منشه امیر: چه کسی اصرار دارد شايع کند احمدی‌نژاد در اصل يهودی است و خانواده‌اش به اسلام گرويده‌اند؟ دروغ‌های بيش‌تری را عنوان کردند و از “آنوسی‌ها” و “يهوديان مخفی” و “شيطان پرستان مريدان کبالا” و ترهات ديگری از اين قبيل سخن گفتند و ظاهراً مستندات تاريخی آوردند که همه آن‌ها دروغ و جعل، به بزرگی تقلب در انتخابات رياست جمهوری ايران بود… يهودستيزان در طول تاريخ رقيبان و دشمنان خود را به شيوه‌ای، به يهوديت نسبت داده‌اند، تا بهره‌گيری دينی يا تبليغاتی بکنند.

سردبیر پیک‌نت پس از ماه ها اصرار بر «صهیونیست» بودن احمدی‌نژاد و مشایی: مشکل مردم ایران با احمدی‌نژاد است نه با اجداد او! آنچه تاکنون در روزنت پیک‌نت مطرح شده تبار یهودی آقای احمدی‌نژاد بعنوان یک خبر است، که هیچ عیبی هم ندارد که اجداد ایشان یهودی باشند و ایشان مسلمان شده باشد!!

 

سايت وزارت امور خارجه اسرائيل

منشه امير
۶ اکتبر ۲۰۰۹

چه کسی اصرار دارد شايع کند احمدی‌نژاد در اصل يهودی است و خانواده‌اش به اسلام گرويده‌اند؟

 

از دو روز پيش که روزنامه انگليسی “ديلی تلگراف” در گزارشی جنجالی ادعا کرد که محمود احمدی‌نژاد تبار يهودی دارد و خانواده‌اش در دوران کودکی او به اسلام گرويده‌اند، رسانه‌های همگانی اسرائيل ساعتی نيست که مرا در خانه و محل کار راحت گذاشته باشند. برايشان مهم نيست که امروز (يک شنبه ۱۲ مهرماه ۱۳۸۸- ۴ اکتبر ۲۰۰۹) در اسرائيل روز عيد سوکوت است، و  يا آن که ديروز (شنبه) روز تعطيل هفتگی بود و هرکس حق استراحت دارد (گرچه برای ما دست اندرکاران امور رسانه‌ای، “استراحت” هرگز معنی و مفهومی نداشته است).

روزنامه‌های اسرائيل و شبکه‌های راديوئی و کانال‌های تلويزيونی اين کشور می‌خواهند بدانند که آيا درست است که می‌گويند احمدی‌نژاد يهودی تبار است؟

البته خبر ديلی تلگراف يک مطلب کهنه است که دوماه پيش توسط مهدی خزعلی فرزند آيت‌الله ابوالقاسم خزعلی در وب‌سايت‌ها مطرح گرديد و کسی اعتباری برای آن قائل نشد، زيرا همگان احساس می‌کردند که اين يک داستان خيالی و چيزی در رديف خيال پردازی‌های شخص احمدی‌نژاد است.

در هفته‌های بعد از آن افترا، دروغ‌های بيش‌تری را عنوان کردند و از “آنوسی‌ها” و “يهوديان مخفی” و “شيطان پرستان مريدان کبالا” و ترهات ديگری از اين قبيل سخن گفتند و ظاهراً مستندات تاريخی آوردند که همه آن‌ها دروغ و جعل، به بزرگی تقلب در انتخابات رياست جمهوری ايران بود.

حدود دوماه پيش در اين باره مقاله‌ای در “همدمی” انتشار داديم که توصيه می‌کنم آن را دوباره بخوانيد.
[مقاله “انوسی کيست” را می‌توانيد در اين جا مطالعه فرمائيد]

در توضيح جعلی بودن گزارش روزنامه انگليسی، که شايد او هم می‌خواهد خيزش راستين ملت ايران را از مسير برحق خود منحرف سازد، (ولی احتمال بيش‌تر آن است که قصد بالا بردن تيراژ خود را دارد، استدلال‌هائی برای کانال‌های تلويزيونی و شبکه های راديوئی و روزنامه‌های اسرائيل عنوان کردم که فشرده آن را به آگاهی شما دوستان نيز می‌رسانم:

۱- احمدی‌نژاد در روستائی به دنيا آمده که آرادان ناميده می‌شود و يکی از توابع گرمسار در استان سمنان است. تا آن جا که اطلاعاتی در دست است، در يکصد سال گذشته هيچ خانواده يهودی در اين روستا و يا شهرها وشهرک‌های نزديک آن زندگی نمی کرده است.
۲- اصولاً يهوديان به دو علت هميشه در شهرهای بزرگ ساکن بوده و از زندگی در روستاها دوری جسته‌اند: در شهر امنيت فردی برای اقليت‌های دينی بيش‌تر است. مقامات انتظامی قوی‌تر هستند و مردم تعصب کم‌تری دارند. علاوه براين، يهوديان برای اجرای فرائض دينی خود به کنيسا و قصابی و مدرسه يهودی و گورستان يهودی و غيره نياز دارند که در روستاها نمی‌توان آن را تامين کرد.

