تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

۱ خرداد ۱۴۰۴

نمایش ترامپ در خلیج فارس، برآشفته شدن اسرائیل، واکنش‌های اروپا به تل آویو: در خاورمیانه چه چیز در حال تغییر است؟

 

اقدامات ترامپ در طول سفر او به خاورمیانه برای اسرائیل خوشایند نبود. اتحادیه اروپا، کانادا و انگلیس تهدیدهای غیرمنتظره‌ای علیه اسرائیل انجام دادند. دلیل این تغییر شدید در خاورمیانه چیست؟

سفر هفته گذشته دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به خاورمیانه، که شامل بازدید از عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی بود، نشان‌دهنده دور شدن قابل توجهی از مواضع مشترک تزلزل‌ناپذیر قبلی او با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، بود.

در روزهای منتهی به این سفر، ترامپ بدون الزام یمن به توقف حملات خود به اهداف اسرائیلی، با حوثی‌ها آتش‌بس برقرار کرد، و اجازه مذاکرات مستقیم با حماس را داد، و در ازای آزادی یک اسیر آمریکایی-اسرائیلی، کمک‌های بشردوستانه به غزه ارائه داد.

اقدامات ترامپ در این سفر به هیچ وجه مطابق میل اسرائیل نبود.

در همین حال، انگلیس، کانادا و اتحادیه اروپا نیز به دلیل تشدید حملات در غزه، موضع خود را علیه اسرائیل که در طول جنگ ضعیف بوده است، سخت‌تر کرده‌اند.

گام‌های غیرمنتظره در خاورمیانه
این اقدامات که علی‌رغم مخالفت‌های اسرائیل انجام شد، فرضیات دیرینه برخی محافل در مورد توازن قدرت بین واشنگتن و تل‌آویو را بر هم زده است.

ایالات متحده از اکتبر ۲۰۲۳ در طول عملیات قتل‌عام اسرائیل در غزه، کاملاً از رژیم صهیونیستی حمایت کرده و مرگبارترین سلاح‌ها، بودجه نامحدود، پوشش سیاسی و حمایت دیپلماتیک را در اختیار تل‌آویو قرار داده است. از سوی دیگر، این به اعتبار واشنگتن در انظار جامعه بین‌المللی و جایگاه آن به عنوان «ابرقدرت اصلی مسئول حفظ ثبات منطقه‌ای و نظم جهانی» آسیب رسانده است.

گرچه نمی‌توان قدرت لابی صهیونیستی بر سیاست خاورمیانه‌ای ایالات متحده را انکار کرد، اما این پرسش که کدام طرف، طرف دیگر را رهبری می‌کند، یکی از مسائل اصلی در سیاست جهانی امروز، به ویژه با توجه به تغییرات سیاسی اخیر دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده است.

او در طول سفر خود، چهره‌ای متفاوت از دوره اول ریاست جمهوری‌اش به نمایش گذاشت.
ترامپ دوره دوم ریاست جمهوری خود را به عنوان حامی‌ترین رئیس جمهور آمریکا از اسرائیل در تاریخ ایالات متحده آغاز کرد. او در دوره اول ریاست جمهوری خود، از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، با به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل و انتقال سفارت آمریکا به این شهر، ا سیاست اعلام شده ایالات متحده را به چالش کشید.

ترامپ هم‌چنین «حاکمیت» اسرائیل بر بلندی‌های جولان سوریه را به رسمیت شناخت، که تخلف بزرگ دیگری از قوانین بین‌المللی است.

علاوه بر این، ترامپ با بستن دفتر سازمان آزادی‌بخش فلسطین در واشنگتن و قطع بیش‌تر کمک‌های ایالات متحده به تشکیلات خودگردان، سازمان‌های غیردولتی فلسطینی، خیریه‌ها و آژانس‌های امدادرسانی سازمان ملل، از جمله آژانس کار و امداد سازمان ملل متحد (UNRWA)، که به پناهندگان فلسطینی خدمت می‌کند، تشکیلات خودگردان فلسطین را به شدت تضعیف کرده است.

