تارنگاشت عدالت- باگانی دورۀ دوم
یکشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۹۰
منبع: الجزیره
۹ ژوئن ۲۰۱۱
نویسنده: دیو زیرین (سردیبر ورزش مجلۀ نیشن)
برگردان: ع. سهند
بگذارید تیم فوتبال زنان ایران بازی کند

فوتبال بزرگترین بازی جهانی است: نزدیکترین چیز به بافت پیوندی فرهنگی که نوع بشر را فرای مرزهای ملی و فرهنگی بهم میپیوندد. اما فقط در یک جهان این چنین واژگون است که «بازی زیبا» میتواند از طرف سازمانی به فاسدی فیفا و از طرف شخصی تا مغز استخوان فاسد مانند سپ بلاتر (Sepp Blatter) رییس فیفا، اداره شود. تنها سپ بلاتر، که شهرت وی برای انحطاط افسانه شده است، میتواند یک جنایتکار جنگی مانند هنری کسینجز را بعنوان سرپرست «کمیتۀ عقلا» با هدف «ریشه کن کردن فساد» در سازمان خود استخدام کند. و تنها آنهائی که آیینهای غیراخلاقی میآفرینند میتوانند از «بازی زیبا» بعنوان ابزاری برای اسلامهراسی استفاده نمایند.
روز یکشنبه، لحظاتی قبل از اینکه تیم زنان ایران وارد زمین شود و در بازیهای مقدماتی المپیک در مقابل اردن بازی کند، تیم بخاطر پوشیدن سرپوش و لباسی که تمام بدن را میپوشاند حذف شد. اردن با نتیجه ۳ بر صفر برنده اعلام شد و بدین طریق شانش بالای تیم ایران برای رفتن به بازیهای ۲۰۱۲ لندن درهم شکسته شد.
همانطور که بازیکنان و مقامات گریان ایرانی مخالفت میکردند، به آنها گفته شدکه مقررات فیفا را که میگوید «بازیکنان و مقامات نباید پیامهای سیاسی، مذهی، تجاری یا شخصی یا شعارها را به هر زبان یا شکلی در بازی یا در وسائل تیم به نمایش بگذارند» زیرپا گذاشته اند. همچنین به تیم گفته شد که فیفا از سال ۲۰۰۷ براین نظر بوده است که داشتن حجاب در حال بازی «میتواند موجب آسیبهای خفه کننده بشود».
این بحث دو اشکال دارد. اولین اشکالش این است که ابلهانه است. «مرگ تنفسی حجاب فوتبال» دقیقاً چیزی نیست که صدای موتور جستجوی گوگل را درآورد. اما مشکلزا تر این است که فیفا قبل از این به تیم اطمینان داده بود که یونیفورمهای آن با مقررات همخوان است. آنها حتا در دوره های مقدماتی بدون نق از طرف بلتر بازی کرده بودند.
فریده شجاعی، سرپرست فوتبال زنان ایران در یک مصاحبه با تلویزیون رویترز گفت: «ما تغییرات خواسته شده را انجام دادیم و بعد از آن یک بازی داشتیم. ما در دور بعدی بازی کردیم و مانع ما نشدند، و آنها هیچ اشکالی نگرفتند. این بدین معنی است که هیچ مانعی در مقابل ما وجود ندارد، و اینکه ما میتوانستیم در المپیک شرکت کنیم… این [یونیفورم] نه مذهبی است، نه سیاسی، نه موجب آسیب به بازیکن خواهد شد … و آقای سپ بلاتر این را پذیرفت.»
بنابراین، واقعاً چه میگذرد؟ قبل از هر چیز، ما باید نگرانیهای فیفا در بارۀ راحتی زنان درگیر را کنار بگذاریم. بلاتر یک سکسایست اصلاح نشدنی است و بدون مقاومت در برار او فوتبال زنان چیزی شبیه «بازیهای فوبتال زیرپوش زنانه» خواهد شد. مردی که حجاب را غدغن میکند در سال ۲۰۰۴ پیشنهاد کرده بود که بازیکنان زن در جهت بالابردن محبوبیت ورزش «شورتکهای داغ» به تن کنند، چونکه «شورتهای تنگتر زیبائی زنانه بیشتری» بوجود می آورند.
