تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
شنبه، ۶ تیر ۱۴۰۵
منبع: الاخبار
نویسنده: اسعد ابوخلیل
چهارشنبه، ۲۴ ژوئن ۲۰۲۶
برای ترامپ چیزی جز تشدید تنشها در فضای مجازی باقی نمانده است، زیرا گزینه نظامی معادله کلی را تغییر نمیدهد

در دوران ترامپ هیچ چیز محتوم نیست. در حالی که هیئت آمریکایی برای نخستین بار در ژنو با هیئت ایرانی دیدار میکرد، رئیسجمهور آمریکا در یک توییت ایران را به نابودی تهدید میکرد. آیا انگیزه او سیاسی بود، یا صرفاً خشم و ناامیدی از سرعت کند ایران؟ با این حال، مسلم این است که آمریکا تصمیم گرفته است مزیت استراتژیک ایران را به رسمیت بشناسد، همانطور که با توافق با بستهای از امتیازات که از لبنان شروع میشود، و به اجازه دادن به ایران برای فروش نفت خود نیز گسترش مییابد، مشهود است.
ترامپ به شدت مضطرب است؛ زیرا وارد جنگی شده که هیچ راه برونرفت از آن، و هیچ راهی برای پیروز بیرون آمدن از آن پیدا نمیکند. او چه پیشروی کند و چه عقبنشینی، بازنده است. او باید جنگ را تمام کند، اما باید آن را با پیروزی به پایان برساند. با این حال، پیروزی پس از بمباران و ویرانیهای هولناک در ایران همچنان غیرممکن است. ترامپ خواهان تغییر رژیم بود و به آنچه میخواست رسید-یا بهتر بگوییم، دقیقاً برعکس آن اتفاق افتاد. رژیم جدید ایران حتی بیش از گذشته تثبیت شده و جا افتاده است.
صلابت ایران در ظرفیت عظیم این کشور برای خطرپذیری و پیش رفتن تا لبه پرتگاه کاملاً مشهود است. در ماههای اخیر، ایران با رد احتمال بازگشت ترامپ به جنگ، به بالا بردن سقف مخاطره در یک قمار خطرناک ادامه داده است. برای ترامپ چیزی جز تشدید تنشها در فضای مجازی باقی نمانده است، چرا که گزینه نظامی معادله کلی را تغییر نمیدهد. افکار عمومی آمریکا رویدادها را تحلیل کرده و طبق نظرسنجیها به این نتیجه رسیده است که ایران پیروز میدان شده است.
چگونه میتوانست غیر از این باشد، در حالی که ایران شرایط خود را دیکته میکرد؟ وقتی ایران خواستههای خود را اعلام کرد، من شک داشتم که آمریکا بیشتر آنها را بپذیرد. ایران آسیبهای فراوانی دید و رهبران ارشد خود را از دست داد، اما به سرعت خود را بازسازی کرد و رویکرد قبلی خود یعنی «صبر استراتژیک» در مواجهه با آمریکا را کنار گذاشت. آن صبر به نشانهای از ضعف تبدیل شده بود که اسرائیل و آمریکا در ترورهای خود از آن سوءاستفاده میکردند.
زمانی که تمایل آمریکا برای پایان دادن به جنگ اثبات میشود، موضع مذاکراتی ایران تقویت میگردد. پرونده لبنان گواهی بر این مدعاست. هیچ کشوری تا کنون سرنوشت لبنان را به سرنوشت خود گره نزده است. در لبنان گفته میشود که ایران این را برای منافع خود انجام داد، در حالی که در واقعیت، این پیوند بر خلاف منافعش بود و مانع مذاکرات هستهای میشد. وقتی رقیب شما به ضعف یا شکست خود اعتراف میکند، توانایی شما برای مطالبه بیشتر به طور خودکار افزایش مییابد و این امر اصرار ایران بر پیوند زدن لبنان به این مناقشه را توضیح میدهد. با این حال، کسانی که در رسانههای حوزه خلیج فارس یا ناتو کار کردهاند یا کار میکنند، با این موضوع مخالفند.
