تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
چهارشنبه، ۴ شهریور ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: جان کویومجو اوغلو
سهشنبه، ۲۵ اوت ۲۰۲۶
معاون سابق فرمانده نیروی قدس از سوریه میگوید: «ما شکست خوردیم، مسئولین این وضعیت باید محاکمه شوند»

شکست سنگین ایران در سوریه پس سرنگونی رژیم بشار اسد، در حال تبدیل شدن به یک تصفیهحساب علنی میان فرماندهان سابق نیروی قدس، یکی از حساسترین یگانهای سپاه پاسداران است. منصور حقیقتپور، معاون سابق فرمانده نیروی قدس، اظهار داشت که ایران باید «اشتباهات استراتژیک» خود را در سوریه بپذیرد و خواستار آن شد که مسئولان این سیاست در دادگاه نظامی محاکمه شوند. حقیقتپور همچنین روسیه و ترکیه را به «خنجر زدن از پشت به ایران» متهم کرد.»
خسارات و تلفات ایران در سوریه- که ایران طی سالها منابع نظامی، سیاسی و اقتصادی عظیمی را برای سرپا نگه داشتن رژیم بشار اسد با آنجا سرازیر کرد-بحث و جدل غیرمعمولی را در تهران برانگیخته است.
یکی از اعضای نیروی قدس، آن بخش از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در قلب فعالیتهای نظامی منطقهای ایران قرار دارد، اظهار داشت که «اشتباهات استراتژیک» صورتگرفته در سیاست مربوط به سوریه باید به طور علنی پذیرفته شوند.
این اظهارات نشاندهنده یکی از صریحترین انتقادها تا به امروز درباره مسأله سوریه از درون نهادهای امنیتی ایران است. در این اظهارات تأکید شده است که نمیتوان این رویدادها را صرفاً به بازیگران خارجی یا شرایط میدانی نسبت داد و تصمیمات خود ایران نیز باید زیر سؤال بروند.
در حالی که دولت ایران تا حد زیادی خسارتهای خود در سوریه را پس از سرنگونی اسد در دسامبر ۲۰۲۴ به مداخلههای ایالات متحده، اسرائیل و ترکیه نسبت داده است، گزینههای خود ایران و استراتژی دنبالشده توسط نیروی قدس تا حد زیادی از گفتمان رسمی کنار گذاشته شده بودند.
اظهارات اخیر از درون نیروی قدس، این چارچوب را مستقیماً به چالش میکشد.
خود-انتقادی شدید و بیپرده معاون سابق فرمانده نیروی قدس، یکی از تندترین خودانتقادیها تا به امروز در قبال سیاست ایران در سوریه است. انتقاد از سیاستی که طی سالها میلیاردها دلار هزینه و نیروی نظامی قابلتوجهی برای آن صرف شد، مستقیماً از سوی یکی از اعضای بلندپایه و سابق نیروی قدس سپاه پاسداران مطرح شده است.
منصور حقیقتپور، معاون سابق فرمانده نیروی قدس، در گفتگو با روزنامه اصلاحطلب «هفت صبح»، سرنگونی رژیم بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ را یک شکست آشکار برای ایران توصیف کرد. حقیقتپور گفت: «ما در سوریه باختیم» و افزود که تهران باید با پیامدهای سیاستهایی که سالها دنبال کرده است، روبهرو شود.»
به گفته حقیقتپور، آنچه باید مورد بحث قرار گیرد نه فقط دلایل شکست ایران در سوریه، بلکه مسئولیت کسانی است که این سیاست را تعیین کردند.
حقیقتپور با یادآوری این نکته که ایران میلیاردها دلار هزینه و هزاران جان را برای سرپا نگه داشتن رژیم اسد فدا کرده است، این پرسش را مطرح کرد:
چه کسی در جمهوری اسلامی مسئول این است؟ آیا آنها نباید در دادگاه نظامی محاکمه شوند؟
او خود به پرسش پاسخ داد:
«بله، این لازم است.»
«سیاست خارجی جای اخلاقیات و نصیحت نیست»
انتقادات حقیقتپور فقط معطوف به تصمیم ایران برای مداخله در سوریه یا نتایج نظامی میدانی نیست.
به گفته جانشین سابق فرمانده نیروی قدس، یکی از اشتباهات اساسی تهران، برداشت اشتباه از منافع بازیگرانی مانند روسیه و ترکیه در سوریه بود.
حقیقتپور گفت: «سیاست خارجی جای اخلاقیات و نصیحت نیست، زیرا جایی است که از منافع ملی حراست میشود.»
حقیقتپور گفت ایران به روسیه و ترکیه نه به عنوان دولتهایی که به دنبال منافع خود هستند، بلکه به عنوان «دوست» نگاه میکند.
