تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
پنجشنبه، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
منبع: «چپ» (soL)
نویسنده: برکای کمال اونوغلو
یکشنبه، ۱۷ مه ۲۰۲۶
ناسیونالیستهای ترک، ناسیونالیستهای کرد و ما

کاش دهها هزار نفر هرگز جان خود را از دست نداده بودند…
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که اگر صلح به این سادگی و تنها با چند کلمه از زبان آنها، با تغییر استراتژیهای منطقهای یا تغییر اولویتهای مقطعی به دست میآمد، چرا این همه انسان جان خود را از دست میدادند؟
پدیدهای که «روند» نامیده میشود و تقریباً دو سال از آغاز آن میگذرد، کوچکترین تأثیری بر زندگی ترکها و کردهای کوچه و خیابان ندارد، و نمیتوان گفت برای هیچکس اهمیت چندانی دارد.
اگر در تمام این مدت، موضوع صرفاً اندازه کیک بوده است؛ اگر کردهای ثروتمند و ترکهای پولدار، با علامتهای دلاری که در چشمانشان برق میزند، میتوانند بر اساس افزایش سهم خود، مجوزهایی که دریافت میکنند و وعدههایی که میدهند، دهها هزار نفر را به کام مرگ بفرستند یا درگیریها را متوقف کنند، پس چه کس پاسخگوی این خونریزیها خواهد بود؟
پس، صلح هیچ ارتباطی با مردم نداشت؟
پس ای کاش این ثروتمندان بودند که میمردند، نه دهها هزار فرزند طبقه کارگر فقیر…
ناسیونالیسم، ناسیونالیسم میآفریند. همانطور که ناسیونالیسم یونانی و ناسیونالیسم ترکی از یکدیگر تغذیه میکنند، ناسیونالیسم کردی و ناسیونالیسم ترکی نیز یکدیگر را تقویت میکنند.
در عراق، سوریه، فلسطین و نهایتاً در ایران؛ در هر بزنگاه حساس، بارها و بارها نقاب از چهره هر دو ناسیونالیست ترک و کرد افتاده است. آنها نتوانستند از نفوذ آمریکا بگریزند و نتوانستند سر خود را از وعدههای اسرائیل بلند کنند. آنها شرف و افتخار مردم ما را زیر پا گذاشتند.
شما میدانید که آنها در سودای توسعهطلبی خود، در ابتدا آسیای مرکزی را هدف قرار داده بودند. وقتی متوجه شدند که در آسیا فضایی برای مانور وجود ندارد، عثمانیگرایان سرعت گرفتند. به این ترتیب، بخش بزرگی از ناسیونالیستهای ترک، تحت حمایت آمریکا، به جنبش عثمانیگرایی پیوست تا سهم خود را از کیک منافع بزرگتر کند. آنها هرگز با جمهوری و مرزهایی که ترسیم کرده بود آشتی نکردند؛ آنها همیشه پیمان لوزان را هدف گرفتند. به هر طرف که چرخیدند، موضع طرفدار آمریکا و احساسات ضد کردی آنها ثابت ماند! اما روزی فرا رسید که آمریکا با هر دوی این دشمنان پای میز مذاکره نشست…
در یک سو سیاستهای ناسیونالیستی ترک، در سوی دیگر سیاستهای ناسیونالیستی کرد، برای خوشخدمتی به متحدان خود به شدت با یکدیگر رقابت میکردند. اگرچه راههایی که آنها رفتند متفاوت بود، اما نتیجه همیشه یکسان بود. منافع منطقهای صهیونیسم تامین شد و اسرائیل هرگز تنها گذاشته نشد. در این میان، امپریالیسم سالها هر دو طرف را مدیریت کرد و در نهایت طرحی دیوانهوار ارائه داد که همه را پای یک میز جمع میکرد:
شما جمهوری را دفن خواهید کرد، و آرامش را در اسلام «دموکراتیک» و نو عثمانیگری خواهید یافت. بازارگرایی تمامعیار، سلطه هلدینگهای فرقهای… ما کارهای زیادی برای انجام دادن داریم، به ویژه در منطقه دریای سیاه. ما همچنین میتوانیم سربازان «۲۳ سنتی» شما را برای اروپا به خدمت بگیریم. در مقابل، میتوانیم به شما میدان بازی کوچکی در خاورمیانه بزرگ برای امپراتوری عثمانی کوچکتان بدهیم!
اکنون، اینگونه است که آنها در حال آشتی دادن برخی ناسیونالیستهای ترک با برخی ناسیونالیستهای کرد هستند.
برخی حتی مردد هستند و با خود فکر میکنند: «این کیک در یک سینی نقرهای به ما ارائه نخواهد شد.» شاید آنها نگران «رویارویی دوباره با جمهوری، اتحاد مجدد با ارتجاع و عثمانیگری، و در عین حال قطع نکردن جریان آب به سمت ایالات متحده» هستند. این همان ذهنیت سوداگرانه، حسابگرانه و کاسبکارانه همیشگی است.
