تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۵ شهریور ۱۴۰۵
منبع: «چپ»
نویسنده: علی اوفق آریکان
چهارشنیه، ۲۶ اوت ۲۰۲۶
انحلال «نیروهای دموکراتیک سوریه» و الحاق آن به «هیئت تحریر الشام» : از بازی خونین آمریکا تا پایانی «جوک»مانند…

سرانجام، پایان این روند چند ساله و کاملاً خونین، بسیار تکاندهنده بود. امپریالیستها، با حمایت پیادهنظامهای خود، فعلاً پیروز شدهاند. سوریه اکنون با آمریکا، انگلیس، و اسرائیل همسو شده است. دقیقاً به همین دلیل است که الشرع، رهبر گروه جهادی مورد حمایت آمریکا، به محض اینکه عبدی، «رهبر نیروهای دموکراتیک سوریه» مورد حمایت آمریکا، سازمان خود را منحل کرد، پست مشاور خود را به او پیشنهاد داد. این پایانی درخور این روند بود…
ایالات متحده گفته بود: «ما حتی یک گلوله هم برای شما شلیک نخواهیم کرد، ما دیگر به خدمات شما نیازی نداریم.»
تام باراک، فرستاده ویژه ایالات متحده در امور سوریه، با لحن بسیار تندی اعلام کرد که «نیروهای دموکراتیک سوریه» که آمریکا سالها در مبارزه با «داعش» از آنها حمایت کرد و مهمات در اختیارشان قرار داد، اکنون برای آنها به پایان تاریخ مصرف خود رسیده است.
منطقه در حال تغییر ساختاری بود، اسرائیل برای پر کردن هر خلاء یک تهاجم تجاوزکارانه به راه میانداخت، و «حزب عدالت و توسعه» با تحرکات نو عثمانیگرایانه خود توسعهطلبی را هدف قرار داده بود؛ و درست در چنین شرایطی بود که این پیام «به حال خود رها شدن» از راه رسید.
ما یک بار دیگر به چشم خود دیدیم که ایالات متحده و امپریالیستها هرگز دوست هیچکس نخواهند بود، و کسانی که دچار توهم دوستی میشوند، همیشه به همان سرنوشت تلخ دچار خواهند شد.
کل این روندد، از آغاز تا پایان بسیار جالب بود.
بیایید به یاد بیاوریم…
ائتلاف جهادیِ امپریالیستها و مردمی که هدف آنها قرار گرفتند
هنگامی که قدرتهای امپریالیستی به همراه نیروهای جهادی که از سراسر جهان گردآوری شده بودند، به سوریه – کشوری که مخالف ایالات متحده و اسرائیل بود – هجوم آوردند، پیشقراولان «نیروهای دموکراتیک سوریه»، تقریباً بدون شلیک حتی یک گلوله، کنترل بسیاری از نقاط شمال سوریه را به دست گرفتند.
بر اساس برخی روایتها، اسد در ابتدا تعمداً از پاسخ به این تحرک خودداری کرد؛ گفته میشد او نمیخواست در حالی که از همه طرف مورد حمله قرار گرفته بود، جبهه جدیدی باز کند.
اما دیگر کار از کار گذشته بود.
از این در بازشده، ابتدا بربریتِ داعش، که ساخته و پرداخته خودِ امپریالیستها بود، سرازیر شد.
آنها با تاریکی عمیقی که ایجاد کردند، پیام قدرتمندی را به کل جهان و منطقه میفرستادند.
به عنوان مثال، «الشرع» [احمد الشرع/جولانی] که امروزه او را مسئول سوریه کردهاند، رهبر «هیئت تحریرالشام» بود؛ بازماندهای از القاعده که خود یکی از بازیگران اصلی آن پنهانکاری تاریک بهشمار میرفت.
هنگامی که این تاریکی تعمداً رها و سرازیر شد، یکی از اهداف اصلی آن، منطقه تحت کنترل «نیروهای دموکراتیک سوریه» بود. اظهارنظر اردوغان مبنی بر اینکه «کوبانی (روژاوا) در حال سقوط است» نیز در همین دوره مطرح شد.
