تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: صدای چپ
نویسنده: استبان مرکاتانته
۱۵ دسامبر ۲۰۲۱
برگردان: ا. آذرنگ
استبان مرکاتانته، اقتصاددان آرژانتینی در این مقاله دو کتاب «راه بزرگ چین»، نوشته جان راس و «راه کمونیستی به سرمایهداری»، نوشته رالف راکوس را بررسی و نقد میکند. در زیر برگردان بخش بررسی کتاب «راه بزرگ چین» منتشر میشود.
نقش کانونی که چین در سوخت و ساز اجتماعی جهانی سرمایهداری فراملی در طول جهانیسازی تولید در دهههای گذشته ایفا کرد، نشان میدهد «معجزه» چینی که راس «سوسیالیستی» مینامد و واپسروی اجتماعی تحمیل شده توسط سرمایه بر سایر نقاط کره زمین، دو روی یک سکه هستند.
چین به کجا میرود؟ بررسی دو دیدگاه متناقض
ایالات متحده آمریکا تحریکات خود علیه چین را تشدید میکند. برای درک رقابت بین دو کشور، باید ماهیت طبقاتی آنها را درک کنیم. در مورد چین، بحث بر سر شکل اجتماعی و اقتصادی آن هنوز حل نشده است. این مقاله دو کتاب تازه را مورد بررسی قرار میدهد که مواضع کاملاً متفاوتی در مورد این سؤال دارند. نخست به کتاب راس خواهیم پرداخت.
آمریکا در ۹ و ۱۰ دسامبر «همایش برای دموکراسی» را سازماندهی کرد. کشورهایی از جمله چین که با ایالات متحده که قدرت اصلی امپریالیستی جهان باقی مانده است، همسو نیستند، به این برنامه دعوت نشدند. رییسجمهور جو بایدن در ادامه تحریکات آغاز شده توسط دونالد ترامپ، تایوان را دعوت کرد، جزیرهای که مدعی استقلال خود است اما چین آنرا بخشی از سرزمین خود در نظر میگیرد. در روزهای اخیر، ایالات متحده آمریکا همچنین با اشاره به نگرانی در مورد نقض حقوق بشر توسط چین، بازیهای المپیک زمستانی ۲۰۲۲ را که قرار است در پکن برگزار شود، تحریم دیپلمااتیک کرد [ورزشکاران کماکان شرکت خواهند داشت]. این آخرین نشانهها نشانگر این هستند که اختلاف قدیمی آمریکا و چین رو بخ فروکش ندارند.
درک این رقابت رو به افزایش و اینکه به کجا میرود، نیاز به تعریف روشنی از نوع درگیری دارد، و این به نوبه خود مستلزم این است که ماهیت طبقاتی رقبا را روشن کنیم، نکتهای که در مورد چین، هنوز در دسترس نیست. انبوهی از مواضع کاملاً متفاوت وجود دارد، از جمله مواضع در دو کتاب اخیر، که در اینجا به آنها میپردازم.
دنگ شیائوپینگ: بازگشت به مارکس؟
برخی ادعا میکنند که چین از مسیر سوسیالیستی خارج نشده است، بلکه در واقع این مسیر را حتی فراتر از آن طی کرده است. این شامل «جان راس» در کتاب «راه بزرگ چین» است که اخیراً منتشر شده است.[۱] از دیدگاه «راس»، «اصلاحات و گشایش» که توسط دنگ شیائوپینگ در سال ۱۹۷۸ آغاز شد، نه تنها چین را از سوسیالیسم دورنکرد بلکه، به معنای بازگشت واقعی به عقاید مارکس در مورد گذار، نخست از سرمایهداری به سوسیالیسم و سپس در نهایت به کمونیسم بود. دنگ بسیاری از شرکتها را خصوصی کرد و تنها بنگاههای بزرگ را در بخش دولتی باقی گذاشت. این، «همراه با ایجاد یک بخش خصوصی جدید[ …]، ساختار اقتصادی را که به روشنی بیشتر با آنچه مارکس در نظر گرفته بود منطبق بود تا مالکیت ۱۰۰ درصدی دولتی در اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی پس از ۱۹۲۹، ایجاد کرد.»
