صحنه میدانی در کرانه باختری، با عادی شدن بمباران‌های هوایی توسط اسرائیل، و توسعه بمب‌های انفجاری که توسط مقاومت تهیه می‌شود، هم‌چنان در حال گسترش است، علاوه بر این، سرویس‌های امنیتی [تشکیلات خودگردان] جرأت تعقیب رزمندگان مقاومت را تا حد زیادی نسبت به گذشته از دست داده‌اند. این تحولی است که کرانه باختری در طی دو روز گذشته، به ویژه در شهرهای طولکرم و طوباس، از آن عبور کرده است.

آن‌چه در طولکرم رخ داد، بسیج بسیاری از مبارزان مقاومت در کرانه باختری را برانگیخت، که در اعتراض به آن‌چه برای «ابو شجاع» رخ داد، در شهر جنین بیرون آمدند، و به سمت مقر نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان در منطقه آتش گشودند. آن‌ها هم‌چنین هشدار شدیدی به مقامات دادند و گفتند: «ما پیام خود را به افراد می‌دهیم. نیروهای امنیتی پس از آن‌که در بدرفتاری‌های خود زیاده روی کردند صبر ما تمام شد، ما خداوند را شاهد می‌گیریم، و همه مردم را شاهد می‌گیریم، که آن‌ها مانند دشمن فقط زبان گلوله و زور را می‌فهمند. هر کس به ما حمله کند، همان‌طور که او به ما حمله کند، به او حمله خواهیم کرد، و هر کس که به خون مجاهدان و مادران شهدا اهانت کند، آن‌چه را که باید، از ما دریافت خواهد کرد.»

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار
نویسنده: احمد العبد
دوشنبه، ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴

قیام مدنی در برابر مقامات رام الله: دشمن به نابلس حمله می‌کند

 


در عرض ۲۴ ساعت، چهار بار به «بلاطه» حمله شد

رام الله – در میان یک اعتصاب در سراسر فرمانداری، جمعیت زیادی در شهر نابلس برای دو شهید درگیری‌ها، به نام‌های لوی میشه و علی حشاش، که دو روز پیش در نتیجه تجاوز اسرائیل به اردوگاه «بلاطه» در شرق شهر کشته شدند، سوگواری کردند. در عرض ۲۴ ساعت (شنبه)، چهار بار به اردوگاه حمله شد، که به درگیری مسلحانه خشونت‌آمیز با رزمندگان مقاومت و مجروح شدن مردان و پسران جوان (۲۲مجروح، که حال سه نفر از آن‌ها وخیم است) و ویرانی گسترده زیرساخت‌ها و تأسیسات اردوگاه انجامید.

از آغاز عملیات نظامی، در بامداد روز شنبه، اردوگاه تحت محاصره شدیدی قرار گرفته است، که طی آن ارتش اشغالگر نیروهای کمکی بزرگی را اعزام کرده و تک تیراندازان خود را بر پشت بام ساختمان‌ها مستقر کرده است. ارتش اشعالگر با پهپاد مکانی را در وسط اردوگاه «بلاطه» هدف قرار داد، و ویرانی عظیمی به بار آورد، و بار دیگر نشان داد که اشغالگران در تمام عملیات نظامی خود در اردوگاه‌های کرانه باختری، مشابه آنچه در جنین، نور شمس و طولکرم رخ داد، استراتژی بمباران هوایی را اتخاذ کرده‌اند. هم‌چنین، نیروهای ارتش اشغالگر پس از محاصره خانه‌ای در داخل اردوگاه و هدف قرار دادن آن با گلوله‌های «انرگا»، طرح «دیگ زودپز» را در اردوگاه اجرا کردند.