نتیجتاً، یک سناریوی کلاسیک به اجرا درآمد.
ایالات متحده «نیروهای دموکراتیک سوریه» را در برابر شبکه تروریستی که خود ایجاد و رها کرده بود مسلح کرد، و گروههای کرد را به نیابت از خود و «به نام مبارزه با داعش» در سوریه به کار گرفت.
آنها سالها به تأمین سلاح و مهمات برای این نیرو ادامه دادند و مدعی بودند که هیچکس نمیتواند به آن آسیب برساند.
البته، بعد از آن اوضاع به این شکل پیش نرفت.
به عنوان مثال، هنگامی که نیروهای مسلح ترکیه به دستور دولت «حزب عدالت و توسعه» عملیات نظامی را در مناطق تحت کنترل «نیروهای دموکراتیک سوریه» در منطقه آغاز کردند، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، چنین گفت:
«دو سال پیش را به یاد دارید، در منطقه دیگری از سوریه، که عراق قرار بود با کردها بجنگد؟ افراد زیادی از ما میخواستند که در حمایت از کردها با عراق بجنگیم. من گفتم نه، کردها دو بار جنگیدن را متوقف کردهاند. اکنون همین اتفاق در رابطه با ترکیه در حال رخ دادن است. کردها و ترکیه سالهاست که با یکدیگر میجنگند. ترکیه پکک را بدترین نوع تروریستها میداند. دیگران ممکن است بیایند و بخواهند به نفع یکی از طرفین بجنگند. بگذارید بجنگند! ما اوضاع را از نزدیک زیر نظر داریم. جنگهای بیپایان.»
سالها بعد، این ترامپ بود که درباره گروههای مسلح کردی در منطقه اینگونه گفت:
«کنگره میگوید: ‘اوه، آنها خیلی سخت میجنگند.’ نه، آنها وقتی پول میگیرند سخت میجنگند. به همین دلیل است که من از کردها بسیار ناامید شدهام.»

پایان پرونده سوریه و آغاز یک دوره جدید: مذاکره، جنگ و سازش
سپس آنها تصمیم گرفتند که به این جنگهای بیپایان در سوریه خاتمه داده شود.
آنها از طریق عملیاتی به رهبری انگلیس، ایالات متحده و اسرائیل و با حمایت دولت «حزب عدالت و توسعه»، به یکی از اهداف اصلی خود دست یافتند: واگذاری سوریه به گروههای جهادی [ابومحمد] جولانی و «هیئت تحریر الشام».
هنگامی که این گام برداشته شد، «نیروهای دموکراتیک سوریه» بسیار خوشحال شدند، پایان دیکتاتوری را اعلام کردند و به تمجید از آن پرداختند.
خود مظلوم عبدی، رهبر «نیروهای دمکراتیک سوریه»، در این باره گفت: «این تغییر، فرصتی برای ساختن یک سوریه جدید بر پایه دموکراسی و عدالت است، که حقوق همه سوریها را تضمین میکند.»
دوره جدیدی آغاز شده بود، و این تغییر برای آنها به بهترین شکل ممکن رقم خورد.
با این حال، پس از آن تحولات جالبتوجهی همچنان در حال شکلگیری بود.
«هیئت تحریر الشام» اعلام کرد که «نیروهای دموکراتیک سوریه» مناطقی با جمعیت بالای اعراب را تحت کنترل دارد که بسیار فراتر از ظرفیت و تواناییهای خود این گروه است. آنها تصریح کردند که اجازه ایجاد یک ارتش مجزا را نخواهند داد و اعلام کردند که ساختار حکومتی مستقل «نیروهای دموکراتیک سوریه» باید پایان یابد.
این حرکت در ابتدا باعث تنشهای شدید، سپس مذاکرات شد، و نهایتاً به درگیری انجامید.

«نیروهای دمکراتیک سوریه» به سرعت کنترل بسیاری از مناطقی را که پیش از آن به دست گرفته بود، از دست داد.
در طول این روند، «نیروهای دمکراتیک سوریه» اگرچه از ایالات متحده و غرب درخواست حمایت کرد، اما هیچ کمکی دریافت نکرد.
