تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

 

«تحقیق همانا حقیقت‌پژوهی است، و حققت‌پژوهی مقدمه و نیز محصول شناخت است، و شناخت در هر حال، مخصوصاً در تاریکی‌ها، چراغ راه بهبود‌خواهان است. آموزش و پرورش در مراتب بالای خود هدفی والاتر از پژوهش ندارد. مردمی که به سبب ناسازگاری زمانه با حققت‌پژوهی بیگانه باشند، نه تنها در عرصه نظر به جایی نمی‌رسند، بلکه در زندگی عملی نیز سقوط می‌کند. چنین مردمی به آسانی گردن به یوغ هر گونه بدآموزی می‌نهند و نادانسته دروغ را به جای راست می‎‌پذیرند.» (یادداشت «انجمن کتاب دانش‌جویان» بر کتاب «آیین پژوهش»، ا. ح آریان‌ پور).

تحلیل زیر برای نخستین‌بار در ۱۳ شهریور ۱۴۰۲ (۴ سپتامبر ۲۰۲۳)  با عنوان «در پشت گسترش بریکس» ترجمه و در «عدالت» منتشر گردید. البته این نخستین‌بار نیست که مترجمین «دانش و مردم» – و «مجله هفته» به نقل از آن-مطلبی را که قبلاً در «عدالت» منتشر شده است دوباره «ترجمه» و منتشر می‌کنند.

https://tinyurl.com/4ramm4ss

با در نظر گرفتن این فرض که « کورش تیموری‌فر» بی خبر از نخستین ترجمه مقاله اقدام به ترجمه دوباره آن نموده است یادآوری یک نکته بسار مهم را به همه این دوستان لازم می‌دانیم:

دوستان گرامی، تعداد رسانه‌های فارسی زبانی که به این موضوعات می‌پردازند، کم‌تر از تعداد انگشتان دو دست است. مفید است اگر این سایت‌ها و تارنگاشت‌ها را بیابید، با آن‌ها آشنا شوید، آن‌ها را دنبال کنید، (و اگر آن‌ها را یافته‌اید و دنبال می‌کنید خود را به ندیدن نزنید) با رعایت اخلاق روزنامه‌نگاری و فعالیت مطبوعاتی، وقت خود را برای ترجمه و انتشار مطلبی که قبلاً در دسترس قرار گرفته است هدر ندهید، به موضوع و مطلب دیگری بپردازید، و اگر به دلیل وجود خطا یا لغزش در ترجمه پیشین ارائه یک ترجمه دقیق‌تر و درست‌تر را صلاح می‌دانید، متمدنانه با ذکر منبع و مأخذ آن را یادآور شوید، و با این‌کار به بالا بردن فرهنگ جمعی و فردی، بویژه فرهنگ لازم برای کار در رسانه‌های بدیل یاری رسانید.

ما دقیقاً دو سال پیش این تذکر دوستانه را خطاب به تحریریه و مترجمین «دانش و امید» منتشر کردیم.

https://tinyurl.com/syvc242r

***

مجله هفته (برگرفته از دانش و امید، ۲۰، آبان ۱۴۰۲)

نویسنده: پرابهات پاتنایک
برگردان: کورش تیموری‌فر

آن‌سوی گسترش بریکس

 

طی اجلاس کشورهای بریکس در ژوهانسبورگ (شهریور ۱۴۰۲)، تصمیم گرفته شد که این گروه فراتر از پنج کشور اصلی عضو یعنی برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی گسترش یابد و شش کشور دیگر را هم شامل شود. این کشورها عبارتند از: آرژانتین، مصر، ایران، اتیوپی، عربستان سعودی و امارات متحده عربی. به نظر می‌رسد که این شش کشور از میان فهرست ۲۲ کشوری که مشتاق پیوستن به گروه بریکس بودند، انتخاب شدند. علاوه بر این، منابع دولتی در آفریقای جنوبی -رئیس وقت بریکس- فاش کرده‌اند که بیش از ۴۰ کشور علاقه‌مند به پیوستن به این گروه بوده‌اند. این سؤال به‌طور طبیعی مطرح می‌شود: چرا بریکس ناگهان اینقدر محبوب شده است؟

بسیاری، بریکس را تلاشی از سوی برخی کشورهای بزرگ می‌دانند که از جایگاه خود در بین کشورهای امپریالیستیِ «آقای جهان» کنار گذاشته شده‌اند، تا از خود و ایفای نقش مهم‌تر خود در امور جهانی -نقشی که فکر می‌کنند سزاوار آن هستند- دفاع کنند. اما بریکس یک نهاد بسیار متفاوت است: روسیه و چین به هر حال اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل با حق وتو هستند، به‌طوری که یکی از آنها در حال حاضر درگیر جنگ با کشورهای «آقای جهان» است و دیگری به عنوان «دشمن اصلی» مورد توهین قرار می‌گیرد. بنابراین حس «کنار گذاشته‌شدگی» پاسخگوی ضرورت تشکیل بریکس نیست. در مورد بقیه اعضا نیز باید گفت که بریکس به عنوان یک نهاد، از زمان تشکیل خود هیچ نقش کلیدی در هیچ موقعیت جهانی ایفا نکرده است. بنابراین، آن اعضا نیز به‌سختی می‌توانند به‌عنوان مشتاقان ایفای نقش بزرگ‌تری در امور جهانی معرفی شوند (زیرا اگر مشتاق بودند، تاکنون فعال‌تر رفتار می‌کردند). به همین ترتیب، صرف اهمیت بیشتر نمی‌تواند انگیزه بسیاری از کشورها برای پیوستن به بریکس باشد.