مقاومت به نوبه خود، در صبح شنبه، با چندین عملیات تیراندازی و انفجار مواد منفجره پاسخ داد، که بارزترین آن‌ها حمله مسلحانه به نیروهای اشغالگر در ایست بازرسی «الجلمه» در نزدیکی جنین، و دومی حمله به ایست بازرسی «بیت فوریک» در شرق نابلس بود، که به مجروح شدن یک سرباز منجر شد، در عین حال، رزمندگان مقاومت خودروهای دشمن را با مواد منفجره دست‌ساز در جریان حمله دشمن به حومه «ذنابه» در شرق طولکرم هدف قرار دادند.

صحنه میدانی در کرانه باختری، با عادی شدن بمباران‌های هوایی توسط اسرائیل، و توسعه بمب‌های انفجاری که توسط مقاومت تهیه می‌شود، هم‌چنان در حال گسترش است، علاوه بر این، سرویس‌های امنیتی [تشکیلات خودگردان] جرأت تعقیب رزمندگان مقاومت را تا حد زیادی نسبت به گذشته از دست داده‌اند. این تحولی است که کرانه باختری در طی دو روز گذشته، به ویژه در شهرهای طولکرم و طوباس، از آن عبور کرده است.

در مورد اول، طولکرم در روز جمعه صحنه درگیری بین مقاومت و سرویس‌های امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین بود، که پیامدهای خطیر آن، سایه سنگینی بر آرامش مدنی افکند؛ اما، دوباره به شیوه بسیار خطرناک‌تری در شهر طوباس تکرار شد. نیروهای امنیتی بیمارستان دولتی «ثابت ثابت» را دقایقی پس از ورود «ابو شجاع» فرمانده «گردان طولکرم» به آن‌جا، که علت آن زخمی شدن وی بر اثر انفجار یک بمب دست‌ساز بود، محاصره کردند. این باعث شد «گردان» و جناح‌های نظامی مردم را برای جلوگیری از دستگیری وی بسیج کنند، که به درگیری‌ها در منطقه منجر شد. پس از آن، و پیش از از عقب‌نشینی نیروها از محل، مردم موفق شدند «ابو شجاع» را نجات دهند.

آن‌چه در طولکرم رخ داد، بسیج بسیاری از مبارزان مقاومت در کرانه باختری را برانگیخت، که در اعتراض به آن‌چه برای «ابو شجاع» رخ داد، در شهر جنین بیرون آمدند، و به سمت مقر نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان در منطقه آتش گشودند. آن‌ها هم‌چنین هشدار شدیدی به مقامات دادند و گفتند: «ما پیام خود را به افراد می‌دهیم. نیروهای امنیتی پس از آن‌که در بدرفتاری‌های خود زیاده روی کردند صبر ما تمام شد، ما خداوند را شاهد می‌گیریم، و همه مردم را شاهد می‌گیریم، که آن‌ها مانند دشمن فقط زبان گلوله و زور را می‌فهمند. هر کس به ما حمله کند، همان‌طور که او به ما حمله کند، به او حمله خواهیم کرد، و هر کس که به خون مجاهدان و مادران شهدا اهانت کند، آن‌چه را که باید، از ما دریافت خواهد کرد.»

در مورد دوم، شهر طوبس نیز شامگاه روز جمعه شاهد رویداد مشابهی بود، که در پی اولین تلاش برای دستگیری یکی از رهبران «گردان طوبس»، درگیری‌های مسلحانه خشونت‌آمیز بین نیروهای امنیتی تشکیلات خودگردان و اعضای «گردان» رخ داد. وی موفق به شکستن محاصر شد، اما برادر او دستگیر، و بعداً آزاد شود. به گفته شاهدان عینی، نیروهای امنیتی تشکیلات خودمختار فلسطین به منطقه جنوبی شهر طوبس یورش بردند و به تجمع مردان جوان حمله کردند. در میان آن‌ها، حمید مسلمانی، برادر عمران مسلمانی، یکی از رهبران «گردان طوبس» بود، که تحت تعقیب اشغالگران قرار داشت، نیروهای امنیتی سپس مستقیماً به سوی جوانان تیراندازی کردند، بدون این که تلفات جانی به همراه داشته باشد. «گردان» این اقدام را یک سوء قصد علیه اعضای خود، خانواده های آن‌ها و نزدیکان آن‌ها تلقی کرد.