سازمان آزادی‌بخش فلسطین از حامیان اصلی روند اسلو بود، که از سال ۱۹۹۳ تحت کنترل ایالات متحده قرار دارد. روند اسلو گامی به سوی راه‌حل دو کشوری در فلسطین بود. با این حال، به اسرائیل نیز زمان داد تا کنترل خود را بر کرانه باختری تثبیت کند.

پیش از این سفر نشانه‌هایی از اقدامات او دیده می‌شد
اما، رئیس‌جمهور آمریکا که به «دنبال کردن منافع خود» معروف است، امروز این تصور را ایجاد می‌کند که دیگر نمی‌خواهد وقت خود را برای وعده‌های نتانیاهو برای «به زانو درآوردن مقاومت فلسطین» تلف کند.

پس از آن‌که اسرائیل با از سرگیری حمله نسل‌کشانه خود به غزه در ۱۸ مارس، آتش‌بس ۱۹ ژانویه ۲۰۲۵ که با میانجیگری تیم ترامپ برقرار شده بود را نقض کرد، ترامپ به نتانیاهو دو ماه دیگر فرصت داد تا به اهداف خود برسد، اما در نهایت این اتفاق نیفتاد.

ترامپ هم‌چنین نتانیاهو را در ملاقات با او در کاخ سفید در ۷ آوریل، با اعلام آغاز مذاکرات هسته‌ای ایران-آمریکا، غافلگیر کرد.

نتانیاهو در حال مذاکره با مایکل والتز، مشاور امنیت ملی ترامپ، درباره حملات نظامی علیه ایران بود. ترامپ با نادیده گرفتن ناامیدی نتانیاهو، این طرح‌ها را رد کرد و با برکناری والتز، دیپلماسی را برگزید.

در همان سفر، نتانیاهو از ترامپ خواست از سیاست اسرائیل در سوریه از زمان سرنگونی بشار اسد، رئیس‌جمهور سابق سوریه در دسامبر ۲۰۲۴، حمایت کند.

گام‌هایی برای مهار اسرائیل در سوریه
اسرائیل پس از نابودی بیش‌تر تاسیسات نظامی باقی‌مانده سوریه، مجموعه‌ای از حملات هوایی و زمینی را آغاز کرد و علاوه بر ۱۸۰۰ کیلومتر مربعی که از قبل در ارتفاعات جولان اشغال کرده بود، بیش از ۴۰۰ کیلومتر مربع از خاک سوریه را تصرف کرد. هدف اصلی نه تنها تضعیف سوریه، بلکه تقسیم آن به چهار منطقه قومی یا فرقه‌ای دروزی، علوی، کرد و سنی بود..

با این حال، رویکرد اسرائیل باید به چارچوبی می‌رسید که کمابیش رویکرد قدرت‌های امپریالیستی صاحب نفوذ در منطقه، مانند ایالات متحده، انگلستان، فرانسه و قدرت‌های منطقه‌ای مانند ترکیه را گرد هم آورد. در حالی که مذاکرات از یک سو ادامه داشت، طرفین هم‌چنان برای هم خط و نشان می‌کشیدند. در این دوره، چندین وزیر اسرائیلی ترکیه را تهدید کردند.

اما در کمال تعجب نتانیاهو، ترامپ نه تنها در این مناظره از رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه حمایت کرد، بلکه خروج برخی از نیروهای آمریکایی از شمال سوریه را نیز اعلام نمود، و از نخست‌وزیر اسرائیل خواست تا به دنبال «تفاهم» و رسیدن به توافق با ترک‌ها باشد. در طول سه دهه گذشته، اختلافات سیاسی در روابط ایالات متحده و اسرائیل بسیار نادر بوده است. در نتیجه، موضع ترامپ، رژیم صهیونیستی را مجبور کرده است تا برای جلوگیری از تشدید یا درگیری مستقیم، مذاکره برای رسیدن به توافق با ترکیه درباره سوریه را آغاز کند.

علاوه بر این، علی‌رغم مخالفت‌های اسرائیل، ترامپ در سفر اخیر خود به عربستان سعودی، لغو همه تحریم‌های ایالات متحده و بین‌المللی علیه سوریه را اعلام کرد، اقدامی که با لابی‌گری شدید محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی و اردوغان، انجام شد.