۳- پدر احمدی‌نژاد يک آهنگر فقير بوده است. در طول ۲۷۰۰ سال تاريخ يهوديان در ايران، موردی ذکر نشده است که حرفه يک يهودی آهنگری باشد.

۴- اين ادعای سخيف، که نوعی يهودستيزی است، توسط مهدی خزعلی فرزند آيت‌الله ابوالقاسم خزعلی برای نخستين‌بار عنوان شد. آن هم بيش از چهارسال پس از آغاز رياست جمهوری احمدی‌نژاد و يکی دو هفته پس از اعتراض‌های مردمی عليه انتخابات جعلی و اعلام پيروزی احمدی‌نژاد. هدف آشکار اين اقدام مکروه، بد نام ساختن احمدی‌نژاد و جنگ روانی عليه رژيم بوده است. حتی آيت‌الله خزعلی فرزند خود را مطرود دانست.

۵- شوربختانه اين نخستين و آخرين بار نيست که افراد و گروه‌ها، در مبارزات داخلی خود و يا برای توجيه کشتار يهوديان و غارت اموال آن‌ها، افرادی را به دروغ به دين يهود منسوب می‌کنند. به ياد داريم که خمينی در مبارزه با شاه فقيد و برای تحريک مردم ايران، در نطق مشهورش در مدرسه فيضيه گفته بود: “آيا شاه يهودی است؟ آيا خون يهودی در شريان‌های او جريان دارد؟ آيا مادر او يهودی است؟”. در سال‌های بعد، همين ادعاهای افترا آميز در مورد خود خمينی و آيت‌الله منتظری و ديگران نيز گفته شد.

۶- روزنامه انگليسی ادعا می‌کند که در شناسنامه احمدی‌نژاد که عکس آن نيز منتشر شده (و آن هنگامی است که او مهر انتخابات توی شناسنامه را به خبرنگاران نشان می‌دهد) نوشته شده که علت تغيير نام او “به دلائل مذهبی” يعنی تشرف به دين مبين اسلام بوده است. آيا کسی در ايران می‌تواند اين ترهات را باور کند؟ در شناسنامه‌های ايرانی نام پيشين طبعاً ذکر می‌شود (مانند همه کشورهای ديگر) ولی تذکری در مورد دليل تغيير نام در آن اضافه نمی‌شود.

۷- خود مهدی خزعلی نوشته بود که از وزارت کشور استعلام کرده که چرا خانواده احمدی‌نژاد تغيير نام داده، ولی جوابی دريافت نکرده است.

۸- از همه خنده دارتر در گزارش ديلی تلگراف بخشی از آن است که ادعا کرده در زبان عبری “سبورجيان” به معنی فردی است که شغلش بافتن شال نماز يهوديان است. چنين واژه‌ای در زبان عبری و يا در زبان محلی يهوديان ايران وجود ندارد. نه در زبان عبری، و نه در زبان محلی يهوديان ايران واژه‌ای به نام “سبور” وجود دارد که ديلی تلگراف ادعا می کند معنی آن “شال مذهبی يهوديان” است. اين شال در ميان يهوديان ايران صيصيت ناميده می شود و واژه عبری آن طليت טלית است.

[برگردان فارسی گزارش مجعول روزنامه ديلی تلگراف را در اين جا مطالعه فرمائيد]

۹- مهدی خزعلی نوشته بود که سبورجيان از واژه عبری סבורני می آيد و حتی استناد آورده بود از لغت نامه دهخدا ، که آن هم به نوبه خود استناد کرده بود به فرهنگ عبری – فارسی سليمان حييم. ولی واژه סבורני اين گونه تلفظ می شود: “سوورانی” که مفهوم آن: تصور می کنم، بر اين باورم می باشد – و آن افراد ناشی اين واژه را با واژه ساختگی סבורגי (که تقريبا شبيه סבורני نوشته می شود) اشتباه گرفته اند. واژه سبورجی סבורגי در زبان عبری وجود ندارد.
۱۰- خبرنگار ديلی تلگراف ادعا کرده است که نام خانوادگی سبورجيان در ميان يهوديان بسيار رايج است. بيايد و از ميان سيزده ميليون نفر يهوديان ايران و جهان حتی يک خانواده را نشان دهد که چنين نامی دارد. شبيه همان هاله نور احمدی نژاد است.

