به نظر می‌رسد که پس از ترور هنیه، روند ارزیابی دوباره و تغییر موضع بسیار شدیدی در جریان است. این برای همه بازیگران صادق است. ورق‌ها در حماس، حزب‌الله، ایران، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر، سوریه و البته اسرائیل با نفوذ ایالات متحده آمریکا، از دور یا نزدیک، دوباره بُر می‌خورند.

«حزب عدالت و توسعه» با پشت تریبون قرار دادن عباس به ایالات متحده آمریکا و بطور غیرمستقیم به اسرائیل این پیام را داد که «من را با ایران اشتباه نگیرید، من تنها قدرتی هستم که می‌توانم درمورد قضیه فلسطین میدان مشروعیت را برای بازیگرانی غیر از حماس باز کنم.»

تنها ویژگی سخنان عباس، به غیر از قسمت «من به غزه خواهم رفت»، تأکید او بر «فلسطین فقط حماس نیست» بود. با این حال، این بسیار بحث برانگیز است که آیا ادعای «من نماینده تمام فلسطین، از جمله، غزه هستم» هیچ معنای واقعی دارد یا نه.

آیا «حزب عدالت و توسعه» عباس را، که نامش در جریان کشتار اسراییل در غزه که ده ماه است ادامه دارد، تقریباً هرگز [به غیر از نشست پکن- عدالت] به عنوان یک بازیگر مطرح نشده است، به آنکارا فراخواند تا او را وارد بازی کند؟

دولت می‌بیند که حماس نمی‌تواند در کوتاه مدت از ایران جدا شود. دولت هم‌چنین آگاه است که اگرچه اعتبار حماس افزایش یافته، اما کادرهای زیادی را از دست داده است. بنابراین، البته، ممکن است بخواهد از طریق بازیگران دیگر نفوذ خود را بر فلسطین افزایش دهد.

 

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: چپ (soL)
نویسنده: کمال اوکویان، دبیر کل حزب کمونیست ترکیه
۱۶ اوت ۲۰۲۴

آیا «حزب عدالت و توسعه» عباس را در مقابل حماس به میدان می‌فرستد؟

 

ابتدا گفتند «او را دعوت کردیم؛ اما نیامد، پس باید عذرخواهی کند.» سپس مطلع شدیم که می‌آید و در مجلس بزرگ ملی ترکیه سخنرانی می‌کند. در پی انتشار اخباری مبنی بر این‌که درخواست برای ملاقات رو-در-رو به دلیل مشکلات سلامتی رد شد، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در جمع نمایندگان پارلمان سخنرانی کرد.

بارها شاهد سرزنش شهروندان، روزنامه‌نگاران، سیاستمداران و مقامات دولتی توسط اردوغان بوده‌ایم، ما به آن عادت کرده‌ایم. اما در مورد موضوع حساسی مانند فلسطین، پاسخی مانند «او نیامد، باید عذرخواهی کند» چندان عادی نبود.

او آمد، من نمی‌دانم که از که عذرخواهی کرد. من ازجزئیات درخواست نشست رو در رو و رد آن مطلع نیستم. اما، فضای پیش از سفر عباس این بود که در ترکیه از رهبر فلسطینی نه با احترام، بلکه دست کم، با سرزنش استقبال خواهد شد.

در مجلس بزرگ ملی ترکیه چنین نبود. عباس با دینداری مناسب «حزب عدالت و توسعه»، همراه با تشریفات مذهبی قوی و تحت میزبانی «عالی» اردوغان صحبت کرد.

او با کف‌زدن‌های ایستاده مورد تشویق قرار گرفت، از این جنبه، حمایت «واقعی» و «موثر» در مجلس ملی بزرگ ترکیه بیش‌تر از حمایت از سخنرانی نتانیاهو در کنگره ایالات متحده بود.

سخنرانی تمام شد. در حالی‌که یک رئیس دولت و مهمانِ رئیس‌جمهور ترکیه هنوز ترکیه را ترک نکرده نبود، در رسانه‌های حامی دولت، اظهاراتی مبنی بر متهم کردن عباس به عدم صداقت آغاز شد. با گذشت چند ساعت، مشاهده شد که هیچ ممنوعیتی از سوی کاخ در این مورد وجود ندارد، و میزان انتقادات بیش‌تر شد.

حتی یکی از روزنامه نگاران ارشد خبرگزاری آناتولی گفت که عباس بیش‌تر نگران شغل سیاسی خود بود، تا فلسطین.