راس استدلال میکند که «اصلاحات و گشایش» بازتابدهنده نقد [نفی] سیاست اقتصادی شوروی است که از زمان معرفی نخستین برنامه پنج ساله (۱۹۲۹) وجود داشت و به طور ضمنی، نفی «سیاست اقتصادی شوروی است [که] مرحله «پیشرفته» سوسیالیسم/کمونیسم، که در آن اقتصاد «برای نیاز» سازمان مییابد، را با مرحله رشد سوسیالیستی، یا دقیقتر، توسعه «اولیه» سوسیالیسم که گذار از سرمایهداری به مرحله پیشرفتهتر سوسیالیستی است، اشتباه گرفت.» به این ترتیب، «فرمول نهایی به دست آمد این بود که چین یک اقتصاد بازار سوسیالیستی با ویژگیهای چینی» است، اقتصادی که مناسبترین شیوه برای مرجله کنونی است، و اصلاحات نه تنها یک پسرفت یا آغاز بازسازی سرمایهداری نیست، بلکه آنگونه که به ادعای «راس» توسط رهبری حزب کمونیست چین (ح.ک.چ) درک میشد، رها کردن یک مسیری ارادهگرایانه و اشتباه برای یک گذار سریع غیرقابل اجرا به سوسیالیسم بود. او می نویسد: «این گذار، باید به مثابه یک دوره طولانی در نظر گرفته شود.
در این تحلیل، «راس» در بررسی جامعه چینی دنبالهرو جیووانی آریقی در کاربرد طرح مفهومی آدام اسمیت است، اما او با ساخت مارکس اسمیتماب، بسیار فراتر از آن چیزی که خوانش دقیق سرمایه نشان میدهد، پیش میرود. نویسنده طرح نظری بیشتر التقاطی خود را با احیای بیانیه «جان مینارد کینز»، در پایان «نظریه عمومی اشتغال، بهره و پول»، تکمیل میکند که میگوید اجتماعی کردن سرمایهگذاری تنها راه سرمایهداری پیشرفته برای حفظ رشد است. به گفته «راس»، چین از نسخه کینز پیروی میکند، کاری که دولتهای سرمایهداری نمیتوانند انجام دهند، و این کلید موفقیت «اصلاحات و گشایش» بوده است.
این یک درک و دفاع نسبتاً عجیب از «اقتصاد بازار سوسیالیستی با ویژگیهای چینی» است. «راس» میخواهد «بازگشت به مارکس» را در سیاستهای دنگ تأیید کند، اما او میتواند این کار را فقط از طریق منشور مارکس- اسمیت و کینز انجام دهد که بر اساس آن تقسیم کار، تجارت و تشویق سرمایهگذاری، کلید است، در حالیکه «مصادره» همگانی «مصادرهکنندگان» نباید تا مرحله بسیار پیشرفته سوسیالیسم در آینده دور انجام شود.
راس بارها و بارها در مقالاتی که در کتابش گردآوری شده است، با اشاره به اینکه هیچ کشور سرمایهداری مسیر مشابهی از رشد اقتصادی پایدار را نشان نداده یا میلیونها نفر را از فقر نجات نداده است، از تز خود حمایت میکند. او مینویسد، مقایسه با آنچه در دهههای اخیر در ثروتمندترین کشورها رخ داده است – کشورهایی که به گفته نویسنده، در وضعیت «میانه حال جدید» رشد اقتصادی ضعیف و رشد بهرهوری محدود قرار دارند- یا نگاه به آنچه در کل تاریخ سرمایهداری رخ داد، و در آن هیچ کشور دیگری تاثیری معادل تأثیر چین – که ۲۲ درصد از جمعیت جهان را درگیر «معجزه» خود کرده است- نداشته است، این را ثابت میکند. «راس» میخواهد این ایدئولوژی را که این کارکرد با تصمیم حزب کمونیست برای پذیرش سرمایهداری توضیح داده میشود، از بین ببرد. اگر شیوه تولید سرمایهداری در دهههای اخیر باعث کاهش فقر یا توسعه در هیچ کشور فقیری نشده است، چگونه میتوان نتایج بهدستآمده در چین را به چرخش به سرمایهداری نسبت داد؟
بدیهی است، برای کسانی که میخواهند از تکامل چین برای دفاع از سرمایهداری استفاده کنند، یک چیز وجود دارد که نمیتوانند دلیل آن را توضیح دهند: هیچ «معجزه چینی» نمیتوانست بدون انقلاب ۱۹۴۹ رخ دهد، انقلابی که منجر به وحدت ملی و گسست از امپریالیسم شد (تا زمانی که روابط [با امپریالیسم] تحت ابتکار مائو در اوایل دهه ۱۹۷۰ از سرگرفته شد)، مالکیت بزرگ بر زمین را منحل کرد و تقویت صنعت ملی را هدف گرفت. نه کومینتانگ ناسیونالیست و نه هیچ بخش دیگری از بورژوازی نتوانسته بود آنچه را که انقلاب به دست آورده بود، انجام دهد.[۲]
اما رویکرد «راس»، در تلاش او برای حمله به ایدئولوژی بورژوایی، که از چین برای اثبات این ادعا که «هیچ جایگزینی» برای سرمایهداری وجود ندارد، استفاده میکند، چندین ضعف را آشکار میکند.
