تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
یکشنبه، ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: یالچین جوغ
شنبه، ۱ اوت ۲۰۲۵
ائتلاف جدید در سایه آمریکا و با حمایت مالی سرمایه سعودی؛ آیا ترکیه وارد جنگ با یمن میشود؟

نفتکشهای هدف قرار گرفته، شیرهای نفت بستهشده در دریای سرخ، ائتلافهای شتابان تشکیلشده در ریاض…
در حالی که جنگ آغاز شده توسط اسرائیل و آمریکا علیه ایران، خاورمیانه را در حلقهای از آتش فرو برده است، آخرین جبهه این تنش در دریای سرخ گشوده شد.
محاصره تحت رهبری عربستان سعودی که یمن را به مدت ۱۲ سال محکوم به قحطی، ویرانی و بیثباتی کرده بود، با ضد-حمله جنبش انصارالله وارد مرحله جدیدی شد.
در حالی که محاصره دریای سرخ اعلامشده از سوی انصارالله، خطوط تجاری عربستان سعودی را قطع کرد، ریاض چاره کار را در تشکیل یک ائتلاف نظامی جدید دید. دولت «حزب عدالت و توسعه» از آنهایی بود که به دنبال ریاض، متحد آمریکا و اسرائیل، راه افتاد.
طبیعتاً، این پرسشهای بسیاری را پیش آورد.
آنکارا، که مدتی است میکوشد گامهای «عادیسازی» روابط خود با پاکستان، مصر و عربستان سعودی را به یک ائتلاف جدید تبدیل کند، با رویاهای نئوعثمانیگری با سر به درون این ماجراجویی جدید شیرجه زده است؛ این مسیر، ترکیه را به کجا خواهد کشاند؟
این نیروی دریایی جدید متشکل از ۱۴ کشور که در سایه آمریکا و با «حمایت» سرمایه سعودی تاسیس شده، به چه معناست؟
آیا ترکیه وارد یک جنگ عملی با یمن و در نتیجه با ایران میشود؟
هزینهها و ریسکها تقسیم میشوند
جرقه روندی که امروز ریاض را از روی وحشت پای میز کشانده است، با هدف قرار گرفتن فرودگاه بینالمللی صنعا توسط عربستان سعودی زده شد.
بیانیه یحیی سریع، سخنگوی نظامی انصارالله در ۲۰ ژوئیه، درِ معادله جدیدی را در برابر محاصره چندین ساله، قتلعام غیرنظامیان و سیاستهای گرسنگیدهی گشود. سریع با غیرقانونی خواندن محاصره علیه مردم، اعلام کرد که آنها محاصرهای را علیه عربستان سعودی در دریای سرخ آغاز کردهاند.
نفتکشهای عربستان سعودی که محاصره را نقض کرده بودند هدف قرار گرفتند، و کشتیهای تجاری مجبور به بازگشت شدند. در پی این اقدام، ائتلاف عربی به رهبری دولت سعودی نیز حملاتی را به مناطق تحت کنترل انصارالله انجام داد.
پس از این درگیری، جنگ مستقیماً قلب اقتصاد عربستان را هدف گرفت. انصارالله با استفاده از موشکهای بالستیک و پهپادها، تاسیسات حیاتی متعلق به شرکت ملی نفت آرامکو را در شهرهای جازان و ینبع در سواحل دریای سرخ عربستان سعودی درهم کوبید.
به دلیل جنگی که محور آمریکا-اسرائیل با ایران تشدید کرده است، تنگه هرمز در حال حاضر عملاً غیرقابل استفاده و فلج شده است. با بسته شدن این دروازه که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند، ریاض از روی استیصال و برای نجات خود، صادرات نفت خود را به بندر ینبع در سواحل دریای سرخ منتقل کرده بود.
اما اقدامات انصارالله، «طرح ب » سعودیها را نیز نقش بر آب کرد و به زبالهدان انداخت. ابعاد ماجرا زمانی بزرگتر شد که انصارالله برنامههای خود را برای دریافت «عوارض عبور» از کشتیهایی که از بابالمندب عبور میکنند اعلام کرد.
عربستان سعودی که سالهاست یمن را در تنگنا قرار داده، اکنون در آبهای دریای سرخ و در خاک خود تاوان بحرانی را که خود آفریده است میپردازد. دقیقاً در همین نقطه بود که ریاض، راهحل را در تشکیل یک «ائتلاف چندملیتی» یافت تا از طریق آن، هزینهها و ریسکها را تقسیم کند.
۵۱ کشور دعوت شدند: ائتلافی متشکل از ۱۴ دولت به رهبری ریاض تشکیل شد
عربستان سعودی برای اینکه زیر آوار این بحران مدفون نشود، در ۲۸ ژوئیه یک نشست اضطراری در ریاض برگزار کرد، که از ۵۱ کشور دعوت شده ۴۳ کشور در آن شرکت کردند.
نتیجه این نشست، شکلگیری تشکل جدیدی به نام «ائتلاف چندملیتی دفاع دریایی» بود.
۱۴ کشور از جمله ترکیه، پاکستان، مصر، کویت، بحرین، جیبوتی، سومالی، سودان و اردن، بیانیه مشترکی را امضا کردند که در آن حمایت خود را از این تشکل جدید اعلام کردند.
