تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم

جمعه، ۱۹ مهر ۱۳۸۷
منبع: نامۀ مردم، دورۀ هفتم، سال دوم، شمارۀ ۳۵٨، چهارشنبه ٢٣ مهرماه ١٣۵۹‏
گزینش و تایپ: ع. سهند‏

اعلامیه کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران:‏
رفیق عسکر دانش شریعت پناهی، مسؤول سازمان ایالتی حزب تودۀ ایران در خوزستان، در ‏سنگر نبرد برای دفاع از میهن انقلابی، شهید شد

هموطنان! رفقای حزبی!
ساعت ١١ صبح روز یک‌شنبه ٢۰ مهر ماه ١۳۵۹، رفیق عسکر دانش شریعت پناهی، مسؤول سازمان ‏ایالتی حزب تودۀ ایران در خوزستان، هنگامی که در خرمشهر، در حال سازماندهی گروه‌های توده‌ای و مردم ‏برای مقاومت در برابر تجاوزگران صدامی بود، بر اثر انفجار خمپاره دشمن در نزدیکی‌اش، شهید شد. به ‏همراه او چند تن دیگر از اعضاء و هواداران حزب و هم‌چنین عده‌ای از دیگر رزمندگان دلیر خلق شهید و ‏مجروح شدند. ‏

این نمونۀ درخشان، به همراه هزاران نمونۀ درخشان دیگر، طی پیکار ۴۰ سالۀ حزب تودۀ ایران علیه ‏امپریالیسم جهانخوار، به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، بار دیگر با روشنی اثبات می‌کند که توده‌ای‌ها از ‏پیگیرترین مبارزان ضدامپریالیست و پرشورترین مدافعان استقلال، آزادی و تمامیت ارضی کشور خویشند و ‏در این راه سترگ با تمام هستی خود ایستاده اند.‏

رفیق جوان و رزمنده ما، که خون جوشان خود را در یکی از حساس‌ترین لحظات تاریخ کشور ما به پای نهال ‏انقلاب ایران اهدا کرد، این واقعیت سترگ را بار دیگر با برجستگی حماسه‌آمیزی به اثبات رساند، که ‏توده‌ای‌ها همواره از صادق‌ترین، صمیمی‌ترین و جانبازترین مدافعان استقلال و آزادی و تمامیت ارضی ایران ‏بوده اند، هستند و خواهند بود.‏

رفیق عسکر دانش شریعت پناهی در تاریخ ٢ خرداد ۱٣۲۹ در سمنان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و ‏متوسطه را در سمنان و تهران گذراند و سپس در سال ١۳۴٧ برای ادامۀ تحصیل در رشته مهندسی برق ‏عازم آلمان غربی گردید و تحصیلات وی به علت کار حزبی و انقلابی نیمه‌تمام ماند و رفیق، که از همان اوان ‏نوجوانی با آرمان‌های حزب تودۀ ایران آشنا شده بود، فعالانه به کار حزبی پرداخت و پس از مدتی به ‏عضویت کمیته حزبی سراسر آلمان فدرال، برگزیده شد. رفیق عسکر پس از پیروزی انقلاب ایران به کشور ‏بازگشت و پس از مدتی به عنوان مسؤول سازمان ایالتی حزب تودۀ ایران به خوزستان رفت و تا لحظۀ ‏شهادت، استوار و دلیر و خستگی‌ناپذیر در راه آرمان‌های حزب تودۀ ایران، در دفاع از انقلاب و جمهوری ‏اسلامی ایران، مبارزه کرد.‏

رفیق عسکر دانش شریعت پناهی هم‌چون جان‌های پرشوری که طی ۴۰ سال اخیر از صفوف حزب تودۀ ‏ایران در جریان راه‌پیمایی‌ها و درگیری‌های خیابانی، در شکنجه‌گاه‌ها و میدان‌های تیر یک رژیم دست‌نشانده ‏به شهادت رسیدند، هدفی جز مقاومت در نبرد علیه امپریالیسم، پرده‌دری از دشمن اصلی خلق‌ها، یعنی ‏امپریالیسم آمریکا، بذرافشانی در اندیشه‌ها و تجهیز و تشکل توده‌ها در مقابله با این خصم جهانخوار ‏نداشته اند.‏

