تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: دنیا، نشریه سیاسی و تئوریک کمیته مرکزی حزب تودۀ ایران، سال سوم (دوره سوم) شماره ۸، آبان ۱۳۵۵، ص. ۲۲-۱۸

ا.گویا

با تمام قوا بیاری جنبش مقامت فلسطین و نیروهای مترقی لبنان بشتابیم

 

سرنوشت غم انگیز خلق عرب فلسطین و حوادث خونینی که در لبنان علیه این خلق و نیروهای پبشرو لبنانی بوقوع پیوسته نتیجه سیاست شوم و ضدانسانی امپریالیسم و در درجه اول امپریالیسم آمریکا و ژاندارم او صهیونیسم در اسرائیل است. این سیاست در عین حال جزئی از سیاست امپریالیسم در خاورمیانه و نزدیک و بطور کلی از سیاست جهانی اوست. هدف این سیاست تأمین سلطه اقتصادی، نظامی و سیاسی امپریالیسم بویژه ایالات متحده آمریکا در منطقه خاورمیانه و نزدیک، یعنی منطقه‌ای است که بزرگ‌ترین ذخائر نفتی جهان در آنجا قرار دارد و بعلاوه این منظقه چهارراه نظامی و اقتصادی بین سه قاره آسیا، آفریقا و اروپا را تشکیل می‌دهد. برای رسیدن به این هدف امپریالیسم آمریکا از بکار بردن هیچ‌گونه وسیله و هیچ نوع اقدامات جنایتکارانه‌ای خودداری نمی‌کند.

شیوه‌های تازه امپریالیسم
کوشش امپریالیسم در گذشته بصورت دخالت مستقیم نظامی در می‌آمد. اما اکنون به علت تغییر تناسب قوا در صحنه جهانی بزیان امپریالیسم و بسود صلح، دمکراسی، ترقی و سوسالیسم، بویژه بعلت شکست مفتضحانه نظامی در شبه جزیره هندوچین، امپریالیسم کوشش‌های خود را بشیوه‌های دیگری بکار می‌برد که بطور خلاصه به پاره‌ای از آن‌ها در پائین اشاره می‌کنیم:

۱- ایجاد ژاندارم‌های منطقه‌ای، مسلح کردن آن‌ها برای سرکوب جنبش‌های ملی و مترقی و اجرای سیاست تجاوز و تعرض بسود امپریالیسم و ارتجاع. اسرائیل و ایران نمونه‌های برجسته این‌گونه ژاندارم‌ها هستند؛

۲- استفاده از قشرهای ارتجاعی منطقه‌ای و تقویت آن‌ها برای این‌که قدرت‌های حکومتی را بدست گیرند و همکار او باشند؛

۳- استفاده از اختلافات ملی، مذهبی، نژادی، قبیله‌ای، رقابت‌های محلی و جاه‌طلبی‌های شخصی بسود امپریالیسم؛

۴- جدا کردن حکومت‌هایی که در مبارزه ملی مصمم و محکم نیستند از نیروهای ضدامپریالیستی داخلی و از بهترین نیروهای ضدامپریالیستی جهانی که پشتیبان جنبش‌های ملی هستند و در درجه اول دور کردن این‌گونه حکومت‌های متزلزل از جامعه کشورهای سوسیالیستی و در درجه اول از اتخاد جماهیر شوروی، یعنی از نیرومندترین یار وفادار خلق‌های ضدامپریالیستی جهان؛ ایجاد شکاف در جبهه‌های ضدامپریالیستی بمنظور تضعیف این جبهه‌ها.