مشکل دیگر این شیوه توضیح، غفلت از اقتصاد سیاسی زیربنای وضعیت فعلی جهانی است که با بحران اقتصادی سرمایه‌داری جهانی مشخص می‌شود؛ بحرانی که حتی اقتصاددانان محافظه‌کار و مستقرْ آن را «رکود مزمن» می‌نامند.

در این‌وضعیت بحرانی، نهادهای بین‌المللی قدیمی به‌طور منحصر به‌فردی ناکارا به نظر می‌رسند و کشورهای امپریالیستی در تعدیل یا تغییر آنها، یا ایجاد نوآوری‌های نهادی جدید برای مقابله با این وضعیت، کاملاً ناتوان جلوه می‌کنند. در این زمینه، بریکس به‌عنوان یک نوآوری نویدبخش ظاهر می‌شود. به‌عبارت دیگر، محبوبیت بریکس جلوه‌ای از بیان عدم اعتماد به ترتیبات امپریالیستی در مقابله با بحرانی است که تاکنون وجود داشته است. این امر بریکس را به یک گروه «ضد امپریالیستی» تبدیل نمی‌کند: برخی از کشورهای درون آن بدون شک ضد امپریالیست هستند، اما در مورد کشورهایی مانند مصر، اتیوپی، عربستان سعودی و امارات به هیچ‌وجه نمی‌توان گفت که علیه امپریالیسم قیام کرده‌اند. پیوستن آنها به بریکس، به‌دلیل تلاش‌شان در یافتن یک سازوکار حمایتی جایگزین برای آینده خود است.

در بریکس گسترش یافته که اکنون وجود دارد، سه دسته کشور قابل تمایزند (برخی کشورها در بیش از یک دسته حضور دارند): کشورهایی که امپریالیسم علیه آنها تحریم‌های یکجانبه یا اقدامات حمایتی تنبیهی اعمال کرده است؛ کشورهای تولیدکننده نفت و گاز طبیعی؛ و کشورهایی که در بحبوحه بحران کنونی جهانی با مشکلاتی روبرو هستند و یا احتمالاً در روزهای آینده روبرو خواهند شد. چین، روسیه و ایران، نمونه دسته اول هستند؛ روسیه، ایران، عربستان سعودی و امارات متحده عربی نمونه دسته دومند؛ و مصر، اتیوپی، و آرژانتین در دسته سوم جای می‌گیرند (در حالی که برزیل و هند نگران بحران رو به افزایش، و مشتاق ترتیبات جایگزین هستند).

برای کشورهایی که مشمول تحریم‌های امپریالیستی یک‌جانبه‌ای هستند که حتی بدون مجوز شورای امنیت اعمال می‌شوند، بریکس یک امکان بالقوه برای دور زدن این تحریم‌ها فراهم می‌کند. از این نظر، گنجاندن ایران در بریکس شاید مهم‌تر از هر اقدام دیگری باشد که در نشست ژوهانسبورگ صورت گرفت. ایران نه تنها تحت تحریم‌های شدید قرار گرفته است، بلکه اولین کشوری بود که از دسترسی به ذخایر ارزی خود که در بانک‌های بزرگ خارجی نگهداری می‌شد، محروم گردید. این امر در تضاد آشکار با قواعد بازی سرمایه‌داری است که توسط خود کشورهای امپریالیستی طراحی شده بود. از آن زمان به بعد، چنین اقدامات بین‌المللی «راهزنانه»ای کاملاً رایج شده است. روسیه آخرین قربانی آن، در پی جنگ اوکراین است: این کشور نیز اجازه دسترسی به ذخایر ارزی خود در بانک‌های خارجی را ندارد. پیوستن به بریکس، این کشورهای تحریم شده را قادر می‌سازد تا از شر چنین راهزنی امپریالیستی خلاص شوند.

تولیدکنندگان نفت و گاز طبیعی به دلیل رکود جهانی، قیمت محصولات خود را کاهش می‌دهند و سعی کرده‌اند با کاهش تولید در واکنش به کاهش تقاضا، این قیمت‌ها را افزایش دهند. این، صراحتاً برخلاف خواست صریح ایالات متحده است. در واقع، آمریکا با اعزام چندین فرستاده به عربستان سعودی -از جمله خود بایدن- از این کشور درخواست کرده بود که با کاهش تولید در نشست آتی اوپک‌پلاس مخالفت کند. اما این فشار آمریکا جواب نداد. از آن زمان به بعد، در چندین مورد، اوپک‌پلاس کاهش تولید را اعلام کرده است. اگر قرار است تولیدکنندگان نفت در آینده از استقلال کافی برای تصمیم‌گیری در مورد تولید نفت برخلاف خواسته‌های ایالات متحده برخوردار شوند، تنوع بخشیدن به روابطشان به دور از وابستگی انحصاری به ایالات متحده، و بدون اینکه لزوماً با آن کشور خصومت ورزند، ضروری به نظر می‌رسد. برای آنها، پیوستن به بریکس، ابزاری برای چنین تنوعی است.

