این تاریخ، پیشینه عمل «اقامه نماز در مسجد اموی» است. این یک نمایش سازماندهی شده برای گفتن این است ‌که «ما دمشق را دوباره فتح کردیم». با انتقال پایتخت از دمشق به بغداد توسط عباسیان، این آیین به فراموشی سپرده شد. زمانی که جهاد بوسیله آمریکا و اسرائیل به روز شد، آن‌ها دوباره به یاد آن افتادند. امویان بازمی‌گردند، این چیزی است که این نمایش می‌گوید. دین را از دست موالی گرفتند، و دوباره آن‌را خصوصی کردند. اکنون دین در دست وحشی‌ترین و ددمنش‌ترین ارتش‌هاست.

جهادی‌ها در خط اول، صهیونیست‌ها در پشت سر آن‌ها، دمشق را پاره پاره می‌کنند. سپس، آن‌ها در قدیمی‌ترین مسجد شهر یک نمایش برگزار می‌کنند. اما امویان جدید نمی‌پرسند قبله کدام طرف است، زیرا آن‌ها عادت دارند اسرائیل را قبله خود بدانند. باشد که خدایشان نیت آن‌ها را هر چه که هست قبول فرماید.

باشد که خداوند به تو نیز قوت بدهد، ای موالی، که هنوز نتوانسته‌ای این کاخ ستم هزار ساله را ویران کنی!

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)
نویسنده: اورهان گوکدمیر
۱۴ دسامبر ۲۰۲۴

قبله امویان

 

زمانی که طیب اردوغان گفت: «ما در مسجد اموی دمشق نماز خواهیم خواند»، سال ۲۰۱۲ بود. حمله جهادی‌ها به سوریه با حمایت امپریالیسم، تازه شروع شده بود، و آن‌ها معتقد بودند که اسد در مدت کوتاهی سرنگون خواهد شد. اما آن‌ها مجبور شدند آن وعده نماز را ۱۲ سال به تعویق بیاندازند. چند روز پیش، ابراهیم کالین، سرپرست «میت»، همراه با یک لشکر بزرگ از محافظین به مسجد رفت و نماز خواند. این نخستین نشان از دوران امویان جدید است. البته، تفاوت‌های جزئی با دوران قبلی وجود دارد. امویان اول، دین را به یک دستگاه دولتی تبدیل کرده بودند، با امویان جدید، دین به یک دستگاه امپریالیسم مبدل شده است.

***

در پایه‌های آن مسجد در دمشق، یک معبد بت‌پرستی به ژوپیتر [مشتری، خدای آسمان‌ها و رعد] اهدا شده بود. هنگامی که مسیحیان دمشق را تصرف کردند، آن معبد را به یک کلیسا تبدیل کردند. جان بابتیست [یحیی پیامبر در قرآن]، یکی از چهره‌های بزرگ دین جدید، بر کرسی ژوپیتر قرار گرفت، و بدین ترتیب نو-دینی تکمیل شد. آن معبد، اکنون یک کلیسا بود، و گویا مقبره جان بابتیست و تعمید‌دهنده در داخل آن بود.

سپس، دوران مسیحیان نیز به پایان رسید. در زمان خلیفه عمر، جغرافیایی به نام «بلاد الشام» – سرزمین شمال- شامل سوریه، فلسطین، لبنان و اردن، از بیزانس به کنترل ارتش دین جدید منتقل شد. هنگامی که دمشق به تصرف امویان درآمد، تالار ستون‌دار بزرگ معبدی که نشانه‌های ژوپیتر را در خود داشت، به مسجد تبدیل شد. سپس، این کلیسا-مسجد را تخریب کردند و به جای آن ساختن مسجد کنونی را آغاز نهادند. البته، آن‌ها هنگام ساختن یک معبد جدید، تا حد زیادی از شکل معبدی که ویران کرده بودند الهام گرفتند. این ساختار ترکیبی جدیدی که از بت پرستی- مسیحیت الهام گرفته بود، اکنون به عنوان یک شاهکار معماری اسلامی قلمداد می‌شود.

به نوشته دایره المعارف «دیانت»، یکی دیگر از ویژگی‌های مسجد اموی این است که اولین مستراح‌های عمومی در جهان اسلام در این‌جا ساخته شده است. این یک مرحله مهم در تاریخ مساجد است.