بدرستی می‌توان گفت که امپریالیسم آمریکا این شیوه‌های شیطانی را در خاورمیانه و نزدیک بکار می‌بندد. از هنگام تسلط حکومت صهیونیستی بر اسرائیل کوشش این ژاندارم به پشتیانی آمریکا نابود کردن خلق عرب فلسطین و اجرای سیاست تجاوز و توسعه طلبی از راه اعمال قهر نسبت به کشوهای عربی همسایه بوده برای این‌که آمریکا پایگاه مطمئن و نیرومندی بمنظور توسعه نفوذ اقتصادی، نظامی و سیاسی خود و سر پلی برای رسیده به هدف‌های خویش داشته باشد. اسرائیل در جریان چهار جنگ تجاوزکارانه دو میلیون نفر عرب فلسطینی را از میهن‌شان راند و بخش‌های بزرگی از کشورهای عربی مجاور یعنی مصر، سوریه و اردن را اشغال کرد. خلق عرب فلسطین که طبق تصمیم سازمان ملل متحد بنا بود در بخشی از خاک فلسطین کشور مستقل خود را در کنار «اجاق» اسرائیل تشکیل دهد تبدیل به پناهندگان فلسطینی در خارج از خاک خود شد و مُهر «پناهندگی» به او خورد. دو میلیون نفر از انسان‌های بیگناه و بی‌پناه رانده شده از خانه و لانه زیر چادرهای «مرحمتی» سازمان ملل متحد در بیابان‌های اردن، در خرابه‌های لبنان، در سوریه و مصر و دیگر کشورهای عربی نزدیک در فقر و نیستی سرگردان شدند و اکنون ۲۸ سال است که در چنین شرایطی باصطلاح زندگی می‌کنند. هم اکنون یک میلیون دیگر از خلق عرب فلسطین در شرایط جانگدازی در داخل خاک‌های اشغال شده و در داخل خاک اسرائیل زیر فشار بیرحمانه حکومت صهیونیستی قرار دارند.

مبارزه عادلانه خلق عرب فلسطین
اما این خلق چه در داخل و چه در خارج از خاک میهن، دلیرانه برای رسیدن به حقوق خود مبارزه می‌کند. اینک در خارج سه میلون عرب فلسطینی زیر رهبری سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) با فداکاری و از خودگذشتگی قهرمانانه به مبارزه مسلح برای بدست آوردن حقوق خویش از جمله ایجاد کشور مستقل خود در خاک فلسطین مبارزه می‌کنند، در داخل زیر فشار حکومت صهیونیستی اسرائیل جانانه به نبری سخت و دشوار ادامه می‌دهند. نمونه‌ای از این نبرد اعتصاب و تظاهرات بیش از نیم میلیون نفر از اغراب در ساحل غربی رود اردن و حاشیه غزه و در درون خاک اسرائیل در ماه مارس امسال است (مقارن عید نوروز). این تظاهرات که با دادن قربانی و زندانی شدن صدها نفر از قشرهای گوناگون خلق عرب در زمین‌های اشغالی و در اسرائیل همراه است، همچنان ادامه دارد. در نتیجه این مبارزات است که اینک دیگر صحبت از پناهندگان فلسطینی در بین نیست بلکه گفتگوها در صحنه بین‌المللی درباره حقوق ملی خلق عرب فلسطین که از جانب سازمان ملل متحد و دیگر سازمان‌های بین‌المللی حتا از جانب بسیاری از کشورهای سرمایه‌داری غربی بعنوان خلقی دارای حقوق ملی که نماینده رسمی آن سازمان آزادی فلسطین است و باید حقوق آن‌را تأمین کرد، دور می‌زند.

