تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۱۷ تیر ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: اوگون اراتالای
سهشنبه، ۷ ژوئیه ۲۰۲۶
از دیدگاه روسیه «ناتو ۳» چگونه ارزیابی میشود؟

ناتو که در دوران پس از جنگ سرد، درد گسترش را تجربه میکرد، با جنگ اوکراین وارد مرحله وجودی جدیدی به نام «ناتو ۳» شده است. بنابراین، روسیه این تحول را چگونه تفسیر میکند؟ از طریق مقاله دیمیتری ترنین، استراتژی جدید مهار غرب، دستور کار تسلیحاتی اروپا و دیدگاه مسکو در مورد این سناریو را بررسی میکنیم.
علیرغم رویارویی آشکار با فدراسیون روسیه در اجلاس ناتو، روسیه همچنان یک رویکرد سیاسی خویشتندارانه را در پیش گرفته است.
دولت پوتین با استفاده از اوکراین، که با آن در جنگ است، به عنوان وسیلهای برای ارسال پیام به قدرتهای امپریالیستی، به طور غیرمستقیم افکار خود را در مورد مفهوم « ناتو ۳» به عموم مردم اعلام کرده است.
این مقاله به بررسی مقالهای که توسط دیمیتری ترنین نوشته شده و در «روسیه امروز» منتشر شده است، خواهد پرداخت.
ترنین کیست؟
دیمیتری ترنین، متولد ۱۹۵۵، از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۹۳ به عنوان افسر اطلاعاتی در ارتش سرخ شوروی و ارتش روسیه خدمت کرد. پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، او یکی از اولین افرادی بود که اجازه یافت در «کالج دفاع ناتو» در رم تحقیق کند. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، در سال ۱۹۹۴ به مرکز کارنگی مسکو (روسی: Московский центр Карнеги) پیوست. این موسسه که به عنوان شاخهای از «بنیاد کارنگی برای صلح بینالمللی« مستقر در ایالات متحده ظهور کرد، یک اندیشکده بود که وظیفه آن درک بهتر و رسوخ در فدراسیون روسیه تازه سرمایهداری بود. این مؤسسه که مسیری موازی با روابط روسیه با غرب را در پیش گرفته بود، در سال ۲۰۲۲ با شروع جنگ اوکراین توسط پوتین تعطیل شد.
در اوایل دهه ۲۰۰۰، ترنین که از ادغام روسیه در اتحادیه اروپا و ناتو حمایت میکرد، توسط رسانههای غربی به عنوان متفکری بسیار جلوتر از زمان خود معرفی شد. با این حال، ترنین بعداً شروع به پذیرش سیاستهای پوتین کرد و با شروع جنگ اوکراین، کاملاً از او حمایت کرد و در عین حال از مخالفانی که کشور را ترک کرده بودند نیز انتقاد کرد.
آیا مقاله ترنین یک فراخوان جدید برای عمل است؟
ترنین در مقاله خود بیان میکند که در طول جنگ سرد، زمانی که ناتو تأسیس شد، جهتگیری تدافعی آن غالب بود، و در خدمت نگه داشتن اروپای غربی تحت سلطه سرمایه داری و تحت کنترل ایالات متحده بود. او مینویسد پس از جنگ سرد، ناتو به یک پیروزی ناشایست دست یافت، و به یک اتحاد تهاجمی تبدیل شد و تلاش کرد تنها عنصر تضمین کننده امنیت اروپا باشد. ترنین استدلال میکند که ناتو، با ادغام کشورهای بلوک شرق سابق، در روابط خود با روسیه شکست خورده است، و پیشنهادات مسکو برای امنیت در سراسر اروپا را با ادامه گسترش بدون درک نگرانی های امنیتی روسیه رد کرده است.
ترنین بیان میکند که جنگ در اوکراین ناتو را احیا کرده است و میافزاید که لفاظیهای «روسیه دشمن مشترک» ائتلاف غربی را تقویت کرده است. او تاکید میکند که هدف ناتو، توانایی حمله مستقیم به روسیه از طریق اوکراین، شکست استراتژیک روسیه است. نویسنده با اشاره به اینکه سازمان داخلی ناتو با روی کار آمدن دولت ترامپ بازسازی شد، بیان میکند که استراتژی دفاعی ایالات متحده اکنون بر این اساس است که اعضای ائتلاف اروپایی آنقدر قوی شدهاند که بتوانند به تنهایی با روسیه «مقابله» کنند. در این زمینه، وی اضافه میکند که دولتهای اروپایی که مدتها در برابر افزایش هزینههای دفاعی مقاومت میکردند، اکنون خود را با این رویکرد جدید که با این فرصتهای جدید تعریف شده است، هماهنگ میکنند.
