تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: ارهان نالچاجی
۱۱ ژانویه ۲۰۲۵

عصر آشوب: مرزها و حاکمیت ملی تحت حمله

 

در تاریخ، تأثیر اندیشه‌ها، ایدئولوژی‌ها و قوانین دوره قبل دیرپا است و مدتی بر دوره بعد تأثیر می‌گذارد.

قرن بیستم تأثیر فوق العاده‌ای بر تاریخ بشر داشت. به قدرت رسیدن طبقه کارگر در سطح ملی در سال ۱۹۱۷ و حفظ قدرت خود به مدت ۷۰ سال، تاریخ را علیه امپریالیسم به جلو کشید. استعمار در این قرن فروپاشید و دولت‌های ملی که جغرافیای سیاسی امروز را تشکیل می‌دهند، پدید آمدند. تغییر حاکمیت و مرزهای دولت‌های ملی از طریق مداخله امپریالیستی غیراخلاقی تلقی می‌شد. البته، در درن نظام امپریالیستی ملت‌ها به بدهی کشیده شدند، از توسعه صنعتی جلوگیری شد، و بوسیله تجارت نامتعادل و غیره وابسته شدند، اما حاکمیت و مرزهای آن‌ها زیر سؤال نرفت.

پس از ضدانقلاب ۱۹۹۰، مداخلات تحت رهنمود تجزیه یوگسلاوی، تقسیم عملی عراق، حمله به لیبی و امروز سوریه به شدت خشونت‌آمیز شد.

اما، به عنوان نشانه‌ای از این‌که اکنون وارد عصر آشوب شده‌ایم، هیچ اخلاق و قانونی باقی نمانده است. همه دولت‌ها براساس قدرت خود، خواهان تغییر مرزها هستند، و حق حاکمیت ملی در حال تبدیل شدن به یک خاطره بر روی کاغذ است.

ترامپ که به زودی ریاست جمهوری آمریکا را، که در بحران هژمونی امپریالیستی به تدریج قدرت خود را از دست می‌دهد، برعهده می‌گیرد، چنان حرف‌هایی زد که متوجه شدیم قرن بیستم واقعاً پایان یافته است و این‌که ما وارد دوره‌ای شده‌ایم که آبستن آشوب‌های اجتماعی است.

ترامپ با فرماندار خطاب کردن رئیس‌جمهور کانادا، خواستار تبدیل کانادا به یک ایالت ایالات متحده شد. کانادا یک مستعمره بریتانیا بود که در قرن گذشته استقلال خود را از بریتانیا به دست آورد.

ترامپ هم‌چنین مدعی گرینلند بخشاً مستقل که تحت سیطره دانمارک قرار دارد شد، و گفت او احتمال استفاده از نیروی نظامی را رد نمی‌کند.

تکلیف ماده ۵، که می‌گوید اگر به یکی از کشورهای عضو ناتو حمله شود، دیگر کشورها باید در مقابل حمله مقاومت نظامی کنند، چه خواهد شد؟ کانادا و دانمارک هر دو عضو ناتو هستند. آیا ناتو بوسیله خود ایالات متحده از بین خواهد رفت؟

برای این مطالبه غیراخلاقی ایالات متحده دلائلی وجود دارد. نقشه زیر به ما کمک می‌کند تا منطق توسعه‌طلبی امپریالیستی را درک کنیم. ما پیش از این درباره تقسیم امپریالیستی کنونی قطب شمال نوشته‌ایم.

 

نقشه ۱: با شروع آب شدن اقیانوس منجمد شمالی به دلیل بحران اقلیمی، مسیرهای تجاری جدیدی ظهور کردند. ذوب شدن یخچال‌ها امکان دسترسی به نفت، گاز طبیعی و فلزات کمیاب را فراهم کرد. اگر ایالات متحده کانادا و گرینلند را تصاحب کند، یک ساحل قطب شمال کاملاً تحت کنترل ایالات متحده خواهد بود. ساحل دیگر با روسیه، عنصر اصلی رقابت باقی می‌ماند.

 

در گستاخی ترامپ یک منفعت امپریالیستی آشکار وجود دارد؛ شاید از سر ناامیدی یا شاید به دلیل اعتماد به قدرت نظامی خود، او می‌خواهد جهان دوباره تقسیم شود. علاوه بر این، گسترش پایگاه حمله نظامی در گرینلند به ایالات متحده برتری نظامی قابل‌توجهی نسبت به روسیه خواهد داد.

طلب تغییر نام خلیج مکزیک به خلیج آمریکا نیز بوی الحاق و سلطه می‌دهد. ایالات متحده هم‌چنین حقوق حاکمیت پاناما را نادیده می‌گیرد و می‌خواهد کانال پاناما را تحت کنترل خود قرار دهد.

در هین حال، «توافق‌نامه تجارت آزاد آمریکای شمالی» (نفتا) بین کانادا، ایالات متحده و مکزیک که در سال ۱۹۹۴ عملی شد، نیز از بین خواهد رفت. این توافق‌نامه در عرض ۳۰ سال علیه ایالات متحده کار کرد. ایالات متحده که نمی‌تواند با تولید رقابت کند و کسری تجاری دارد، به مرزها و حاکمیت حمله می‌کند.