با نگاه به بیانیههای رسمی، این ائتلاف «امنیت آبراهها» و «آزادی کشتیرانی» را حفظ خواهد کرد. اما، علامت سؤالهای زیادی در این میان وجود دارد. در حالی که هنوز توضیح جامع و گستردهای درباره مأموریت این ائتلاف ارائه نشده است، افکار عمومی هنوز نمیدانند که کشورهای «متحد» چه میزان بودجه و منابع به این تشکل اختصاص خواهند داد و چه وظایفی را بر عهده خواهند گرفت. بزرگترین علامت سؤال این است که آیا اقدامات این ائتلاف از همراهی و اسکورت یک کشتی فراتر خواهد رفت یا نه؛ یعنی آیا خطر درگیری نظامی مستقیم با انصارالله را خواهد خرید؟
علاوه بر این، به نظر میرسد بازیگران کلیدی حوزه خلیج فارس مانند امارات متحده عربی و عمان، برای اینکه زیاد به آتش نزدیک نشوند، تاکنون از امضای این توافقنامه خودداری کردهاند.
آبا نخهای این پروژه از واشنگتن کشیده میشود؟
گرچه «کشورهای اسلامی» پای میز حضور دارند، اما نخهای این پروژه به واشنگتن میرسد.
در روزهای شکلگیری این ائتلاف، دیدار اضطراری خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان سعودی، در واشنگتن با دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، در حکم اعلام این موضوع است که چنین ساختاری اجازه ایالات متحده نمیتوانست شکل بگیرد.
مشخص بود که پس از سوراخ شدن «چتر امنیتی» ارائهشده از سوی آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس، توسط موشکهای ایرانی، جستجوی جدیدی در منطقه آغاز شده است. این ائتلاف که در فضایی آکنده از بحث و گفتگو پیرامون ائتلافهای منطقهای، سیاستهای موازنه و تسلیم شدنهای تمامعیار پایهگذاری شد، اگرچه در ظاهر با بستهبندی «خودکفایی کشورهای مسلمان» عرضه شده است، اما در اصل یک پروژه «پیمانکاری» است؛ پروژهای که بار نظامی آمریکا در منطقه را سبکتر کرده و از منافع واشنگتن با خون ارتشهای محلی محافظت خواهد کرد.
ائتلاف جدیدِ شکلگرفته، نهتنها چتر حمایتی آمریکا را رد نمیکند، بلکه یک سپر امنیتی غیرمستقیم برای تلآویو و واشنگتن فراهم میسازد تا بتوانند به سیاستهای خونین خود ادامه دهند؛ زیرا متوقف کردن انصارالله در دریای سرخ، بیش از همه به سود اسرائیل و آمریکا است.
«چهارگانه مسلمان» نیز در کنار هم قرار گرفتند
نشستن ترکیه، پاکستان و مصر – که در میان دولتهای قدرتمند منطقه از نظر نظامی و جمعیتی قرار دارند – بر سر این میز تصادفی نیست. هدف این است که با تلفیق ثروت عربستان سعودی و توانمندی نظامی این سه کشور، یک سپر در دریای سرخ در برابر انصارالله و به طور غیرمستقیم در برابر ایران ایجاد شود.
از سوی دیگر، گفتگوها میان پاکستان، عربستان سعودی و ترکیه برای دستیابی به یک توافق دفاعی مشترک، از سال ۲۰۲۴ تاکنون جریان داشته است. همچنین مشخص شده است که هدف از این اقدام، ذوب کردن قدرت هستهای و نظامی پاکستان، ظرفیت صنعتی و به ویژه صنایع دفاعی ترکیه، و سرمایه عربستان سعودی در یک بوته واحد است
در واقع پاکستان در راستای این استراتژی، پیش از این گامهای ملموسی برداشته و ۸ هزار سرباز، جنگندههای «JF-17» [ساخت چین] و سامانههای پدافند هوایی را در عربستان سعودی مستقر کرده بود.
علاوه بر این، گفته میشود عادیسازی دیپلماتیک و نظامی که در ماههای اخیر در خط ترکیه-مصر شتاب گرفته است، یک فضای مانور در برابر محور یونان-اسرائیل-قبرس در شرق مدیترانه ایجاد میکند
اگرچه این ابتکار، که در مطبوعات خارجی به عنوان «چهارگانه مسلمان» از آن یاد میشود، هنوز به پتانسیل کامل خود نرسیده است، اما این واقعیت که ترکیه، مصر، عربستان سعودی و پاکستان در این اتحاد ۱۴ کشوری که در دریای سرخ تأسیس شده است، گرد هم آمدهاند، قابل توجه است.
علاوه بر این، تحرکات نظامی آنکارا در این منطقه تنها به امضاهای روی میز محدود نمیشود. کشتیهای جنگی ترکیه نیز که در چارچوب فعالیتهای اکتشاف انرژی به سواحل سومالی فرستاده شدهاند و در حال حاضر در منطقه مشغول گشتزنی هستند، هماکنون در سواحل شاخ آفریقا فعالیت میکنند.
آنکارا موضع خود را مشخص میکند
ابتدا دریای سیاه، اکنون دریای سرخ. چراغ سبز نشان دادن آنکارا به این ائتلافِ تحت رهبری عربستان، به عنوان یک مانور جدی در سیاست خارجی ارزیابی میشود.
تا همین اواخر، ترکیه که برای حفظ روابط متعادل با همسایگان خود که با غرب مشکل داشتند کوشش میکرد، با افزایش گرایش به آمریکا، وفاداری خود را آشکار کرد و با خیالپردازیهای نئوعثمانی وارد آبهای خطرناک شد.
آنکارا که موضعگیری خود در دریای سیاه را در جبهه اوکراین و علیه روسیه آغاز کرده بود، اکنون نیز با پیوستن به این ائتلاف، جایگاه خود را در سنگرِ مقابل انصارالله و ایران تثبیت میکند.
ورود به یک جنگ بالفعل به نفع عربستان سعودی علیه یمن، یکی از فعالترین اعضای مقاومت علیه اسرائیل، همچنین کشورمان را به بخشی «ضروری» از استراتژی ایالات متحده برای مهار ایران تبدیل میکند.