ترامپ هم‌چنین تمایل خود را برای گنجاندن سوریه در پیمان ابراهیم، که شامل عادی‌سازی روابط کشورهای منطقه با اسرائیل است، ابراز کرد، اقدامی که به نظر می‌رسد او آن‌را برای عربستان سعودی به حالت تعلیق درآورده است.

کنار نهادن عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل به چه معناست؟
جاه‌طلبی‌های اقتصادی ترامپ در منطقه نیز کاملاً شناخته شده بود. ترامپ که مشتاق بود موفقیت خود را به هوادارانش نشان دهد، قصد داشت تریلیون‌ها دلار از فروش اسلحه و معاملات تجاری در خلیج فارس به دست آورد.

اما عربستان سعودی در بحبوحه نسل‌کشی مداوم در غزه، از عادی‌سازی روابط با اسرائیل خودداری کرده است. خواسته‌های عربستان سعودی برای توافق عادی‌سازی شامل تضمین‌های امنیتی ایالات متحده و یک راکتور هسته‌ای غیرنظامی بود. ماه‌ها تلاش دولت بایدن برای ایجاد توافق بین دو طرف به دلیل امتناع اسرائیل از حمایت از یک راه‌حل سیاسی با فلسطینی‌ها، شکست خورده است.

با این حال، ترامپ از تأکید بر لزوم عادی‌سازی روابط خودداری کرده است، و در جریان سفر خود به عربستان سعودی، بزرگ‌ترین قرارداد تسلیحاتی تاریخ این کشور را به ارزش ۱۴۲ میلیارد دلار امضا کرد. او هم‌چنین با ریاض درباره یک راکتور هسته‌ای غیرنظامی به توافق رسید.

اسرائیلی‌ها که با هر دو توافق مخالف بودند، شگفت‌زده شدند، اما نتوانستند مانع آن‌ها شوند. اگر این تلاش از سوی یک دولت دموکرات‌ بود، نتانیاهو احتمالاً حمایت جمهوری‌خواهان را برای لغو این توافق به دست می‌آورد. اما تل‌آویو در این مورد کار زیادی نمی‌توانست انجام دهد، چون این توافق بدون حمایت اسرائیل از سوی یک دولت جمهوری‌خواه صورت گرفت.

حرکت ترامپ تعجب‌آور نبود. توافق دفاعی با ایالات متحده، کمک به توسعه انرژی هسته‌ای غیرنظامی و گام‌های معنادار به سوی تشکیل کشور فلسطین، همگی خواسته‌هایی بودند که پادشاهی سعودی در دوران دولت بایدن درباره آن‌ها بحث کرد. از آن زمان، پویایی منطقه‌ای بیش‌تر به نفع عربستان سعودی تغییر کرده است. «خطر ایران» مدتی است که تعدیل شده است و هنوز مشخص نیست که آیا ایران از طریق مذاکرات به رویکرد منطقه‌ای ایالات متحده نزدیک‌تر خواهد شد یا این‌که دوباره هدف قرار خواهد گرفت.

با آشکار شدن قتل‌عام در غزه، حمایت از آرمان فلسطین افزایش یافته و احتمال عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل را بیش از پیش کاهش داده است.

عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی فضای بسیار بیش‌تری برای رد اعلامیه‌های مختلف دولت ترامپ در مورد پاکسازی قومی نوار غزه داشته‌اند، و حتی به طور یک‌جانبه برای ارائه برنامه‌های خود اقدام کرده‌اند. امروزه، این کشورها به تشکیلات خودگردان فلسطین فشار می‌آورند تا در راستای پیش‌بینی این برنامه‌ها، در جهت‌های خاصی عمل کند. به ویژه، این به معنای فشار بر محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین، برای ایجاد یک سمت جدید معاونت ریاست جمهوری و انتصاب حسین الشیخ، نامزد مناسب برای کشورهای عربی، به عنوان جانشین خود بوده است.

