- علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی چهارشنبه نهم آذر ماه درباره حمله به سفارت بریتانیا در تهران نشست علنی مجلس گفت «ملت ایران از رفتارهای چند دهه گذشته دولت انگلیس رنجیده هستند و حرکتی که دانشجویان انجام دادند نمادی از فضای افکار عمومی در کشور ماست». صادق آملی لاریجانی٬ رئیس قوه قضائیه هم تصمیم مجلس را در کاهش روابط با بریتانیا تائید کرد و گفت «این تصمیم خواست ملت است و ما امیدواریم کشورهای غربی سر عقل آیند». (مردمک، ۱۰ آذر ۱۳۹۰).
- علی لاریجانی چهارشنبه شب در جمع طلاب و محققان حوزههای علمیه قم گفت «دانشجویان ما نباید به اقدامات تحریکآمیزی همچون حمله به سفارت انگلستان اقدام کنند زیرا موجب میشود که کشوری همچون انگلستان دست به ماجراجوییهای جدیدی بزند.» («هشدارلاریجانی درباره ایجاد التهاب در انتخابات برای کلاهبرداری سیاسی از مردم»، خبر آنلاین، ۲۴ آذر ۱۳۹۰).

پارسینه
۲۰ آذر ۱۳۹۰
مذاکره مخفیانه «محمدجواد لاریجانی» با مقام بریتانیایی در سال ۱۳۷۵
او به براون گفته بود که پیروزی جناح راست در انتخابات میتواند منافع انگلیس و غرب را تامین کند. از سوی دیگر، کوشیده بود تا چهرهای رادیکال از جناح چپ و کاندیدایش ارائه کند. او حتی از موضوع فتوای قتل سلمان رشدی هم مایه گذاشته و جناح چپ را پیگیریکنندهی اصلی اجرای فتوای قتل سلمان رشدی معرفی کرده بود.
روحالله رشیدی در سایت «عدالتخواهی» نوشت:
میانههای سال ۷۵، خبری در فضای رسانهای کشور منتشر شد که بهزودی به یکی از جنجالیترین موضوعات کشور تبدیل شد. در شرایطی که کمتر از یک سال به انتخابات مهم ریاست جمهوری [دوم خرداد۷۶] باقی بود، دکتر محمدجواد لاریجانی خبرساز شد. او که در آن زمان نماینده و رئیس مرکز پژوهشهای مجلس پنجم بود، با نیک براون [از مدیران کل وزارت امور خارجهی انگلیس] در لندن دیدار کرده و در مورد مسائل داخلی کشور، از جمله موضوع انتخابات ریاست جمهوری با او گفتگو کرد. آن روزها، حجتالاسلام ناطقنوری (رئیس وقت مجلس) به عنوان کاندیدای جناح راست مطرح بود. جناح چپ نیز به همراه راستهای سابق (کارگزاران سازندگی) از حجتالاسلام خاتمی حمایت میکردند. لاریجانی به عنوان تئوریسین سیاسی جناح راست، در دیدار با نیک براون، سعی کرده بود تا نگاههای منفی غرب به کاندیدای جناح راست را اصلاح کند. او به براون گفته بود که پیروزی جناح راست در انتخابات میتواند منافع انگلیس و غرب را تامین کند. از سوی دیگر، کوشیده بود تا چهرهای رادیکال از جناح چپ و کاندیدایش ارائه کند. او حتی از موضوع فتوای قتل سلمان رشدی هم مایه گذاشته و جناح چپ را پیگیریکنندهی اصلی اجرای فتوای قتل سلمان رشدی معرفی کرده بود. این دیدگاه او مبتنی بر برخی اقدامات عملی چهرههای منتسب به جناح چپ در مورد قتل رشدی بود. در آن زمان، بنیاد ۱۵خرداد به سرپرستی آیتالله حسن صانعی (منتسب به جریان چپ) جایزهای نقدی را برای کسی که موفق به قتل رشدی شود، اختصاص داده بود.
