● سفر اسد به چین کار چین در خاورمیانه را به یاد ما میآورد. رویکرد چین نه همبستگی، بلکه دنبال کردن منافع سیاسی و اقتصادی است. به همین دلیل است که همزمان، هم سوریه و هم اسرائیل از جمله شرکای آن هستند.
● هر دو مرکز امپراتوری در خاورمیانه تحت عنوان «برقراری صلح» سعی در گسترش سلطه خود دارند. در حالیکه آمریکا میخواهد عربستان و دیگر کشورهای عربی را با اسرائیل همراه کند و به «پیمان ابراهیم» ادامه بدهد، چین با فعالیتهای مشابه بین ایران و سایر کشورهای عربی سعی در ایجاد فضا برای خود دارد.
● چین در حالیکه در سالهای اخیر حضور خود را در خاورمیانه افزایش داده است، همچنین تلاش میکند طرفهایی را که با آنها بر سر مسائل تجاری اختلاف دارد، راضی کند. مادام که چین بتواند اینرا انجام دهد، امکان نگهداشتن این کشورها در کنار هم قویتر میشود. چین که کشورهای خاورمیانه را با درگیری یا تنش بین آنها به میز مذاکره میکشاند و آنها را مجبور به برقراری ارتباط برای روابط تجاری عصر جدید مینماید، سعی دارد با تمرکز بر موضوعات تجاری کشورهای دارای تنش تاریخی و کنونی مانند سوریه و اسرائیل [ایران و عربستان سعودی- عدالت] را سر میز مذاکره نگه دارد. سرمایهداران کشورهای مذکور، بخاطر کسب درآمد بیشتر، به نظر نمیرسد فعلاً صدای خود را علیه این بلند کنند.

تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم
منبع: چپ (soL) پایگاه خبری حزب کمونیست ترکیه
نویسنده: اوزکان اوزتاش
۲۶ سپتامبر ۲۰۲۳
کار چین در خاورمیانه: در حالیکه فیلها میجنگند، اژدها پرواز میکند
سفر بشار اسد رئیسجمهور سوریه به چین در دستورکار رسانههای بینالمللی، به ویژه رسانههای خاورمیانه قرار دارد. چین، که اسد آخرین بار در سال ۲۰۰۴ به آنجا سفر کرد ششمین کشوری است که اسد پس از آغاز جنگ در سال ۲۰۱ از آن بازدید میکند. اسد از سال ۲۰۱۱ از روسیه، ایران، امارات، عمان و عربستان سعودی بازدید کرده است.
اگرچه سفر اسد به عنوان جستجوی سوریه برای خروج از ویرانی ناشی از جنگ توصیف میشود، اما به عنوان بالا رفتن دست چین در خاورمیانه نیز تعبیر میشود.
اسد ثابت کرد که شکست نخورده است
در جریان فعالیتهایی که از سال ۲۰۱۱ زیر نام «بهار عربی» آغاز شد، سوریه شاهد درگیریها بین باندهای مسلح و سازمانهای تروریستی اسلامگرایی بود که به این کشور حمله کردند. در جنگی که از سال ۲۰۱۱ در آن صدها هزار نفر جان خود را از دست دادند و میلیونها نفر مجبور به مهاجرت شدند، بشار اسد پیروز ظاهر شد و نشان داد که در این روند شکست نخورده است.
وظیفه اصلی او برقراری مجدد روابط بینالمللی از هم پاشیده سوریه در این سطح جدید و بازسازی سوریه پس از ویرانیهای ناشی از جنگ است. سوریه، که دوباره به اتحادیه عرب پیوسته است، سفارتهای خود را در بسیاری از نقاط بازگشایی میکند و تلاشهای بازسازی را در مناطقی که از داعش و سازمانهای مشابه پاکسازی کرده است، آغاز مینماید، و این نوعی روند عادیسازی را توصیف میکند. مبارزه اسد از سال ۲۰۱۱ و مقاومت مردم سوریه از طرف بسیاری از کشورهای رقیب پذیرفته شده است، و اسد ثابت کرده است که شکست نخورده است.
چین میخواهد سهم خود را در بازار افزایش دهد: اسرائیل از یک سو و سوریه از سوی دیگر
فعالیتهای تجاری و نظامی چین در خاورمیانه دورهای را در برمیگیرد که نمیتوان آن را کوتاه تلقی کرد. شکافی که با انحلال اتحاد شوروی باز شد، اشتهای سرمایه را برانگیخت و همه روشها، از جمله امپریالیسم و اشغال را، برای درآمدهای نفتی و قراردادهای تجاری بکار گفت. چین این دوره را از یک موضع خونسردانه و «دور» ارزیابی کرد.
