تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

۱۷ شهریور ۱۴۰۴
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ارهان نالچاجی
۶ سپتامبر ۲۰۲۵

در اندونزی چه می‌گذرد یا چگونه به این‌جا رسید؟

 

در این ستون، ما می‌کوشیم وضعیت کنونی امپریالیسم و تضادهای آن را تعریف کنیم. لازم است اندونزی، کشوری که به ندرت به آن پرداخته‌ایم، را در این روند قرار دهیم. برخی داده‌های ساده‌لوحانه مدت‌هاست که اندونزی را به عنوان نقطه‌ای که سرمایه‌داری جهانی به آن رسیده است، نشان می‌دهند. جالب توجه است که این کشور در رتبه‌بندی کشورها بر اساس درآمد ملی در برابری قدرت خرید، پس از ژاپن و آلمان و پیش از برزیل و فرانسه، در رتبه هفتم قرار دارد.

ما این کشور را که از جزایر زیادی با جمعیت ۲۸۰ میلیون نفر تشکیل شده و موقعیت آن در نقشه زیر نشان داده شده است، فقط یک بار در این ستون و در بستر مردمی که توسط تلفن‌های هوشمند بی‌هوش شده‌اند، مورد بحث قرار داده‌ایم.

اکنون، بهانه‌ای قوی برای پرداختن به اندونزی پدیدار شده است. به مدت دو هفته، در آن‌جا یک قیام مردمی رخ داده است که در آن حداقل ۱۰ نفر کشته شده و ایستگاه‌های پلیس به آتش کشیده شده‌اند. در نتیجه، سران حکومت نتوانستند در نشست سازمان همکاری شانگهای در چین شرکت کنند. حتی مطبوعات روسیه ادعا کرده‌اند که این وقایع توسط امپریالیسم غربی آغاز شد.

آنچه باعث این حوادث شد، افشای این موضوع بود که نمایندگان پارلمان از سال ۲۰۲۴ ماهانه ۳۰۰۰ دلار کمک یارانه مسکن دریافت می‌کنند، در حالی که حداقل دستمزد حدود ۳۰۰ دلار است.

 نقشه موقعیت اندونزی، کشوری متشکل از جزایر متعدد در اقیانوس آرام را نشان می‌دهد. تنگه مالاکا، یک مسیر تجاری دریایی بسیار مهم، بین مالزی و اندونزی قرار دارد.

برای درک وضعیت سیاسی و اقتصادی فعلی اندونزی، باید به طور خلاصه تاریخ آن را بررسی کنیم. علاوه بر این، این تاریخ، مرحله‌ای عمیقاً دردناک و اغلب فراموش شده از مبارزه طبقه کارگر برای برابری و آزادی را برجسته می‌نماید.

اندونزی که در قرن شانزدهم توسط هلندی‌ها مستعمره شد، از اوایل دهه ۱۹۰۰ به بعد مبارزه برای استقلال را تجربه کرد. این کشور در طول جنگ جهانی دوم توسط ژاپن اشغال شد و مبارزه میهن‌پرستانه حزب کمونیست اندونزی علیه اشغال، علی‌رغم هزینه‌ای که پرداخت، هم‌چنان در حافظه عمومی حک شده است.

پس از شکست و عقب‌نشینی ژاپنی‌ها در سال ۱۹۴۵، مبارزه برای استقلال تشدید شد، اما امپریالیست‌های هلندی، با استفاده از هر ترفند و استبدادی، از دست دادن هژمونی خود امتناع ورزیدند. علی‌رغم همکاری زمین‌داران و بخش‌های خاصی از سرمایه، این کشور در سال ۱۹۴۹ تحت رهبری سوکارنو، پسر یک معلم روستایی فقیر، به استقلال دست یافت؛ و در سال ۱۹۵۰، به جمهوری اندونزی تبدیل شد.

دولت بورژوایی ضد امپریالیست و پوپولیست در اندونزی، بلوک عدم تعهد را با کشورهای مشابه تشکیل داد. در واقع، کنفرانس باندونگ، که کنگره بنیانگذار محسوب می‌شود، در سال ۱۹۵۵ در اندونزی برگزار شد.

دولت مندرس نیز در کنفرانس باندونگ شرکت کرد، اما در آن سال‌ها، ترکیه به عامل بی‌آبروی ایالات متحده تبدیل شد و نمایندگانی برای خرابکاری در کنفرانس اعزام شدند.

در زیر، رهبران بلوک عدم تعهد در عکس معروفی که در سال ۱۹۶۰ گرفته شده است، در کنار هم دیده می‌شوند.

عکس ۱: رهبران غیرمتعهد در همان عکس در سال ۱۹۶۰ دیده می‌شوند: از چپ به راست: نهرو (هند)، نکرومه (غنا)، ناصر (مصر)، سوکارنو (اندونزی)، تیتو (یوگسلاوی)

در سال ۱۹۶۵، امپریالیسم آمریکا و انگلیس، با همکاری طبقات ارتجاعی کشور، با هدف سرنگونی دولت مترقی مورد حمایت حزب کمونیست اندونزی اقدام می‌کردند. کودتای چپ‌گرایان برای جلوگیری از کودتای نظامی احتمالی انجام شد، اما با حمایت آمریکا، کودتای راست‌گرایان پیروز شد.