بعلاوه، سالهاست که سازمانهای حقوق بشر از بلاتر خواسته اند موضع بگیرد و در بارۀ هجوم دهشتناک تجارت بردهگان جنسی که با بازیهای جام جهانی همراه است، چیزی بگوید. پاسخ سرد بلاتر این بوده که «فحشا و تجارت زنان در حوزه مسؤولیت فدراسیون بازیهای جهانی قرار نمیگیرد بلکه به مقامات و قانونگذاران هر کشور مشخص مربوط میشود.» بعبارت دیگر، او بههیچوجه سوزان فالودی [فمینیست معروف آمریکائی] نیست.
بالعکس، بلاتر با محروم کردن تیم از فرصت نشان دادن نبوغ خود در پوشش کامل اسلامی به یک عامل ستم بر آنها مبدل شده است. همانطور که آلیسا روزنبرگ در «مترقی بیاندیشید» نوشت: «اگر ما واقعاً نگران نظر درباۀ زنان و برخورد به آنها در جوامع مسلمان هستیم، به نظر میرسد اتخاذ سیاستهائی که زنان را مجبور میکند بین رعایت اصول مذهب خود و شرکت در فعالیتهائی که به آنها امکان نشان دادن مهارت جسمی و هوش استراتژیک شان را می دهد یکی را انتخاب کنند، غیرسازنده باشد.»
من اضافه میکنم که تصمیم بلاتر فقط جهالت عمیق غرب نسبت به وضعیت زنان ایران از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ به بعد را تغذیه میکند. قبل از ۱۹۷۹ میزان باسوادی زنان ۳۵ درصد بود. اکنون بیشتر از ۷۵ درصد است. در روزهای شاه، تنها یکسوم زنان در مؤسسات آموزش عالی حضور داشتند. این رقم اکنون ۵۰ درصد است. از هر سه پزشک ایرانی یک نفر زن است. در ایالات متحده، از هر پنچ پزشک یک نفر زن است.
حضور هنری کسینجز آشکار میکند که کل این نمایش برای چیست. کسینجر در اعلام نظرات خود دربارۀ ایران شرم ندارد، آشکارا خواهان جنگ شده و میگوید: «ما باید از بیرون برای تغییر رژیم کار کنیم.» با توجه به اینکه از حقوق زنان بعنوان دستاویزی جهت توجیه جنگ علیه جهان اسلام استفاده میشود، این نمایش دربارۀ دائمی کردن کلیشه رایج دربارۀ دوشیزگان درماندۀ مسلمان از طرف کسانی است که درعینحال همان زنان را از یک حضور نیرومند در عرصه بینالمللی محروم میکنند. این دربارۀ منزوی کردن ایران است تا بر طبل جنگ بکوبند. اما مهمتر از همه، نهایتاً، در بارۀ کسینجر و بلاتر است که از ورزش برای اهداف سیاسی خودشان بهره برداری میکنند.
آنهائی که اگر ورزشکاری شهامت نشان دهد و نظرات خود را بگوید، بعبع میکنند که «ورزش و سیاست» باید جدا باشند، باید خشم خود را متوجه بلاتر، کسینجر و تصمیم فیفا نمایند که به فوتبال بعنوان ابزاری برای محروم کردن زنان مسلمان نگاه میکنند. ما باید از فیفا بخواهیم مجازات را لغو نماید و از سه واژه ای پیروی کند که باید تمام بازیها، تمام کشورها، تمام مردمی را- که معتقدند ورزش باید بهترینهای نوع ما را منعکس کند- متحد نمایند: بگذارید آنها بازیکنند.
http://english.aljazeera.net/indepth/opinion/2011/06/201169102929334632.html