ترنین خاطرنشان میکند که این قابل درک است که تسلیحات، انگیزهای برای اقتصاد راکد اروپا فراهم میکند، و میافزاید که شعار «دشمن پشت دروازهها» هم فشار بر مخالفان در سیاست داخلی و هم استدلال لازم برای ادغام اقتصادی را فراهم میکند. از این نظر، جنگ با روسیه بر سر اوکراین به عنوان سنگ بنایی برای بازسازی اتحادیه اروپا تلقی میشود.
درک روسیه از «ناتو ۳» چیست؟
ترنین اظهار میکند که از دیدگاه روسیه، با «ناتو ۳»، در تقریباً ۸۰ سال گذشته این نخستینبار است که روسیه به عنوان دشمن مشترک در سراسر اروپا اعلام میشود. او خاطرنشان میکند که در این موضع ضد روسی، ایالات متحده اکنون به پسزمینه رانده شده و اعضای اتحاد در مرکز صحنه قرار گرفتهاند. نویسنده با افزودن اینکه روایت «ناتو ۳» حاوی یک تجاوز بسیار آشکار است، استدلال میکند که آنها شکست استراتژیک روسیه را هدف قرار دادهاند و تا زمانی که این اتفاق نیفتد، به این درگیری داغ پایان نخواهند داد. ترنین ادعا میکند که روسیه هرگز نمیتواند از این نظر شکست بخورد و تأکید میکند که رژیم پوتین فراتر از زرادخانه هستهای خود، سلاحهای بازدارنده دارد و روسیه هرگز شکست را نخواهد پذیرفت. او خاطرنشان میکند که روسیه تاکنون در امور هستهای بسیار مسئولانه عمل کرده است و میافزاید سادهلوحانه است که فکر کنیم روسیه تسلیم ناتو خواهد شد. ترنین نتیجه میگیرد که دولتهای اروپایی که دهههاست امنیت خود را به ایالات متحده سپردهاند، اخیراً رویکردهای نژادپرستانه خود را علیه روسیه تشدید کردهاند و سناریوی رویارویی مستقیم با روسیه در نهایت وجود ناتو را بیمعنی خواهد کرد.
نظرات غیررسمی
همانطور که در مقدمه سعیکردیم توضیح دهیم، ترنین یک فرد عادی نیست. او یک افسر اطلاعاتی است که در سالهای اولیه فدراسیون روسیه در تلاشها برای برقراری روابط با مراکز امپریالیستی نقش داشته است. فراتر از آن، او یک متفکر «مخالف» است که از عضویت کشورش در ناتو حمایت میکرد. اگرچه او اخیراً دیدگاههای طرفدار رژیم پوتین را ابراز کرده است، اما همچنان رویکردی را حفظ میکند که سازش با مراکز غربی را هرگز رد نمیکند.
بنابراین، ایدههایی که او بیان میکند، بینشهای مهمی در مورد چگونگی برداشت روسیه از اجلاس «ناتو ۳» ارائه میدهد. اولین مورد، شگفتی این است که «در نهایت»، روسیه نیز یک کشور سرمایهداری است، و وسواس رهبری اروپا برای تحکیم و تشدید خصومت نسبت به روسیه برخلاف منافع خودش است. ترنین روایت دشمن مشترک را به عنوان بستری برای امپریالیسم میبیند تا تسلیحات و اتحادها را تقویت کند و یک الگوی جدید توسعه مبتنی بر تسلیحات در اروپا ایجاد کند، در حالی که ناسیونالیسم را نیز کنار نمیگذارد. بدون اشاره صریح [او] به جمهوری خلق چین، که مشکل اصلی امپریالیسم است، میتوان گفت که ترنین تلویحاً خواستار سازش، همکاری، و از این نظر «شمول شرافتمندانه» است.
https://haber.sol.org.tr/haber/nato-30-rusyadan-nasil-goruluyor-411463
