تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار
نویسنده: ولید شراره
۱۵ آوریل ۲۰۲۴

ایران «حرمت» اسرائیل را لگد مال کرد

 

از منظر تاریخی، پاسخ ایران به تجاوز صهیونیستی به کنسولگری آن در دمشق، یک نقطه عطف در روند درگیری با کیان موقت است. برای نخستین‌بار از جنگ اکتبر ۱۹۷۳، یک کشور از منطقه ابتکار عمل را برای بمباران پایگاه‌های نظامی در عمق سرزمین‌های صهیونیستی به دست گرفت. پس از آن جنگ، رویارویی مسلحانه با این کیان و هدف قرار دادن اماکن در فلسطین اشغال‌شده در سال ۱۹۴۸، به موضوعی محدود به سازمان‌های مقاومت مردمی فلسطین و لبنان تبدیل شد، تا این‌که سرانجام سایر گروه‌های عراقی و یمنی به آن‌ها ملحق شدند.

تحول، به معنای سیاسی واقعی این کلمه، با ورود یک قدرت بزرگ منطقه‌ای مانند ایران در خط مستقیم درگیری با اسرائیل، باعث تغییر روند معمول می‌شود، و در بستر استراتژیک بین‌المللی رخ می‌دهد که ویژگی آن بسیج عمومی حمایت جمعی غرب از کیان موقت است. این بسیج در اعلام رسمی تصمیم رهبران «عصبیت [کاخ]سفید» مبنی بر دفاع از غرور صهیونیست‌ها، شبیه کاری که پس از توفان الاقصی انجام دادند، و مشارکت مستقیم سامانه‌ها و جنگنده‌های دفاعی آن‌ها در سرنگونی پهپادها و موشک‌های ایرانی مشهود بود.

مشاركت فوق‌الذکر به ارتش آمريكا محدود نبود، بلكه بر اساس اطلاعات منتشر شده از سوی ارتش صهيونيستي و مقامات غربی، ارتش فرانسه و انگليس را نيز شامل می‌شد. به عبارت دیگر، تهران در دفاع از حاکمیت و حق مشروع خود برای پاسخ دادن به تجاوز آشکار به خاک خود – و کنسولگری ایران در دمشق بخشی از خاک آن است – تصمیم گرفت اجماع راهبردی غرب در «حفاظت» از نقش کارکردی کیان، به مثابه چماق سنگین غرب جمعی را به چالش بکشد و ضربه دردناکی به او وارد نماید. و بدین ترتیب مرحله جدیدی در مسیر رویارویی دراز-مدت با آن آغاز شد. در طول این مسیر، کیان صهیونیستی از حمایت و پشتیبانی استثنایی آمریکا و غرب برخوردار بوده است، تا جایی که برخی به «حرمت» آن و به اماکن نظامی واقع در عمق سرزمین‌های اشغال‌شده در سال ۱۹۴۸، باور دارند.

«نقض» این «حرمت» توسط جنبش حماس، دلیل کافی برای رهبران جمعی غرب برای توجیه جنگ نابودی مردم فلسطین در غزه بود. ایران نیز به این «حرمت» ضربه زد. آن‌چه اهمیت بُعد استراتژیک پاسخ ایران را افزایش می‌دهد این است که واقعیت تغییر تدریجی، اما مستمر و شتاب‌گیرنده سال‌های گذشته در موازنه قوا در منطقه به زبان اسرائیل را، در نتیجه روند ساخت و توسعه توان نظامی و موشکی نیروهای محور مقاومت – که در قلب آن ایران قرار دارد- نشان می‌دهد. بسیاری از صداها در منطقه ما توان فوق‌الذکر را به سخره گرفتند و/یا آن‌را برای استفاده در درگیری‌های داخلی که قبلاً در سوریه و عراق جریان داشت بررسی کردند و در امکان هدایت آن علیه اسرائیل تردید داشتند. امروز، شنیدن صحبت کسانی که نظرات فوق‌الذکر را داشتند، جالب خواهد بود.

جدی‌ترین بحث در حال حاضر از درون کیان موقت و به‌ویژه از سوی کسانی است که این پرسش معتبر را مطرح می‌کنند: «ما بدون مشارکت فعال و شدید آمریکا، انگلیس و فرانسه در سرنگونی پهپادها و موشک‌های ایرانی چه می‌کردیم؟» طرح صِرف این پرسش، از درون اسرائیل، نشان می‌دهد که باور به برتری کیفی نظامی این کیان بر محیط اطراف، و توانایی آن برای ایفای نقش عملکردی در چارچوب استراتژی کلی غرب برای ایجاد کنترل بر منطقه، دیگر موضوع یک اجماع واقعی نیست. عملیات قهرمانانه «توفان الاقصی»، و سپس شکست ارتش صهیونیستی در دستیابی به اهداف جنگ غزه، «محدودیت قدرت» کیان را، که به طور پیوسته در حال کاهش است، و نیاز آن به «پشتیبانی» و «حفاظت» توسط حامیان غربی آن در هر درگیری با نیروهای دولتی- مانند ایران- و نیروهای غیردولتی را نشان می‌دهد. اسرائیل، «قلعه اروپا در مواحهه با بربریت آسیا» آنطور که تئودور هرتزل ،بنیانگذار جنبش صهیونیسم در کتاب خود «دولت یهودیان» می‌گوید، در بازاریابی برای خود به مثابه نگهبان آن زمان برای منافع غرب، اکنون محتاج نگهبانی شبانه روزی غرب است.

از سوی واشنگتن- پایتخت جمعی غرب- درباره اقدامی که کیان صهیونیستی پس از ضربه‌ای که خورد انجام خواهد داد، مواضع متناقضی اعلام شد. رسانه‌های آمریکایی و غربی گفتند که رئیس‌جمهورآمریکا مخالفت با هرگونه حمله به ایران را به نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی اطلاع داده است. اما موضعی که جان کربی، هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی، در مصاحبه‌ با «سی‌ان‌ان» بیان کرد، و در آن گفت: «این به اسرائیلی‌ها بستگی دارد که تصمیم بگیرند که آیا و چگونه پاسخ خواهند داد یا نه»، برعکس چیزی است که رئیسش گفت.

آمریکایی‌ها اغلب سیاست‌هایی را اتخاذ کرده‌اند که آن‌را «ابهام سازنده» می‌نامند، زیرا به آن‌ها اجازه می‌دهد در شرایط پیچیده به اهداف خود دست یابند. آنچه مسلم است این است که تناقض فوق‌الذکر را نمی‌توان در «ابهام سازنده» گنجاند. کافی است آن‌ها دوست خود نتانیاهو را برای آغاز تهاجم جدیدی ترغیب کنند تا آتشی را شعله‌ور کنند که در این منطقه همه چیز را نابود خواهد کرد، و احتمالاً فراتر از آن گسترش خواهد یافت. بایدن شاید باید به سخنان معاون سیاسی رئیس‌جمهور ایران دقت کند که از تهران تصریح نمود «پاسخ داده شده توسط ایران به معنای تغییر معادله و پایان دوران صبر استراتژیک است.»

https://tinyurl.com/2s3ams3d