حقیقتپور با اشاره به دیدار وزرای امور خارجه ایران، روسیه و ترکیه در دوحه در ۷ دسامبر ۲۰۲۴ (۱۷ آذر ۱۴۰۳)، همزمان با فروپاشی رژیم اسد گفت: «وزیر امور خارجه ما، وزیر امور خارجه ترکیه و وزیر امور خارجه روسیه… زمانی که سوریه سقوط کرد کجا بودند؟ آنها در دوحه نشسته بودند و گفتگو میکردند. آیا وزیر امور خارجه ما متوجه نشد که ترکیه دارد به ما خیانت میکند؟ آیا او متوجه نشد که روسیه در حال معامله کردن است؟»
او سپس با لحنی بسیار تندتر از رویکرد ایران انتقاد کرد:
«ما همه چیز را به آنها گفتیم، با این تصور که دوستان ما هستند؛ اما هر کدام از آنها از پشت به ما خنجر زد.»
«روسیه سوریه را با اوکراین تاخت زد»
حقیقتپور در برجستهترین ادعای خود به نقش روسیه در فروپاشی رژیم اسد پرداخت، و این عنوان را مطرح کرد که «ریاست جمهوری روسیه، سوریه را فدای اوکراین کرد».
فرمانده سابق نیروی قدس بدون ارائه هیچگونه مدرکی، این احتمال را مطرح کرد که ممکن است یک توافق ضمنی میان مسکو و واشنگتن شکل گرفته باشد.
حقیقتپور با این عبارات به توصیف معامله احتمالی پرداخت و گفت: «من فکر میکنم روسیه، سوریه را با آمریکا در ازای اوکراین معامله کرد؛ به این صورت که من سوریه به حال خود رها میکنم و تو هم اوکراین را به حال خود رها کن.»
«ما همه چیز را به آنها گفتیم، با این تصور که دوستان ما هستند؛ اما هر کدام از آنها از پشت به ما خنجر زد»
سیاست روسیه پس از سرنگونی اسد به چنین سوءظنهایی در ایران دامن زد. در حالی که مسکو به اسد پناهندگی اعطا کرد، همزمان و با سرعتی بالا روابط خود را با دولت جدید در دمشق پایهریزی نمود.
«بدون پذیرش اینکه اشتباهاتی رخ داده است، نمیتوان رو به جلو حرکت کرد»
نکته اصلی این اظهارات این است که ایران نباید پیامدی را که در سوریه تجربه کرد، صرفاً به عنوان یک «خیانت»، مداخله خارجی یا یک شکست ناشی از شرایط و اتفاقات ببیند.
منبع، استدلال میکند ایران باید در انتخابهای استراتژیک خود نیز تجدیدنظر کند، و اظهار میدارد که پذیرش اشتباهات، نشانه ضعف نیست، بلکه ضرورتی برای جلوگیری از تکرار همان خطاها در آینده است.
شبکه منطقهای، که به ویژه در دوران فرماندهی قاسم سلیمانی، فرمانده سابق نیروی قدس پایهریزی شد، سالها در ایران یک «موفقیت استراتژیک» محسوب میشد. این خط که از عراق تا سوریه و لبنان امتداد داشت، به یکی از سنگبناهای دکترین «دفاع پیشدستانه» (یا دفاع رو به جلو) ایران در برابر اسرائیل و ایالات متحده تبدیل شد.
سوریه حلقه کلیدی این سیستم بود.
برای تهران، تداوم رژیم دمشق فراتر از حفظ صرفِ یک دولت متحد با ایران بود. سوریه همچنین از نظر راهبردی برای محافظت از خط لجستیکی امتدادیافته از طریق عراق به لبنان و حزبالله، ایجاد یک بازدارندگی در برابر اسرائیل فراتر از مرزهای ایران، و محدود کردن نظم طرفدار آمریکا در منطقه اهمیت حیاتی داشت.

قاسم سلیمانی
سرمایهگذاری دهها میلیارد دلاری ایران در سوریه
ایران در طول جنگی که از سال ۲۰۱۱ آغاز شد، نه تنها از طریق مستشاران نظامی و گروههای مسلح، بلکه به طرق دیگر نیز از دولت اسد حمایت کرد.
تران نفت و وام در اختیار دمشق قرار داد و پروژههای زیرساختی و اقتصادی را بر عهده گرفت. ایران با پیشقراول قرار دادن نیروهای متحد خود مانند حزبالله لبنان و همچنین لشکر فاطمیون افغانستان و تیپ زینبیون پاکستان، رهبری نبرد در سوریه را بر عهده داشت.
میزان کل منابعی که ایران به سوریه سرازیر کرد، تا پیش از سقوط اسد مورد بحث قرار نگرفته بود.
اما، بلافاصله پس از سرنگونی رژیم اسد، ارقامی بین ۳۰ تا ۵۰ میلیارد دلار در ایران مطرح شد، تحلیلی که در دسامبر ۲۰۲۴ منتشر گردید محاسبه کرد که ارزش نفت ارسالی ایران به سوریه، فقط بین سالهای ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴، میتوانست به حدود ۱۴ میلیارد دلار رسیده باشد.
این رقم هزینههای نظامی، وامها، سرمایهگذاریهای زیرساختی یا پرداختها به گروههای مسلح تحت حمایت ایران را شامل نمیشد.