ترامپ با اعلام توافق آتش‌بس با حوثی‌های یمن در ۶ مه، ضربه دیگری به اسرائیل وارد کرد، اما از آن‌ها نخواست که حملات خود به اهداف اسرائیلی را متوقف کنند.

ترامپ و ولیعهد عربستان سعودی بن سلمان در جریان سفر خاورمیانه‌ای خود دیدار کردند.

ترامپ هم‌چنین اسرائیل را در یمن رها کرد
حوثی‌ها ماه‌هاست که اسرائیل را هدف قرار می‌دهند تا نسل‌کشی در غزه را متوقف کنند. ایالات متحده بیش از یک میلیارد دلار برای متوقف کردن این حملات هزینه کرده است، اما موفقیت چندانی نداشته است. ترامپ ضررهای خود را کاهش داده و اسرائیل را در این جبهه رها کرده است.

دلیل ملاقات با حماس، مستقل از اسرائیل
به نظر می‌رسد دولت ترامپ در پی یک صلح گسترده و فراگیر در منطقه است که تقریباً همه بازیگران اصلی بر سر آن توافق دارند. پروژه ترامپ برای پاکسازی غزه از فلسطینی‌ها (که بازیگران فرعی محسوب می‌شوند) و تبدیل آن به نوعی دیزنی‌لند، پیشنهادی خارق‌العاده برای غزه نیست، بلکه بازتاب کوچکی از یک رویکرد به کل منطقه است.

طبق خطوط حزبی، سیاست ایالات متحده در منطقه این بوده است که دست اسرائیل در برخورد با بازیگران مقاومت مانند حماس و حزب‌الله باز بگذارد، در حالی که به دلیل منافع استراتژیک گسترده‌تر ایالات متحده، اسرائیل را در برخورد با بازیگران دولتی، مانند ایران، محدود کند.

ترامپ ماه‌ها به نتانیاهو آزادی عمل داد تا کارزار نسل‌کشی در غزه پیش بیرد..

از سوی دیگر، ترامپ مشتاق بود که آزادی اسرای اسرائیلی در غزه را تضمین کند. این برای او هدف آسانی بود، که آن‌را به عنوان یک موفقیت در سیاست خارجی تبلیغ کند.

اما تلاش‌های رئیس‌جمهور آمریکا با سرسختی و اصرار نتانیاهو برای دستیابی به «پیروزی کامل» او مواجه شد. این جنگ را طولانی‌تر می‌کرد و جان اسرا را به طور جدی به خطر می‌انداخت.

به این دلیل است که پیش از سفر ترامپ به خلیج فارس، تیم او مذاکرات مستقیمی را با حماس، که توسط ایالات متحده به عنوان تروریست شناخته می‌شود، آغاز کرد تا آزادی ادان الکساندر، آخرین اسیر دوتابعیتی آمریکایی-اسرائیلی بازمانده، را تضمین کند.

پس از فشار مداوم از سوی میانجیگران قطری و مصری و وعده مستقیم مذاکره‌کنندگان آمریکایی برای ارائه کمک‌های قابل توجه به فلسطینی‌های گرسنه در غزه، حماس الکساندر را در ۱۲ مه ۲۰۲۵، در آستانه سفر ترامپ به منطقه، آزاد کرد.

آزادی این اسیر به عنوان نشانه‌ای از حسن‌نیت نسبت به رئیس‌جمهور آمریکا ارائه شد.

این اقدام، نتانیاهو و کابینه راست‌گرای او را خشمگین کرد. با این رویکرد، دولت نتانیاهو هم‌چنین نشان داد که حاضر است اسیران را برای پاکسازی قومی و استعمار غزه در چارچوب پروژه اسرائیل بزرگ قربانی کند.

رویکرد متفاوت ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری‌ او: تغییر شرایط، روابط ایران و کشورهای خلیج فارس، نقش چین
ترامپ همانند دوره اول ریاست جمهوری‌ خود، خلیج فارس را برای نخستین سفر بین‌المللی بزرگ خود انتخاب کرد. اما امروز، شرایط منطقه‌ای به طور قابل توجهی با سفر او در سال ۲۰۱۷ متفاوت است. البته قابل توجه‌ترین مورد، نسل‌کشی اسرائیل در غزه، و تضعیف کلی محور مقاومت ایران است.

