تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه،۱۲ تیر ۱۴۰۵
منبع: دمکراسی مردم
نویسنده: سودانوا دیشپانده
یکشنبه، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶
جام جهانی فیفا، آینه نظم جهانی

فوتبال ورزش فقرا است که توسط ثروتمندان ربوده شده است. جام جهانی فیفا که به طور مشترک توسط ایالات متحده، کانادا و مکزیک برگزار میشود، نمونه بارزی از این موضوع است. به نظر میرسد تمام دغدغه فیفا، نهاد حاکم بر فوتبال جهان، این است که چگونه پول بیشتری به دست آورد.
این بزرگترین جام جهانی در تاریخ است. جام جهانی قبلی ۳۲ تیم داشت؛ این دوره ۴۸ تیم دارد. تعداد مسابقات نیز از ۶۴ به ۱۰۴ بازی افزایش یافته است. این نه تنها به معنای بلیطهای بیشتر برای فروش است، بلکه فرصتهای بیشتری را نیز برای جایگاههای تبلیغاتی، حامیان مالی، بستههای پذیرایی ویژه و غیره فراهم میکند.
در سال ۱۹۹۴، زمانی که ایالات متحده برای نخستینبار میزبان جام جهانی بود، کل درآمد آن کمتر از ۱ میلیارد دلار بود. جام جهانی قطر در سال ۲۰۲۲، ۷.۵ میلیارد دلار درآمد داشت. انتظار میرود جام جهانی فعلی بیش از ۱۳ میلیارد دلار درآمد داشته باشد.
میانگین قیمت بلیطها از ۱,۰۰۰ دلار آمریکا فراتر رفته است، در حالی که قیمت بلیط مسابقات حساس و کلیدی به بالای ۱۰,۰۰ دلار میرسد. حتی نشریه «اکونومیست» که سوگلی سرمایهداران است، این قیمتها را «باجگیری» و «اخاذی» نامیده است. این بدین دلیل است که فیفا برای نخستینبار از سیستم «قیمتگذاری پویا» (Dynamic Pricing) [که در آن قیمتها بر اساس میزان تقاضا در لحظه تغییر میکنند و بالا میروند-عدالت] برای فروش بلیطها استفاده میکند. علاوه بر این، فیفا یک بازار رسمی برای بازفروش بلیطها ایجاد کرده است که از این طریق، هم از خریدار و هم از فروشنده کمیسیون دریافت میکند؛ به عبارت دیگر، فیفا بازار سیاه را نیز به انحصار خود درآورده است.
کل تجربه تماشای مسابقات در این جام جهانی، به جای هواداران معمولی، برای شرکتها و بنگاههای اقتصادی بزرگ جهتدهی شده است. فیفا با فروش سالنهای استراحت اختصاصی، سوئیتهای مدیریتی، تجربههای ویژه اعضای ویآیپی، و بستههای شبکهسازی تجاری به آنها، درآمد کسب میکند. حتی فضاهای هواداری در خارج از استادیوم نیز به شدت تحت حمایت مالی شرکتها قرار دارند. در این جام جهانی، هر فضا و هر تجربه تجاری شده است.
در گذشته، جامهای جهانی بازیهای بودند که شرکتها در آن فرصتهای تبلیغاتی پیدا میکردند. اکنون، جام جهانی یک محصول تجاری است که فوتبال فقط بهانهای برای آن است.
برای بیش از یک قرن، فوتبال ورزشی متشکل از دو نیمه مساوی ۴۵ دقیقهای با یک استراحت بین دو نیمه بوده است که زمان آن از ۱۵ دقیقه تجاوز نمیکند. این نخستینبار است که دو استراحت اضافی، ظاهراً برای محافظت از بازیکنان در برابر گرما، معرفی شده است. این استراحتها که «استراحتهای نوشیدن آب» نامیده میشوند، قرار است در دقیقه ۲۲ هر نیمه گرفته شوند. همانطور که انتظار میرفت، حق امتیاز نامگذاری این استراحتها نیز فروخته شده است. خریدار، یعنی برند استرالیایی مام و ضدتعریق «رکسونا»، لوگوی خود را روی تیشرت داوران و در زیر بغل آنها قرار داده است.