۱۱- ريشه نام سبورجيان از کجاست، پرسشی است که کارشناسان زبان بايد به آن پاسخ گويند. شايد خود احمدی‌نژاد نيز توضيحی درباره آن داشته باشد. ولی چه کسی می‌تواند به سخن او اعتماد کند. برخی می‌گويند که پسوند “جيان” احتمال می‌دهد نام ارمنی باشد و بعضی می‌گويند که سبورجی احتمال دارد مسخ شده “سپورچی” بوده و شايد پدر بزرگ احمدی‌نژاد به نظافت خيابان‌ها می‌پرداخته و اين نام را بر او گذاشته‌اند. در هر حال، در هيچ از نام‌های خانوادگی يهودی که من می‌شناسم، پسوند “جيان” يا “چيان” وجود ندارد.

همين روزنامه ديلی تلگراف سال گذشته نوشته بود که شغل اکثر اهالی آرادان خريد و فروش مواد مخدر است.
گزارش سال گذشته ديلی تلگراف در مورد
وضع اهالی آرادان را در اين جا بخوانيد

۱۲- در زندگی نامه احمدی نژاد آمده است که او در سال ۱۳۳۵ در آرادان به دنيا آمد و هنگامی که يک سال داشت به تهران مهاجرت کردند و در آن جا تصميم به تغيير نام خانوادگی گرفتند. اگر ادعای ديلی تلگراف درست بود و اين تغيير نام به علت تغيير مذهب بود، در آن سال ها هرکس به دين مبين اسلام مشرف می شد، آخوندی که اين کار را انجام داده بود، عکس مسلمان شده ها را با تفصيل بسيار به صورت آگهی در روزنامه‌ها منتشر می‌کرد و فخر می‌فروخت و برای تازه مسلمان شده‌ها جشن به راه می انداخت. آيا در روزنامه‌های آن زمان، چنين خبر يا آگهی در مورد خانواده “سبورجيان” وجود دارد؟

*****

درباره هر جمله و هر پاراگراف اين گزارش جعلی می‌توان توضيحات بسيار نوشت که نشان می‌دهد سراپا دروغ است. ولی به همين اندک بسنده می‌کنيم.

در پايان، يهودستيزان در طول تاريخ رقيبان و دشمنان خود را به شيوه‌ای، به يهوديت نسبت داده‌اند، تا بهره گيری دينی يا تبليغاتی بکنند. نه تنها در مورد خمينی و منتظری و ديگران شايع کردند که آن ها ريشه يهودی دارند، بلکه در مورد معمر قذافی و حتی هيتلر و ديگران نيز چنين لاطائلاتی گفته شد. (در مورد قذافی ادعا کردند که مادرش يهودی بوده و يا در کودکی شير يک مادر يهودی را خورده است و در مورد هيتلر نيز گفتند که مادرش يهودی بوده است).
ايرانيان فرهيخته که حق مسلم خويش و آزادی های خود و نيک بختی وطن خود را می خواهند، بايد نسبت به اين توطئه ها و اين شيوه ها هشيار باشند و به بدخواهان امکان ندهند با انتشار اين گونه دروغ پردازی ها، پيکار ملت ايران را از مسير راستين منحرف کنند.
منشه امير – اورشليم

***

پیک نت

یادداشت سردبیر
مشکل مردم ایران با احمدی‌نژاد است نه با اجداد او
  

با سلام- از سایت محترم پیک نت تقاضا دارم در یک یاد داشت موقیعت شخصی‌ خود را در مورد مطالب یهود ستیزی که در این سایت چاپ میشود (به عنوان مثال مطلبی از مهدی خزعلی در هفتهٔ گذشته و مطلبی از عبداله شهبازی در شمارهٔ امروز) مشخص نمایند تا ما هم تکلیف خود را بدانیم. اگر منظور فقط اطلاع رسانی است پس چرا به عنوان مثال موضع موج سبز آزادی در مورد طرح مسالهٔ یهودی تبار بودن احمدی‌نژاد را مستقیم چاپ نمیکنید و باید از طریق مطلب عبداله شهبازی از آن مطلع شویم؟ این درخواست را صادقانه و بدون هیچ غرضی برایتان ارسال می‌کنم. احتراماً.
بهنیا

خواننده گرامی!