پیروزی جناح راست در ارتش در سال ۱۹۶۵ مشابه کودتای ۱۲ مارس ۱۹۷۱ در ترکیه بود که با نابودی جناح چپ پایان یافت.

طبقات ارتجاعی اندونزی با استفاده از فهرست‌های ارائه شده توسط اطلاعات ایالات متحده، شروع به شکار کمونیست‌ها کردند. اگرچه آمارها متفاوت است، اما حدود یک میلیون عضو و هوادار حزب کمونیست اندونزی به طرز وحشیانه‌ای به قتل رسیدند. حتی امروز، ذکر این قتل‌عام، یکی از بدترین نسل‌کشی‌های قرن بیستم، عملاً در اندونزی ممنوع است.

عکس ۲: اعضا و هواداران حزب کمونیست اندونزی که برای اعدام در جزیره بالی اندونزی در سال ۱۹۶۵ بازداشت شدند.

سوکارنو تا آخر عمر به حبس خانگی محکوم شد، در حالی که ژنرال سوهارتو، مردی که مسئول اصلی این قتل‌عام بود، یک دیکتاتوری ۳۰ ساله را آغاز کرد. طبقه کارگر هیچ قدرت سازماندهی شده‌ای برای مقاومت نداشت. زمین‌هایی که از مالکان غصب شده و بین دهقانان فقیر توزیع شده بود، بازگردانده شد. قانون بازار جایگزین قوانین مردمی شد، و کارگران تمام حقوق مسلم خود را از دست دادند. این کشور به روی سرمایه‌گذاری‌های انحصارات بین‌المللی باز شد.

اندونزی که به دلیل نیروی کار غیرسازمان‌یافته و ارزان خود، سرمایه‌گذاری‌های مداوم دریافت می‌کرد، سال‌هاست که ۵ تا ۷ درصد رشد داشته است.

باز هم، بسیار شبیه به ترکیه، در کشوری که اکثریت جمعیت آن مسلمان است، احزاب اسلام‌گرا که جانبدار-سرمایه و جانبدار-امپریالیسم هستند، پس از سال ۱۹۹۰ در سیاست وزن پیدا کردند.

اما، این رشد نابرابری اجتماعی گسترده‌ای ایجاد می‌کند؛ ۱٪ ثروتمندترین جامعه ۵۰٪ از کل ثروت را دریافت می‌کند، در حالی که ۴۰٪ فقیرترین مجبورند با ۱.۵٪ از ثروتی که تولید می‌کنند، سر کنند.

سیاستمدارانی که این استثمار وحشتناک را تسهیل می‌کنند، احتمالاً از حق‌العمل‌هایی که دریافت می‌کنند، ثروتمندتر نیز می‌شوند.

در سال ۲۰۲۴، تخمین زده شد که ثروت تنها هفت وزیر بیش از ۶۵ میلیارد دلار بوده است.

ما می‌توانیم این مقاله کوتاه درباره اندونزی را به شرح زیر خلاصه کنیم.

یکم، ما در جهانی زندگی می‌کنیم که نتوانسته است امپریالیسم آمریکا و انگلیس را به خاطر قتل‌عام‌هایی که در هیروشیما و ناکازاکی، کره و ویتنام و شاید وحشتناک‌تر از همه، اندونزی مرتکب شده، پاسخگو کند. اگر قتل‌عام‌های آشکارا در غزه در حال وقوع است، همه بایدتأمل نمایند، و با واقعیت ناتوانی خود در پاسخگو کردن این ماشین کشتار رویه‌رو شوند. این ماشین تا زمانی که ما آن را در هم نشکنیم، متوقف نخواهد شد.

دوم، امپریالیسم غربی، مانند بنیادهای سوروس، ممکن است واقعاً در قیامی که در اندونزی رخ داد، دست داشته باشند. چین در تجارت خارجی اندونزی، چه در صادرات و چه در واردات، رتبه اول را دارد. واضح است که یک شبکه تولیدی گسترده با چین برای مواد اولیه و محصولات واسطه‌ای ایجاد شده است. اندونزی امسال به عنوان عضوی از بریکس پذیرفته شد. علاوه بر این، اندونزی یک کشور مهم ژئواستراتژیک در اقیانوس آرام است، جایی که رقابت نظامی جدی در حال وقوع است.

اما هیچ‌کس درباره نابرابری اجتماعی، نرخ بالای استثمار و فساد در اندونزی صحبت نمی‌کند.

یه‌اصطلاح «معجزه آسیایی» انباشت سرمایه و قدرت انحصاری، که توازن قوا را در جهان امپریالیستی تغییر داد، به هیچ وجه معجزه نبود. روندی که آن‌ها سعی کردند به عنوان یک معجزه به ما بفروشند، با قتل و کشتار، فریب و تبلیغات دروغین و استثمار بی‌قاعده و بی‌رحمانه صدها میلیون کارگر پیش رفت.

بنابراین، انباشت سرمایه در آسیا نه تنها تنش‌های جدیدی را در رقابت امپریالیستی ایجاد کرد، بلکه پایه‌های عینی یک مبارزه طبقاتی بی‌سابقه و بزرگ را نیز بنا نهاد.

https://haber.sol.org.tr/yazarlar/erhan-nalcaci/endonezyada-ne-oluyor-veya-nasil-buraya-geldi-401059