نخست، همانطور که «مایکل رابرتز» اقتصاددان اشاره میکند، راس به پژواک دیدگاههای سوسیالیست ضدسوسیالیست، اقتصاددان مجارستانی «یانوش کورنای» که به طور گسترده در محافل اصلی [در خیمه نظام] اقتصادی تحسین شده است، نزدیک است. «کورنای» (که اخیرا درگذشت) استدلال میکرد که موفقیت اقتصادی چین تنها به این دلیل امکانپذیر است که برنامهریزی مرکزی و سلطه دولت را کنار گذاشته و به سمت سرمایهداری رفته است.
«راس» میخواهد به سیاستهای اجرا شده از زمان دنگ تا شی جینپینگ، زیر چتر سوسیالیسم الهامگرفته از بازگشت به مارکس انسجام ببخشد، چیزی که به سادگی با واقعیتها سازگار نیست. برای آغاز، «اصلاحات و گشایش» با نمونههای زیادی از آزمون و خطا واختلاف شدید بین بخشهای بوروکراسی حزب کمونیست چین همراه بود، همانطور که «یو جیان یونگ» در «خیزش چین در عصر جهانی شدن» و «ایزابل وبر» در «چگونه چین از شوک درمانی فرار کرد»[۳] گزارش شده است. هر دو کتاب شرحی از پیچشها و چرخشهای متعددی را که رهبران چین با سیاستهای خصوصیسازی و انجام اصلاحات سرمایهداری مجبور به انجام آن شدند ارائه میدهند، سیاستهایی که با مقاومت بخشهای مزد بگیر شهر و روستا و شکافهای درون خود گروه حاکم (بیشتر پیرامون شتاب اصلاحات تا جهتگیری آنها) روبهروشد.
شاید مهمتر از همه این باشد که «راس» – در تلاش خود برای نشان دادن مسیر مترقی «راه بزرگی» که چین طی کرده است، که از دیدگاه او همیشه بسوی سوسیالیسم بوده است – تمام جنبههای عمیقاً واپسگرای دگرگونیهای آغاز شده در سال ۱۹۷۸ را انکار میکند. او هیچ اشارهای به تخریب گسترده مشاغل در شرکتهای دولتی که خصوصیسازی شدند – و همچنین در آنهایی که در دست دولت باقی ماندند و «مدرنیزه» شدند – یا ایجاد نیروی کار «درجه دوم» که اکثریت شد، متشکل از بخشهای مهاجر روستایی فاقد هوکو (پروانه اقامت) در شهرها که در نتیجه از دسترسی به بسیاری از حقوق محروم هستند، نمیکند. ردپای عظیم زیستمحیطی که با تبدیل چین به کارخانه جهان همراه شد، که به لطف سرعت دیوانهوار ساختمان زیرساختها و شهرها (بسیاری از آنها تقریباً خالی و با رشد کوتاه مدت املاک و مستغلات) که همچنان در حال رشد است نزد «راس» به عنوان بخشی از حملات ایدئولوژیک بیاساس علیه چین شناخته میشوند.
