تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
جمعه، ۸ خرداد ۱۴۰۵
منبع: Guancha.cn
سهشنبه، ۲۶ مه ۲۰۲۶
گزارشها حاکی از آن است که ایران به دنبال دریافت تضمینهایی از چین است؛ وزارت امور خارجه پاسخ میدهد

آیا ایران درخواست انتقال اورانیوم غنیشده به چین را داشته است؟ پاسخ وزارت امور خارجه
به گزارش پایگاه خبری وزارت امور خارجه، مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه، در روز ۲۶ مه میزبان یک کنفرانس مطبوعاتی ویدئویی بود.
خبرنگار بلومبرگ پرسید: «العربیه در رسانههای اجتماعی با استناد به منابع ناشناس مطلبی منتشر کرده است مبنی بر اینکه ایران پیش از دستیابی به توافق با ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ، به دنبال تضمینهایی از سوی چین است. آیا ایران خواستار کمک چین در زمینه انتقال اورانیوم غنیشده به چین شده است؟ اگر این گزارش صحت داشته باشد، آیا چین تمایلی به پذیرش آن دارد؟»
مائو نینگ اظهار داشت که از زمان آغاز جنگ میان آمریکا، اسرائیل و ایران، چین ارتباطات نزدیکی را با تمام طرفهای مرتبط از جمله ایران حفظ کرده و بیوقفه برای توقف درگیریها و ارتقای صلح تلاش کرده است. ما به اصول پیشنهادی چهار مادهای رئیسجمهور شی جینپینگ پایبند خواهیم ماند، و به ایفای نقش مثبت خود برای بازگرداندن صلح و آرامش به خاورمیانه و منطقه خلیج [فارس] در سریعترین زمان ممکن ادامه میدهیم.
در رابطه با موضوع هستهای ایران، مائو نینگ تأکید کرد که ما همواره از حلوفصل مسالمتآمیز مسأله هستهای ایران از طریق گفتگو و مذاکره حمایت کردهایم، و امیدواریم که همه طرفهای درگیر بتوانند از این فرصت استفاده کنند تا از طریق مذاکرات به راهحلی دست یابند که دغدغههای مشروع همه طرفها را مد نظر قرار دهد. «ما همچنین تمایل داریم به ایفای نقش سازنده خود در حلوفصل سیاسی و دیپلماتیک موضوع هستهای ایران، حفظ رژیم بینالمللی عدم اشاعه هستهای و ارتقای صلح و ثبات در خاورمیانه و جهان ادامه دهیم.»
در تاریخ ۲۵ مه به وقت محلی، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در پلتفرم «تروت سوشیال» (Truth Social) مطلبی منتشر کرد و اظهار داشت که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران یا باید فوراً برای نابودی به ایالات متحده تحویل داده و منتقل شود، یا بهتر از آن، با همکاری ایران در محل یا در مکان مناسب دیگری نابود گردد.
ترامپ تأکید کرد که کل این روند باید توسط کمیسیون انرژی اتمی ایالات متحده یا سازمان همتای آن به صورت حضوری مشاهده و نظارت شود.
به گزارش نیویورک تایمز، در تاریخ ۲۳ مه به وقت محلی، دو مقام آمریکایی فاش کردند که یکی از عناصر کلیدی توافق قریبالوقوع میان ایران و ایالات متحده این است که ایران موافقت کرده از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود چشمپوشی کند.
در پاسخ، بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در روز بیست و سوم اظهار داشت که تهران و واشنگتن به نهایی کردن یک یادداشت تفاهم نزدیک هستند. «ما در حال حاضر در مرحله نهایی کردن این یادداشت تفاهم هستیم. گفتگوهای فعلی عمدتاً بر پایان دادن به جنگ، رفع محاصره دریایی آمریکا علیه ایران و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در خارج از کشور تمرکز دارد، اما شامل برنامه هستهای ایران نخواهد شد.»
بخشی از نظر خوانندگان
● به نظر میرسد که هیچ انکاری وجود ندارد. نیت اولیه عدم دخالت در کارمای (سرنوشت) دیگران خوب است، اما باید این را هم در نظر گرفت که آیا تمدن وارونه علت و معلولی این دنیا حتی کمی با آرمانهای شما همسو است یا خیر؛ در غیر این صورت، واقعاً تلاشی بیهوده است! اگر شما در کارمای دیگران دخالت نمیکنید، آنها چرا باید برای شما فداکاری کنند؟ «ما یینگ-جئو» [شمین رئیسجمهور تایوان از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۶] به عنوان «ماهیتابه تفلون» شناخته میشود، سنتی که ریشه در حلقه نزدیکان کومینتانگ دارد، و او توسط حزب دموکراتیک خلق کاملاً بیاعتبار شده است! علاوه بر این، شما نمیتوانید ماهیتابه نچسب باشید؛ نفت خام، سنگ آهن و سنگ آلومینیوم همگی از خارج از کشور تهیه میشوند. اصرار بر نچسب بودن احتمالاً فقط به انزوا منجر خواهد شد!