پس موضوع چیست؟ من فکر نمی‌کنم این باشد که «این یک کشور آزاد است، هر کس می‌تواند نظرات خود را بیان کنند».

آیا آن‌ها می‌خواستند دوستی کنند یا ضربه بزنند؟

تنها ویژگی سخنان عباس، به غیر از قسمت «من به غزه خواهم رفت»، تأکید او بر «فلسطین فقط حماس نیست» بود. با این حال، این بسیار بحث برانگیز است که آیا ادعای «من نماینده تمام فلسطین، از جمله، غزه هستم» هیچ معنای واقعی دارد یا نه.

آیا «حزب عدالت و توسعه» عباس را، که نامش در جریان کشتار اسراییل در غزه که ده ماه است ادامه دارد، تقریباً هرگز [به غیر از نشست پکن- عدالت] به عنوان یک بازیگر مطرح نشده است، به آنکارا فراخواند تا او را وارد بازی کند؟

دولت می‌بیند که حماس نمی‌تواند در کوتاه مدت از ایران جدا شود. دولت هم‌چنین آگاه است که اگرچه اعتبار حماس افزایش یافته، اما کادرهای زیادی را از دست داده است. بنابراین، البته، ممکن است بخواهد از طریق بازیگران دیگر نفوذ خود را بر فلسطین افزایش دهد.

اما این نمی‌تواند عباس باشد. من فقط درباره مشکلات او صحبت نمی‌کنم. عباس در فلسطین هیچ آتوریته‌ای ندارد. او پیش از ۷ اکتبر آتوریته محدودی داشت، اما پس از آن ناپدید شد. البته او تنها نیست، اما عباس نماینده کانونی در فلسطین است که به تسلیم، همدستی [با دشمن] و فساد معروف است. تقویت سازمان‌های اسلام‌گرا مانند حماس در فلسطین و رهبری مقاومت بخشاً نتیجه این کانون و بهای گناهان آن‌هاست.

این غیرممکن است که نئو-عثمانی‌های ما که از هر فرصتی برای تبدیل شدن به یک «قدرت منطقه‌ای» یا حتی یک «قدرت جهانی» استفاده می‌کنند، همه این‌ها را ندانند.

پس چه شد؟ آن‌چه که دیدیم چه بود؟

این:

«حزب عدالت و توسعه» با پشت تریبون قرار دادن عباس به ایالات متحده آمریکا و به طور غیرمستقیم به اسرائیل این پیام را داد که «من را با ایران اشتباه نگیرید، من تنها قدرتی هستم که می‌توانم در قضیه فلسطین میدان مشروعیت را برای بازیگرانی غیر از حماس باز کنم.»

دولت ایالات متحده این را می‌داند. آن‌ها می‌دانند که ترکیه در صورت لزوم با چه سرعتی می‌تواند به اسرائیل نزدیک شود، زیرا آن‌ها شخصاً در این نزدیکی مشارکت دارند. حتی ممکن است ورود عباس به آنکارا ابتکاری باشد که به طور مشترک توسط دو کشور عضو ناتو ایجاد شده است. به این توجه نکنید که رئیس‌ تشکیلات خودگردان فلسطین در پشت تریبون از کلمات بسیار تندی علیه ایالات متحده استفاده کرد… شنیدن توهین، چیزی است که امپریالیسم آمریکا بیش‌تر از همه به آن عادت دارد.

به نظر می‌رسد که پس از ترور هنیه، روند ارزیابی دوباره و تغییر موضع بسیار شدیدی در جریان است. این برای همه بازیگران صادق است. ورق‌ها در حماس، حزب‌الله، ایران، عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر، سوریه و البته اسرائیل با نفوذ ایالات متحده آمریکا، از دور یا نزدیک، دوباره بُر می‌خورند.

در این فضا، ارائه یک تریبون به یک سیاستمدار فلسطینی که روابط خوبی با غرب برقرار کرده است، به وضوح دست جناح طرفدار آمریکا را، که اخیراً به وضوح وزن خود را در سیاست داخلی و خارجی [ترکیه] اعمال نموده و جناح بیش‌تر هودار چانه‌زنی را گام به گام عقب رانده است، تقویت می‌کند.

پس همه این‌ها برای مردم فلسطین چه می‌کند؟

آن‌ها هنوز هم‌چنان می‌میرند…

https://haber.sol.org.tr/yazar/akp-hamasa-karsi-abbasi-mi-sahaya-surdu-394644