تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: اوزکان اوتاش
۲ اردیبهشت ۱۴۰۳
بروزرسانی: ۷ مهر ۱۴۰۴

کتاب‌فروشی کتاب‌های دست‌دوم | دفاعیه کمونیستی در ایران

 

ما قرار داشتیم در کتاب‌فروشی کتاب‌های دست‌دوم جواد با هم دیدار کنیم.

من و یوسف شایلان تصمیم گرفته بودیم در این کتاب‌فروشی واقع در خیابان پائیز در محله آیرانجی آنکارا همدیگر را ببینیم. اما این اتفاق نیفتاد. هر دو زود رسیده بودیم. کتاب‌فروشی هنوز باز نشده بود. مرکز فرهنگی محله آیرانجی هم که درست روبروی آن قرار دارد، در وضعیت مشابهی بود. هنوز خیلی زود بود. به جای دیگری رفتیم و یوسف شایلان کتابی را از کیف کوچکش، که همیشه همراه دارد، بیرون آورد و روی میز گذاشت. این هفته قرار است درباره دفاعیات خسرو روزبه، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، پیش از اعدامش گفتگو کنیم. یوسف آقا نسخه‌ای از این کتاب را که توسط «انتشارات سوسیالیست» چاپ شده است، دارد. عنوان این کتاب «خسرو روزبه – دفاعیه کمونیستی» است. نسخه من متعلق به «انتشارات هازیران» چاپ سال ۱۹۷۸ است. این نسخه با عنوان «سپیده‌دم در ایران می‌دمد – دفاعیات خسرو روزبه، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران» منتشر شده بود.

یوسف شایلان می‌گوید: «اول چای‌مان را سفارش بدهیم.» سپس کارت‌هایی به اندازه کارت ویزیت که روی آن‌ها یادداشت نوشته شده است را بیرون می‌آورد. وقتی از او می‌پرسم: «این کاغذهای یادداشت را از کجا پیدا می‌کنی؟»، پاسخ می‌دهد: «می‌دهم در فتوکپی‌فروشی صائم درست کنند. او مقواهای باقیمانده از فتوکپی‌ها را برای من به این تکه‌های کوچک برش می‌زند. یادداشت‌هایم را روی آن‌ها می‌نویسم؛ به دردخور است.»

چای‌هایمان دارد می‌رسد، شروع می‌کنیم.

مردم ما در دریا کشته می‌شوند، آن‌ها در ایران در جنگل کشته می‌شوند
پیش از بحث درباره کتاب «دفاعیه کمونیستی در ایران» یوسف شایلان، او روند رویدادها را کمی به عقب بازمی‌گرداند. کتاب دیگری را روی میز می‌گذارد: «اسرار» نوشته یالچین کوچوک.

«ببین، اورهان (گوکدمیر) خودمان نیز در یکی از مقالاتش در این باره نوشته است. شباهت‌های بسیاری میان کمونیست‌های ترکیه و کمونیست‌های ایران وجود دارد. بلافاصله پس از انقلاب ۱۹۰۵ در روسیه، قیام‌های مشابهی در ایران آغاز شد. وقتی ایران در سال ۱۹۰۷ در این امر موفق شد، کسانی که در امپراتوری عثمانی در آن زمان به دنبال چیزهای مشابهی بودند، در سال ۱۹۰۸ حکومت مشروطه اعلام کردند.»

«تاریخ به پیش می‌رود. با جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر، احزاب کمونیست در گوشه و کنار جهان گسترش یافتند. داستان ما شناخته‌شده است. در سال ۱۹۲۱، اعضای کمیته مرکزی حزب کمونیست ترکیه در دریای سیاه قتل‌عام شدند. و همین تراژدی در یک جنگل، گریبان‌گیر کمونیست‌ها در ایران شد. ارتش شاه، کمونیست‌های ایرانی را در جنگل محاصره کرد. کمونیست‌های ما در دریا کشته شدند، ایرانی‌ها در جنگل. یالچین کوچوک این موضوع را در فصل «مسافرخانه کوچک» از کتاب خود با نام «اسرار» روایت می‌کند. روزبه ادامه‌دهنده چنین سنتی است. داستانی باشکوه. همه باید این دفاعیات را بخوانند. تصور کنید. این مرد قرار است تیرباران شود. هیچ راه فراری نیست. اما او دفاعی باورنکردنی از خود ارائه می‌دهد. افزون بر این، او فردی بسیار دانش‌آموخته و آگاه است.» یوسف آقا با این جملات روزبه را توصیف می‌کند. او در حین تعریف این داستان، طیفی از احساسات گوناگون را نشان می‌دهد.»

