در حالی‌که کمیته جایزه نوبل یکبار دیگر جایزه صلح را به یک جنگ افروز بزرگ- این‌بار به اتحادیه اروپا، که از طريق ناتو مستمراً برای دهه‌ها در جاهای پراکنده ای مانند یوگسلاوی، لیبی و افغانستان درگیر جنگ بوده است-داد، بیاد آوردن این مهم است که در واقع در جهان صلح‌آورانی وجود دارند که سزاوار جایزه اند. اما، این صلح‌آوران شایسته ممکن است کسانی نباشند که شما تصور می‌کنید زیرا آن‌ها یا مورد تهمت قرار گرفته‌اند یا کاملاً از طرف رسانه‌های غربی نادیده گرفته شده‌اند. به این داستان از «گاردین» تحت عنوان «فیدل کاسترو و هوگو چاوز در مذاکرات صلح کلمبیا با چریک‌های فارک نقش داشتند» تعمق نمایید.

تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم

منبع: مارکسیسم-لنینیسم امروز
نویسنده: دانیل کوالیک
۱۸ اکتبر ۲۰۱۲
برگردان: ع. سهند

جنگ افروزان جایزه می‌دهند، ازصلح‌آوران دوری می‌کنند!

 

در حالی‌که کمیته جایزه نوبل یکبار دیگر جایزه صلح را به یک جنگ افروز بزرگ- این‌بار به اتحادیه اروپا، که از طريق ناتو مستمراً برای دهه‌ها در جاهای پراکنده ای مانند یوگسلاوی، لیبی و افغانستان درگیر جنگ بوده است-داد، بیاد آوردن این مهم است که در واقع در جهان صلح‌آورانی وجود دارند که سزاوار جایزه اند.

اما، این صلح‌آوران شایسته ممکن است کسانی نباشند که شما تصور می‌کنید زیرا آن‌ها یا مورد تهمت قرار گرفته اند یا کاملاً از طرف رسانه‌های غربی نادیده گرفته شده اند.

به این داستان از «گاردین» تحت عنوان «فیدل کاسترو و هوگو چاوز در مذاکرات صلح کلمبیا با چریک‌های فارک نقش داشتند» تعمق نمایید:

«”آبزرور” مطلع شد که فیدل کاسترو رهبر پیشین بیمار کوبا، همراه با هوگو چاوز که اخیراً دوباره بریاست جمهوری ونزوئلا انتخاب شد، در آوردن دولت کلمبیا و… گروه‌های چریکی فارک برای مذاکرات صلحی که می‌تواند به یکی از طولانی‌ترین جنگ‌های داخلی آمریکای لاتین خاتمه دهد، نقش اساسی داشتند. به گفته منابعی که از نزدیک در روند صلح درگیرند، و شاهد آغاز مذاکرات تاریخی در روز چهارشنبه در اسلو هستند، شکستن بن‌بست بعد از تقریباً چهار سال مذاکرات پشت پرده بین دو طرف بعد از سفر اوائل سال جاری خوان مانوئل سانتوس، رئیس جمهور کلمبیا به کوبا صورت گرفت، که وی در آنجا با کاسترو و چاوز-که در آن‌موقع برای درمان سرطان در کوبا بود- ملاقات نمود.»

صرف کردن چهار سال برای پایان دادن به یک جنگ داخلی که بمدت بیش از ۵۰ سال، و به قیمت جان ده‌ها هزار نفر ادامه داشته است، مطمئناً شاهکاری است که سزاوار یک جایزه صلج به نظر می‌رسد. بدون تردید، این تلاش‌های ایالات متحده را، که از طریق سه دولت گوناگون، از آن‌جمله دولت اوباما، بیش از ۸ میلیارد دلار صرف کمک نظامی به رژیم کلمبیا برای ادامه دادن به جنگ نموده است، تحت الشعاع قرار می‌دهد. باورنکردنی است، اما، این اوباما بود که جایزه لصح نوبل دریافت کرد، برغم این واقعیت که او به دامن زدن به درگیری در کلمبیا کمک کرد- تازه ترین مورد اعزام مشاوران نظامی به کلمبیا است؛ به جنگ در افغانستان ادامه داد؛ گولاگ شرم‌آور را در خلیج خوک‌ها حفظ کرد؛ جنگ را به پاکستان گسترش داد؛ جنگ در لیبی را شروع کرد؛ و تهدید به درگیبری بیشتر با سوریه و ایران می‌نماید.