نه ما یهود ستیز هستیم و نه یهودی‌ستیزی کار یک سایت خبری- سیاسی است. یهود‌ستیزی یا مسلمان‌ستیزی و یا … می‌تواند کار برخی سایت‌های محافل و تاریکخانه‌های مذهبی باشد.

آنچه تاکنون در روزنت پیک‌نت مطرح شده تبار یهودی آقای احمدی‌نژاد بعنوان یک خبر است، که هیچ عیبی هم ندارد که اجداد ایشان یهودی باشند و ایشان مسلمان شده باشد. مگر همه مردم ایران در زمان صفویه شیعه بودند و یا در زمان ساسانیان مسلمان بودند؟

بنابراین، آنچه که دراین میان مطرح است اینست که چرا ایشان این تبار را پنهان می‌کند؟ ایشان که به بی پروائی در بیان شهرت یافته، صاف و ساده می‌تواند واقعیت را به مردم بگوید تا به این بحث‌ها نیز خاتمه بدهد. همین!

درعین حال که مردم ایران با اجداد آقای احمدی‌نژاد مسئله ندارند، بلکه با خود ایشان و نه با خود ایشان، بلکه با سیاست‌ها، منش و سوابق پرحاشیه‌ای که در جمهوری اسلامی داشته است مسئله دارند. مردم ایران با نقشی که ایشان در کودتای اخیر و دستگیری‌های سیاسی و اعتراف گیری‌ها داشته، با ماجراجوئی‌های داخلی و خارجی، با اسلامی که پرچم آن را بلند کرده، با نظامی و امنیتی کردن جامعه، با هموار سازی جاده تولید خطرات جدی برای ایران، با اجرای نقش کارگزار برای نظامی کردن اقتصاد کشور و تقویت بزرگ‌ترین فساد سیاسی در سپاه پاسداران، با سهم تعیین کننده‌ای که در به میدان فرستادن چماقداران و به گلوله بستن مردم در خرداد و تیرماه گذشته داشته و… مسئله دارند. این‌ها به اجداد ایشان مربوط نیست، به خود ایشان مربوط است. می‌خواهد یهودی باشد، می‌خواهد زرتشتی، می‌خواهد مسلمان باشد، می‌خواهد گبَر باشد یا ترسا! ایران گهواره ادیان و اقوام بوده است و این افتخار مردم این سرزمین است که در آن اقوام و مذاهب ۲۵۰۰ سال با هم همزیستی داشته اند. البته حساب دولت شبه فاشیست اسرائیل را در این میان نباید با حسابی که ما به آن اشاره کردیم قاطی کرد. شاید در چهار سال گذشته، منطقی‌ترین سخنی که از زبان همراهان آقای احمدی‌نژاد در دوران ریاست جمهوری‌اش بیرون آمده، همان کلامی باشد که آقای رحیم مشائی درباره دوستی مردم ایران با مردم یهود گفت و فغان بی‌جای برخی روحانیون از موضع مذهبی و برخی سیاسیون از روی سیاست بازی و تقابل با دولت احمدی نژاد علیه آن بلند شد. او درست گفت: مردم ایران با یهودی‌ها و کلیمی‌ها مسئله ای ندارند، با دولت اسرائیل مسئله دارند، همچنان که با اجداد آقای احمدی‌نژاد مسئله‌ای ندارند، بلکه با سیاست ها و نقش آفرینی‌های جنون آسای خود ایشان مسئله دارند. و تازه این بحث، هنوز نقش آفرینی‌ها و بدعت‌های مثبت کلیمی ها یا یهودی های ایران را شامل نشده است، که این خود فصلی دانستی و دلنشین است. از موسیقی ایران تا شادی آفرینی در جشن و سرورهای مردمی، از اقتصاد تا فرهنگ، از نوآوری ها و پیشگامی‌های کلیمی‌های ایران  تا …