پیروزی خلق غرب فلسطین از نظر سیاسی، ضربت سختی به اسرائیل صهیونیستی و امپریالیسم آمریکا وارد کرد و نیروی تازه‌ای به جنبش مقاومت فلسطین بخشید. از اینرو درصد برآمدند که جنبش مقاومت را در داخل و خارج خاک فلسطین و زمین‌های اشغال شده از راه نظامی نابود کنند. اولین ضربت را حکومت ارتجاعی اردن زد. هزاران نفر از مبارزان فلسطینی را از پای درآورد، پایگاه‌های آن‌ها را درهم کوبید و عده زیادی از فلسطینی‌ها را به ترک خاک اردن مجبور کرد. اما جنبش مقاومت فلسطین نابود نشد، بزودی صفوف خود را فشرده‌تر کرد و روز به روز برای ادامه مبارزه مسلح نیرومندتر شد و در خاک لبنان بویژه در جنوب این کشور طبق قرردادی که با تصویب جامعه عرب با دولت لبنان بست نزدیک مرز اسرائیل پایگاه‌های نیرومندی بوجود آورد. اسرائیل و امپریالیسم بر آن شدند که ضربت تازه و نابود کننده‌ای به جنبش مقاومت در خاک لبنان وارد کنند. در این کوشش، امپریالیسم آمریکا، حکومت صهیونیستی اسرائیل و ارتجاع عرب دست بدست هم دادند و جنگ خانگی لبنان را بوجود آوردند. اکنون بیش از ۱۸ ماه است که آتش این جنگ در لبنان زبانه می‌کشد و با وجود آتش‌بس‌های مکرر و آمدن نیروهای چند کشور عربی برای پایان دادن به جنگ داخلی و تصمیمات اخیر ریاض و قاهره، پایان کامل این جنگ و برقراری آرامش و صلح در لبنان و نتایج کار روشن نیست. در این ۱۸ ماه بیش از پنجاه هزار نفر کشته و ده‌ها هزار زخمی و صدها هزار تن بی‌خانمان شده، تمام سازمان‌های کشوری لبنان درهم ریخته و اصولاً این کشور زیبا که روزی کعبه آمال جهانگردان بود بویرانه‌ای تبدیل گردیده، ده‌ها هزار نفر از وحشت و ترس لبنان را ترک کرده، و به کشورهای مجاور پناه برده‌اند.

آغاز جنگ داخلی
بطوری‌که معلوم است توطئه امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع عرب در لبنان علیه نیروهای مترقی این کشور و جنبش مقاومت فلسطین در لبنان از آن‌جا آغاز شد که گروه‌های فاشیستی «الکتائب» و حزب کامل شمعون که خود از مرتجع‌ترین عناصر سرشناس در لبنان است، و همه این گروه‌ها دارای نیروهای سازمان‌یافته مسلح هستند، برای جلوگیری از هرگونه تحول و رفرمی در لبنان، که یک سیستم حکومتی مذهبی دارد، بسرکوبی جبهه نیروهای مترقی لبنان پرداختند و در جریان برخوردها به پایگاه‌های فلسطینی‌ها و افراد آن‌ها تجاوز کردند و از هم‌آن‌وفت روشن بود که هدف این تجاوزها کشاندن جبهه مقامت فلسطینی‌ها به جتگ‌های داخلی و در صورت امکان نابود کردن پایگاه‌های آن‌هاست. فاشیست‌ها و مرتجعین لبنان با بکاربستن پست‌ترین و رذیلانه‌ترین شیوه‌ها علیه نیروهای مترقی و تحریکات گوناگون علیه فلسطینی‌ها تا آن‌جا پبش رفتند که جبهه مقاومت فلسطین ناچار برای دفاع از خود به جنگ داخلی لبنان کشیده شد و خونریزی و ویرانی در لبنان هر روز گسترش بیش‌تری یافت. در این میان کشتی‌های جنگی آمریکا به سواحل لبنان در دریای مدیترانه نزدیک‌تر شدند و اسرائیل با فرستادن نیروهای دریایی خود به ساحل لبنان به انواع مختلف علناً به یاری فاشیسم و ارتجاع در لبنان آمد. سیل سلاح‌های مدرن و سنگین از راه دریا همراه با مزدورین آلمانی، انگلیسی و سایر آدمکشان کشورهای سرمایه‌داری بسود ارتحاع به لبنان سارزیر شد. با این‌حال جبهه مقاومت فلسطین و نیروهای مترقی این کشور دلیرانه از خود دفاع کرده و به پیروزی‌های بزرگی نائل آمدند تا آن‌جا که نزدیک به هشتاد درصد خاک لبنان را زبر کنترل خود درآوردند.