در عین‌حال، «کمک» اوباما به هاییتی بعد از زمین‌لرزه سال ۲۰۱۰ اعزام ۱۴٫۰۰۰ سرباز مسلح بود، این فیدل و چاوز بودند که پزشک و کمک درمانی به هاییتی فرستادند- و طبق گزارش «نیویورک تایمز» از یک اپیدمی وبا در هاییتی جلوگیری کردند. اینمورد هم، یعنی استفاده از ابزار صلح آمیز، در مقایسه با ابزار معمولاً خشن ایالات متحده، برای ارائه کمک‌های شدیداً مورد نباز به فقیرترین کشور نیمکرۀ ما، سزاوار جایزه نوبل بود.

بعلاوه، مردان و زنان دلیر دیگری در کلمبیا وجود دارند که برای سال‌های بسیار در تلاش برای آوردن صلح به آن کشور، جان خود را به خطر انداخته اند. برجسته ترین آن‌ها سناتور سابق، پیداد کوردوبا (Piedad Cordob) است که یک چهره کلیدی برای آغاز کردن مذاکرات صلح کلمبیا بوده است. خانم کوردوبا مشاغل سیاسی خود را برای صلح فدا کرد، از حق خود برای انتخاب شدن به مناصب سیاسی بعلت تماس با چری‌کهای فارک محروم شد- تماس‌هایی که برای آزادی اسیران از طرف فارک و همچنین برای پیشبرد مذاکرات صلح ضروری بود. قهرمانان ناشناخته ای مانند پیداد هستند که بخاطر فداکاری‌هایشان در راه صلح سزاوار قدردانی می‌باشند.

کمیته نوبل همچنین باید جایزه صلح را به «مارش میهنی» (La Marcha Patrotica) [بزرگترین جنبش اجتماعی چپ کلمبیا]، برهبری جان‌های دلیری مانند دوست من کارلوس لوزانو بدهد، که نقش کلیدی در پیشبرد صلح در آن کشور ایفاء می‌نماید. «مارش» از نزدیک با آن‌هایی که در مرکز درگیری قرار دارند-دهقانان فقیر- کار کرده است تا به دولت کلمبیا برای آمدن به پای میز مذاکره فشار وارد کنند. شماری از رهبران و اعضای «مارش» مورد تهمت و تهدید قرار گرفته اند، زندانی شده اند، بع قتل رسیده و ناپدید شده اند. باز باید گفت، جایزه نوبل برای قدردانی از شهامتی که این صلح‌آوران از خود نشان می‌دهند بوجود آمد.

من همچنین به دوستم مارینو کوردوبا (Marino Cordoba) فکر می‌کنم که بعد از فرار از کلمبیا در پی چندین سوء‌قصد به جانش از طرف گروه‌های شبه نظامی راست‌گرا-گروه‌هایی که رابطه نزدیک با ارتشی دارند که ایالات متحده سال‌ها به آن کمک کرده است- به ایالات متحده آمد، اخیراً بخاطر همراهی با مبارزات سیاه‌پوستان کلمبیا برای صلح و عدالت به آن کشور مراجعت نمود. درگیری در کلمبیا بویژه بر سیاه‌پوستان آن کشور تأثر گذاشته است، آن‌ها بطور نامتناسبی بیش از ۱۲ درصد از ۵ میلیون آوراه گان داخلی در کلمبیا را-که بزرگترین جمعیت آواره گان داخلی در جهان است- تشکیل می‌دهند. مارینو، بدون هیج ابزار حمایتی، همه چیز خود را در این راه نهاده است، همسر و سه فرزند خود را در ایالات متحده پشت سر نهاده و جان خود را برای صلح در کلمبیا به مخاطره انداخته است.

با این اوصاف، متأسفانه، این روزها این گونه انسان‌ها نیستند که برای جایزه نوبل در نظر گرفته می‌شوند. بجای آن‌ها، جایزه به قدرتمندترین‌های جهان، که قدرت خود را برای ویران‌گری بکار می‌گیرند، و بسود جنگ و نه صلح، داده می‌شود. در عین حال، آنهایی که حقیقتاً برای صلح کار میکنند نادیده گرفته شد یا مسخره می‌شوند. این جهان واژگونی است که در آن زندگی می‌کنیم.

۱۸ اکتبر ۲۰۱۲