داستان را کوتاه کنیم، زمانی که دمشق از مسیحیت به اسلام می‌گروید، فاتح آن، خلیفه عمر، توسط یک غلام پارسی که از مالیات به ستوه آمده بود، در حالی که مشغول نماز بود، با دشنه کشته شد. این قتل نشانه توفان ویرانگری بود که در بحبوحه یک دوره پیروزی‌ها نزدیک می‌شد.

***

برای نفرتی که بردگان ایرانی نسبت به خلفا احساس می‌کردند، دلائل تاریخی وجود دارد. «عجم» واژه‌ای است که اعراب برای خارجی‌ها به کار می‌برند. «عجمی» از آن مشتق می‌شود، و ما هنوز آن را به معنای «نادان» به کار می‌بریم. این در زبان عربی به معنای غیر عرب است، کسی که نمی‌تواند عربی را خوب صحبت کند یا زبان را نمی‌داند. این معادل عربی برای «بربر» است. این بقایای تبعیض بی‌وقفه و درگیری بی‌وقفه در اسلام است.

ردپای این درگیری در «موالی» بیش‌تر مشهود است. موالی از ریشه «برده آزاد» می‌آید؛ برای اشاره به مسلمانان غیر عرب اطلاق می‌شد، که اکثریت آن‌ها ایرانی، ترک، بربر و قبطی بودند که پس از اولین فتوحات به میل خود مسلمان شدند. با گسترش مناطق فتح‌ شده، دین جدید به سرعت در میان قبایل غیر عرب گسترش یافت. با افزایش تعداد موالی مشکلات نیز بیش‌تر شد. اعراب، با تثبیت نظمی که ایجاد کرده کردند، برتر دانستن خود نسبت به دیگر ملت‌های مسلمان را آغاز کردند. اعراب گرچه کشورهای آن‌ها را فتح کرده بودند، اما فکر می‌کردند با کمک به آن‌ها برای ورود به صراط مستقیم، لطف بزرگی به آن‌ها کرده‌اند، و خود را ارباب و آن‌ها را برده می‌دیدند. ما می‌دانیم که عرب‌ها در در معابر در کنار موالی راه نمی‌رفتند، با آن‌ها بر سر یک سفره نمی‌نشستند، و مساجدشان را جدا می‌کردند. این‌ها نشانه‌های یک تبعیض طبقاتی شدید است.

این تبعیض اولیه اعراب به شورش عجمی‌ها منجر شد. این جوهر پیدایش تشیع است، که در تبعیض و البته در جنگ طبقاتی ریشه دارد.

این‌گونه رفتارها هم‌چنین به شورش بربرها در شمال آفریقا منجر شد. در نتیجه این شورش، جنبش خوارج مساوات‌طلب به سرعت در منطقه گسترش یافت. موالی در ابتدا با این ایده که «مسلمانان برابرند» در برابر تبعیض اعراب مقاومت می‌کردند. زمانی که این کار نکرد، این تلاش به جنبش «شعوبیه» تبدیل شد که ادعای برتری عجم بر عرب را داشت. خصومت با اعراب در دوره عباسیان قوی‌تر شد، و به حزبی تبدیل گردید که اعراب را منفورترین مردم جهان می‌دانست. تبعیض، تبعیض تولید کرد. موالی از اوایل اسلام، شورش‌های بسیاری را رهبری کردند، از گروه‌هایی حمایت کردند که می‌خواستند قدرت را به دست گیرند، و نقش مهمی در فروپاشی بنی‌امیه داشتند. به گفته برخی از مورخان، حکومت عباسیان اولین پیروزی موالی ایرانی-ترکی بر اعراب بود. ما اثر زخم دشنه در پشت خلیفه عمر را دنبال می‌کنیم.

***

هنگامی که عباسیان با حمایت موالی به حکومت امویان پایان دادند، پایتخت دولت جدید را از دمشق به بغداد منتقل کردند. به این ترتیب مسجد اموی به فراموشی سپرده شد. این بدین معناست که بغداد در برابر دمشق بود.

دمشق در برابر مکه نیز بود. دینی که در دمشق جوانه زد، دین حکومتی علیه دین بود. معاویه که از خانواده‌ای برخاسته بود که در بدو تولد اسلام شدیدترین مخالفت را با آن نشان داد، آن‌را از دست بنیانگذارانش گرفت و از آن به مثابه ابزاری برای جاه طلبی‌های توسعه‌طلبانه خود، یعنی جهاد، قرار داد. البته، او آخرین نمایندگان اسلام را نیز سرکوب کرد. این جوهر آرمان تشیع است، که از آن‌جا و از قتل علی و حسین پدید آمد.