در حالی که سال ۲۰۱۷ دوره‌ای از تنش‌های شدید بین عربستان سعودی و ایران و شاید تمایل بیش‌تر به سمت درگیری بود، کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ۲۰۲۵ با همکاری محتاطانه با تهران همسوتر هستند. در عین حال، تلاش‌های اسرائیل برای نابودی غزه، حداقل فعلاً، روند عادی‌سازی روابط را که دولت اول ترامپ آن را به عنوان یک دستاورد تاریخی تحت پیمان ابراهیم مورد ستایش قرار می‌داد، تضعیف کرده است.

تغییر چشم‌گیر در پویایی‌های منطقه‌ای و آشتی میان عربستان سعودی و ایران در سال ۲۰۲۳، نشان دهنده پراگماتیسم سیاسی طرفین است. نقش چین در دستیابی به این توافق، تغییرات گسترده‌تر در سیاست جهانی و چالش‌های پیش روی سلطه آمریکا در خاورمیانه را نشان می‌دهد. گفتگوی بین‌المللی، که توسط چین آغاز شده است، به نیروی محرکه‌ای برای توسعه منطقه‌ای تبدیل شده است. قطر که در دوران اول ریاست جمهوری ترامپ، تا حدودی به دلیل روابطش با ایران، انزوای دیپلماتیک را از همسایگان عرب خود تجربه کرد، اکنون الگویی از پراگماتیسم دیپلماتیک را نشان می‌دهد.

امروزه، این کشورها بر پروژه‌های ملی جاه‌طلبانه خود متمرکز شده‌اند. از «چشم‌انداز ۲۰۳۰» عربستان سعودی گرفته تا تلاش‌های امارات متحده عربی در نوآوری و گردشگری، «اشتیاق برای ثبات منطقه‌ای» اکنون بر هرگونه انگیزه‌های ایدئولوژیکی مانند تنش‌های ایالات متحده و ایران یا تجاوز اسرائیل غلبه دارد.

این تحولات منطقه‌ای نه تنها می‌توانند به چشم‌انداز ترامپ شکل بدهند، بلکه یک فرصت سیاسی نیز برای او فراهم می‌کنند. برخلاف اوایل دوره ریاست جمهوری او، زمانی که کشورهای خلیج فارس از کارزار «فشار حداکثری» او علیه ایران حمایت می‌کردند، بازیگران منطقه‌ای اکنون گفتگو با تهران در مورد یک توافق را تشویق می‌کنند. به نظر می‌رسد این با جاه‌طلبی‌ها و اشتیاق ترامپ برای انجام معامله همسو است. مقامات ایرانی نیز تمایل خود را برای یک معامله با استفاده از زبان همکاری اقتصادی و منافع متقابل ابراز کرده‌اند که با جهان‌بینی حساب‌شده ترامپ بسیار همسو است.

البته، پشت تمام این چارچوب دیپلماتیک فانتزی، فضایی نهفته است که در آن حاکمان منطقه‌ای می‌توانند پول بیش‌تری به دست آورند، بستری برای ایالات متحده فراهم آید تا نفوذ رقیب اصلی خود، چین، را در هم بشکند، و جهنمی از استثمار برای کارگران منطقه ایحاد شود.

اروپا و کانادا اسرائیل را به باد انتقاد گرفتند
رهبران انگلیس، فرانسه و کانادا با گسترش تهاجم نظامی اسرائیل به غزه «به شدت مخالف» بوده‌اند و تهدید کرده‌اند که اگر اسرائیل تهاجم خود را متوقف نکند و محدودیت‌های مربوط به کمک‌رسانی به سرزمین‌های فلسطینی را لغو نکند، «اقدامات مشخصی» انجام خواهند داد.

این سه رهبر از حمله مجدد اسرائیل به غزه انتقاد کردند و «رنج انسانی» فلسطینی‌ها در نوار غزه را «غیرقابل تحمل» توصیف کردند.

آن‌ها هم‌چنین گفتند که اعلام اسرائیل مبنی بر اجازه دادن به برخی از این کمک‌ها «کاملاً ناکافی» است.