در جنبش ملی کردن نفت، در دوران سیاه و خفقان‌آور پس از کودتای امپریالیستی ٢٨ مرداد، توده‌ای‌ها ‏نخستین قربانیان پیکار علیه امپریالیسم، به سرکردگی آمریکای جهانخوار بوده اند.‏

در دوران اخیر نیز، هنگامی که دارودسته صدام جنایتکار، سیاله قیرگون جنگ ویرانگر را به سوی میهن ‏انقلابی ما سرازیر ساخت، کمیته مرکزی حزب تودۀ ایران در فراخوان مهم خود اعلام داشت که:‏
‏«ما تصمیم قاطع داریم که دوش‌به‌دوش همه نیروهای انقلابی، همه مردم میهن‌دوست و مبارز ‏ایران برای دفاع از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران در برابر تجاوز رژیم بعثی عراق و توطئه ‏براندازی امپریالیسم آمریکا بجنگیم و ایران را به گورستان ضدانقلاب تبدیل کنیم و خواهیم ‏کرد.»‏

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران در این فراخوان از توده‌ای‌ها و هواداران و دوستان حزب دعوت کرد:‏
‏«در هر جا هستید، با درک عظمت و حساسیت این لحظه تاریخی در حیات مردم ما و تمام ‏خلق‌های منطقه، چنان‌که سنت شایسته شماست، آماده فداکاری و جانبازی در راه دفاع از ‏انقلاب و جمهوری اسلامی ایران باشید.»‏

به این فراخوان مهم، سازمان‌های حزب تودۀ ایران در سراسر کشور با شور و هیجان پاسخ مثبت دادند و ‏توده‌ای‌ها همۀ توان انقلابی خود را در خدمت دفاع جانانه از میهن انقلابی قرار دادند.‏

رفیق عسکر دانش شریعت پناهی یک توده‌ای مؤمن و معتقد بود که با آغاز جنگ تحمیلی، با تمام ‏هستی و نیروی خود در قلب جبهه جنوب غربی به بسیج مردم، با سازماندهی برای رساندن کمک به ‏جبهه و پشت جبهه پرداخت و سرانجام جان خود را در راه استقلال میهن خویش ایثار کرد.‏

در جبهۀ جنگ جنوب غربی، که نبردی سنگین و سرنوشت‌ساز علیه تجاوزگران صدامی در جریان است، ‏اعضای حزب تودۀ ایران با ایمان بی‌خلل به وظیفه انقلابی خود در این لحظه حساس، سهم عمده‌ای ‏بردوش گرفته اند و میهن‌پرستی و مردم‌دوستی عمیق‌شان، ستارۀ راهنمای آنان در اجرای این وظیفۀ ‏حزبی، انقلابی و انسانی است.‏

رفیق شهید عسکر دانش شریعت پناهی نیز در چنین راهی و با چنین آرمانی جان باخت. او یک ‏توده‌ای نمونه بود.‏

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران شهادت رفیق عسکر دانش شریعت پناهی را به خانواده محترم شریعت ‏پناهی، و به همه رفقای حزبی صمیمانه تسلیت می‌گوید.‏

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران اطمینان دارد که شهادت رفیق عسکر دانش شریعت پناهی و سایر رفقای ‏توده‌ای هم‌چون شهادت همه رفقایی که جان خود را در راه استقلال، آزادی و تمامیت ارضی ایران و ‏آرمان‌های طبقۀ کارگر ایثار کرده اند، سرمشقی خواهد بود، تا با عزمی راسخ‌تر پیکار خود را در راه پیشبرد ‏آرمان‌های طبقۀ کارگر و دفاع از انقلاب و جمهوری اسلامی ایران ادامه دهند.‏

گرامی باد خاطره تابناک شهدای راه استقلال و آزادی ایران!‏
کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران
‏٢٢/٧/۱٣۵۹‏

***

رفیق عسکر دانش شریعت پناهی: اولین شهید توده‌ای در جبهه‌های جنگ عادلانه علیه ‏تجاوزگران صدامی
‏ ‏