برای راس، چین چراغ راه بقیه جهان است، جایگزینی برای سرمایهداری نولیبرال. او چیزی در مورد نقش مرکزی چین در فعال کردن «جایگزینی جهانی کار» در مقیاس بزرگ که به کارفرمایان در سراسر جهان اجازه داده است تا حملهای گسترده به نیروی کار انجام دهند، نمیگوید. همانطور که در «برجستگیهای سرمایهداری در چین» نوشتم:
«این آربیتراژ به طور قابل توجهی «شیوه تقسیم کیک» را در بین طبقات تغییر داد، زیرا درآمد کشور به طور فزایندهای توسط سرمایهگذاری خصوصی ایجاد میشد. این در کشورهای امپریالیستی و همچنین در کشورهایی که سرمایهگذاری را جذب کردند، رخ داد، در حالیکه سایر اقتصادهای وابسته عقب نگه داشته شدند. چین، با جمعیت فعلی نزدیک به ۱٫۴ میلیارد نفر و نیروی کار ۹۴۰ میلیون نفری، گل سرسبد به اصطلاح «دو برابر شدن» نیروی کار جهان در دسترس سرمایههای فراملیتیی بود.».
این نقش کانونی که چین در سوخت و ساز اجتماعی جهانی سرمایه داری فراملی در طول جهانی شدن تولید در دهه های گذشته ایفا کرد، نشان می دهد «معجزه» چینی که «راس» «سوسیالیستی» مینامد و واپسروی اجتماعی تحمیل شده توسط سرمایه بر سایر نقاط کره زمین، دو روی یک سکه هستند.*
https://www.leftvoice.org/where-is-china-going-a-review-of-two-opposing-views/
—————–
توضیح مترجم:
ساده اندیشان کاهش اخیر جنگلزدایی در چین را نشانگر برتری «سوسیالیسم با ویژگیهای چینی» قلمداد میکنند. غافل از آنکه این جنگلزدایی به کشورهای دیگر برونسپاری شده است.
واردات محصولات جنگلی چین در سال ۲۰۱۶ به بالاترین حد خود رسید. تقریباً ۲۹۰ میلیون متر مکعب معادل حجم چوب گرد یا تیر چوب- – تقریباً دو برابر واردات چین در سال ۲۰۰۶ و افزایش هفت درصدی از سال ۲۰۱۵. این شامل تمام محصولات چوبی منجمله خمیر و کاغذ، از کشورهای مختلف مانند گینه نو، کامرون، ایالات متحده و اروپا است. در همین دوره زمانی، صادرات محصولات جنگلی چین کاهش یافته است که نشان میدهد بیشتر محصولات وارداتی در داخل خود چین مصرف میشود. این برخلاف دهه ۲۰۰۰ است، زمانی که صادرات محصولات جنگلی چین نیز به سرعت در حال رشد بود.
China’s Forest Product Imports and Exports 2006-2016: Trade Charts and Brief Analysis. Forest Trends July 2017.
چین کشور دارنده رتبه ۲ در مصرف چوب در جهان و رتبه یک وارد کننده چوب در جهان است. مصرف سرانه کمتر از۰٫۴متر مکعب در سال است که تنها ۶۰ درصد از حجم متوسط بازار جهان است ولی همچنان گسترش خواهد یافت. در سال ۲۰۱۸، چین ۹۴۴٫۱۱۱ میلیون مترمکعب چوب وارد کرد (۲٫۲ درصد افزایش) به ارزش ۲۱٫۰۹ میلیارد دلار وارد کرد (از میان واردات، ۶۸ درصد چوب سوزنی، ۲۰ درصد چوب پهن برگ استوایی، ۱۲ درصد چوب پهن برگ معتدل؛ ۵ مبدأ اصلی واردات روسیه (سهم ۳۱ درصدی)، ایالات متحده آمریکا، نیوزلند،کانادا و استرالیا. میباشند.
The Wood Market China . Flanders Investment & Trade, Guangzhou . May-19
پیوند کوتاه: https://tinyurl.com/mr2wbk8h