مانند طولکرم، ده‌ها مرد جوان ورودی‌های اصلی و جاده‌های طوبس را مسدود کردند، و لاستیک‌هایی را آتش زدند، در حالی که درگیری‌هایی با پرتاب سنگ بین مردان جوان و اعضای سرویس‌های امنیتی که هم‌چنان به شلیک گلوله و پرتاب گاز اشک‌آور ادامه می‌دادند، رخ داد. آن‌ها هم‌چنین با وسایل نقلیه غیرنظامی در خیابان‌های طوبس در تعقیب جوانان که مانع استرداد مسلمانی شده بودند، تردد می‌کردند.

https://tinyurl.com/ccnvmyx5

***

مجله هفته

۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴
نویسنده: پپه اسکوبار

چین از فلسطین حمایت می‌کند

 

بیانیه پکن این ایده را تثبیت می‌کند که حل و فصل درگیری‌های جهانی اکنون ساخت چین است. اما همچنین تلاش‌های آمریکا و اسرائیل برای ایجاد یک دولت فلسطینی همکار پس از جنگ در غزه را مختل می‌کند.

هنگ کنگ – بیانیه پکن که اوایل این هفته امضا شد، یک پیروزی دیپلماتیک خیره‌کننده دیگر برای چین محسوب می‌شود، اما این سند فراتر از تأیید نفوذ چین است.

گردهمایی نمایندگان ۱۴ گروه فلسطینی برای تعهد به آشتی کامل به جهانیان نشان داد که راه حل مشکلات ژئوپلیتیکی دیگر یک‌جانبه نیست: چندقطبی، چندگره‌ای است و چین به عنوان عضو بریکس/سازمان همکاری شانگهای، رهبری غیرقابل اجتناب است.

مفهوم چین به عنوان یک ابرقدرت صلح‌ساز اکنون چنان تثبیت شده که پس از نزدیکی ایران و عربستان و امضای بیانیه پکن، دمیترو کولبا وزیر خارجه اوکراین در پکن به وانگ یی همتای چینی خود گفت که کی‌یف اکنون سرانجام آماده مذاکره برای پایان دادن به جنگ نیابتی ناتو-روسیه در اوکراین است.

فلسطینی‌هایی که به پکن آمدند، خوشحال بودند. محمود العالول معاون رئیس فتح گفت: «چین یک نور است. تلاش‌های چین در صحنه بین‌المللی نادر است.»

حسام بدران سخنگوی حماس گفت این جنبش مقاومت فلسطین دعوت چین را «با روحیه‌ای مثبت و مسئولیت میهن‌پرستانه» پذیرفته است. همه گروه‌های فلسطینی به اجماعی درباره «خواسته‌های فلسطینی برای پایان دادن به جنگ» رسیده‌اند و افزود که «مهم‌ترین» بخش بیانیه تشکیل دولتی است که اجماع ملی فلسطین را ایجاد کند تا «امور مردم غزه و کرانه باختری را مدیریت کند، بر بازسازی نظارت داشته باشد و شرایط را برای انتخابات فراهم کند.»

پیشنهاد «سه مرحله‌ای» چین
وانگ یی به اصل مطلب پرداخت: وزیر امور خارجه چین می‌گوید مسئله فلسطین در قلب همه چیز در غرب آسیا است. او تأکید کرد که پکن:

«هرگز منافع خودخواهانه‌ای در مسئله فلسطین نداشته است. چین یکی از اولین کشورهایی است که سازمان آزادی‌بخش فلسطین و دولت فلسطین را به رسمیت شناخته و همواره قاطعانه از مردم فلسطین در احیای حقوق مشروع ملی خود حمایت کرده است. آنچه ما ارزش قائل هستیم اخلاق است و آنچه ما از آن دفاع می‌کنیم عدالت است.»