تولد: ٢ خرداد ۱٣۲۹‏
شهادت: ٢۰ مهر ١۳۵۹‏

رفیق عسکر دانش شریعت پناهی در تاریخ ‏٢ ‏خرداد ‏۱٣۲۹‏ در سمنان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و ‏متوسطه را در سمنان و تهران گذارند و سپس در سال ۱٣۴٧ برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ مهندسی برق ‏عازم آلمان غربی گردید.‏

او هم‌زمان با فعالیت پرشور خود علیه رژیم شاه- ساواک، مدت کوتاهی به مشاهده، مطالعه و داوری در ‏بارۀ گروه‌های سیاسی دانشچویان که در انجمن دانشجویی شهر کلن حضور می‌یافتند، مشغول بود و ‏سرانجام در حدود ۸ ماه پس از ورودش به آلمان غربی، به سائقۀ صداقت انقلابی و ذکاوت فطری خود، ‏راهی را برگزید که تا پایان زندگی کوتاه اما نمونه‌وار خود، با نیرویی که گویی بی‌پایان است و کوششی که ‏خستگی نمی‌شناسد به آن وفادار ماند: او راه حزب تودۀ ایران را برگزید و به عضویت حزب درآمد.‏

چنین بود که او فرصت یافت تا استعداد درخشان خود را به عنوان یک رزمندۀ انقلابی در مکتب حزب ‏قهرمان‌پرور تودۀ ایران، پرورش دهد و همۀ آن را در اختیار حزب و خلقش قرار دهد.‏

رفیق عسکر کار و اندیشه را با هم توأم ساخته بود. او هم‌زمان با فعالیت‌های دایمی، از هر فرصتی، ولو ‏اندک، برای بالا بردن دانش تئوریک خود سود می‌جست. اما کار رفیق عسکر به فعالیت سیاسی و درس ‏خواندن- که سرانجام هم به علت فعالیت‌های انقلابی او به اتمام نرسید- محدود نمی‌شد. او مجبور بود ‏برای تأمین معاش و مخارج زندگی محدود و بی‌توقع خود نیز دست به کارهای گوناگونی بزند. از کار در ‏کارخانه و چاپخانه گرفته تا کارهای ساختمانی، که «راحت‌ترین» آن‌ها رانندگی تاکسی از ۹ شب تا پنج ‏صبح بود. و تازه اندک درآمد خود را هم صرف مخارج حزبی می‌کرد.‏

این رزمندۀ دلاور، این توده‌ای نمونه و این انقلابی صادق، پس از سال‌ها پیکار بی‌امان با رژیم محمدرضا ‏شاهی و انواع نظریات انحرافی چپ‌نمایان و چپ‌گرایان، سرانجام به برکت شایستگی آزمون شده‌اش، به ‏عضویت کمیتۀ حزبی سراسر آلمان فدرال برگزیده شد.‏

هنگامی که نبرد تاریخی و پرشکوه مردم ایران اوج می‌گرفت، به دستور حزب خود به ایران آمد و در آن ‏روزهای سرنوشت‌ساز انقلاب، در کنار توده‌های مردم در نبرد علیه رژیم شاه شرکت کرد. پس از پیروزی ‏انقلاب، نبرد به گونه‌ای دیگر ادامه یافت و حزب او را به عنوان یکی از شایسته‌ترین کادرهای خود به یکی از ‏حساس‌ترین مسؤولیت‌های حزبی برگزید و به عنوان مسؤول سازمان ایالتی حزب تودۀ ایران در خوزستان، ‏به آن خطه فرستاد.‏

رفیق عسکر در سازماندهی تشکیلات حزب در سراسر خوزستان نقش فعال و درجه اول داشت. او به مثابه ‏یک انقلابی حرفه‌ای، تمام زندگی خود را وقف پیشبرد جنبش انقلابی ایران و رشد و گسترش حزب تودۀ ‏ایران در خوزستان کرد. و بر همین کار بود که توطئه ششم امپریالیسم آمریکا برای سرنگونی جمهوری ‏اسلامی ایران، به صورت تجاوز صدام به ایران به قوع پیوست و ارتش صدامی عراق حملۀ خود را از ‏خوزستان آغاز کرد.‏