این استراحتها ماهیت بنیادی خودِ بازی را تغییر میدهند. برخلاف ادعاهای فیفا، بسیاری از مفسران اشاره کردهاند که دلیل واقعی این استراحتها، گنجاندن تبلیغات بیشتر در طول مسابقه است. در واقع، در بیش از یک مورد، داور شروع مجدد بازی را به تاخیر انداخت تا فضا و زمان بیشتری برای تبلیغات فراهم کند.
در تمام بازیهای بزرگ ورزشی بینالمللی، کشور میزبان تمام تلاش خود را میکند برای هواداران گشادهرو و پذیرا باشد. این علاوه بر تقویت وجهه مثبت کشور میزبان و کمک به «قدرت نرم» آن، درآمد حاصل از گردشگری را در آینده افزایش میدهد. همه کشورها این را انجام میدهد، اما وقتی کشورهایی که رسانههای غربی به آنها علاقه ندارند این کار را میکنند، بلافاصله برچسب «ورزششویی» (Sportswashing) میخورند. به عنوان مثال، زمانی که روسیه (۲۰۱۸) و قطر (۲۰۲۲) برای هواداران فوتبال فرش قرمز پهن کردند، رسانههای غربی به آنها پوزخند زدند؛ اما وقتی متحدان غرب مانند ژاپن-کره جنوبی (۲۰۰۲) یا آلمان (۲۰۰۶) همین کار را انجام میدهند، این رفتار تنها جلوهای از ذات پاک و خوب آنها تلقی میشود.
جام جهانی فعلی شاید نخستین باری باشد که هیچکس نمیتواند کشور میزبان را به «ورزششویی» متهم کند. میزبان اصلی، یعنی ایالات متحده، رفتاری کاملاً خصمانه با هواداران برخی کشورها داشته است. هواداران بعضی از کشورها مجبور شدهاند فقط برای رسیدن به آمریکا از هفتخوان رستم بگذرند. از هواداران کشورهای الجزایر، کیپورد، ساحل عاج، سنگال و تونس در ابتدا خواسته شد تا مبلغی بین ۵,۰۰۰ تا ۱۵,۰۰۰ دلار آمریکا را تنها برای اینکه بتوانند برای ویزا درخواست بدهند، وثیقه بگذارند.
این شرط در نهایت لغو شد، اما برای یک نفر بسیار دیر بود. ووزینیا، دروازهبان ۴۰ ساله کیپورد که پس از عملکرد درخشانش در بازی افتتاحیه کشورش مقابل اسپانیای قدرتمند، یکشبه به یک ستاره محبوب تبدیل شد، پس از مسابقه اعلام کرد که مادرش به دلیل عدم توانایی در تامین این مبلغ سپرده، نتوانست بازی پسرش را تماشا کند. پس از یک اعتراض عمومی و جهانی، فیفا مجبور شد مداخله کند و مطمئن شود که او برای دومین بازی کیپورد مقابل اروگوئه در ورزشگاه حضور دارد. با وجود این چرخش افسانهای برای ووزینیا و مادرش، و با وجود اینکه فیفا از بزرگترین داستان انسانی این جام جهانی به عنوان یک فرصت تبلیغاتی و عکاسی سوءاستفاده کرد، هیچ چیز نمیتواند این واقعیت را پنهان کند که این جام جهانی ویترینی برای سیاستهای نژادپرستانه دونالد ترامپ علیه مردم دنیای غیرسفیدپوست بوده است.
حتی هوادارانی که در حال حاضر در ایالات متحده هستند نیز با شرایط سختی مواجه شدهاند. در جامهای جهانی قبلی، حملونقل به محل برگزاری مسابقات یا رایگان بود یا یارانه بالایی به آن تعلق میگرفت؛ اما در آمریکا اینطور نیست. هواداران مجبورند مبالغ هنگفتی را تنها برای رسیدن به ورزشگاهها بپردازند. دلیل این امر آن است که فیفا، به عنوان یک نهاد خصوصی، درآمدهای حاصل از جام جهانی را به انحصار خود درمیآورد، اما هزینهها را به دوش کشور میزبان میاندازد. هزینه اجتماعی، سود خصوصی؛ آنچه در مورد نظام سرمایهداری صدق میکند، در مورد فیفا نیز صادق است.