بنابراین، مردم ایران با آن سیاست و با آن سکاندارانی مسئله دارند که این توازن قومی – مذهبی را می خواهند در جامعه ایران بهم بزنند و تا حدود زیادی نیز زده اند. چنان که حتی شاخه های اهل تصوف نیز در چهار سال گذشته از این گزند در امان نبوده اند. و تازه، این نقش به دوران ریاست جمهوری ایشان و همراهان و همفکران روحانی و غیر روحانی وی ختم نمی شود. بنظر ما از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی و حتی از همان سال انقلاب ۵۷ این گروه نقش آفرینی های بزرگی در حد تعیین سرنوشت انقلاب و جمهوری اسلامی کرده اند. از ایجاد حریق در سینما رکس آبادان تا کشتار چند کشیش مسیحی در زاهدان و تکه تکه کردن آنها و در فریزر پنهان کردن اجساد آنها. از ترور امثال آیت الله مطهری تا ترور سعید حجاریان، از جنایات تاریخی دهه ۶۰ در زندان ها تا قتل عام تاریخی تر سال ۱۳۶۷، از ترور دکتر سامی تا قتل های زنجیره ای، از برکناری آیت الله منتظری از قائم مقامی آیت الله خمینی و توطئه کشتن او در حمله به خانه اش تا ترور سرلشگر صیاد شیرازی که اکنون سپهبد به خاک سپرده شده است. از ترور عبدالرحمان قاسملو در وین پایتخت کشور اطریش تا ترور شرفکندی و همراهانش در رستوران میکونوس برلین پایتخت آلمان، از کنفرانس برلین تا حمله به کوی دانشگاه در سال ۱۳۷۸ و…… در ادامه اش رسیده ایم به کودتای ۲۲ خرداد و کهریزک!
می فرمائید همه این کارها در کارنامه احمدی‌نژاد ثبت نیست.

می‌گوئیم ما هم قبول داریم که درکارنامه او ثبت نیست، و اتفاقاً مسئله در همینجاست. یعنی ما با یک جریان، با یک مافیای فاشیستی و با یک نهاد خطرناک روبرو هستیم که احمدی‌نژاد را فعلاً پرچمدار آن کرده‌اند و البته اگر استعداد این کار را نداشت چنین پرچمی را بدست او نمی‌دادند. همین مافیا توانست بیت آیت‌الله خمینی را محاصره کند و با امضای احمد خمینی انواع توطئه‌ها را پیش ببرد و سرانجام سر خود او را هم بکند زیر خاک. همین مافیا، از حجت الاسلامی که به شهادت مجالس شعرخوانی در خانه اش در مشهد تا سخنرانی‌های پیش و پس از انقلابش روحانی روشنفکر و اهل منطق و مشورت و رایزنی بود، مترسکی ساخت بنام “مقام معظم رهبری” که آجر فاجعه روی آجر فاجعه می‌چیند به این امید که دیواری کج را به ثریا برساند. وقتی از ۱۰۰ می‌گوئیم، شما ۹۰ را هم که مصباح یزدی و احمد جنتی و خرده ریزهائی مانند سید احمد خاتمی و روح الله حسینیان و علم الهدا، سرداران و بازجوها و… باشند را در دل آن ببینید!

اما نکته دوم:

ما هرگز تاکنون از خودمان خبری در باره تبار یهودی احمدی نژاد ننوشته‌ایم، بلکه مطالب خبری را از دیگران نقل کرده‌ایم. از جمله آقایان شهبازی و خزعلی. اما این که چرا مطالب مورد اشاره شما را منتشر نکرد‌ه‌ایم، به این دلیل است که شما نقد خبر کرده‌اید و نه خبری را اعلام. بنابراین ما اگر وارد مرحله‌ای شویم که شما توصیه کرده‌اید، آنوقت مثل خیلی از سایت‌های دیگر باید هر روز اره بدهیم و تیشه بگیریم. یعنی یکی جواب شما را می‌دهد و یک‌نفر جواب آن یکی را و آقای منشه امیر رئیس رادیو اسرائیل هم کاسه داغ‌تر از آش است و با اسم خود و یا با اسامی دیگر مقاله پراکنی و جواب‌نگاری می‌کند و این ماجرا سر دراز پیدا می‌کند و پیک‌نت می شود تریبونی برای این بحث.

ما این مسئله، یعنی تبار قومی و مذهبی افراد در حاکمیت جمهوری اسلامی را سال‌ها پیش، پیش از آنکه آقای احمدی‌نژاد اساسا در جامعه خودمان و یا درجهان مطرح باشد و وظائفی را در پشت صحنه و بعنوان “پادو” انجام می داد، همین نکات را درباره آقای عسگراولادی مسلمان نوشتیم و خواستیم تا ایشان هم تبار خود را برای مردم توضیح بدهد.
گفته می‌شود در اولین انتخابات ریاست جمهوری، وقتی مطرح شد که آقای جلال الدین فارسی تبارش افغانی است، مطابق قانون اساسی ایشان نتوانست کاندیدای ریاست جمهوری شود. این قیاس، نه درست است و نه قانونی، زیرا این منع شامل محل و زادگاه و تابعیت می شود نه مذهب و قومیت.