رفیق عسکر در پس فراخوان حزب تودۀ ایران مبنی بر مقابلۀ فعالانه با تجاوز صدامیان، گام در جبهۀ نبرد نهاد ‏و در سازماندهی نیروهای مردمی در خطوط «خونین شهر» نقش مهمی داشت.‏

در روز ۲۰ مهر ١٣۵۹، بر اثر فشار شدید آتش توپخانۀ دشمن، فرمانده جبهه فرمان عقب‌نشینی داد. اما ‏رفقای ما و مردمی که در پشت جبهۀ «خونین شهر» آمادۀ دفاع بودند، حاضر نبودند حتا یک وجب از خاک ‏میهن را به دشمن سپارند، و به کمک آمدند. رفیق عسکر در این تلاش حماسه‌آمیز، نقش درجه اول و ‏نمایان داشت. او این بار نیز، هم‌چون گذشته، با تمام قوا به سازمان دادن مقاومت و دفاع توده‌ای در مقابل ‏متجاوزین صدامی برخاست و از جمله با مسجد جامع (مقر فرماندهی ستاد مشترک و تدارکات شهر) و نیز ‏مرکز سپاه پاسداران تماس گرفت.‏

رفیق عسکر به همراه دیگر هم‌رزمانش، موفق شدند که در مقاومت نقش مهمی ایفا کنند. آن‌ها همراه با ‏سربازان و دیگر مردم قهرمان شهر، به مقابله با فشار دشمن برخاستند. دشمن به حاشیۀ شهر نزدیک ‏شده و به حوالی کشتارگاه «خونین شهر» رسیده بود. ولی «خونین شهر» قهرمان باز هم حماسه آفرید. ‏همگی از پاسداران جانباز و دلیر و سربازان میهن‌دوست و رشید گرفته، تا مردم دلاور و انقلابی و رزمندگان ‏توده‌ای، متحد و یکپارچه، به دفاع از خانه و کاشانه و انقلاب خود برخاستند، فشار دشمن جنایتکار را خنثا ‏کردند، او را شکست دادند و چند کیلومتر به عقب راندند.‏

رفیق عسکر دانش شریعت ‌پناهی در حدود ساعت ۱۱، به هنگامی که در سنگر واقع در چهارراه خیام بود، ‏برای کمک رساندن به سنگر مجاور از سنگر خود خارج شد و در همین هنگام خمپاره‌ای در نزدیکی او فرود ‏آمد، پیکر برومندش را به دو نیم کرد و این رزمندۀ توده‌ای را به شهادت رساند.‏

پیکر خونینش را به زادگاهش، به سمنان بردند. گروه کثیری از مردم به استقبال فرزند قهرمان شهر به بیرون ‏شهر آمده بودند. شهر برای تشیع جنازۀ شهید خود، شهید خلق، شهید حزب تودۀ ایران، تعطیل شده بود. ‏در مراسم تشیع جنازه، روحانیت مبارز، سپاه پاسداران، گارد احترام شهربانی، دستۀ موزیک ژاندارمری و ‏اعضای هیأت سیاسی کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران، شرکت داشتند. مادر شهید، به آنان که در سوگ ‏قهرمان می‌گریستند، می‌گفت: «بر شهادت عسکر گریه نکنید. او به آن جا رفت که دلش ‏می‌خواست. او به راه وطنش، به راه حزبش رفت. استوار باشید و راهش را ادامه دهید.»‏‎ ‎

در اعلامیۀ کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به مناسبت شهادت رفیق عسکر چنین آمده است:‏
این نمونۀ درخشان، به همراه هزاران نمونۀ درخشان دیگر، طی پیکار ۴۰ سالۀ حزب تودۀ ایران ‏علیه امپریالیسم جهانخوار، به سرکردگی امپریالیسم آمریکا، بار دیگر با روشنی اثبات می‌کند ‏که توده‌ای‌ها از پیگیرترین مبارزان ضدامپریالیست و پر شورترین مدافعان استقلال، آزادی و ‏تمامیت ارضی کشور خویشند و در این راه سترگ با تمام هستی خود ایستاده اند.»‏