تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
چهارشنبه، ۱۹ آذر ۱۳۹۹
منبع: گرانما
نویسنده: رونالدو پرز بتانکورت
۲ دسامبر ۲۰۲۰
«در جهان فوتبال سیاسی اما مارادونا با کوبا و فرمانده چهگوار و فیدل کاسترو و هوگو چاوز تعریف میشود. اینکه او شماره ۱۰ خود را برای احمدینژاد هم – احتمالاً – فرستاده همانقدر بیارزش است که فیالمثل مورالس در یک سفر سیاسی و تجاری به تهران با محمود گل کوچک زده است. این بحثی کشدار و پر مناقشه است و میگذارم و میگذرم. در قیاس با مارادونا نخست اینکه کاپیتان قلیچِ ما – چنانکه گفتم و از تکرار آن سیر نمیشوم – در کنار هیچ حکومتی نایستاده. مارادونا با وجود حشر و نشر با انقلابیون دولتی آمریکای لاتین، هرگز و هیچگاه یک مبارز سیاسی جدی علیه حکومتها و دولتهای حاکم خودی (آرژانتین) و غیره نبود. سهل است از کمال این اقبال نیز بهره برده بود که همۀ دولتها از جمله و فیالمثل دولت کارلوس منم تمام قد او را باد میزدند و به شیوههای مختلف، از جمله بستری مکرر به منظور ترک اعتیاد، شارژ میکردند…» («مارادونا یا قلیچ»، محمد قراگوزلو، اخبار روز، ۱۵ آذر ۱۳۹۹)
***
امانوئل ماکرون رییسجمهور فرانسه به خود اجازه داد دوستی را که دیگو مارادونا با فیدل داشت، تحقیر کند
فقط آن مردی که هیچگاه دوستی بزرگ خود را با فیدل و چاوز پنهان نکرد شایسه چنین وداعی است، که مردمِ مارادونا نثار او کردند.
امانوئل ماکرون رییسجمهور فرانسه مانند بسیاری از مردم جهان از مرگ مارادونا اظهار تأسف کرد، و با انتشار یک متن دانش خود را از بازی و کمی بیشتر از یک احساس شاعرانه، به نمایش گذاشت. متن ۴۵ سطری که در آن ویژگیهای مردی را که به مثابۀ بزرگترین بازیکن فوتبال همه دورانها شناخته میشود ترسیم میکند.
اما، در بند ماقبل آخر، به نظر میرسد از طریق برخی روزنهها هوای عجیبی وارد نوشتن او میشود و نبضش را تند میکند؛ ماکرون مینویسد: «مارادونا همچنین در شادی مردم در دیگر میدانهای بازی زنده خواهد بود. اما ملاقات او با فیدل کاسترو و هوگو چاوز طعم تلخ شکست را بر جا خواهد گذاشت؛ در میدان بازی است که مارادونا انقلاب کرد.»
این حرف تأثیر شلیک یک گلوله در وسط یک کنسرت را دارد.
چگونه ممکن است [او] شیوه نگارش خود را چنین خراب کند؟
آیا رییسجمهور هیچ چیز دربارۀ روابط انسانی که مارادونا با فیدل و چاوز داشت، نمیداند؟
ما کوباییها با این روابط خوب آشنا هستیم، و بنابراین حق داریم آزردهخاطر شویم.
ما میتوانیم با روشن کردن اینکه این روابط «ملاقات» نبودند آغاز کنیم، زیرا دیدارها به کرّات در طی سالهای بسیار، در هر ساعت روز یا شب بود. دیدارهایی که در آنها تحسین متقابل براداران را که مشهود بود، نمیتوان به مثابۀ ملاقات توصیف نمود.
همه تصاویر، کلمات، اظهارات در درون و بیرون کشور- بسیاری در یک دوره طولانی- به خوبی به یاد مانده اند، و پس از درگذشت ستارۀ آرژانتینی، در سراسر جهان به خاطر آورده میشوند و به یک برداری بیقید و شرط گواهی میدهند، زیرا مارادونا فقط با آرمانهای فروتنانۀ ذاتی در هر انقلابی که به خود احترام میگذارد، مشخص نمیشد، بلکه تا آخرین دقیقه زندگی خود از آنها دفاع کرد.
پس چرا توهین به خاطرۀ شمارۀ ۱۰ ما و طرح اینکه این دیدارها یک «طعم تلخ شکست» به جای خواهند گذاشت؟
طعم تلخ برای چه کسی، و از کدام نقطهنظر؟
چرا انقلابِ مارادونا را فقط در میدان بازی و نه فراتر از آن به رسمیت شناخت؟
با احترام زیاد برای رییسجمهور ماکرون، ما باید به او یادآور شویم که نمونههای فراوانی در ارتباط با این دوستیهای صادقانه وجود دارند که بدون یک نکتهپردازی منفی در تاریخ ثبت خواهند شد، نمونههای که همانطور که ولتر گفت: «بیشتر تصحیح میکنند تا سرزنش.»
http://en.granma.cu/deportes/2020-12-02/maradona-and-macrons-reproach