در بیانیه مشترکی که روز دوشنبه منتشر شد، کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر انگلیس، امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه و مارک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، نیز بر مخالفت خود با گسترش شهرک‌سازی در کرانه باختری اشغالی تأکید کردند.

این سه رهبر خاطرنشان کردند که با هرگونه تلاش برای گسترش شهرک‌سازی‌های اسرائیل مخالفند زیرا آن‌ها «غیرقانونی‌اند و موجودیت یک کشور فلسطینی و امنیت اسرائیلی‌ها و فلسطینی‌ها را تضعیف می‌کنند». آن‌ها افزودند: «ما در انجام اقدامات بیش‌تر، از جمله تحریم‌های هدفمند، تردید نخواهیم کرد.»

انگلیس مذاکرات تجاری با اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد، اتحادیه اروپا در حال بررسی این است. این بیانیه چند هفته پس از آن منتشر شد که هلند از اتحادیه اروپا خواست تا در توافق تجاری خود با اسرائیل تجدیدنظر کند.

کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، نیز دیروز گفت که اسرائیل «حق دفاع از خود را دارد» اما اقدامات کنونی آن فراتر از دفاع مشروع متناسب است.

کالاس هم‌چنین تصمیم گرفت دستور بررسی توافق‌نامه همکاری اتحادیه اروپا و اسرائیل، توافق‌نامه تجارت آزاد بین دو منطقه، را صادر کند.

انگلیس هم‌چنین دیروز اعلام کرد که مذاکرات تجاری با اسرائیل را به دلیل جنگ غزه به حالت تعلیق در می‌آورد، و تحریم‌هایی را علیه شهرک‌نشینان و سازمان‌هایی که از خشونت علیه فلسطینیان در کرانه باختری اشغالی حمایت می‌کنند، اعمال خواهد کرد.

دیوید لمی، وزیر امور خارجه انگلیس، گفت که موضع اسرائیل در مورد جنگ غزه و حمایت دولت از شهرک‌سازی‌های غیرقانونی «به روابط با دولت انگلیس آسیب رسانده است».

نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به نوبه خود، از موضع این سه رهبر انتقاد کرد و از آن‌ها خواست تا طرح ترامپ برای غزه را بپذیرند.

سربازان اسرائیلی به سمت هیئت اتحادیه اروپا در کرانه باختری آتش گشودند
در همین حال، نیروهای اسرائیلی صبح امروز به سمت هیئتی از اتحادیه اروپا که در حال بازدید تأیید شده از شهر جنین در کرانه باختری بود، آتش گشودند. این هیئت شامل حدود ۳۰ سفیر و کنسول بود.

این حرکت اروپا به چه معناست؟
موضع سختگیرانه‌تر اروپا در قبال اسرائیل را می‌توان به عنوان بازتابی از شکاف فزاینده این قاره با ایالات متحده در مورد سیاست‌های خاورمیانه‌اش تفسیر کرد.

انگلستان یکی از کشورهایی است که در منطقه با ایالات متحده اختلاف نظر دارد. انگلستان که امروز در مورد اوکراین و امنیت جهانی با ایالات متحده اختلاف نظر دارد، مسیری متفاوت از واشنگتن، به ویژه در مورد ایران و سوریه، را دنبال می‌کرد. اگرچه ترامپ گام‌هایی برای تأکید بر گفتگو و دیپلماسی در این کشورها برداشته است، اما کشورهای غربی، به ویژه انگلستان، را از دنبال کردن هر سیاستی متفاوت با دستور کار ترامپ منع می‎کند..

از سوی دیگر، کشورهای اروپایی همچنان به راه‌حل دو دولتی در فلسطین متعهد هستند. این کشورها که به گام‌های قبلی برداشته شده در منطقه مانند عادی‌سازی بین‌المللی نیز متعهدند، طرح ترامپ برای غزه را که خواستار تخلیه و نابودی کامل منطقه است، رد می‌کنند.

از سوی دیگر، نتانیاهو هم‌چنان از طرح ترامپ به عنوان مرجعی در حملات خود به غزه، که امروز شدت گرفته است، استفاده می‌کند.