ما نمی‌گوئیم مثلا آقای عسگراولادی چون پدرش یهودی بوده و یا آقای احمدی‌نژاد چون اجدادش یهودی بوده‌اند حق ندارند نماینده مجلس و رئیس کمیته امداد و یا رئیس‌جمهور شوند. چنین منعی در قانون اساسی وجود ندارد. یعنی قانون اساسی منع نکرده که اگر کسی اجدادش از یک مذهب دیگر بوده، خودش حق ندارد رئیس جمهور شود. آنچه که در قانون اساسی قید شده اینست که رئیس جمهور باید شیعه اثنی عشری باشد زیرا اکثریت مردم ایران مسلمان شیعه اثنی عشری و ۱۲ امامی هستند. همین موضوع در باره آقای عسگراولادی هم صدق می کند. یعنی ایشان مطابق قانون اساسی می توانست نماینده مجلس شود و ضرورت قانونی نیز نداشت که بعنوان نماینده اقلیت کلیمیان ایران وارد مجلس شود، همچنان که درباره حجت الاسلام حجتی کرمانی که اجدادش زرتشتی بودند همین استدلال صدق می کند. درعین حال که اقلیت های قومی و مذهبی یهودی و زرتشتی و حتی مسیحی بعد از انقلاب فراکسیون های پارلمانی در مجلس داشتند و هنوز هم تا حدودی دارند.

بنابراین، می‌بینید که ما دچار تنگ نظری قومی و مذهبی نیستیم، بویژه که همه ایرانی هستیم. بلکه مدافع دو موضوع هستیم:

۱- صراحت و صداقت در بیان واقعیت و درمیان گذاشتن آن با مردم

۲- پرهیز از بحث های بی سرانجامی که عملا وقت و انرژی می گیرند، اما حاصلی به همراه نخواهد داشت.

نتیجه: اجازه بدهید ما خبر رسان باشیم. یعنی اگر خبری اعلام می شود و یا کشف می شود که درجامعه بازتاب دارد، تلاش کنیم این خبر را به اطلاع مردم برسانیم. قضاوت با مردم است.
اگر این نکته را نیز توضیح ندهیم، متهم به بی انصافی می شویم. این که مقاله اخیر آقای شهبازی فراتر از خبر بود، پس چرا آن را منتشر کردیم.

دلیل و انگیزه ما برای انتشار این مقاله جنبه تحقیقاتی و اشارات تاریخی – خبری آن بود. یعنی بازگشت به گذشته (حدود ۵ سال پیش) و انتشار خبر یهودی تبار بودن آقای احمدی‌نژاد از قول خبرنگار گاردین و نفی جنجالی که در دو هفته اخیر و با انتشار مطلبی در همین زمینه در دیلی تلگراف راه افتاده است. در مقاله آقای شهبازی مطالب بسیاری مطرح شده بود و ما برای آنکه دخل و تصرفی در آن نکرده باشیم، برخلاف شیوه همیشگی خود که مقالات بالا بلند را خلاصه می‌کنیم، این مقاله را نه خلاصه کردیم و نه به آن دست زدیم، بلکه عیناً لینک دادیم به سایت خود ایشان. قضاوت با خوانندگان سایت ایشان.

به هیچ روی حاضر به ورود به بحث پیرامون مستندات تحقیقاتی ایشان در باره محافل بهائیان و یا یهودیان و یا گروه دماوندی‌ها و …. مسائل دیگری که ایشان در کتاب زرسالاران ایران نیز مفصل به آنها پرداخته نه شده‌ایم و نه خواهیم شد، زیرا وظیفه و نقش روزنت خبری پیک‌نت، این نیست. ایشان به منابع، اسناد، بازجوئی‌ها و… ئی دسترسی دارد که ما رویای دسترسی به آنها را نیز نمی توانیم در سر داشته باشیم. بنابراین، پیرامون بقیه مسائل مستقیماً می‌توانید با خود ایشان تماس بگیرید.

امیدواریم تا حدودی به نامه شما پاسخ داده باشیم و البته این را در پایان بیافزائیم که این یادداشت و این پاسخ، ادامه نخواهد یافت. یعنی ما به هیچ وجه نه وارد این بحث می شویم و نه به آن ادامه میدهیم. این کلام آخر بود!

