تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

پنج‌شنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: حسین ابراهیم
پنج‌شنبه، ۳۰ آوریل ۲۰۲۶

با چراغ سبز آمریکا، بن زاید به «رویای» خود برای خروج از اوپک دست یافت

 

بن زاید این را فرصتی طلایی برای خروج از انزوا می‌بیند.

محمد بن زاید، رئیس امارات، تصمیم سیاسی بزرگ و خطرناکِ خروج از اوپک و اوپک+ را بدون حمایت آمریکا اتخاذ نمی‌کرد. این تصمیم را نمی‌توان از سیاق جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، و نیز از فضای رقابت فزاینده با عربستان سعودی جدا دانست؛ به‌ویژه پس از ضربه‌ای که سعودی‌ها به نفوذ امارات در یمن وارد کردند. این اقدام ناگزیر با واکنش از سوی عربستان همراه خواهد بود، و این پادشاهی را در قبال جنگ منطقه‌ای به این یا آن سمت سوق خواهد‌ داد؛ جنگی که بن زاید پیش از این تصمیم به مشارکت فعال در آن گرفته است، در حالی که عربستان به دلیل هزینه سنگین چنین تصمیمی، نسبت به درگیری مستقیم در آن محتاط است.

ابالات متحده که در سال ۱۹۶۰ پیش‌گام ایجاد اوپک بود تا از طریق سلطه عربستان سعودی (به عنوان رهبر کشورهای حاشیه خلیج فارس) بازار جهانی نفت، عرضه و قیمت‌ها را کنترل کند، به نظر می‌رسد دیگر تمایلی به انحصار اوپک در تصمیم‌گیری‌های نفتی ندارد. این موضوع دو دلیل دارد: نخست، اختلاف دیدگاه با عربستان سعودی که به نظر می‌رسد برای تراز کردن بودجه خود به قیمت‌های بالا علاقه دارد؛ و دوم، ورود روسیه به عرصه نفوذ از طریق اوپک+، جایی که این دو کشور (روسیه و عربستان) برای کاهش تولید، و در نتیجه کاهش سهمیه کشورهای عضو همکاری کردند. این اقدام تأثیر بسزایی در مهار سقوط قیمت‌ها پس از بحران کرونا داشت؛ بحرانی که قیمت نفت را به زیر صفر رسانده بود. در آن زمان، امارات به کاهش سهمیه خود اعتراض کرد و به دنبال اصلاح این تصمیم بود، اما فقط به موفقیت محدودی دست یافت.»

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، پیش از این با متهم کردن اوپک به بالا بردن عمدی قیمت‌ها، به‌طور غیرمستقیم مشوق این جدایی بود. او اکنون با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، نفع آشکاری در افزایش تولید دارد تا قیمت‌ها را کاهش دهد یا دست‌کم تا حدودی تثبیت نماید. این نگرانی وجود دارد که افزایش قیمت‌ها و هزینه‌های مصرف‌کنندگان آمریکایی، سلطه جمهوری‌خواهان بر هر دو مجلس کنگره را از بین ببرد و ترامپ را در نیمه دوم دوره‌اش به یک «اردک لنگ» (Lame Duck) تبدیل کند؛ اصطلاحی که معمولاً برای توصیف وضعیت رئیس‌جمهور در سال پایانی دوران مسئولیتش به کار می‌رود. پیامد دیگر تصمیم امارات، گسترش شکاف در شورای همکاری خلیج است که شاهد رقابت فزاینده میان کشورهای عضو بر سر نقش‌آفرینی، نفوذ و سهم‌خواهی است. در همین حال، با افزایش تهدیدات علیه رژیم‌های حاکم بر این کشورها، پرسش‌های جدی در این باره مطرح شده که آیا هنوز امیدی به توانایی این شورا برای پیشبرد منطقه خلیج [فارس] باقی مانده و آیا این نهاد همچنان می‌تواند نقشی را که در سال ۱۹۸۱ برای آن تأسیس شد، یعنی مقابله با ایران، ایفا کند یا نه.

مازاد مالیِ مورد انتظار از این فروش‌ها، انعطاف‌پذیری مالی قابل‌توجهی به بن‌زاید خواهد داد.