برای گروه سوم از کشورها، یعنی مصر، آرژانتین و اتیوپی که اقتصادهای شدیداً بیمار دارند و برزیل، هند و آفریقای جنوبی که اقتصاد آنها اگرچه آسیب دیده است، اما صدمات کمتری متحمل می‌شوند، جذابیت بریکس در جای دیگری نهفته است: در تجارت ارز محلی که دلار را دور می‌زند. برزیل و چین اخیراً مانند هند و امارات وارد چنین ترتیبات تجاری با ارز محلی شده‌اند. چنین سازوکارهایی در آینده نزدیک، در میان اعضای بریکس بیشتر گسترش خواهد یافت و به جذابیت اصلی برای پیوستن به بریکس تبدیل خواهد شد.

ارزش نسبی پول در میان کشورهایی که وارد این سازوکار می‌شوندْ ثابت است و دلار، نه به‌عنوان واحد محاسبه و نه به‌عنوان وسیله گردش، در تجارت بین آنها مورد نیاز نیست. چنین ترتیباتی، با افزایش مؤثر میانجی‌های قابل دسترسی در مبادلات در میان این کشورها، و منوط کردن این افزایش، به تصمیمات اتخاذ شده توسط خود کشورها (که می‌تواند منابع پولی آنها را به دلخواه افزایش دهد)، تجارت را برای آنها تسهیل می‌کند، و کمبود دلار دیگر تأثیری روی تجارت آنها نخواهد داشت.

اما این، تنها نیمی از مشکل را حل می‌کند. نیم دیگر آن است که تراز تجاری بین این کشورها باید توسط کشور دارای مازاد تجاری که کالاها و خدمات را از کشور دارای کسری خریداری می‌کند، تسویه شود؛ اگر نه بلافاصله، حداقل در یک دوره زمانی معین. به عبارت دیگر، تجارت با ارز محلی، موجودی نقدینگی را در اقتصاد جهانی افزایش می‌دهد، اما بر مشکل بدهی خارجی ناشی از تجارت بین کشورهایی که وارد چنین سازوکاری می‌شوند، غلبه نمی‌کند.

هنگامی که بریکس چنین ترتیبات تجاری دو جانبه‌ای را تشویق می‌کند که در آنْ توازن‌ها، نه با انباشت بدهی در کشوری با کسری تجارت خارجی، بلکه با خرید کالاهای بیشتر از آنْ تسویه می‌شود، عملکرد اقتصاد جهانی بهبود خواهد یافت. در این صورت، بریکس یک جایگزین واقعی برای نظم اقتصادی جهانیِ تحت سلطه امپریالیست‌ها خواهد بود.

مدیر جدید بانک بریکس – دیلما روسف، رئیس‌جمهور سابق برزیل- به‌صراحت اعلام کرده است که این بانک هیچ قصدی برای دادن وام به منظور تسویه بدهی یا خدمات بدهی، چه به کشورهای عضو، و چه دیگر کشورهای جهان سوم ندارد. این امر، نیاز جهان سوم به مراجعه به صندوق بین‌المللی پول برای این منظور و تحمل رنج ناشی از «ریاضت اقتصادی» تحمیل شده توسط آن را کاهش نمی‌دهد. اما او مشتاق گسترش تجارت با ارز محلی و همچنین ارائه وام‌های زیربنایی به کشورهای جهان سوم است که می‌تواند تا حدودی به سست کردن نهادهای تحت سلطه امپریالیستی کمک کند.

در میان محافل چپ کشورهای عضو، بحث‌های زیادی در مورد اینکه بریکس برای امپریالیسم دقیقاً چه معنایی دارد، وجود داشته است. برخی استدلال می‌کنند که اگرچه نهادی ضد امپریالیستی است، اما ضد سرمایه‌داری نیست. اما ضد امپریالیستی خواندن بریکس، خطای فاحشی است. با حضور رهبرانی چون مودی در هند، محمد بن سلمان در عربستان و سیسی در مصر، این تشکل را نمی‌توان ضد امپریالیست نامید. اما با این حال، حداقل تا حدی، تسلط انحصاری نهادهای امپریالیستی بر اقتصاد جهانی را تضعیف می‌کند، و این قطعاً یک پیشرفت محسوب می‌شود. این به خودی خود، ضربه‌ای به امپریالیسم نیست، اما زمینه مطلوبی برای زحمتکشان جهان ایجاد می‌کند تا از آن برای ضربه زدن به امپریالیسم استفاده کنند.