آنچه وانگ نگفت – و نیازی به گفتن نداشت – این است که این موضع، موضع غالب بریکس+ است که اکثریت جهانی، از جمله به طور حیاتی، همه کشورهای مسلمان از آن حمایت می‌کنند.

همه چیز در یک نام خلاصه می‌شود – همه در آینده قابل پیش‌بینی توجه خواهند کرد که این بیانیه «پکن» است که بی‌چون و چرا از فلسطین واحد حمایت می‌کند.

جای تعجب نیست که همه گروه‌های سیاسی باید به این مناسبت برخیزند و متعهد شوند که از یک دولت مستقل فلسطینی با قدرت اجرایی بر غزه و کرانه باختری اشغالی حمایت کنند. اما یک نکته وجود دارد: این امر بلافاصله پس از جنگی رخ خواهد داد که رژیم تل‌آویو می‌خواهد آن را به طور نامحدود طولانی کند.

آنچه وانگ یی تا حدودی به طور ضمنی بیان کرد این است که موضع تاریخی ثابت چین در حمایت از فلسطین ممکن است عامل تعیین‌کننده‌ای در کمک به نهادهای حکومتی آینده فلسطین باشد. پکن سه مرحله برای رسیدن به آنجا پیشنهاد می‌کند:

اول، آتش‌بس «جامع، پایدار و پایا» در غزه در اسرع وقت و «دسترسی به کمک‌های بشردوستانه و نجات در محل.»

دوم، «تلاش‌های مشترک» – با فرض مشارکت غرب – به سوی «حکمرانی پس از درگیری در غزه تحت اصل ‹فلسطینیان بر فلسطین حکومت می‌کنند›.» اولویت فوری، شروع مجدد بازسازی «در اسرع وقت» است. پکن تاکید می‌کند که «جامعه بین‌المللی باید از گروه‌های فلسطینی در ایجاد یک دولت موقت اجماع ملی حمایت کند و مدیریت موثر غزه و کرانه باختری را محقق سازد.»

سوم، کمک به فلسطین «برای تبدیل شدن به یک عضو کامل سازمان ملل متحد» و اجرای راه حل دو دولتی. پکن معتقد است که «حمایت از برگزاری یک کنفرانس صلح بین‌المللی گسترده‌تر، با اختیارات بیشتر و موثرتر برای تدوین جدول زمانی و نقشه راه برای راه حل دو دولتی مهم است.»

با وجود همه اهداف والا، به ویژه هنگامی که کاملاً واضح است که اسرائیل عملاً راه حل دو دولتی را دفن کرده است – همانطور که در رأی اخیر کنست برای رد هرگونه دولت فلسطینی مشاهده شد – حداقل چین مستقیماً آنچه را که اکثریت جهانی به اتفاق آرا به عنوان یک نتیجه عادلانه در نظر می‌گیرند، پیشنهاد می‌کند.

همچنین لازم به ذکر است که حضور دیپلمات‌هایی از اعضای بریکس همکار چین یعنی روسیه، آفریقای جنوبی، مصر و عربستان سعودی، در کنار دیپلمات‌هایی از الجزایر، قطر، اردن، سوریه، لبنان و ترکیه در امضای این بیانیه مهم است.

نسل‌کشی به عنوان یک درمان سلامتی
حال این پیروزی دیپلماتیک چین را با ۵۸ بار ایستادن و تشویق کنگره آمریکا برای روان‌پریش ارشد اسرائیل که مفهوم نسل‌کشی را به عنوان یک درمان سلامتی ترویج می‌کند، مقایسه کنید.

استقبال قهرمانانه از نتانیاهو در واشنگتن، مفهوم روان‌پریشی جمعی را به سطوح جدیدی می‌رساند. و با این حال، همدستی در نسل‌کشی غزه دقیقاً یک استثنا در قاعده رهبری سیاسی آمریکا نیست.