جام جهانی امروز یک «دارایی» رسانهای غولپیکر است که فیفا با فروش حقوق پخش آن، میلیاردها دلار درآمد کسب میکند. فیفا از ما میخواهد که این بازیها را تماشا کنیم، اما اگر گذرنامه، دین یا رنگ پوست دیگری داشته باشیم، به آنجا نرویم.
خود فیفا نیز در حالی که تیمها، هواداران و حتی مسئولان خودش مورد تحقیر قرار میگیرند، سکوت اختیار کرده است. این نمونهها را در نظر بگیرید.
عمر آرتان سومالیایی در فهرست ۵۲ داور فیفا برای جام جهانی قرار داشت، اما ایالات متحده از ورود او جلوگیری کرد. او به سومالی بازگشت و با استقبالی درخور یک قهرمان ملی مواجه شد. تکتک رؤسای جمهور آمریکا در این قرن – جورج دبلیو بوش، اوباما، بایدن و ترامپ – سومالی را بمباران کردهاند. چگونه آمریکایِ ترامپ میتواند اجازه دهد یک سومالیایی در زمین فوتبال رئیس و همهکاره باشد، بهویژه اگر قرار باشد بازیای را داوری کند که یک طرف آن آمریکا است؟
مهاجم عراقی، ایمن حسین، به مدت هفت ساعت در فرودگاه بینالمللی اوهر شیکاگو بازداشت شد و گوشی تلفن همراهش مورد بازرسی قرار گرفت. او از عکاس رسمی تیم عراق، طلال صلاح، خوششانستر بود؛ چرا که طلال صلاح برای مدت طولانیتری بازداشت شد، حریم خصوصیاش مورد تجاوز قرار گرفت و در نهایت نیز از ورود او به کشور جلوگیری شد. ویزای هافبک هائیتی، وودنسکی پیر، با تاخیری بیش از حد و نامتعارف صادر شد. تیمهای ملی سنگال و ازبکستان نیز با رفتار تحقیرآمیز بازرسی بدنی در خودِ باند فرودگاه مواجه شدند.
زمانیکه جام جهانی آغاز شد، ایالات متحده در جنگ با ایران بود. برای مدت طولانی، بلاتکلیفی و ابهام زیادی پیرامون حضور ایران وجود داشت. آیا به آنها اجازه ورود به آمریکا داده میشد و آیا آمریکا امنیت آنها را تضمین میکرد؟ اگر به آنها اجازه شرکت داده نمیشد، چه کسی جایگزین آنها میشد؟ آیا به ایتالیا، قهرمان چهار دوره مسابقات که برای سومین جام جهانی متوالی موفق به صعود نشده بود، یک سهمیه ورود به سبک تنیس (وایلد کارت) اعطا میشد؟
در نهایت مسیر برای حضور ایران هموار شد. ویزای بازیکنان تنها ده روز قبل از اولین بازی آنها صادر شد. با این حال، برای پانزده نفر از کادر فنی و پشتیبانی آنها ویزا صادر نشد و بلیطهای اختصاصیافته به هواداران از داخل ایران نیز لغو گردید.
مصائب ایران به اینجا ختم نشد. اردوی تمرینی آنها از توسانِ آریزونا به تیخوانایِ مکزیک منتقل شد. آنها مجبور شدند بلافاصله پس از اتمام مسابقات خود، خاک آمریکا را ترک کنند. (یکی از بازیهای آنها در سیاتل است، یعنی در فاصله بیش از ۱,۷۰۰ کیلومتری از تیخوانا، که تنها کمی کمتر از فاصله بمبئی تا دبی است.)
به یک بازیکن ایران، یعنی مهدی ترابی، وینگر تیم، در ابتدا تنها ویزای یکبار ورود به ایالات متحده داده شد. وقتی این موضوع به یک مایه سرافکندگی و دردسر تبدیل شد، به او ویزای چندبار ورود اعطا کردند. اگرچه هیچ توضیح رسمی درباره اینکه چرا به ترابی تنها ویزای یکبار ورود داده شده بود ارائه نشد، اما حدس زدن دلیل آن آسان است؛ او یکی از حامیان صریح و علنی حکومت ایران است.