فعالیتهای چین در خاورمیانه با دوره افزایش مذاکرات چین- اسرائیل، به ویژه در سال ۱۹۷۹ همزمان بود. در تماسهایی که پس از مداخله اتحاد شوروی در افغانستان آغاز شد، چین از جهادگرایان در افغانستان حمایت کرد و از مسلمانان کشورش خواست از جهادگران حمایت کنند. تنشها و بحثها امروز تحت عنوان «ترکهای اویغور» بازمانده از آن روزهاست.
اگرچه ایالات متحده در بحران هژمونی که امپریالیسم تجربه میکند در بسیاری از عرصهها عقب مانده است، اما نقاط تمرکز جدیدی در حال ظهور است. در این بستر، در حالیکه خط اقیانوس آرام خود را نشان میدهد، وزن چین، به ویژه روسیه، در خاورمیانه و آفریقا بیش از سالهای گذشته احساس میشود. توافقها و سرمایهگذاریهای انجام شده در بخشهای کشاورزی، معدن، تجارت و نظامی به رقمهای جدی میرسند.

هدف قطار سریعالسیری که چین در اسرائیل برنامهریزی کرده است، اتصال بنادر دریای سرخ به بنادر مدیترانه است.
روابط چین با اسرائیل، که به ویژه در سال ۲۰۰۸ افزایش یافت، موضوعات بسیاری را در بر میگیرد. با این طرح که به نظر میرسد یک جایگزین جدی برای کانال سوئز باشد، مسیرهای تجاری جایگزین، با قطارهایی که با سرعت ۳۵۰ کیلومتر در ساعت حرکت میکنند، دنبال میشوند.
چین در حالیکه از یک سو میخواهد سهم خود را در روند بازسازی سوریه به دست آورد، از سوی دیگر در حال افزایش اهداف و همکاری خود با اسرائیل است، کشوری که برای یک مدت زمان طولانی درگیر کشمکش و جنگ با سوریه بوده است.
چین، که با بحران اقتصادی که در سال ۲۰۰۸ در مراکز امپریالیستی آغاز شد نگاه جدیتری به خاورمیانه دارد، در حال حاضر از حق بهرهبرداری از بخشی از بندر حیفا در اسرائیل برخوردار است. این بندر همچنین یکی از لنگرگاههای ناوگان ششم ایالات متحده است. از اینرو، این موضوع از سویی به عنوان مداخلات چین در خاورمیانه برای تغییر زمین زیر پای ایالات متحده آمریکا تعبیر میشود.
چین، که از یک سو به عنوان همکار اسرائیل و از سوی دیگر به عنوان همکار سوریه شناخته میشود، با قدرت اقتصادی که ایجاد میکند، این تداوم و وحدت را حفظ میکند. در شرایط کنونی، چین که سعی میکند به شکافهایی که ایالات متحده بجا نهاده یا به مناطقی که آمریکا وارد نشده است وارد شود، نسبت به رقبای خود دست قویتری دارد. زیرا این کشور در حالیکه سعی دارد در این مناطق خود را به عنوان یک قدرت امپراتوری تثبت نماید، به عنوان یک گزینه عاری از تخریب و مشکلات ایجاد شده توسط ایالات متحده آمریکا دیده میشود.
چتر چین در برابر مداخلات خارجی
اسد در سخنرانی خود در چین گفت: «چین از سوریه در مقاومت در برابر مداخلات خارجی و دفاع از استقلال، حاکمیت و تمامیت ارضی آن حمایت میکند.» مسائل نظامی و استراتژیک در برابر افکار عمومی قرار گرفت.
پس آیا این تنها پیامی است که داده شد؟
به نوعی، بله. چین طرفدار توقف عملیات نظامی علیه سوریه است و از سوریه حمایت سیاسی میکند. علاوه بر این، مذاکرات نظامی و تجاری ادامه دارد. فایض سارة، روزنامهنگار سوری، دخالت فزاینده چین در سوریه از سال ۲۰۱۵ را بهعنوان «چرخش سوری اژدهای چینی» توصیف میکند.
با این حال، موضوع دیگری غیر از نوک کوه یخ وجود دارد. این بازسازی سوریه است.

در جریان گفتوگوهای چین و سوریه در سال ۲۰۱۸، علی حمود وزیر حملونقل سوریه گفت که چین بسیار مشتاق سرمایهگذاری در سوریه است.