● من در کارمای دیگران دخالت یا مشارکت نمیکنم.
● اگر میخواهید یک قدرت بزرگ از شما پشتیبانی کند، وفاداری بالاترین اهمیت را دارد. یک فرد دورو ارزش توجه هیچکس را ندارد. پیش از جنگ ایران و آمریکا، ایران همواره به دنبال حمایت آمریکا بود، پیشنهاد صلح چین را تحقیر کرد، به پاکستان خیانت نمود و ادعای مشارکت جامع استراتژیک با هند را داشت. اکنون، پس از شکست کامل، تلاش میکند تا یک رویارویی ایجاد کند. مگر در خواب ببیند.
● بله، همین را باید از ایران پرسید. برای یک رابطه پایدار، یک رویکرد دوطرفه لازم است؛ هیچ فایدهای ندارد که بخواهید دل کسی را به زور و بدون تمایل او به دست آورید. ما نمیتوانیم فقط بپرسیم چین برای ایران چه کرده است؛ ایران در گذشته برای چین چه کار کرده است؟
● این یک تلاش برای کشاندن پای چین به این مناقشه است. اگر اکنون اورانیوم غنیشده به چین فرستاده شود، چین بعداً برای توجیه اقدامات خود با دشواری زیادی روبهرو خواهد شد. ایالات متحده، اسرائیل و ایران در حال جنگ هستند؛ سازمان ملل متحد باید طرف سوم در این مناقشه باشد. چین صرفاً یک کشور دوست برای ایران است. اگر جنگ ادامه یابد، منابع ایالات متحده و ایران را مصرف خواهد کرد، و کشورهایی مانند هند و ژاپن، بهویژه هند، آسیب خواهند دید.
● فیل درون اتاق است، نمیتواند منکر این شد که هماکنون سه ناو هواپیمابر در آنجاست؛ برخی دیدگاهها باید تغییر کنند.
● با یک نگاه به سرتاسر جهان، هیچ کشوری آنطور که شما انتظار دارید به چین وفادار نیست. حتی اگر کشوری هم وجود داشته باشد، آیا آن را باور میکنید؟ شما هزار و یک دلیل پیدا خواهید که ثابت میکنند وفاداری آنها انگیزههای دیگری دارد.
● اگر آن را [اورانیوم غنیشده را] نابود کنید، آیا میتوانید تضمین کنید که توافق نابود نخواهد شد؟
● ما از آن به عنوان سوخت هستهای استفاده خواهیم کرد.
● به عنوان یک ابرقدرت هستهای که هماکنون تسلیحات هیدروژنی در اختیار دارد، آیا میخواهید اعتبار خود را صرفاً به خاطر طمع داشتن به مقدار کمی مواد هستهای خدشهدار کنید؟
● بله، این قشنگ به نظر میرسد. پس به کارمای خودت نگاه کن. همه در برابر صعود و سقوط ملت مسئولیت دارند؛ اما، شما همزمان رؤیای «سرنوشت مشترک برای بشریت» را در سر میپرورید در حالی که میخواهید دستنخورده و منزه (تفلونی) باقی بمانید؟ چه خیال باطلی! با مهربانی رفتار کنید، با صداقت سخن بگویید. تصمیمات لازم را اتخاذ کنید
● «فو زوئی» [فرمانده نظامی در جنگ داخلی چین، که در مراحل پایانی جنگ، پادگان بزرگ و استراتژیک اطراف بیپینگ (پکن امروزی) را به نیروهای کمونیست تسلیم کرد- عدالت]. حداقل به هر دو طرف خیانت نکرد. ایران که به تواناییهای خود میبالد و سودای یک بازیگر مستقل شطرنج سیاست بودن را در سر میپروراند، برای جلب حمایت آمریکا به منافع چین خیانت میکند، و سپس برای جلب حمایت چین و روسیه به منافع آمریکا خیانت میورزد. بدون داشتن تواناییِ لازم، این کار صرفاً عهدشکنی و خیانت است. چه کسی جرآت میکند، یا چه کسی تمایل دارد چنین رفتاری را تأیید و تضمین کند؟
● روابط بینالملل بر پایه تبادل منافع استوار است. چین پیش از این، و بیش از یک بار، مورد سوءاستفاده ایران قرار گرفته است. اگر میخواهید چین به عنوان یک ضامن عمل کند، باید امتیاز کافی بدهید. این دقیقاً همان چیزی است که ایران تمایلی به دادن آن ندارد.