دخالت سوریه
اما در این میان ورود ارتش‌های سوریه به خاک لبنان از سویی، و تشدید کمک‌های مستقیم نظامی اسرائیل از سوی دیگر، وضع را بضرر جبهه مقاومت و نیروهای مترقی لبنان تغییر داد و بحران و جنگ داخلی این کشور را پیجیده‌تر کرد. دخالت ارتش سوریه در لبنان و افزایش شماره آن به ۶۰ هزار نفر و تصرف فرودگاه بیروت و قطع راه‌های مواصلاتی جبهه مقاومت فلسطین و نیروهای مترقی لبنان و محاصره لبنان از راه دریا از طرف اسرائیل و جلوگیری از رسیدن هر گونه کمک تسلیاتی و غذایی و دارویی به نیروهای مترقی و جبهه مقاومت بطرو کلی عملاً بسود نیروهای ارتجاعی و فاشیست‌های لبنان یعنی نمایندگان بورژوازی بزرگ لبنان و عوامل امپریالیسم تمام شد. ولی با این‌حال جبهه مقامت فلسطین و نیروهای مترقی با قهرمانی کم نظیری از خود دفاع کردند که نمونه آن مقاومت دلیرانه فلسطینی‌ها در «تل الزعتر» به مدتی بش از پنجاه روز در مقابل شدیدترین حملات تانک‌ها و توپخانه سنگین نیروهای ارتجاعی است. بی‌رحمی و قساوت فاشیست‌ها و ارتجاع لبنان پس از تصرف این «تل» نسبت به زنان و کودکان و پیران از پا افتاده از ننگین‌ترین و پلیدترین اَعمال آن‌هاست که نفرت و انزجار مردم جهان را علیه آن‌ها برانگیخت.

در همان موقع که نیروهای سوریه میدان عمل را بر جبهه مقاومت و نیروهای مترقی لبنان، هر روز تنتگ‌تر می‌کردند در جنوب لبنان به کمک مستقیم توپخانه اسرائیل و کارشناسان آن‌ها فشار فاشیست‌ها و نیروهای ارتجاعی بر نیروهای مترقی رو به افزایش گذاشت. یک پل هوایی-دریایی بین شمال و جنوب سواحل لبنان بدست اسرائیل بوجود آمد و نیروهای فاشیستی که هیچگاه در منطقه جنوب نبودند، از این راه به این‌جا منتقل شدند و نیروهای مترقی را در جبهه‌ای بطول پنجاه کیلومتر به عقب راندن و بزرگ‌ترین پایگاه فلسطینی‌ها را که طبق قرارداد رسمی به آن‌ها واگذار شده بود اشغال کردند. به این ترتیب دخالت ارتش سوریه در خاک لبنان – تاکنون که ما این مقاله را می‌نویسیم- نه تنها بزیان فلسطینی‌ها و نیروهای مترقی لبنان، بلکه بزیان مبارزه تمام خلق‌های عرب و از جمله خلق خود سوریه تمام شده است.

مسلم است که تا زمانی که زمین‌های اشغال شده کشورهای عربی تخلیه نشود و حقوق خلق عرب فلسطین و از جمله حق تشکیل دولت مستقل او در خاک میهنش تأمین نگردد، صلح عادلانه و آرامش در خاورمیانه و نزدیک برقرار نخواهد شد و همواره سایه شوم یک جنگ دیگر در این منطقه گسترده خواهد ماند.

روش دولت ایران
سیاست حکومت دیکتاتوری شاه در مورد بحران خاورمیانه و نزدیک دورویانه است. بطور رسمی دولت ایران از تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد در حرف پشتیبانی می‌کند، اما در عمل همدست صهیونیست‌هاست: ایران بقدر کافی نفت برای بکار انداختن چرخ ماشین‌های جنگی اسرائیل علی هاعراب به اسرائیل صادر می‌کند، ایران و اسرائیل مشترکاً در آفریقا و بویژه در آفریقای جنوبی سرمایه‌گذاری و به حکومت فاشیستی آفریقای جنوبی کمک نظامی می‌کنند. «ساواک» این دستگاه جنایت و آدم‌کشی با سازمان‌های جاسوسی اسرائیل و آمریکا همکاری می‌کند، کارشناسان نظامی و «امنیتی» اسرائیل در کنار کارشناسان نظامی آمریکا در ایران به فعالیت مخرب مشغولند، ایران افسران ارتش و افراد «ساواک» را برای فراگرفتن فنون اهریمنی به اسرائیل می‌فرستد. این‌ها نمونه‌هایی از همکاری ایران و اسرائیل هستند.

