تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: هدف، نشریه حزب کمونیست سوئد
نویسنده: جوزف برانت
۲۲ مه ۲۰۲۵
ترامپ، عربستان سعودی و ساختار امپریالیسم: مارش به سوی جنگ، نه توسعه

سعودیهایی که ترامپ و نخبگان انحصارات آمریکایی با آنها دیدار داشتند، استثناهای قرون وسطایی نیستند – آنها یک طبقه سرمایهدار تمامعیارند، که در پوشش مذهبی و سلطنتی پنهان شدهاند.
زمانی که دونالد ترامپ نخبگان سرمایه ایالات متحده را برای سفر به عربستان سعودی گرد هم آورد، این یک ابتکار دیپلماتیک ساده نبود – بلکه یک نشست استراتژی امپریالیستی بین قدرتمندترین گروههای سرمایه جهان بود. در میان شرکتکنندگان: ایلان ماسک، لری فینک، جف بزوس، جین فریزر، سم آلتمن، جنسن هوانگ، الکس کارپ و دیگر رهبران سرمایه مالی و صنعتی حضور داشتند. هدف مشترک آنها؟ تأمین مواد اولیه، زیرساختها، جریان دادهها و بازارها – و تحکیم بلوک ایالات متحده در مبارزه میان-امپریالیستی علیه چین.
نخبگان سعودی که ترامپ و نخبگان انحصارات آمریکایی با آنها دیدار داشتند، استثناهای قرون وسطایی نیستند – آنها یک طبقه سرمایهدار تمامعیارند، که در پوشش مذهبی و سلطنتی پنهان شدهاند. ثروت آنها نه از کشاورزی یا رعیتداری، بلکه از استثمار پرولتاریای نفتی، کارگران ساختمانی بنگلادش، کارگران کارخانههای پاکستان و کارگران مزدبگیر سعودی فاقد قدرت یا حق رأی ناشی میشود. آنها مالک شرکتهایی مانند آرامکوی سعودی، سابیک (SABIC) و صندوقهای سرمایهگذاری مختلفی هستند که در همان بخش «بلکراک» و «ریتیون» فعالیت میکنند.
رابطه ایالات متحده با عربستان سعودی
رابطه ایالات متحده با عربستان سعودی یک بین ملتها نیست – بلکه اتحادی بین دو مرکز قدرت سرمایهداری با نقشهای متفاوت در بازار جهانی است. ایالات متحده، در رأس سلسله مراتب سرمایهداری، طرفدار حفاظت نظامی، تسلط تکنولوژیکی و کنترل سیاسی جهانی است؛ سرمایه منطقهای عربستان سعودی طرفدار منابع، نیروی کار و ثبات سرکوبگرانه است. این دو با هم، یک ماشین برای تداوم سلطه امپریالیستی در خاورمیانه، علیه منافع طبقه کارگر، تشکیل میدهند.
هنگامی که لیبرالها این نوع «همکاری» را به عنوان سیاست رئال-پولتیک عملگرایانه جشن میگیرند، این واقعیت را پنهان میکنند که این به موازات پاکسازی قومی در فلسطین، با اشغال، بمب، سانسور و اعدام رخ میدهد. تصادفی نیست که ترامپ همزمان با «پاکسازی» غزه توسط اسرائیل، از عربستان سعودی بازدید میکند. هر دو رویداد بخشی از لجستیک امپریالیسم هستند، جایی که هر درگیری، هر پایگاه، هر دالان یک هدف اقتصادی دارد: محافظت از گردش سرمایه – نه آزادی خلقها.
نظم امپریالیستی در درازمدت ساخته شده است – ما چشمانداز خود از یک جهان سوسیالیستی را در مقابل آن قرار دادهایم
ما همچنین میبینیم که چگونه این نظم در درازمدت ساخته شده است: مفهوم «خاورمیانه بزرگ» در زمان بوش تدوین و توسط اوباما اصلاح شد – اما اکنون بدون شرم، بدون نقاب، تحت رهبری آشکار ترامپ اجرا میشود. برنامهریزی گروههای سرمایه بلندمدت، هدفمند و کشنده است.
اینکه کشورهایی مانند سوریه و اوکراین «منابع طبیعی خود را» به روی سرمایه گشودهاند، تصادفی نیست – این بهای «دوباره بزرگ شدن» در نظامی است که همه چیز با سود و منفعت سنجیده میشود.
آنچه در این نظم جهانی وجود ندارد، یک پرولتاریای سازمانیافته، انترناسونالیست و انقلابی، یک پاسخ آگاهانه طبقاتی – نه از سوی دولت-ملتهای بورژوایی، بلکه از سوی کارگران جهان است. این دیکتاتوریهای نفتی یا میلیاردرهای فناوری نیستند که مردم را آزاد خواهند کرد، بلکه مبارزه طبقاتی، اقتصاد برنامهریزیشده و دیکتاتوری پرولتاریا است.
وظیفه ما کمونیستها این است که این را به روشنی بگوییم، بر اساس آن سازماندهی کنیم – و افشا کنیم که عطش ابدی سرمایه برای سود و کنترل در پشت هر هیئت تجاری، هر استارتاپ هوش مصنوعی، هر «گفتگوی صلح» کمین کرده است.
ما در برابر این، همبستگی، سازماندهی و چشمانداز خود از یک جهان سوسیالیستی عاری از بلوکهای امپریالیستی و استثمار را – جهانی که منابع بر اساس نیاز، نه سودورزی توزیع میشوند، قرار دادهایم.