سپس میز دوباره توسط تام بارک از ایالات متحده چیده شد. بارک اعلام کرد خونریزیها متوقف خواهد شد و «نیروهای دموکراتیک سوریه» این شرایط را خواهند پذیرفت: «این توافقنامه، ادغام انفرادی جنگجویان در ارتش ملی، واگذاری زیرساختهای حیاتی مانند میدانهای نفتی، سدها و گذرگاههای مرزی و همچنین انتقال کنترل زندانهای داعش به دمشق را پیشبینی میکند.»
تغییرات جزئی صورت گرفت، اما نتیجه همین شد.
تام بارک، فرماندار منطقهای ترامپ، صراحتاً گفته بود: «ما حتی یک گلوله هم به خاطر شما شلیک نخواهیم کرد» و «ما دیگر به خدمات شما نیازی نداریم.»
آنها چنین کردند.
به این دلیل بود که عبدی آمد و گفت: «هنگامی که مردم ما قتلعام میشدند، موضع ایالات متحده برای متوقف کردن این حملات به اندازه کافی قوی نبود. این موضع ضعیف باعث ناامیدی بزرگی در میان مردم ما شده است»، و همه چیز به همینجا ختم شد.
روند صلح، اوجالان و سوریه
ما بعداً مطلع شدیم که این مرحله جدید در سوریه و روند صلح در ترکیه، مسیر مشابهی را طی کردهاند.
آنها میخواستند دست در دست هم یک «حماسه» نئوعثمانی بنویسند.
به عنوان مثال، ما مطلع شدیم که اوجالان با رهبر «نیروهای دمکراتیک سوریه» دیدار کرد، و گامهایی را هم در جهت زمین گذاشتن سلاحها و هم انحلال سازمان برداشت. او همچنین بارانی از تمجید و ستایش را نثار الشرع کرد.
به عنوان مثال، در صورتجلسات فاششده از روند صلح که اکنون تکذیب شدهاند، آمده بود که دولت «حزب عدالت و توسعه» در اوج درگیریهای میان «نیروهای دمکراتیک سوریه- هیئت تحریر شام»، پیام اوجالان را به طور مستقیم به «نیروهای دمکراتیک سوریه» منتقل کرد.
در نتیجه کل این روند، «نیروهای دمکراتیک سوریه» روز گذشته انحلال خود را اعلام کرد.
این در حالی است که همین چند ماه پیش، آنها الشرع و «هیئت تحریر شام» را به عنوان «باندهای جهادی» توصیف میکردند.
اما، به محض اینکه حمایت امپریالیستی برداشته شد، دستاوردهایی که با شعار «یک گام به عقب برنخواهیم گشت» وعده داده شده بود، تا حد زیادی بر باد رفت و با مداخله اوجالان، «حزب عدالت و توسعه» و امپریالیسم، «نیروهای دمکراتیک سوریه» منحل شد.
این پایان تا چه زمانی دوام خواهد آورد؟
سرانجام، پایان این روند چند ساله و کاملاً خونین، بسیار تکاندهنده بود.
امپریالیستها، با حمایت پیادهنظامهای خود، فعلاً پیروز شدهاند.
سوریه اکنون با آمریکا، انگلیس، و اسرائیل همسو شده است.
دقیقاً به همین دلیل است که الشرع، رهبر گروه جهادی مورد حمایت آمریکا، به محض اینکه عبدی، «رهبر نیروهای دموکراتیک سوریه» مورد حمایت آمریکا، سازمان خود را منحل کرد، پست مشاور خود را به او پیشنهاد داد.
این، در واقع، پایانی درخور این روند بود…
اما، مسلم است که این نتیجه چیزی جز تهدید و تاریکی برای مردم منطقه و ترکیه به همراه نخواهد داشت.
از این نقطه به بعد، پرسش اصلی این است که این پایان تاریک تا چه زمانی دوام خواهد آورد و چه زمانی مردم منطقه اراده خود را از امپریالیستها و پیادهنظامهای آنها بازپس خواهند گرفت…