با سرنگونی اسد، پرسش «چه بر سر این پولها آمد؟» با صدایی بلندتر و بلندتر در ایران مطرح میشود.
در آن زمان، عباس عبدی، روزنامهنگار اصلاحطلب، خواهان تشکیل یک کمیته مستقل از کارشناسان شده بود تا سیاست ایران در سوریه را بررسی کنند و به طور علنی فاش سازند که «کجا اشتباهات رخ داده و ایران چقدر هزینه کرده است.»
پس از سقوط اسد، نیروی قدس هدف انتقادات قرار گرفت. فروپاشی رژیم اسد در ۸ دسامبر ۲۰۲۴، شکاف بزرگی را در درون حلقههای قدرت در ایران نیز ایجاد کرد. در محافل محافظهکار ایران، عملکرد نیروی قدس و فرماندهی اسماعیل قاآنی، که پس از قاسم سلیمانی ریاست این سازمان را بر عهده گرفت، به سرعت به موضوعات مورد بحث و مجادله تبدیل شد
در ژانویه ۲۰۲۵، علی شیرازی، نماینده سابق رهبر انقلاب در ایران، تایید کرد که انتقادات تندی علیه قاآنی و نیروی قدس «در محافل انقلابی» وجود دارد.
شیرازی گزارش داده بود که پس از سرنگونی اسد، برخی محافل میگفتند: «این چطور نیروی قدسی است؟ قاآنی کفایت لازم را ندارد.»
بلافاصله پس از سرنگونی رژیم اسد، برخی گروههای دلواپس در ایران نیز قاآنی را در رسانههای اجتماعی و کانالهای پیامرسان خصوصی هدف قرار دادند و این پرسش را مطرح کردند که چرا ایران نیروهای خود را در سوریه به موقع بسیج نکرده است.
اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در یک رژه نظامی در حومه تهران در ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۱ رژه میروند. نیروی زبده قدس یکی از شاخههای هشتگانه سپاه پاسداران است
«میراث دوران سلیمانی نیز فروپاشیده است»
این وضعیت پیامدهای سیاسی عمیقتری برای ایران دارد.
معمار اصلی استراتژی نیروی قدس در سوریه، قاسم سلیمانی بود که از سال ۱۹۹۸ تا زمان ترور او توسط ایالات متحده در ژانویه ۲۰۲۰، فرماندهی این نیرو را بر عهده داشت.
سلیمانی عملیات نظامی ایران در میدان را در بحرانیترین مراحل جنگ در سوریه هدایت کرد. او همچنین نقشی محوری در سازماندهی شبهنظامیان خارجی تحت حمایت ایران و مشارکت مستقیمتر حزبالله در این جنگ ایفا نمود.
از منظر تهران، این سیاست نه فقط اسد را در قدرت نگه داشت، بلکه مانع از نزدیک شدن داعش و گروههای وابسته به القاعده به مرزهای ایران شد.
اما، دستاوردهای نظامی ایران به نفوذ سیاسی و اجتماعی پایدار تبدیل نشد. تهران در ایجاد نهادهای مستقلی که جایگاه آن را در ساختار سیاسی پس از جنگِ این کشور تضمین کند، ناکام ماند.
هنگامی که رژیم اسد فروپاشید، بخش بزرگی از زیرساختهای نظامی و لجستیکی که ایران در طول ۱۴ سال ساخته بود، ظرف چند هفته کارایی خود را از دست داد.
آیا دکترین «دفاع پیشدستانه» ایران فروپاشیده است؟
شکست ایران در سوریه یک حادثه مجزا نبود.
حملات اسرائیل به رهبری و زیرساختهای نظامی حزبالله در لبنان در سال ۲۰۲۴، خسارات و تلفات حماس در غزه، و فروپاشی متعاقب رژیم اسد، معماری منطقهای را که ایران سالها آن را به عنوان «محور مقاومت» تعریف میکرد، به شدت تضعیف کرد.
منطق اساسی پشت این معماری این بود که ایران با یک جنگ احتمالی، فرسنگها دورتر از خاک خود مواجه شود. بر اساس مفهوم «دفاع پیشدستانه»، که در دوران سلیمانی توسعه یافت، ایران میتوانست از طریق متحدین خود در عراق، سوریه، لبنان، فلسطین و یمن، دور از مرزهای خود به رقبایش فشار وارد کند.
از دست دادن سوریه یکی از مهمترین حلقههای جغرافیایی را در این زنجیره قطع کرد.
با بریده شدن بخش بزرگی از مسیر زمینی ایران میان عراق و لبنان، انتقال تسلیحات و تدارکات لجستیکی به حزبالله بسیار دشوارتر شده است.
برچیده شدن بخش زیادی از زیرساختها و شبکههای نظامی که تهران در طول سالها در سوریه ایجاد کرده بود، دستاورد مهمی برای استراتژی اسرائیل جهت محدود کردن آزادی عمل ایران در منطقه بود.