***

البته پترای [البتراء] فراموش شده نیز وجود دارد… تحقیقات علمی هیچ نشانه‌ای از شکل‌گیری دین جدید در مکه پیدا نکرده است. بر این اساس، دَن گیبسون مورخ، تزی را مطرح کرد. صحنه این دین جدید، نه مکه، بلکه پترا بود. اسلام در پترا، بین بحر المیت و خلیج عقبه در اردن متولد شد.

در دوره جاهلیت، اعراب مخالف نشان دادن خدایان به عنوان انسان‌ یا حیوان بودند. به عقیده آن‌ها، خدایان را می‌توان با اشکال هندسی به بهترین شکل به تصویر کشید. مثلث‌ها و مربع‌ها برای این کار بسیار مناسب بودند. هم‌چنین در خاطرات آن‌ها حک شده بود که این مثلث‌ها و مربع‌ها به معنای «صلح» است. آن‌ها در قبایل زندگی می‌کردند و دائماً در جنگ با یکدیگر بودند. تنها نقطه مشترکی که آن‌ها را گرد هم می‌آورد، زیارت اماکن مقدسی بود که آن‌ها را با این اشکال هندسی مشخص می‌کرد. اعراب در منطقه مقدس مسجدالحرام که جنگ حرام، و صلح حاکم بود عبادت می‌کردند. همانطور که می‌دانیم اسلام دین صلح است. این بدین معناست که دین در یکی از آن نقاط صلح ظهور کرده است.

ما نمی‌دانیم که آیا مکه یکی از آن نقاط بوده است یا نه. این منطقه قبل از اسلام و در زمان تولد اسلام مکانی مجهول و ناشناخته در استان‌های اطراف بود. بنابراین نمی‌توان یک مکان مجهول را به عنوان قبله پذیرفت. قبله جایی است که مسجد الحرام قرار دارد. گفته می‌شود که قبل از هجرت، پیامبر رو به مسجد الاقصی که اکنون در اشغال اسرائیل است، نماز می‌خواند. با هجرت، قبله تغییر کرد و قبله جدید به «مسجد الحرام» تبدیل شد. البته، ما نمی‌دانیم آن مکان کجاست. به گفته محقق ما، قبله قدیمی‌ترین مساجد رو به پترا بود. اولین قبله می‌تواند پترا باشد، این را محقق ما می‌گوید.

پترا پایتخت پادشاهی عرب نبطی بود. این مکان به طور طبیعی جایگاه معابد و خدایان بسیاری بود. این‌ها با مثلث‌ها، مربع‌ها و مستطیل‌ها مشخص شده‌اند. نبطیان، خالق مذکری به نام دوشارا را می‌پرستیدند، که احتمالاً نسخه عربی زئوس یا دیونوسوس بود. این خالق پسر اللات بود و با خدایان دیگر در آسمان‌ها جمع بود. دوشارا در بهشت با سه خدای زن به نام‌های لات، اوزا و منات همراه بود. همان‌طور که مشخص است این خدایان در قرآن [سوره نجم و سوره فجر] نیز جایگاهی دارند. البته این‌ها با ادعای «خدای واحد» منافات داشت، آن‌ها به تصحیح آن رفتند و با بیان این‌که شیطان در حال نازل شدن آیات وارد شد، اعمال خود را توضیح دادند. این، منشأ بحث معروف «آیات شیطانی» است.

در زمان امویان، عبدالله بن زبیر، والی پترا، از حوادث دمشق بسیار آشفته بود. پایتخت را رشوه و فساد به لرزه درآوره بود. او راه‌حل را در خلیفه جدید شدن خود یافت. بنی امیه از گستاخی زبیر بسیار خشمگین شدند و پترا را محاصره کردند. زبیر با ویران کردن کعبه در پترا پاسخ داد. حجرالاسود، سنگ سیاهی را که از ویرانه‌ها برگرفته بود، برداشت و به راه افتاد. او در صحراهای عربستان و دور از چشم بنی امیه کعبه جدیدی بنا کرد. هر جا حجرالاسود است، کعبه آنجاست. این حکایت تأسیس مکه است، و کعبه- قبله جدید با این شیوه پدید آمده است.