● اتهامات بیاساس زدن؟ مگر او [«فو زوئی] به هر دو طرف خیانت نکرد؟ او کسی بود که به زیردستانش دستور داد قاطعانه مقاومت کنند، و او کسی بود که مخفیانه برای تسلیم شدن مذاکره کرد. فقط به دنبال کسب سرمایه سیاسی بود. در مورد ایران هم همینطور است. سیاست وقتی جنبه فردی پیدا کند و با احساسات هدایت شود، صرفاً حماقت است.
● آیا جنگ کره تلاشی یکجانبه از سوی چین نبود؟ کره شمالی تا به حال چه کاری برای چین انجام داده است؟ غیر از پاکسازی عناصر طرفدار چین بود؟ غیر از مجبور کردن ارتش داوطلب خلق چین به ترک آن کشور؟ یا حذف الفبای چینی؟ آیا حمایت آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین از چین نیز شامل منافع خودشان نمیشد؟ یک عروسک خیمهشببازیِ آمریکا چگونه میتواند به آنها در تأمین منافعشان کمک کند؟ و اگر امروز به آنها کمک نکنید، آنها هم فردا به شما کمک نخواهند کرد. از شما میپرسم، آیا وضعیت فعلی ایران ناشی از مشکلات داخلی خودش نیست؟ آیا چین میتواند به مشکلات داخلی آن کمک کند؟ واقعاً عجب مغزی داری!
● نه تنها این، بلکه آنها [کره شمالیها] کوه چانگبای را هم دو قسمت کردند و رودخانه تومن را مسدود نمودند.
● مداخله نیازمند سهم (یا منافع) بهاندازه کافی بزرگ است. وقتی هیچ سودی برای بهدست آوردن وجود ندارد، هدف از مداخله چیست؟
● اگر تصمیم داریم که بیطرف بمانیم و از حاشیه نظارهگر باشیم، پس چرا همیشه خود را یک «قدرت بزرگ» مینامیم؟ شاید ما یک قدرت بزرگ باشیم، اما لزوماً یک قدرت نیرومند نیستیم.
● چین نه یک کشور بزرگ است و نه یک کشور قدرتمند؛ بلکه صرفاً یک کشور در حال توسعه است که میخواهد با همه کورها در جهان تجارت کند. چین تنها برای منافع مردم خود تلاش میکند و بار نام و شهرت توخالی را بر دوش نمیکشد. تا زمانی که چین قدرت اول جهان نباشد، هرگز از نیروی خود به نفع دیگران استفاده نخواهد کرد.
● اگر آنها از انتقاد اوکراین علیه روسیه حمایت نمیکنند، از انتقاد ایران علیه ایالات متحده نیز حمایت نمیکنند. آنها به هیچکس بهانهای نمیدهند و تنها امیدوار به پایان یافتن خصومتها و آغاز گفتگوهای صلح هستند.
● اکنون دیگر زمان آن نیست که در کارمای دیگران بیطرف و دخالتناپذیر باقی ماند. ما در یک جهان دوقطبی زندگی میکنیم و چین به حوزه نفوذ و نظم جهانیِ مختص به خود ــ یعنی جامعهای با آینده مشترک ــ نیاز دارد؛ چیزی که بیطرف ماندن در کارمای دیگران را غیرممکن میسازد. برای رهبر بودن، شخص باید مدافع اخلاق، اصول و مسئولیتپذیری باشد؛ زمانی که زیردستانش مورد زورگویی قرار میگیرند از آنها دفاع کند و هنگامی که مرتکب اشتباه میشوند آنها را تنبیه نماید. اصول دیپلماتیک پیشین دیگر مناسب نیستند؛ منفعل، بیتفاوت و بیمسئولیت بودن، نشانه یک فرد پست و بیاصالت است.
● ایران تحت حمایت الله است، بنابراین جای هیچ نگرانی نیست.
● چیزهایی وجود دارد که باید انجام دهیم و چیزهایی هست که نباید انجام دهیم. آنچه انجام میدهیم و آنچه انجام نمیدهیم به توازن منافع ملی بستگی دارد؛ این اقدامات باید سودآور و با کمترین آسیب باشند. به نظر میرسد حفظ توازن قدرت بیشتر به نفع چین است. درخواست ایران برای دریافت تضمین از چین، تلهای است که ما نباید در آن بیفتیم؛ این از حدود قدرت چین فراتر میرود و کاری بیهوده و ناسپاسانه خواهد بود. از آن مهمتر، چین نمیتواند به خاطر ایران، خاطر تمام قدرتهای خاورمیانه را مکدر کند و با آنها دربیفتد. حمایت چین برای جلوگیری از سقوط ایران زیر آتش سلاحهای آمریکایی کافی است.
خووب گفتی! 👍👍 ایران گرفتار اختلافات داخلی و تناقض در سیاستهای خود است؛ درگیر شدن در باتلاق خاورمیانه یک بازی باخت-باخت خواهد بود!
…