همچنین ناسیونالیستهای ترکی هستند که تمایلی به مصالحه ندارند و نمیتوانند آن را بپذیرند. اما همانطور که از نام آن پیداست، مخالفت یک ناسیونالیست ترک فقط به نفع خود ناسیونالیستهای ترک است و در مقیاسی بزرگتر، به عنوان چماقی برای ایالات متحده و اسرائیل عمل میکند. آنها میگویند: «چه بزرگ شوی و چه نشوی، سرنوشتت رقم خورده است؛ تو یک طرفدار بیاراده آمریکا هستی.» خلاصه اینکه، آنها به شما فشار میآورند تا همه تخممرغهایتان را در یک سبد بگذارید! و برخی این را جمهوریت مینامند که این خود فاجعه دیگری است…
اما وضعیت در خیابانها متفاوت است. «روند صلح» در زندگی روزمره کارگر کارخانه، بازنشسته یا کشاورز هیچ معنایی ندارد. خوشبختانه، یک ضدیت خالص نسبت به ایالات متحده و اسرائیل در ذهن مردم در حال رشد است. و هر چه این ضدیت بیشتر رشد میکند، دفاعهای جنونآمیز همکاریکنندگان با آمریکا بارزتر و انزجارآورتر میشود…
در حالی که دهها هزار کودک در فلسطین زنده به گور میشوند، و همسایگان ما در حال خفه شدن هستند، این موضع بیپروا در حمایت از ناتو و این «چکمهلیسی نظامی» از کجا سرچشمه میگیرد؟ در حالی که مردم دیوار به دیوار ما، همانهایی که مثل شما زندگی میکنند، به سمت امپریالیسم گلوله شلیک میکنند، آیا تعظیم و تملق گفتن انسانی است؟ این چه نوع ذهنیت بردهواری است؟
آیا شگفتانگیز نیست که بسیاری از «ناسیونالیستهای ترک» و «ناسیونالیستهای کرد» که حاضرند به راحتی یکدیگر را خفه کنند، در مواجهه با تجاوز علیه ایران، با هم دست زدند و هلهله سر دادند؟
آیا این ایرادی ندارد؟
آیا این حقیقت نیست که همه بازیگرانی که واقعیت طبقاتی را نادیده میگیرند و بر اساس هویتها سیاستگذاری میکنند-برخی که در ترکیه شعار «صلح» سر میدهند و برخی دیگر که در ایران شعارهای جنگطلبانه فریاد میزنند-در نهایت همگی در خدمت یک هدف واحد هستند؟
شاید ممکن است بگویید من دوباره همه راهها را به ایالات متحده ختم کردهام. اما آنها فضا و اتمسفر سیاسی پاکی را در ترکیه بر جای نگذاشتند؛ فضای برخاسته از خاک خود این کشور که با منابع خودش کار کند و به دنیا و زندگی از دریچه نگاه شهروندی، که معیشت خود را صادقانه و از طریق کار سخت به دست میآورد، نگاه کند!
این روند جه متوقف شده باشد، چه منجمد، چه در جریان و چه پایان یافته، روندی است که پیش روی ما در حال آشکار شدن است، اما ما میدانیم که صلح آنها، و جنگشان نیز یک دروغ است…
به آنها توجه نکنید. ماییم که باید صلح کنیم. ناسیونالیسم ترکی و ناسیونالیسم کردی به هیچکجا نخواهند رسید؛ شما فقط در نهایت یکدیگر را خواهید بلعید و به دیگران خدمت خواهید کرد.
بر سر آموزش، بهداشت و درمان، انرژی و مسکن چه خواهد آمد؟ آیا منابع در دست عدهای معدود متمرکز خواهد شد یا به مردم تعلق خواهد داشت؟ دولت برای چه کسی کار خواهد کرد؟ مردم چگونه شادمان و مرفه خواهند شد؟ امنیت مردم و کشورمان را چگونه تضمین خواهیم کرد؟
نظام را زیر سؤال ببرید. به دنبال ساختارهای سوپاپ اطمینانی باشید که برای نگه داشتن معترضان و پرسشگرانِ نظام در «چارچوبهای خودِ نظام» طراحی شدهاند. ایمان مردم به یکدیگر شکسته شده است؛ باور آنها به روزهای بهتر و به آنچه میتوانند با اتحاد خود تغییر دهند، کمرنگ شده است. آنها درباره انقلابها و پیروزیهای گذشته مانند قصههای پریان میخوانند، اما باورشان ندارند…
باور کنید!
اگر به رسانهها، دولت و بهاصطلاح اپوزیسیون نگاه کنید، همه آنها به ایالات متحده باور دارند!
اما، ما تنها با باور داشتن به یکدیگر میتوانیم از نظام استثمار رهایی یابیم و در مبارزه واقعاً به صلح دست یابیم.
به چشم برادران و خواهران کرد و ترک خود که در کنارتان ایستادهاند نگاه کنید. آیا برق دلار آمریکا را در آن میبینید؟ بسیار بعید میدانم!
https://haber.sol.org.tr/yazarlar/berkay-kemal-onoglu/turkculer-kurtculer-ve-biz-409625