گاهی چشمانش پر از اشک می‌شود، گاهی هم می‌زند زیر خنده. «فقط فکرش را بکن. این مرد ممکن است فردا تیرباران شود، اما او تصمیم می‌گیرد دفاعیه‌ای ارائه دهد که در آن سوسیالیسم علمی و آینده‌اش در ایران را توضیح دهد، فقط برای اینکه در صورت‌جلسه دادگاه ثبت شود. مردی با ایمانب باورنکردنی.» علاوه بر این، او می‌گوید این دفاعیه از آن نوع دفاعیاتی نیست که کسی به این دلیل انجام دهد که چیزی برای از دست دادن ندارد. این نمونه‌ای از به‌کارگیری هر تریبون، حتی دفاعیه دادگاه، به مثابه ابزاری برای مبارزه است.»

خسرو روزبه

«من فکر می‌کنم او در یک جهان سوسیالیستی، وزیر علم و فناوری می‌شد»
استکان‌های اول چای به سرعت تمام می‌شوند. وقتی پیش‌خدمت استکان‌های دوم را می‌آورد، نگاهی به کتاب‌ها می‌اندازد و لبخند می‌زند. یوسف شایلان ابتدا کمی درباره «انتشارات سوسیالیست»، ناشر این کتاب، صحبت می‌کند. او می‌گوید: «آنجا انتشارات حسن بصری گورسس بود. همسرش، هولیا، نیز نویسنده بود. حتی یادم هست که به یکی از داستان‌های او “جایزه یک عمر دستاورد ادبی اورهان کمال” را دادند. البته ما حسن بصری را از دوران حزب سوسیالیست ترکیه ) می‌شناسیم. او یکی از معدود افراد مبارز و سرکش آن زمان بود. کتاب‌های فوق‌العاده زیادی چاپ کرد. در واقع، در آن دوران هیچ انقلابی‌ای نبود که حسن بصری را نشناسد»، و می‌خندد. وقتی از او علت را می‌پرسم، می‌گوید: «چون همه مجلات در چاپخانه او چاپ می‌شدند. مسیر هر انقلابی‌ای حداقل یک بار از چاپخانه حسن می‌گذشت.»

نسخه‌ای که من دارم متعلق به انتشارات هازیران است. او درباره انتشارات هازیران توضیح می‌دهد: «این انتشارات نیز به حزب کارگران سوسیالیست ترکیه (TSİP) نزدیک است. در واقع، آن‌ها ابتدا دفاعیات روزبه را در مجله کیتله (Kitle Dergisi) منتشر کردند و سپس آن را به صورت کتاب به چاپ رساندند.»

یوسف شایلان می‌گوید: «من فکر می‌کنم اعدام روزبه، آغاز مبارزه انقلابی در ایران بود.» من مطمئن نیستم. اما می‌پرسم: «آیا این ادعای خیلی جسورانه‌ای نیست؟» یوسف آقا تکرار می‌کند: «لاف‌زنی؟» و لحظه‌ای فکر می‌کند. او می‌گوید: «بیایید با هم درباره‌اش فکر کنیم.»

«این مرد یک نظامی فوق‌العاده بود. فقط با خواندن روایتش می‌توانید این را بفهمید. او به طرز باورنکردنی‌ای بااستعداد بود. ببین، در صفحه ۳۸ دفاعیه‌اش اشاره می‌کند که تمام کتاب‌هایی را که تا آن زمان نوشته بود، در ۳۶ جلد جمع‌آوری کرده است. و زمانی که تیرباران شد، تنها ۴۳ سال داشت. بیا نگاهی به کتاب‌هایی که او نوشته است بیندازیم»، او این را می‌گوید و عینک مطالعه‌اش را محکم روی پل بینی‌اش جابجا می‌کند.

به کتاب‌ها نگاه کن. «قوانین علمی شلیک توپخانه سبک علیه اهداف متحرک». کتابی دیگر، «روش‌های علمی دستگاه‌های اپتیکی علیه حملات هوایی»، «مواد منفجره…: برای نمونه، این‌ها کتاب‌های او در زمینه‌های نظامی هستند. اما ببین، این به اینجا ختم نمی‌شود. «اصول نظری و علمی برای حل مسائل هندسی»، «کتابچه‌ای درباره حل معادلات درجه چهارم و درجه‌های بالاتر به روش تقسیم». همان‌طور که می‌بینی، او کتاب‌هایی در زمینه ریاضیات نیز دارد.»

او در توصیف روزبه می‌گوید:
بعد کتاب‌های «تاریخچه کوتاهی از جنگ جهانی دوم»، «سوسیالیسم علمی و سوسیالیسم تخیلی»، یک کشور شوروی چگونه است و چگونه اداره می‌‌شود؟» (اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی) هستند. آیا این کتاب‌ها شگفت‌انگیز نیستند؟ او حتی کتابی درباره شطرنج هم نوشته است. حالا اگر این مرد زنده بود، آیا در یک نظام سوسیالیستی وزیر علم و فناوری نمی‌شد؟ من فکر می‌کنم او می‌شد.»