با این حال، این تنها ایالات متحده نیست، بلکه کشورهایی که در سلسله مراتب امپریالیستی اندکی بالاتر هستند، نسبت به مرزها و حاکمیت بی احترامی می‌کنند.

به عنوان مثال، ترکیه.

ایران همیشه مورد توجه امپریالیسم غربی بوده است، اما در حالی که جمهوری در سوریه هنوز فروپاشیده نشده بود و زمان آن نرسیده بود که بگوییم نوبت ایران است، مهمت زاهد سوباچی، سرپرست «رادیو تلویزیون ترکیه»(TRT)، در مورد پخش فارسی که هنوز در اکتبر ۲۰۲۴ آغاز به کار نکرده بود گفت: «ما باید ایران را آشفته کنیم». هدف از بخش فارسی «TRT» احتمالاً برای او توضیح داده شد و او به دلیل بی‌کفایتی سیاسی خود ایده واقعی را فاش کرد.

سوباچی گفت: «این کانال فارسی که در دسامبر ۲۰۲۴ آغاز به کار می‌کند، به ۱۳۰میلیون نفر در ایران، تاجیکستان و افغانستان خواهد رسید، در راستای سیاست خارجی فعال ترکیه است و مانع دروغ‌پراکنی می‌شود.»

عملیات علیه ایران غیر از اقلیت‌ها، یک بخش لیبرال دارد. اطلاعاتی وجود دارد مبنی بر این‌که طبقه کارگر در ایران شروع به سازماندهی در محیط کار کرده است، اما توانایی آن برای اقدام مشترک در مقیاس ملی هنوز محدود است. در جایی‌که سیاست‌های طبقه کارگر وجود ندارد، انبوهه‌های لیبرالی فرا-طبقه‌ای که نمی‌توانند برابری و آزادی را با هم ترکیب کند، شکل خواهند گرفت. شاید این همان جایی است که آن‌ها قصد دارند بر آن تمرکز نمایند.

به هر حال، برای حمایت اخیر ترکیه از کردها خریدارانی وجود دارد، و وقتی از ۵۰ میلیون کرد، از جمله کردهای ایران نام برده می‌شود، هیچ‌کس حرفی نمی‌زند.

طرف آذربایجانی هم هست. علی‌اف رئیس‌جمهور آذربایجان روز گذشته سخنانی به زبان آورد که منطبق با موضوعی است که ما درباره آن صحبت می‌کنیم. علی‌اف که به طور کامل از رویکرد ترکیه در قبال مسأله کردها حمایت می‌کرد، گفت که وضعیت پس از جنگ جهانی دوم تغییر کرده است، و این‌که دولت‌های جدید قدرتمند شکاف‌های ایجاد شده را پر خواهند کرد، و «سازمان کشورهای ترک» می‌تواند به یک مرکز قدرت جدی تبدیل شود.

وی ارمنستان را به یک حکومت فاشیستی بودن متهم کرد و گفت که اگر ارمنستان از درون تغییر نکند، او این تغییر را انجام خواهند داد. وی مدعی شد که دالان زنگزور که در زیر مشاهده می‌شود و از خاک ارمنستان می گذرد، تحت سلطه آذربایجان است.

نقشه ۲: دالان تجاری زنگزور که آذربایجان و نخجوان و در نتیجه ترکیه را به هم متصل می‌کند و از خاک ارمنستان می‌گذرد دیده می‌شود. این خط برای ایران و ارمنستان موضوع رقابت و تهدید محسوب می‌شود.

شما می‌توانید دولت ارمنستان را، ناسیونالیست، عمل‌گرا، لیبرال، فرصت‌طلب بنامید، اما فاشیستی نامیدن آن برای ادبیات سیاسی مناسب نیست. بنابراین، گفتن این‌که من آن را تغییر خواهم داد، در را برای یک عملیات باز می‌کند. علاوه بر این، ایران و ارمنستان به مرز کوتاه ۴۴ کیلومتری بین خود اهمیت می‌دهند و در حال ایجاد اتحادی مبتنی بر روابط اقتصادی و فرهنگی هستند.

ببینیم اوضاع به کجا خواهد رسید.

حاکمیت و یکپارچگی ملت‌ها، از سوی دیگر، به نظم سرمایه‌داری امروز مشروعیت می‌دهد. ما کاهش نفوذ آن را شاهد خواهیم بود. مردم یک نظم مبتنی بر برابری و صلح را طلب خواهند کرد.

اما مهم‌تر از همه، مداخلاتی که مرزها و حاکمیت را تغییر می‌دهند، در نهایت به بحران‌های بزرگ ناتوانی نظم برای حکومت کردن منجر خواهند شد.

دوره ۳۵ ساله ارتجاع احتمالاً اینگونه به پایان خواهد رسید.

https://haber.sol.org.tr/yazar/altust-olus-cagi-ulusal-sinirlar-ve-egemenlikler-saldiri-altinda-397339