از همین رو، او این را یک فرصت طلایی می‌بیند که نباید از دست داد. در حالی که نفت در نفت‌کش‌ها در تنگه هرمز گرفتار شده و بازارها نیز نفت ایران را به دلیل تحریم‌های آمریکا از دست داده‌اند، دسترسی مستقیم امارات به دریای عمان این کشور را قادر می‌سازد تا بدون عبور از تنگه هرمز یا حتی تنگه باب‌المندب (در صورت بسته شدن)، نفت خود را صادر کند. این موضوع به امارات امکان می‌دهد با صادرات مقادیر بیش‌تر در قیمت‌هایی که بیش از دو برابر قیمت تمام‌شده آن (۴۵ تا ۵۰ دلار در هر بشکه) است، سود خود را به حداکثر برساند. این مزیت همچنین با تامین مقادیر اضافی برای بازار و جبران بخشی از کسری ناشی از بحران تنگه هرمز، جهشی کیفی در نفوذ و قدرت جهانی به این کشور می‌بخشد؛ تحولی که بن‌زاید را به جایگاهی می‌رساند که هرگز خواب آن را هم نمی‌دید. این اتفاق نه تنها او را به عرصه منطقه‌ای، بلکه به عرصه جهانی بازمی‌گرداند؛ آن هم پس از آنکه عربستان سعودی موفق شده بود با حمله گسترده به «شورای انتقالی جنوب» در شرق یمن و مقابله با پروژه‌های فتنه‌انگیز و تفرقه‌افکنانه او در سودان و سومالی (که مورد حمایت اسرائیل است)، او را تا حد زیادی منزوی کند.

در عمل، این تصمیم امارات متحده عربی را از هرگونه محدودیت تولید و صادرات آزاد می‌کند و راه را برای افزایش حداکثر ظرفیت تولید خود از ۴.۸ میلیون بشکه در روز فعلی به ۶ میلیون بشکه در روز در سال آینده هموار می‌کند. شایان ذکر است که سهمیه تولید این کشور تحت توافق‌نامه‌های اوپک و اوپک+ ۳.۴۱ میلیون بشکه در روز است، رقمی که تنها پس از اعتراضات درون این دو سازمان به آن رسید و به آن اجازه داد تا به تدریج ۳۰۰۰۰۰ بشکه اضافه کند. ابوظبی در حال حاضر بین ۲.۷ تا ۳ میلیون بشکه در روز صادرات دارد. اگر بتواند سال آینده به ۶ میلیون بشکه در روز دست یابد، اختلاف آن با سهمیه فعلی‌اش در چارچوب این دو سازمان ۲.۵۹ میلیون بشکه خواهد بود که همه آن‌ها برای صادرات در دسترس خواهند بود. این امر احتمالاً قیمت‌ها را کاهش می‌دهد یا حداقل افزایش آن‌ها را محدود می‌کند، در صورتی که تحولات منطقه‌ای منجر به افزایش بیش‌تر شود.

مازاد مالی پیش‌بینی‌شده از این فروش‌ها، انعطاف‌پذیری مالی قابل توجهی به محمد بن زاید می‌دهد و به او امکان می‌دهد کنترل داخلی خود را که پس از وقایع یمن تقریباً متزلزل شده بود، تثبیت کند. در آن‌جا او به عنوان یک ماجراجو ظاهر شد که کشورش را به مسیرهای خطرناک هدایت می‌کرد. همچنین این امر او را قادر می‌سازد تا متحدان خود را در منطقه، به ویژه در یمن، که در آن از جاه‌طلبی‌های آن برای کنترل آبراه‌ها دست نکشیده و به دنبال بازیابی نفوذ از طریق متحدانش است، و در سودان، علاوه بر رقابت‌هایی که از غزه، سوریه و لبنان تا ارض‌سومالی‌ امتداد دارد، تأمین مالی کند. در مقابل، عربستان سعودی که برای متعادل کردن بودجه خود به قیمت نفت بین ۸۰ تا ۹۶ دلار در هر بشکه نیاز دارد، اگر قیمت‌ها به زیر این سطح کاهش یابد، آسیب خواهد دید، به ویژه از آنجا که این پادشاهی با خطرات دیگری مانند بسته شدن احتمالی تنگه باب المندب که می‌تواند صادرات آن را به طور کامل متوقف کند، روبرو است. در این صورت، ریاض منافع آشکاری در استفاده از نفوذ خود برای جلوگیری از جنگ با ایران خواهد داشت و این قوی‌ترین پاسخ آن به تصمیم امارات خواهد بود.

https://shorturl.at/QFQDC