طرح جلد ویرایش این کتاب که توسط انتشارات سوسیالیست منتشر شده است.

«یک کمونیست خوب، شعر خوب را می‌فهمد»
خسرو روزبه، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران، پیش از اعدام توسط جوخه آتش، بارها ابیاتی از سعدی شیرازی، شاعر تاریخی ایران، نقل کرد و در دفاعیات خود نمونه‌هایی از اشعار او را آورد.

یوسف آقا از قبل علاقه بسیار زیادی به شعر دارد. از آنجا که روزبه چنین فرصتی را به او داده است، آن را رد نمی‌کند و می‌گوید: «یک کمونیست خوب همیشه کسی است که شعر خوب را می‌فهمد» و می‌افزاید: «آن‌ها حتی یک نسخه از قانون اساسی هم به او ندادند تا در دفاعیاتش از آن استفاده کند. او تمام این دفاعیه ۱۵۰ صفحه‌ای را از حفظ می‌نویسد. تصور کنید، او در حدود ۱۵ جای مختلف از سعدی نقل‌قول می‌آورد. او همه ابیات را از حفظ نقل می‌کند.»

انسانی که بند بند وجودش درگیر مبارزه است
شایلان در حالی که بخش‌هایی از کتاب را می‌خواند، هیجان‌زده می‌شود. سپس وقتی به قسمت خاصی می‌رسد، می‌زند زیر خنده.

او می‌گوید: «ببین، واقعاً یک انسان می‌تواند چنین دفاعیه‌ای بنویسد؟ در صفحه ۱۳: «و باید اعتراف کنم که جانم، استخوانم، خونم، گوشتم و همۀ تار و پود وجودم اين راه را راه مقدسی شناخته است و تمام سلول‌های بدن من و تمام ذرات وجودم، توده‌ايست.».» خیلی دوست داشتم حالت چشمان قضاتی را که این جملات را می‌شنیدند، ببینم.» این ایمان و باور عمیق، لذت بی‌اندازه‌ای به یوسف شایلان می‌دهد. او بلافاصله می‌افزاید: «مطمئنم چنین صراحت و سادگی، همان‌قدر که حس فوق‌العاده‌ای در ما ایجاد می‌کند، دشمن را آزار می‌دهد.»

او همان‌طور که بخش‌هایی از کتاب را می‌خواند، مدام این جمله را تکرار می‌کند: «جوانان باید این کتاب‌ها را بخوانند.» من می‌گویم: «برادر، توصیه کردن آن‌ها به جوانان نشانه پیری است.» او لبخند می‌زند، اما به نظر نمی‌رسد ناراحت شده باشد. او در جلسه هفته گذشته ما، پیری را به عنوان نادیده گرفتن قوانین تعریف کرد. او همچنین هر کسی را که قوانین را نادیده می‌گیرد، جوان توصیف کرد. او می‌گوید: «اکنون، مدت طولانی است که سوسیالیست‌ها نتوانسته‌اند قوانین بازی را در جهان و در ترکیه تعیین کنند. بنابراین، گاهی ممکن است بی‌رحمی و شرارت دشمن فراموش شود. دفاعیه خسرو روزبه از کمونیسم تا حدودی به همین دلیل مهم است، به همین دلیل است که باید خوانده شود. تا حدودی به همین دلیل است که می‌گویم جوانان باید آن را بخوانند. افراد حاضر در این کتاب فقط کسانی نیستند که تمام وجودشان درگیر مبارزه باشد؛ این کتاب همچنین یادآوری این نکته است که دشمن چقدر بی‌رحم است.»

تندیس روزبه در ایتالیا، ساخته رضا اولیا، مجسمه‌ساز.

تندیس روزبه در ایتالیا
با توجه به پیشینه و فداکاری روزبه در دفاع از خود، انسان از خود می‌پرسد: «اگر او زنده می‌ماند چه می‌شد؟» یوسف شایلان می‌گوید: «قطعاً متفاوت می‌شد. بله، یک فرد اغلب در برابر یک تاریخ پهناور ناتوان است، اما همین حرف را نمی‌توان در مورد یک کمونیست متشکل زد که عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران بود و تنها عمل نمی‌کرد. به هر حال، ما کسانی هستیم که نقش فرد در تاریخ را درک می‌کنیم. اگر روزبه به قتل نرسیده بود، شاید کارگران در ایران در سال ۱۹۷۹ موضع متفاوتی در برابر ملاها اتخاذ می‌کردند.»

آقا یوسف‌ همیشه خوش‌بین است. اما این فقط یوسف‌آبی نیست؛ رضا اولیا، مجسمه‌ساز ایرانی نیز همین‌طور است.