هزینه بازسازی سوریه میتواند به یک تریلیون دلار برسد
کارشناسان به مبلغی بین ۳۰۰ میلیارد دلار و ۱ تریلیون دلار برای بازسازی سوریه اشاره میکنند. این یک رقم اشتها-آور برای سرمایهداران است. در واقع، این نظر غالب وجود دارد که ترکیه حتا میتواند در صورت لزوم نیروهای نظامی خود را به «دلایل امنیتی» از سوریه خارج کند تا بتواند سهم خود را از این کیک به دست آورد.
در این مرحله، چین میخواهد حقوق سرمایهگذاریهای دراز-مدت و مخارج زیرساختی خود را به دست آورد. چین، که دارای حقوق بهرهبرداری در بسیاری از بنادر و اراضی کشاورزی است، تأسیسات اکتشاف معدنی نیز دارد. چین میخواهد با صنعت ساختوساز تاج را بر سر این بگذارد. در واقع، هزینهها و کارهایی که قبلاً برای زیرساختهای حملونقل انجام داده است، به نوعی به عنوان نمونههایی از اثبات بلوغ چین در زمینه ساختوساز تعبیر میشوند.
به دیگر سخن، «مشارکت استراتژیک» که در مذاکرات چین با سوریه برجسته میشود، فقط مسائل نظامی یا امنیتی را دربر نمیگیرد.
چین قوی و مشروع دیده میشود
چین که تلاش میکند قلمرو و سلطه خود را در خاورمیانه گسترش دهد، از نظر مردم خاورمیانه نیز مشروع تلقی میشود. برای این دو دلیل وجود دارد. نخست، چین مانند آمریکا یک پیشینه خونین در معضل جنگ و نفت ندارد. ایالات متحده آمریکا پیشینه طولانی در عملیات در خاورمیانه، به ویژه در عراق و سوریه دارد. در حالیکه همه اینها اتفاق میافتاد، چین در جغرافیای دوردست به این رویدادها «واکنش» نشان میداد.
علاوه بر این، چین از جمله کشورهایی است که در نشستهای شورای امنیت سازمان ملل تحریمها علیه سوریه را وتو کرد.
این حوزه از مشروعیت، البته، یک پاسخ تجاری نیز دریافت میکند. با مذاکراتی که در سال ۲۰۱۵ آغاز شد، قراردادهایی بین چین و سوریه به امضا رسید و چین بلیط رزرو شده خود را در بازسازی سوریه دریافت کرد.
منافع سوریه
سوریه، با مثبت ارزیابی کردن گامهای چین در سوریه، به دنبال شرکایی غیر از روسیه برای تضمین بازسازی و شکستن انزوای سوریه در عرصه بینالمللی است. اشاره اسد به روسیه، هند و چین در بسیاری از اظهارات خود تحت عنوان شکلدادن به جهان جدید، یک ضرورت عملی برای سوریه است تا یک نسخه تئوریک. زیرا نام کشورهای بریکس از جمله برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی در دنیای جدید و بازسازی سوریه بیشتر مطرح خواهد شد. توجه اسد به تجارت با ارزهای مختلف غیر از دلار و جایگزینهای اقتصادی جدید در این بستر ارزیابی میشود.
هر دو مرکز امپراتوری در خاورمیانه تحت عنوان «برقراری صلح» سعی در گسترش سلطه خود دارند. در حالیکه آمریکا میخواهد عربستان و دیگر کشورهای عربی را با اسرائیل همراه کند و به «ییمان ابراهیم» ادامه بدهد، چین با فعالیتهای مشابه بین ایران و سایر کشورهای عربی سعی در ایجاد فضا برای خود دارد.
چین در حالیکه در سالهای اخیر حضور خود را در خاورمیانه افزایش داده است، همچنین تلاش میکند طرفهایی را که با آنها بر سر مسائل تجاری اختلاف دارد، راضی کند. مادام که چین بتواند اینرا انجام دهد، امکان نگهداشتن این کشورها در کنار هم قویتر میشود. چین که کشورهای خاورمیانه را با درگیری یا تنش بین آنها به میز مذاکره میکشاند و آنها را مجبور به برقراری ارتباط برای روابط تجاری عصر جدید مینماید، سعی دارد با تمرکز بر موضوعات تجاری کشورهای دارای تنش تاریخی و کنونی مانند سوریه و اسرائیل [ایران و عربستان سعودی- عدالت] را سر میز مذاکره نگه دارد. سرمایهداران کشورهای مذکور، بخاطر کسب درآمد بیشتر، به نظر نمیرسد فعلاً صدای خود را علیه این بلند کنند.
https://haber.sol.org.tr/haber/cinin-ortadogu-mesaisi-filler-tepisirken-ejderha-kanatlaniyor-384910