خلاصه، لاریجانی حسابی تلاش کرده بود تا کاندیدای جناح متبوع خود را آرامشطلب و اهل تعامل با غرب معرفی کرده و رقیب را برعکس…
محتوای این دیدار محرمانه، چندی بعد به بیرون درز کرد. روزنامهی «سلام»، با انتشار بخشهایی از این مذاکره، مقدمات یک جنجال سیاسی را فراهم آورد. اینجا بود که هجمهی وسیعی علیه لاریجانی به راه افتاد که راهبران این جریان تهاجمی، نیروهای منتسب به جناح چپ بودند. نیروهایی از «مجمع روحانیون مبارز» و «سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی»، با مصاحبههای پیدرپی، چنان فضایی درست کردند که لاریجانی به چهرهای منفی در افکار عمومی تبدیل شد. در راهپیمایی ۱۳ آبان همان سال، بیانیههایی از سوی دفتر تحکیم وحدت در محکومیت اقدام لاریجانی منتشر شد که نشان از جدی بودن اعتراضات داشت. مهمترین ایرادی که جناح چپ بر لاریجانی وارد میکرد، بیان مسائل داخلی کشور در حضور بیگانگان بود. چهرههایی همچون بهزاد نبوی (از سازمان مجاهدین انقلاب) به شدت به لاریجانی تاختند که چرا با انگلیسیها جلسه گذاشته و اسرار کشور را با آنها در میان نهاده است. موضعگیری تند و همه جانبهی جناح چپ نسبت به این دیدار، آنچنان وضعیتی پیش آورد که منجر به حذف عملی لاریجانی از عرصهی سیاست شد. او از مجمع تشخیص مصلحت نظام کنار گذاشته شد و تا چندی پیش، از ممنوع التصویرهای تلویزیون بود!
بهزاد نبوی در گفتگویی که با ماهنامهی «صبح» به مدیریت مهدی نصیری انجام داد [شمارهی ۷۲، ۲۶ مرداد ۱۳۷۶]، به دلایل این موضعگیری تند نسبت به لاریجانی پرداخت که امروز و پس از ۱۳ سال، بازخوانی بخشهایی از آن، جالب توجه مینماید. او میگوید:
«مذاکرات لندن با دو رویکرد مورد انتقاد واقع شده است. یکی به لحاظ دیدگاههای آقای اردشیر لاریجانی که همسو با انقلاب و خط امام نبود چون وقتی ایشان در ماجرای سلمان رشدی، موضعی همدلانه با دولت انگلیس اتخاذ میکند، یا در مورد اشغال لانه جاسوسی موضعی مخالف اتخاذ میکند، همه میگویند این مواضع، مغایر با دیدگاههای مسلط بر انقلاب و نظام است… رویکرد دوم… این است که ما نمیتوانیم این مذاکرات را جز نوعی مواضعهی سیاسی با یک دولت خارجی تلقی کنیم آن هم نه یک دولت خارجهی معمولی مثلاً بورکینافاسو یا یک دولت دوست مثل سوریه… بلکه یک دولت خارجی استعمارگر که سابقهی نفوذ و سلطهی ۲۰۰ ساله در کشور ما داشته و هنوز هم علایقی در کشور ما دارد. هنوز سازمان فراماسونری که یک سازمان دستنشاندهی انگلیس است، در ایران ریشهکن نشده است. در ضمن این دولت، دولتی است که نزدیکترین متحد امریکا خصوصاً پس از فروپاشی شوروی و آغاز نظم نوین جهانی به حساب میآید. الان در بلوکبندیهای قدرت در جهان، امریکا و انگلیس در یک طرف قرار دارند و بقیهی اروپا، ژاپن، چین و روسیه، بدون آن که در یک بلوک باشند، در مقابل این بلوک قدرت ایستادهاند… بنابراین اگر این مواضعه و تبانی با کشوری با این مشخصات صورت گرفت، برای ما قابل توجیه نیست… برخورد ما با آقای لاریجانی یک چنین برخوردی است. یعنی، ایشان را متهم میکنیم به اینکه در یک مواضعهی سیاسی با یک چنین دولتی شرکت کرده است».
