«مالکیت فردی مسکن نباید یک سرمایهگذای سوداگرانه بلکه یک راهحل منطقی برای مشکل مشخص مسکن برای بخشی از مردم باشد. برای جامعه بمثابه یک کل، تصمین اینکه هر کس یک خانه داشته باشد یک اصل سوسیالیستی و انسانی است. ما میتوانیم جهانی را تصور کنیم که در آن مردم در خانههای امن و قابل دسترس زندگی میکنند. چیز غیرقابل تصور این است که بازارهای سرمایهداری و نظام سودجویی بتوانند اینرا به مردم ما تحویل دهند.»

تصاویر تلخ از زاغهنشینی بیخگوش تهران
***
تارنگاشت عدالت – بایگانی دورۀ دوم
منبع: مورنینگ استار (تحریریه)
۹ اوت ۲۰۱۹
مسکن امن و قابل دسترس از حقوق بشر است
در یک بخش سر سبز جنوب لندن، یک مجتمع مسکن خوب طراحی شده با چشمانداز پارک قرار دارد.
سبک معماری مورد توجه معماران و طراحان نوآورِ «شورای بخش لندن» فضای داخلی، اتاق خواب کافی و وسائل با دوام و عملی را در بر میگرفت.
آنها زیبایی مدرنیستی را که کاملاً با روشنبینترین متفکرین جنبش ترقیخواهی در معماری و طراحی همخوان بود بکار گرفتند.
آشپزخانهها طبق اصولی که طراح پیشگام، مارگارته شوته لیهوتسکی [نخستین معمار زن اتریشی و فعال جنبش مقاومت در برابری نازیسم، و طراح الگوی معروف به آشپزخانه فرانگفورتی-عدالت] بر مبنای تجربیات خود در فرانکفورت، مسکو و وین طراحی و تجهیز شدند.
سکنه این مجتمع در آغاز از خانوادههای داخل لندن تشکیل میشد، که برخی در نتیجه بمبارانها بیخانمان شده بودند، و بقیه از مسکنهای نامناسب نقل مکان کرده بودند.
واحدهای مسکونی عمومی، نه تنها یارانه به خانوادههای زحمتکشان نیست، بلکه یک منبع عمومی ارزشمندی است که هزینه سرمایهای آن با درآمد از اجاره ای که یک نسل از مستاجرین خواهند پرداخت جبران میشود.
مسکن شورایی یک جریان ارزشمند درآد برای مقامات محلی بود. تا زمانی که تاچر آمد.
مارگارت تاچر مسکن اجتماعی را بمثابه زیر پا نهادن اصول مقدس بازار میدید، و در آستان آن مسکن امن زحمتکشان را بمثابه قربانی به خدای سود هدیه نمود.
نتیجه نهایی فروش مسکن شورایی این است که تعداد خانههای دارای مالکیت اجتماعی شدیداً کاهش یافته است.
یک نسل از مستاجرین توانستند مالکیت یارانه ای خانههایی را به دست آورند که پس از آن فرزندان آنها و دیگران از آن محروم شدند.
واقعیت مضحک این است که بسیاری مجبور شدند برای پرداخت بهای خانه ای که پیش از آن بهای آنرا با اجاره پرداخته بودند وام بگیرند.
پیامد قابل پیشبینی، که وسیعاً پیشبینی شد، این بود که با افزایش قیمت خانه- و موازی با آن افزایش اجارههای بخش خصوصی- خانوادههای زحمتکش بسیاری دریافتند فرزندان آنها امکان مالی زندگی نزدیک به والدین خود را ندارند.
شوته لیهوتسکی که فعالیت طراحی او بوسیله یک دوره قهرمانانه در فعالیت زیرزمینی علیه فاشیسم و حبس در زندان گشتاپو مختل شد، از دیدن چیزی که بر سر مجتمع نوعی جنوب لندن آمده است وحشت خواهد کرد.
جایی که زمانی کودکان در فضاهای امن در یک مجتمع نسبتاً کم جمعیت با مجموعهای متوازن از خدمات و مغازهه بازی میکردند، اکنون به فضاهای علفدار مملو از اتوموبیل و وانت مبدل شده است.
جایی که زمانی خانوادههای زحمتکش در امنیت زندگی میکردند، اکنون مسکن خانواده آنها به مالکینی تعلق دارد که دهها، حتا صدها خانه دارند، و آنها را به قیمتهای گزاف اجاره میدهند، و به این دلیل که نسل جدیدی از کارگران فاقد امنیت برای زندگی و بودن در شهری تقلاء میکنند که با جوامع متوازنی که برنامهریزان و سیاستمداران «شورای بخش لندن» در نظر داشتند کمترین شباهتی ندارد بسیار پرجمعیت است.
این است پیروزی بازار سرمایهداری.
این خبر که میانگین اجاره خانههای «شورای لندن» از سال ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۸ حدود ۹۰ درصد افزایش یافته است نشانگر این است که مالکیت خصوصی چیزی که نیاز ضرورت اجتماعی است چگونه به یک سونامی قیمتهای فزاینده برای زحمتکشان دامن زده است.
حزب کارگر قصد دارد طی ۱۰ سال یک میلیون خانه قابل دسترس بسازد، به فروش حانههای شورایی پایان دهد، بهاصطلاح «اجاره قابل پرداخت» محافظهکاران را که حدود ۸۰ درصد نرخهای بازار است پاره کند و بساز-بفروشها تحت کنترل قرار دهد.
حل بحران بیخانمانی و مسکن که هدف آن بسیج «نسل اجارهنشین» است مطمئناً برای حزب کارگر رأی آور است.
مالکیت فردی مسکن نباید یک سرمایهگذای سوداگرانه بلکه یک راهحل منطقی برای مشکل مشخص مسکن برای بخشی از مردم باشد. برای جامعه بمثابه یک کل، تصمین اینکه هر کس یک خانه داشته باشد یک اصل سوسیالیستی و انسانی است.
ما میتوانیم جهانی را تصور کنیم که در آن مردم در خانههای امن و قابل دسترس زندگی میکنند. چیز غیرقابل تصور این است که بازارهای سرمایهداری و نظام سودجویی بتوانند اینرا به مردم ما تحویل دهند.
https://morningstaronline.co.uk/article/e/secure-and-afforable-housing-human-right