***

پیک‌نت 

عبدالله شهبازی: آیا یهودیان مخفی علیه نتیجه انتخابات کودتا کردند؟  

همزمان با اوج گیری اعتراضات مردم ایران به کودتای حکومتی علیه انتخابات برای نگهداشتن احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری، “نتانیاهو” نخست وزیر اسرائیل در یک سخنرانی تحریک آمیز گفت که فلسطینی ها باید بپذیرند که اسرائیل متعلق به یهودیان است و کشوری است یهودی! این سخنان، همزمان با حضور کارتر رئیس جمهور اسبق امریکا در اسرائیل بیان شد و چنان غیر منتظره بود که رئیس جمهور مصر نیز با تعجب به آن اعتراض کرد.
براستی تعجب آور است؟

اگر به نقشی که در ۴سال گذشته احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری ایفاء کرد و موجب تسلیم کشورهای عرب منطقه به اسرائیل از بیم ایران شد نگاه کنیم، سخنرانی نتانیاهو تعجب آور نیست. او این سخنان را، علیرغم آگاهی از بازتاب منفی آن در اروپا و خاورمیانه و حتی کاخ سفید بر زبان آورد برای تاثیری که دراین روزها می تواند بر رویدادهای ایران داشته و موقعیت احمدی نژاد را تقویت کند! پس از تقویت این موقعیت، به آسانی می توان با یک سخنرانی دیگر، دل پادشاه عربستان و رئیس جمهور مصر را بدست آورد!

نتانیاهو، در بدترین موقعیت احمدی نژاد در ایران به داد او رسید و در واقع به داد یکی از تبار خود رسید که بصورت معجزه آسائی به مقام ریاست جمهوری در ایران رسید. کسی که پدرش از یهودیان ایران بود و با تغییر نام خود اسلام آورد. مانند حبیب الله عسگراولادی که او نیز یهودی بود و اسلام آورد.شاید با اشاره به همین تبار یهودی احمدی نژاد و پیوند خونی که بین کلیمی ها بسیار با اهمیت است باشد که عبدالله شهبازی در سایت خود، دو روز پیش و در اشاره به کودتای انتخاباتی نوشت:

«این اقدام کودتایی، که از منظر هوّیت مرموز طراحان و گردانندگان آن به کودتای ۱۹۰۹ «دونمه‌ها» (یهودیان مخفی) در عثمانی شباهت دارد، هنوز به فرجام کامل نرسیده. کانون توطئه‌گر، پس از عملیات انتحاری «افشاگری» در مناظره‌های تلویزیونی، که حضور بی‌سابقه مردم در انتخابات را علیه ایشان برانگیخت، با این اقدام کودتائی «تیر خلاص» خود را شلیک کرده است.»

***

پیک‌نت 

اسرائیل معامله با امریکا را جوش خواهد داد
یعقوب؟ چیه یزقل؟
تو میگی وقت معامله شده؟
از دست بوس، میل به پابوس کرده است  
  

گشایش دفتر حفظ منافع آمریکا در ایران و زمزمه دوستی با اسرائیل، حتی اگر یک بازی سیاسی برای خرید وقت در مذاکرات اتمی باشد و یا مانوری برای جلوگیری از تدوین و تصویب قطع‌نامه دیگری از سوی شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران، یک نکته در آن آشکار است و آن این که رئیس دولت از یک جاهائی “خط” گرفته است. هیچکس بدرستی نمی‌داند چه کس و یا کسانی در دل کابینه و یا در حاشیه‌ها احمدی‌نژاد را “راه می‌برند” اما روزنامه رسالت در سرمقاله خود و محمد علی ابطحی در وبلاگ خود، یکی با صراحت و دیگری با اشاره، پای هوشنگ امیراحمدی را به میان کشیده‌اند. البته ابطحی نه به آن مستقیمی که روزنامه رسالت نوشته است. او به گونه‌ای دیگر مسئله را دیده است. رسالت به قلم سردبیر خود “امیرمحبیان” می‌نویسد:

«در برخی محافل گفته می‌شود اظهارات اخیر اسفندیار رحیم مشایی درباره دوستی با مردم اسرائیل ناشی از سفر اخیر هوشنگ امیر احمدی به ایران بوده است. در محافلی گفته می‌شود که اثرات تبعی سفر آقای هوشنگ امیراحمدی، ارسال پیام‌هائی این گونه است. هوشنگ امیراحمدی با وساطت مشایی به ایران آمده بود.»

ظاهرا آن جسارتی که هوشنگ امیراحمدی در محمود احمدی‌نژاد یافته و در مصاحبه خود بیان کرده بود، باید از همین ریشه آب خورده باشد. این مصاحبه امیراحمدی در شماره ۴ شنبه پیک‌نت منتشر شد.

