تارنگاشت عدالت – دورۀ سوم

منبع: الاخبار
نویسنده: عبدالحلیم حمود
پنج‌شنبه، ۲۶ ژوئن ۲۰۲۵

ایران پس از تجاوز: درسی در شبیه ‌سازی غیرممکن

 

وقتی تب انفجارها فروکش کرد، ایران از یک نبرد نظامی بیرون نمی‌آمد، بلکه بیش‌تر لایه‌هایی از شبیه‌سازی تحمیلی را کنار می‌زد. تجاوز اسرائیل، در شکل میدانی خود، چیزی بیش از یک سعی برای انقیاد بود؛ کوششی برای بازتعریف منطقه بر اساس معماری مدرن بود که هر چیزی را که با تاییدیه‌های غربی مطابقت نداشت، حذف می‌کرد. پاسخ ایران به عملی برای شالوده شکنی از شرایط بازی تبدیل شد.

«نه»های اعلام‌شده توسط تهران را می‌توان به عنوان شرایط مذاکره و یک ساختار دفاعی نمادین با هدف شکستن سلسله مراتبی که طرف ضعیف‌تر را مجبور به تسلیم می‌کند، تفسیر نمود. هیچ سازشی با خصومت تثبیت‌شده علیه اسرائیل، هیچ کاهشی در غنی‌سازی، و هیچ پذیرشی از دیدگاهی که نظارت خارجی بر برنامه هسته‌ای را تحمیل می‌کند، وجود ندارد. در لحظه‌ای که جنگ به یک تصویر تکراری صرف روی پرده‌ها تبدیل می‌شود، ایران به هویت خود به عنوان بازیگری که مسیر نوینی را برای منطقه ترسیم می‌کند، چسبیده است.

در داخل، علی‌رغم اختلافات نخبگان، انسجام مشهود است، زیرا الزامات امنیتی بر اختلافات ایدئولوژیک اولویت دارند. این پایه محکمی را برای تهران فراهم می‌کند تا با قدرت‌های بین‌المللی که در حال بازسازی روابط خود با نظم جهانی هستند، همکاری‌های استراتژیک برقرار کند. چین، روسیه و سایر کشورها دیگر حاضر نیستند در صحنه‌ای که صرفاً توسط واشنگتن نوشته شده، تماشاگر باقی بمانند. در اینجا، ما بر اهمیت عدم دخالت هیچ یک از کشورهای دوست تهران تأکید می‌کنیم، زیرا به نظر می‌رسد نتیجه نهایی یک محصول کاملاً ایرانی است. غیبت پایتخت‌های سنتی از صحنه درگیری، فضایی را ایجاد کرده است که ایران آن را پر کرده و خود را از یک دریافت‌کننده به یک طراح لحظه تبدیل کرده است.

حملات، شکاف‌های واقعی را آشکار کرد، اما در عین حال دریچه‌ای را به سوی ارزیابی ساختاری مجدد از سیستم دفاعی ایران گشود. این تجربه صرفاً یک رویارویی میدانی نبود، بلکه تلاشی برای بازتعریف واکنش بود، فراتر از بُعد نظامی و رسیدن به افقی فلسفی که فضای نمادین منطقه را از نو ترسیم می‌کند.

ایران از میان دود بیرون آمده، و جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای دوباره تثبیت کرده است. این تثبیت جایگاه نه تنها به بقا، بلکه به تبدیل آن به یک قطب مؤثر در تعیین روندها نیز مربوط می‌شود. در قلب این جایگاه‌یابی، فلسطین به عنوان افقی قرار دارد که روایت‌های مقاومت، به عنوان یک پرسش جهانی درباره عدالت، تاریخ و مشروعیت، به هم می‌رسند.

آنچه تهران ساخته است، نتیجه‌ یک خلأ نیست، بلکه ثمره‌ یک پروژه‌ی طولانی است که پیش از سلاح، روی ذهن و ایده‌ها سرمایه‌گذاری کرده است. بنابراین، این تجاوز به آزمونی تبدیل می‌شود که پرسش عمیق‌تری را دوباره مطرح می‌کند: وقتی مرکز غایب است، چه کسی جای خالی را پر خواهد کرد؟ وقتی عمل مقاومت به عنوان یک تهدید طبقه‌بندی می‌شود چه کسی اراده‌ی مقاومت را حفظ می‌کند ؟ در زمانی که واژگان از معنای خود تهی شده‌اند، قدرت در کسانی نهفته است که جرات می‌کنند زبان را از ویرانه‌هایش احیا کنند و سیاست را با زمینه‌ انسانی و تاریخی آن دوباره پیوند دهند.

https://shorturl.at/oAaIJ