شاه دوست قدیمی «کامل شمعون» مجسمه مومیایی شده ارتجاع در لبنان است و در حوادث لبنان کمک‌های شایان توجه تسلیحاتی و مالی به او کرده است. هویدا نخست‌وزیر ایران هنگام توقف در هفته‌های اخیر در پاریس با کمال وضوح از فاشیست‌ها و ارتجاع لبنان پشتیبانی کرد. چنین است سیاست حکومت دیکتاتوری ایران در قبال حوادث لبنان و خاورمیانه.

روش مردم ایران
اما مردم ایران با تمام نیرو از مبارزه دلیرانه مردم فلسطین و ترقی‌خواهان این سامان پشتیبانی می‌کنند. گرچه در شرایط ترور و اختناق در کشور ما نمی‌توان بطور علنی از جنبش آزای‌بخش فلسطین و نیروهای مترقی پشتیباتی کرد و کمیته‌هایی برای ابراز همبستگی عملی با آن‌ها تشکیل داد، اما هم اکنون موجی از همبستگی و همدردی برای گردآوردن کمک مالی و مادی زیر شعار «کمک به مردم مسلمان لبنان» در جریان است. طبق مندرجات روزنامه‌های رسمی تهران تنها در ظرف یک روز در تبریز کمیته همبستگی سه میلیون ریال پول نقد و مقدار قابل‌توجهی وسائل مادی زندگی برای فرستادن به لبنان فراهم آورده است. اینگونه اقدامات از سویی نشانه‌ای از احساسات همدردی مردم ایران با خلق عرب فلسطین و نیروهای مترقی لبنان و از سوی دیگر تظاهری علیه سیاست شاه مستبد ایران است که در کنار فاشیست‌ها و ارتجاع لبنان قرار دارد.

از جنبش مقاومت فلسطین و نیروهای مترقی لبنان پشتیبانی کنیم
هم‌وطنان گرامی!
آزادیخواهان ایران!
رفقای عزیز!

ده‌ها هزار کارگر و زحمتکش، هزاران نفر مرد و زن و کودک و سالخورده درلبنان گرسنه، لخت، بی‌خانمان، بیمار و زخمی هستند و این انسان‌های محروم در آستانه زمستان با خطر نابودی وحشتناکی رو‌به‌رو هستند. به یاری آن‌ها بشتابیم. این کار وظیفه هر انسان شرافتمندیست. کمک به آن‌ها در عین حال تقویت جبهه‌ایست که با خون و تمام هستی خود در برابر صهیونیسم و امپریالیسم و ارتجاع، یعنی دشمنان مردم ایران قهرمانانه ایستادگی می‌کند. آن‌ها با ما هدف‌های مشترک دارند. دشمنان ما و آن‌ها یکی است. آن‌ها علیه فاشیسم و ارتجاع می‌جنگند و ما عیله شاه دیکتاتور و فاشیست نبرد می‌کنیم. نباید از کمک ولو هر قدر هم کوچک باشد دریغ کرد. ما یقین داریم که با پشتیبانی بیدریغ جامعه کشورهای سوسیالیستی و در رأس آن‌ها اتحاد جماهیر شوروی و تمام مردم ضد امپریالیست و ترقی‌خواه جهان جنبش آزادی‌بخش فلسطین و نیروهای دمکراتیک لبنان توطئه امپریالیسم و صهیونیسم و ارتجاع را در لبنان با ناکامی روبه‌رو خواهند کرد. صلاح همه نیروهای ضد امپریالیستی در کشورهای عربی جز این نیست که در مقابل جبهه امپریالیسم و صهیونیسم متحد شوند و اجازه ندهند که مسأله تخلیه زمین‌های اشغالی و تأمین حقوق خلق عرب فلسطین تبدیل به مسأله لبنان گردد و موضوع اصلی به دست فراموشی سپرده شود. امید است که حکومت سوریه از تجربه تلخی که کرد پند گیرد و از هر گونه سیاستی که نتیجه آن شکاف در جبهه ضد صهیونیستی و ضد امپریالیستی است پرهیز نماید. ما نوشته خود را با این کلمات پایان می‌دهیم:

به یاری خلق مظلوم و محروم اما دلیر و قهرمان فلسطین بشتابید!

وظیفه انسانی و وجدانی خود را انجام دهید!