در همین ارتباط محمد علی ابطحی نوشت:

«می‌گویند، که به دولت برای رابطه با آمریکا گفته‌اند که راه آمریکا از تل آویو می‌گذرد، باید اول دل قدرتمندان صهیونیست آمریکا را بدست آورد تا ایجاد رابطه با آمریکا امکان‌پذیر باشد و به همین دلیل آقای مشائی این حرف‌ها را زده و کسی هم کفن نپوشیده.  شاید خیلی‌ها از مردم ایران مخالف رابطه ایران و آمریکا نباشند، ولی این کار دریوزگی اسرائیل را لازم ندارد. خیلی ساده‌تر و باعزت‌تر می‌شود این رابطه را برقرار کرد. فقط به جای شعارها، باید باور کنیم که ایران کشور بزرگ و با عظمتی است که بدون دلالی اسرائیل هم می‌تواند با آمریکا رابطه برقرار کرد.»

چه حیف که هیچکدام ننوشتند:

از دست بوس، میل به پابوس کرده‌ای
خاکم به سر، ترقی معکوس کرده‌ای!

***

پیک‌نت 

عسگراولادی و احمدی‌نژاد اقتصاد و سیاست ج. اسلامی در دست یهودی تبارهای ایرانی    
    

یک چیزی همیشه فکر من را به خود  مشغول می‌کند و روزی راجع به اون تحقیق می‌کنم، چرا قدرت بازار در موتلفه جمع است و چگونه است که رهبر موتلفه یهودی‌زاده است و فامیلی خود را به عسگر اولادی مسلمان تغییر داده است؟ و به گونه‌ای از اقتصاد اسلامی دفاع می‌کند که پیر و برنا نه تنها از اقتصاد اسلامی، بلکه از دین می‌گریزد.

در قم آنکه بیشتر دم از اسلام و ولایت می‌زند و دست همه مراجع را در تعصب دینی بسته است و آن چنان تئوری حکومت اسلامی سر می دهد و بر طبل تحجر می‌کوبد، که دین و آیین محمدی در نظر مردم ناخوش آید! و تمام دین گریزی مردم از قرائت دینی اوست،  حتی دین روحانیت مبارز را قبول ندارد، خود را آسمانی می‌داند و همه را زمینی. باز به حسب و نسب که برمی‌گردیم به اجداد یهودی می رسیم!
درافغانستان، طالبان چهره ای زشت از اسلام عرضه می کنند و رهبران طالبان و القاعده در امریکا و با پول آژانس‌های یهود تربیت و تجهیز می‌شوند.

اخیراً شنیدم احمدی‌نژاد هم که دست کمی در تظاهرات افراطی دینی از آنان ندارد، از خانواده ای یهودی تبار بوده است. نگاهی به صفحه توضیحات شناسنامه او بیاندازیم تا تغییر فامیلی از “سبورچیان” به احمدی‌نژاد را دیده و ریشه خانواده سبورچیان در آرادان را بررسی کنیم. اگر حقیقت داشته باشد، حلقه قدرت، ثروت  و روحانیت در نسل قوم یهود در ایران تحکیم شده است!

نگاهی به سابقه خانوادگی طراح مسئله هولوکاست بیاندازیم، همان مسئله ای که موجب مظلوم نمایی اسرائیل شد، مسئله ای که برای اولین بار در شورای امنیت ایران، به نفع اسرائیل محکوم شد، مسئله ای که اروپا را علیه ایران متحد کرد، بهتر است نظام اسلامی به حسب و نسب مادری او و محل رشد و نمو او بیشتر دقت کند، شاید رئیس جمهور در این موضوع بازی خورده باشد!

من صاحبخانه‌ای دارم یهودی،  که فامیلی خود را عوض کرده است و یک فامیلی صد در صد اسلامی به معنای دوستدار خداوند یکتا برگزیده است. انتخاب فامیلی عربی و اسلامی برای حفظ اموال بوده است، او در جلسات آنقدر از علی (ع) و حب علی(ع) می گوید و به نام علی قسم می خورد که من گاهی احساس می کنم دارد به ریش من می خندد و امام مرا به سخره می گیرد!  به او می گویم: نمی خواهد بنام امیر مومنان سوگند یاد کنی، تو به موسی ابن عمران (ع) سوگند بخور کافی است چون من به پیامبر شما ایمان دارم و نیازی نیست از امام ما خرج کنی که به او ایمان نداری. در این دو سال و اندی که مستاجر اویم در جلسات ، بیش از پدرم که خود را وقف علی (ع) کرده

است، او از علی(ع) گفته است!
دکتر مهدی خزعلی

۱۱ شهریور ۸۷