه با ایران گسترش می‌دهد. این توافق همچنین دسترسی چین، روسیه و ایران را به نفت ونزوئلا قطع می‌کند. علاوه بر این، دولت ترامپ در آستانه انتخابات ماه نوامبر، از اهرم‌های انتخاباتی مرتبط با قیمت بنزین بهره‌مند می‌شود؛ هرچند که این میدان‌ها و زیرساخت‌ها پیش از ایجاد تأثیر محسوس بر بازارها، به سال‌ها زمان و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری نیاز خواهند داشت. در همین حال، شرکت‌های آمریکایی نفت ارزان را با تضمین‌های سیاسی و نظامی به دست می‌آورند و بتانکور و شرکایش به یک ارتقای تاریخی دست می‌یابند: جهش از سرمایه‌دارانی محلی و مطیعِ دولت، به واسطه‌هایی میان امپریالیسم و لایه‌های پنهان قدرت در ونزوئلا.

به نوبه خود، رودریگز به رسمیت شناخته شدن و حفاظت واشنگتن از حکومت خود را به دست می‌آورد، در حالی که این معامله به نخبگانِ پیرامون رئیس‌جمهور فرصتی برای بازتولید امتیازات‌شان می‌دهد. طبقات مرفه جامعه نیز می‌توانند از تسهیل جریان‌های سرمایه و انتقال فناوری و شاید مشاغلی در صنعت نفت با شرکت‌های خارجی بهره‌مند شوند؛ به‌ویژه پس از آنکه تولید ملی در دوران مادورو از نزدیک به سه میلیون بشکه در روز به حدود ۱.۲۵ میلیون بشکه سقوط کرد-کاهشی که ناشی از تحریم‌های فلج‌کننده ایالات متحده، همراه با سوءمدیریت، فساد و فرسایش کارایی در «شرکت ملی نفت ونزوئلا» بود.

رودریگز سپاسگزاری عمیق خود را از ترامپ، روبیو و دولت ایالات متحده ابراز کرد و در سخنرانی خود خطاب به ملت ونزوئلا، ادبیاتی مبتنی بر «رفاه»، اشتغال، دستمزدها، مسکن و خدمات را در پیش گرفت. او استخراج ذخایر نفتی را به تبدیل شدن آن‌ها از یک دارایی انباشته به یک منفعت اجتماعی پیوند داد، و سپس آنچه را که «دیپلماسی تبدیل‌کننده منازعه به همکاری، و همکاری به سرمایه‌گذاری» می‌نامید، ستود. از سوی دیگر، حزب حاکم «سوسیالیست متحد ونزوئلا» در اقدامی کنایه‌آمیز، بیانیه‌ای همراه با تصویری از رهبر فقید خود، هوگو چاوز، صادر کرد و «حمایت کامل» خود را از معامله رودریگز اعلام نمود. این حزب قرارداد مذکور را ابزاری برای غلبه بر آثار تحریم‌ها، احیای خدمات عمومی و بهبود درآمدها توصیف نمود و در عین حال، آن را به دلیل رعایت قانون اساسی و تقویت «حاکمیت ملی» مورد تمجید قرار داد.

در مقابل، از درون جبهه چاوزی‌ها، رافائل رامیرز، وزیر نفت و رئیس پیشین «شرکت ملی نفت ونزوئلا» طی نزدیک به یک دهه در دوران حکومت چاوز، این توافق را شکل جدیدی از استعمار آمریکا و تسلیم کشور در ازای باقی ماندن در قدرت توصیف کرد. او از «حزب سوسیالیست متحد ونزوئلا» خواست که شرم‌کند و تصویر چاوز را از بیانیه حمایتی خود حذف نماید.

ویلیام رودریگز، نماینده پیشین سوسیالیست، این معامله را بزرگ‌ترین خیانت نفتی در تاریخ کشور دانست و آن را به دور زدن پارلمان و قانون اساسی پیوند داد؛ در حالی که مانوئل کودو نیز اندوه و نگرانی شدید خود را نسبت به آینده دولت بولیواری ابراز کرد.

در مرکز شهر کاراکاس، ده‌ها تن از اعضای «جبهه مردمی ضدامپریالیستی»، «اتحادیه انقلابی کارگران» و دیگر سازمان‌های چپ‌گرا تجمع کردند و با در دست داشتن بنرهایی، خواستار اخراج آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها شدند و مردم را به دفاع از میهن در برابر فروش نفت فراخواندند. آن‌ها هر دو طرف را به انعقاد یک توافق مخفیانه پشت سر مردم متهم کردند.

در مقابل، اپوزیسیون راست‌گرا که بار دیگر بر تمایل خود برای پایان دادن به رژیم کنونی تأکید کرد، شاهد ابراز نگرانی برخی از چهره‌های خود بود که بیم داشتند کشور به یکتحت‌الحمایه آمریکا تبدیل شود. خوان پابلو گوانیپا این معامله را فرصتی بالقوه برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی جهت احیای صنعت نفت دانست، اما موفقیت آن را به برگزاری انتخابات آزاد، حاکمیت قانون و وجود نهادهایی مشروط کرد که منابع را به‌صورت شفاف مدیریت کنند.از سوی دیگر، انریکه کاپریلس بر ابهام موجود در این توافق، پیشینه فساد و حضور مداوم همان مقاماتی تمرکز کرد که باعث فروپاشی «شرکت ملی نفت ونزوئلا» شده بودند. ریکاردو هاسمن، اقتصاددان و وزیر برنامه‌ریزی پیشین ونزوئلا نیز به نوبه خود، این معامله را شرم‌آور توصیف کرد و مارکو روبیو را متهم نمود که از قدرت آمریکا برای دستیابی به توافقی با یک حکومت فاقد مشروعیت قانونی و اساسی استفاده کرده است. در همین حال، برخی از حامیان ماریا کورینا ماچادو آمادگی خود را برای چشم‌پوشی از ثروت نفتی در ازای کسب آزادی اعلام کردند، مشروط بر اینکه بهای پرداختی به یک گذار سیاسی واقعی منجر شود، نه اینکه به تحکیم قدرت رودریگز و نزدیکان او بیانجامد.

به این ترتیب، این توافق ونزوئلا را تحت سلطه یک استعمار قراردادی و بلندمدت قرار می‌دهد که از دل تهاجم، تحریم‌ها و فساد زاده شده است؛ واقعیتی که حکومت رودریگز را با تعریف تاریخی خود مواجه می‌کند: حکومتی که تصمیم گرفت بقای خود را از طریق واگذاری ثروت جمهوری به همان امپراتوریِ محاصره‌کننده‌ای که رئیس‌جمهور قانونی و منتخبِ قانون اساسی کشور را ربود و درآمدهای آن را غارت کرد، تداوم ببخشد.

* «صفقة العار: فنزويلا تسلّم نفطها لقرصان الكاريبي»