عباسیان از این قبله جدید پیروی کردند و مساجد خود را رو به مکه ساختند. دمشق و پترا از آن زمان قبله بنی امیه و اسلاف آن‌ها بوده‌ است.

***

این تاریخ، پیشینه عمل «اقامه نماز در مسجد اموی» است. این یک نمایش سازماندهی شده برای گفتن این است ‌که «ما دمشق را دوباره فتح کردیم». با انتقال پایتخت از دمشق به بغداد توسط عباسیان، این آیین به فراموشی سپرده شد. زمانی که جهاد بوسیله آمریکا و اسرائیل به روز شد، آن‌ها دوباره به یاد آن افتادند. امویان بازمی‌گردند، این چیزی است که این نمایش می‌گوید. دین را از دست موالی گرفتند، و دوباره آن‌را خصوصی کردند. اکنون دین در دست وحشی‌ترین و ددمنش‌ترین ارتش‌هاست.

به نظر می‌رسد در نماز هم خشونت وجود دارد. جغرافيای اسلامی آثار خونين كشتارهای عميق را در خود دارد. زیرا، دین متحد نمی‌کند، برعکس، تقسیم می‌کند. با تفرقه، ارتش‌های صلیبی واد می‌شوند. این چیزی است که در سوریه رخ می‌دهد. جهادی‌ها در خط اول، صهیونیست‌ها در پشت سر آن‌ها، دمشق را پاره پاره می‌کنند. سپس، آن‌ها در قدیمی‌ترین مسجد شهر یک نمایش برگزار می‌کنند. اما معلوم نیست قبله آن‌ها کجاست.

اولین امویان دین را به دین دولتی تبدیل کرده بودند، دین با امویان جدید به دین امپریالیسم تبدیل شد. بعد از مکه، دمشق نیز سقوط کرد، قبله دوباره گم شد. اما امویان جدید نمی‌پرسند قبله کدام طرف است، زیرا آن‌ها عادت دارند اسرائیل را قبله خود بدانند. باشد که خدایشان نیت آن‌ها را هر چه که هست قبول فرماید.

باشد که خداوند به تو نیز قوت بدهد، ای موالی، که هنوز نتوانسته‌ای این کاخ ستم هزار ساله را وبران کنی!

https://haber.sol.org.tr/yazar/emevinin-kiblesi-396763

———————————-
«عدالت» هم‌چنین نگاه کنید به:
۱- «ویران کردن معبد لات
در زمان پیامبر اسلام محمد پرستش لات در میان قبیلهٔ ثقیف رایج بود و آن‌ها معبدی برای لات در شهر طائف ساخته بودند که آل عَتّاب بن مالک، از بنی عَجلان ثقفی، پرده‌دار و خدمتگزار این معبد و بت لات بود. محمد پس از درگذشت حامی بزرگ خویش، ابوطالب، در سال دهم بعثت، برای جلب حمایت و همراهی قبیله ثقیف به طائف رفت، ولی بزرگان ثقیف خواست او را اجابت نکردند و به آزارش برخاستند. ثقفیان طائف، که با قریشیان مکه هم پیمان بودند، در بعضی جنگ‌های آنان با مسلمانان، همچون اُحد و حدیبیه، شرکت کردند. پس از پیروزی‌های متعدد مسلمانان، تدریجاً چند تن از افراد قبیله ثقیف به مسلمانان پیوستند. ثقفیان در غَزوهٔ حنین در سال هشتم هجری از مسلمانان شکست خوردند و به طائف گریختند که به محاصرهٔ طائف در همان سال انجامید و پس از حدود بیست روز پایان یافت. سرانجام در رمضان سال نهم، پس از بازگشت پیامبر اسلام از غزوه تبوک، بزرگان و نمایندگان ثقیف با ایشان دیدار کردند و اسلام آوردند و به‌همراه مُغِیرة بن شُعبه و ابوسفیان، که محمد آنان را مأمور تخریب معبد لات کرده بود، به طائف بازگشتند. ثقفیان پس از چند روز تردید، از بزرگان خود تبعیت کردند و به تخریب معبد رضایت دادند.»

https://tinyurl.com/3wjpmpk6

۲- «شهر مقدس مسلمانان مکه است یا پترا؟»، خبر آنلاین، ۳۰ آذر ۱۴۰۱

۳- «عبدالله بن زبیر»، ویکی شیعه

https://tinyurl.com/2x35wdap