«نخبگان» سیاسی هژمون – با کمک فرانسوی-بریتانیایی – همچنین همکاران فعال و مسلح‌کنندگان بمباران و محاصره ظالمانه عربستان سعودی و امارات علیه یمن بوده‌اند که طی نه سال، جمعاً حتی تلفات غیرنظامی بیشتری نسبت به غزه به بار آورده است. قحطی در یمن هنوز تمام نشده است، اما این برای غرب جمعی یک جنگ کاملاً نامرئی بوده است.

حداقل کارما در نهایت مداخله کرد. چین نزدیکی بین عربستان سعودی و ایران را ترویج کرد و ریاض عضو بریکس+ شده و به شدت در حرکت به سمت حذف دلار درگیر شده است که در آن پترویوان در حال ظهور است.

علاوه بر این، جنبش مقاومت یمنی انصارالله به تنهایی موفق شد نیروی دریایی آیالات متحده را تحقیر کند. «انتقام» آمریکا-بریتانیا این بود که جبهه جنگی دیگری را باز کنند و تأسیسات یمنی را برای محافظت از کشتیرانی اسرائیل در دریای سرخ و آبراه‌های فراتر از آن بمباران کنند.

همانطور که یمن همچنان در دو جبهه در حال جنگ است – علیه هژمون و اسرائیل در حالی که چشم به شیطنت‌های احتمالی عربستان سعودی دارد – فلسطین همچنان توسط اسرائیلی که کاملاً مورد حمایت آمریکا است، نابود می‌شود. بیانیه پکن اگر اجرا نشود، هیچ معنایی نخواهد داشت. اما چگونه؟

با فرض موفقیت جزئی، این بیانیه ممکن است بتواند در کار مصونیت مطلق دستور کار تل‌آویو-واشنگتن اخلال ایجاد کند زیرا پس از توافق پکن، یافتن یک دولت همکار فلسطینی برای تداوم اشغال می‌تواند بسیار دشوارتر باشد.

اکنون همه گروه‌های فلسطینی بدهی جدی به چین دارند؛ اختلافات داخلی باید متوقف شود. در غیر این صورت، به معنای از دست دادن جدی اعتبار برای پکن خواهد بود.

در عین حال، به نظر می‌رسد رهبری چین بسیار آگاه است که این شرط بندی، یک شرط بندی جنوب جهانی است – که ریاکاری هژمون را برای تمام جهان آشکار می‌کند. درست مانند توافق عربستان-ایران که در پکن منعقد شد، ظاهر قضیه نمی‌تواند مساعدتر باشد، به ویژه در مقایسه با امتناع اسرائیلی-آمریکایی از آتش‌بس معنادار.

وحدت واقعی فلسطین همچنین به هر ابتکار عمل جهانی در سازمان ملل، دیوان بین‌المللی دادگستری و سایر مجامع جهانی قدرت بیشتری خواهد بخشید.

با این حال، همه موارد فوق در مقایسه با واقعیت‌های وخیم در محل رنگ می‌بازد. اسرائیلی‌های ایدئولوژیک نسل‌کش – که کاملاً مورد حمایت «رهبری» سیاسی ایالات متحده هستند – همچنان به آنچه واقعاً می‌خواهند ادامه می‌دهند: قتل عام و پاکسازی قومی میلیون‌ها فلسطینی، چیزی که در تئوری باید به اکثریت مطلق جمعیتی برای گسترش اسرائیل به تمام سرزمین‌های فلسطینی منجر شود.

این تراژدی به این زودی‌ها متوقف نخواهد شد. بیانیه پکن آن را متوقف نخواهد کرد. تنها قطع جریان تسلیحاتی هژمون به تل‌آویو می‌تواند آن را متوقف کند. با این حال امروز، آنچه در عوض از واشنگتن می‌بینیم، ۵۸ بار ایستادن و تشویق برای نسل‌کشی است