این مزاحمتهای مداوم و بیامان، مفهوم «زمین بازی برابر و منصفانه» را به سخره میگیرد. در واقع، ایالات متحده در حال مجبور کردن ایران است تا با یک دستِ بسته بازی کند.
آیا فیفا میتوانست در برابر این رفتارهای خودسرانه و زورگویانه آمریکا ایستادگی کند؟ قطعاً بله. در سال ۱۹۶۶، زمانی که انگلستان در میزبانی از کره شمالی مردد بود و بهانهجویی میکرد، فیفا تهدید کرد که جام جهانی را به جای دیگری منتقل خواهد کرد؛ انگلستان نیز در سکوت تسلیم شد و پذیرا گردید (که البته از خوششانسی آنها بود، چرا که این تنها جام جهانیای است که در آن قهرمان شدهاند).
با جهانیتر شدن و شرکتیتر شدن ورزشها، فرصتها برای فساد نیز چندین برابر شده است. در فهرست بدنامترین سازمانهای ورزشی فاسد – که ما در هند هم کمبودی از آنها نداریم – فیفا یک ستاره درخشان است! فساد در فیفا آنقدر شایع و لجامگسیخته بوده است که در سال ۲۰۱۵، بیش از چهل مقام فیفا توسط پلیس سوئیس در یک هتل مجلل به اتهام رشوهخواری، کلاهبرداری، پولشویی و غیره دستگیر شدند. این اتهامات فساد به بیش از دو دهه قبل بازمیگشت، دوران ریاست ژائو هاولانژ (۱۹۷۴–۱۹۹۸) و سپ بلاتر (۱۹۹۸–۲۰۱۵) را در بر میگرفت و حول محور فروش حقوق تلویزیونی و قراردادهای اسپانسرینگ میچرخید. در نهایت، بلاتر و مردی که انتظار میرفت جانشین او شود، یعنی اسطوره سابق فوتبال فرانسه و رئیس یوفا (نهاد حاکم بر فوتبال اروپا) میشل پلاتینی، هر دو از فیفا اخراج شدند.
فیفا و رؤسای جمهور آمریکا یک وجه مشترک دارند؛ درست زمانی که فکر میکنید دیگر از این بدتر نمیشوند، بدتر میشوند! کاملاً بجا و متناسب، مردی که جانشین بلاتر شد، یعنی جیانی اینفانتینو، زمانی که ترامپ موفق به دریافت جایزه نوبل نشد، یک «جایزه صلح فیفا»ی ساختگی به او اهدا کرد. در دوران ریاست اینفانتینو است که فیفا تا این سطح سقوط کرده است.
اگرچه جام جهانی بازتابی از نظم امپریالیستی فاسد، نژادپرست، انحصارطلب، نابرابر و همراه با مصونیت برای قدرتمندان جهان است، بازیکنان با مهارت، توانایی بدنی، شجاعت و هنر خود به آن رونق و درخشش بخشیدهاند. برخی از بزرگترین ستارههای فوتبال – مسی، امباپه، کین، هالند، صلاح – در همان ابتدا خیرهکننده ظاهر شدند و برخی تیمهای «ضعیفتر» مانند کیپورد و مراکش نیز در زمین مسابقه فوقالعاده بودهاند.
اما بدون تردید برجستهترین عملکرد متعلق به تیم ایران بوده است. این تیم با وجود مبارزه با تبعیض و موانع متعدد در هر قدم، و علاوه بر مواجهه با هو کردنها و هواداران خصومتی سلطنتطلب خارج از کشور، همچنان سربلند ایستاد و در دو بازی اول خود شکستناپذیر باقی ماند؛ و حتی اگر گل آنها به اشتباه مردود اعلام نمیشد، میتوانستند در دومین بازی خود در مقابل بلژیک به پیروزی برسند.
مردم ایران، ایالات متحده امپریالیست را هم در داخل زمین و هم در خارج از آن به زانو درآورده و مجبور به پذیرش شکست کردهاند. فارغ از اینکه چه کسی در ماه جولای جام قهرمانی را بالای سر ببرد، جام جهانی ۲۰۲۶ از همین حالا به خاطر نشان دادن جایگاه واقعی این زورگوی امپریالیست، ماندگار و خاطرهانگیز شده است.
https://peoplesdemocracy.in/2026/0628_pd/fifa-world-cup-mirrors-world-order