«رضا اولیا. نام او روسی به نظر می‌رسد، اما این‌طور نیست. رضا اولیا بر قتل روزبه چشم‌ نبست. او در فیانو رومانو، در ۴۰ کیلومتری رم در ایتالیا، مجسمه‌ای از خسرو روزبه ساخته است که پیش از اعدام، در طناب پیچیده شده است. یک کمونیست که در ایران تیرباران شده، مجسمه‌ای در ایتالیا دارد. حتی این جزئیات نیز بسیار ارزشمند است.»

او توضیح می‌دهد: «علاوه بر این، ما نیز هدیه‌ای برای روزبه داریم. به عنوان مثال، در شماره ژوئیه ۱۹۷۸ (شماره ۵) مجله هنر و جامعه، اردال آلووا شعری با عنوان ‘اولین سخنان من پیش از مرگ’ به یاد خسرو روزبه سرود. همان شماره حاوی مصاحبه‌ای با این مجسمه‌ساز نیز هست. خوانندگان در صورت تمایل می‌توانند مجله را آنلاین جستجو کنند. این مجله در وب‌سایت توستاو (TÜSTAV) موجود است.»

من روی عبارت «اولین سخنان پیش از مرگ» قفل شده‌ام؛ زیرا این عبارت بسیار برازنده روزبه است. او از آن دسته افرادی است که حتی پس از مرگ نیز سخن می‌گویند، نامش روی کودکان گذاشته می‌شود و به مبارزه الهام می‌بخشد. هر کشوری چنین داستان‌هایی دارد. آن‌ها حتی پس از مرگ هم سخن می‌گویند.

افراد تحصیل‌کرده در قبال عموم مردم مسئولیت دارند
یوسف شایلان هنگام توصیف روزبه وارد جزئیات می‌شود. او درباره رابطه فکری روزبه با اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، پیشینه نظامی‌اش و خوش‌بینی مطلق او صحبت می‌کند. او می‌پرسد: «آیا باید این موارد را در مصاحبه بگنجانیم؟» اما من می‌گویم نباید احتمال خوانده شدن کتاب را ضعیف کنیم.» او با کمی اکراه می‌گوید: «خیلی خب، پس کاری به این‌ها نداریم.»

حتی اگر کل متن دفاعیه را هم در اینجا می‌آوردیم، تازه آن زمان وجدانمان آسوده می‌شد. اما با این حال، او بر تأکید روی یک نکته پافشاری می‌کند؛ زیرا آن سال‌ها، سال‌های سختی بودند. این دستگیری‌ها و موارد مشابه دیگر، با پیامدهای کودتای تحت حمایت آمریکا در ایران در ۱۹ اوت ۱۹۵۳ (۲۸ مرداد ۱۳۳۲) هم‌زمان بود. روزبه در سال ۱۹۵۸ اعدام شد.

و برای شایلان، مهم‌ترین جزئیاتی که روزبه را تعریف می‌کند، حس مسئولیت‌پذیری اوست؛ مسئولیت او در قبال توده‌های زحمت‌کش. او می‌گوید: «شعار ما بسیار خوب است: فرد تحصیل‌کرده در قبال مردم مسئول است. روزبه عملاً مظهر و تجسم عینی این شعار است.»

***

او می‌گوید: «پس بیا بحث را همین‌جا رها کنیم. شاید جواد کتاب‌فروشی دست‌دوم را باز کرده باشد؛ بیایید سری به او بزنیم. چند کتاب داشتم که می‌خواستم درباره‌شان بپرسم.»

یوسف شایلان در حال بررسی کتاب‌ها در کتاب‌فروشی پائیز.

ما بلند می‌شویم. وقتی به خیابان پاییز می‌رسیم، درِ کتاب‌فروشی دست‌دوم باز است. جواد کنار میز ایستاده و با کتاب‌ها احاطه شده است. آن‌ها درباره نویسندگان، انتشارات و برخی اساتید دانشگاه گپ می‌زنند. یوسف شایلان کیف پولش را باز می‌کند و تکه کاغذی را از محفظه نگهداری پول بیرون می‌آورد؛ از همان کاغذهایی که صائم به‌طور ویژه برش می‌زد و به عنوان دفترچه یادداشت استفاده می‌کرد. او سراغ چند کتاب را می‌گیرد. کمی در میان قفسه‌ها می‌چرخیم و سپس از جواد خداحافظی می‌کنیم.

این هفته به تماشای یک داستان قهرمانانه نشستیم که درست در کنار ما جریان داشت. هفته آینده، آستانه اول ماه مه (روز جهانی کارگر) است. این بار، قول می‌دهیم با هم ملاقات کنیم تا درباره رمانی پیرامون اول ماه مه گفتگو کنیم. یوسف شایلان در راه ناظم حکمت گام برمی‌دارد.

https://haber.sol.org.tr/haber/sahaflar-carsisi-iranda-komunist-savunma-393023